نظریه آدم خوبی بودم
آدم خوبی بودن شعار نیست افتخار نیست ما فقط بخاطر خوشحالی خودمون میتونیم خوب باشیم و اگر از بعد فیزیک و فلسفه نگاه کنیم میبینیم که با علم کاملا سازگاره و نه آرمانی دور از دست رس و نه نسبی و بی معنا
1:اصل پایستگی انرژی
در فیزیک هیچ نیرو و کششی گم نمیشوند در فیزیک انرژی و ماده تغییر شکل نمیدن و فقط از شکلی به شکلی دیگر تغییر پیدا میکنند
حالا بیایید کمی روی این تفکر کنیم و از بعد احساس فلسفه نگاه کنیم
اگر فکر کنیم میبینیم این به این معناست که هیچ چیز در جهان صفر نیست
هر کلمه هر نگاه یا هر حرکتی حتی در تنهایی ما موجی از انرژی را آزاد میکند
۲:آنتروپی
جهان از نظر فیزیکی به سمت آنتروپی (بینظمی)میرود اما حیات ما موجودات زنده کاملا بر خلاف آنتروپی هست مثل نظم سلولی حال در این جهان آشفته با مهربانی و عشق میتونیم باعث باعث کاهش آنتروپی بشیم این آنتروپی فقط در جهان نیست.بلکه بسیار است حتی در ذهن ما.و این به این معنا است که نیازی نیست جهان را نظم دهی سعی کن همان جا که هستی نظم را ایجاد کنی.حتی در ذهن افراد
۳: جهان بی طرف
بسیاری از فیلسوفان میگویند جهان و زندگی بی ارزش است من هم موافقم در این جهان بزرگ زندگی ما بسیار بی ارزش است این میتواند دو معنا داشته باشد خود کشی کنیم یا راهی سخت تر ما برای جهان معنا بسازیم
با خوب بودن
۴:زمان
در فیزیک بخصوص فیزیک نسبیت ما خیلی کم عمر میکنیم چرا چون ستاره ها یا خورشید میلیارد ها سال عمر میکنند اما انسان حدود ۱۰۰سال
ممکن است خیلی کمتر باشه به عنوان مثال من فردا میمیرم اما امروز به کسی خوبی کردم.این اتفاق باعث میشه تا همون شخص هم به کسی مهربانی کنه و ممکنه یک چرخه بی پایان به وجود بیاید .زمان ما کوتاه است اما میتونه بسیار تاثیرگذار باشه و چرخه ای بی پایان درست کنه اما این حتمی نیست
۵:علیت
در فیزیک هر اتفاقی ریشه در اتفاقات قبلی داره و هیچ کاری بدون علیت ممکن نیست در فیزیک کلاسیک این ثابت شده اما در فیزیک کوانتوم هم که جهان حرکتی احتمالی داره باز هم هیچ اتفاقی بی ریشه نیست
دو نتیجه گیری
یک من به سرنوشت و تقدیر اعتقادی ندارم و به نظرم هر اتفاقی روی تصمیمات قبلی ما اتفاق میوفته .
دو ما میتونیم به بقیه خوبی کنیم .تصور کنید آدمی در حال خود کشی است و ما او را بغل میکنی و بهش خوبی میکنیم ممکنه به زندگی امیدوار بشه و آدم خیلی خوبی بشه پس ما میتونیم تأثیر زیادی روی تصمیمات بقیه افراد بذاریم
۶: نظریه آشوب
مفهوم این نظریه شروع هر اتفاق خیلی به به حرکات اولیه بسیار حساسه یعنی یه اتفاق خیلی کوچیک ممکنه در پایان به یک اتفاق خیلی بزرگ تبدیل بشه
حالا تصور کنید ما با مهربانی روی کسی تأثیر بذاریم ممکن است زندگی فرد به طور کامل عوض بشه و این کار خیلی بزرگیه که ما زندگی یک نفرو عوض کردیم
۷: اصل عدم قطعیت
در سطح کوانتومی نمیشه همزمان مکان و تکانه ی دقیق یک ذره رو دونست این نشانه این نیست که مشکل از ما یا دستگاه است .جهان در سطح کوانتومی غیر قابل پیش بینی است .ربطش به مقاله ما اینکه ما نمیدونیم کار خوب ما روی دیگران چه تاثیری میذاره آیا اونو عوض میکنه اما آدم خوب واقعی کسیه که بدون انتظار خوبی کنه.چه انتظار از لحاظ اینکه اون شخص چیزی بهش بده چه انتظار که اون شخص آدم خوبی بشه
۸: درهم تنیدگی کوانتومی
در فیزیک کوانتوم وقتی دو ذره درهم تنیده میشن حالت یکی فورا روی دیگری اثر میگذاره حتی اگه ذره به فاصله خیلی زیادی از هم دور بشم
خیلی جالبه شاید آدما از هم جدا بشن رابطه ها تموم بشه اما تأثیر شخص تا ابد روی شخص دیگر میمونه
در پایان شاید مقاله ای عجیب باشه اما به نظرم خیلی به بهبود کیفیت زندگی انسان کمک میکنه
سعی کنید آدم خوبی باشید