وقتی ما احساس فرزندمان را نمیپذیریم انگار آن را سرکوب کرده و ناخواسته وارد جنگ با مغز خزنده میشویم که مسئپل احساسات و هیجانات اوست و اینطور، وقتی مورد تایید ما و اجتماع قرار نگیره به تدریج دچار اضطرابی میشه که باعث تایید طلبی اون میشه و یاد میگیرن خودشو پشت نقابی قایم کنه تا مبادا واقعیتش که فکر میکنه دوست داشتنی نیست رو بقیه ببینن و نقابی که مورد پسند جامعه هست رو میزنه
اون بچه ای که مدام در خالت تدافعی هست ، یا میگم میترسم فلانی ناراحت بشه، مگه نه ؟ درست نمیگم ؟ احساساتش رو سرکوب میکنه و همه چیز رو به خودش میگیره یا وقتی اشتباهی نکرده معذرت خواهی میکنه ،
پس وقتی میتونه رفتار درستی داشته باشه که احساس درستی داشته باشه و احساس درست چجوری به دست میاد؟باید کودکانمان را بپذیریم و تایید کنیم و این به معنی این نیست که کار اشتباهشان را بپذیریم ، نه آنها و احساساتشون رو در هر شرایط به رسمیت بشناسیم و احترام بزاریم
به کودکان القا نکنید که اشتباه احساس میکنند و باید مثل ما احساس کنند ، به آنها در عمل سعی نکنید نشان دهید که احساسات و افکار و تصمیمات و نظر هایش غلط است و ما باید بهشان یاد بدهیم که چی درسته
با تلاش برای کنترل او از بیرون و تلاش برای ساختن چیزی از او که میخواهید ، دارید فرصت رشد او را میگیرید و اینطور باید همیشه نگران باشید که او میتواند بدون شما از پس فلان موضوع بر بیاید ؟ از شما بر او نظارت نکنید کار درست را میتواند کند یا نه ؟
برای رهایی از این نگرانی ها اولین قدم این است که احساسات فرزندان را بدون قید و شرط و هر شرایطی تایید کنید . و برای این کار باید آن را درک کنید و بپذیرید و با اون هم دل شوید
همدلی یعنی در ارتباط دو پیام رو منتقل کنیم .. درکت میکنم ، کنارت هستم
شما چی ؟میخوایید بزارید کنترل تصمیمات و رفتارهاتون دست مغز خزنده بیفته ؟ یا دست مغز آگاهانه
میتونید از هر چالشی برای محکم تر کردن رابطتتون استفاده کنید . فقط کافیه عاقلانه تصمیم بگیرید که با موقعیت حساسی که پیش اومده چطور برخورد کنید
اغلب مواقع رفتار های ما واکنشی هست ، یعنی اصولی برای انجام رفتارهایمان نداریم بلکه با توجه به عوامل بیرونی است . رفتارها و برخورد های ما از حال و هوای درونیمان تأثیر میگیرند
حواستان باشد آیا طرز رفتار و صحبت من با فرزندم رابطه رو محکم تر میکنه یا آسیب میرسونه؟
وقتی ما احساس فرزندمان را نمیپذیریم انگار آن را سرکوب کرده و ناخواسته وارد جنگ با مغز خزنده میشویم که مسئپل احساسات و هیجانات اوست و اینطور، وقتی مورد تایید ما و اجتماع قرار نگیره به تدریج دچار اضطرابی میشه که باعث تایید طلبی اون میشه و یاد میگیرن خودشو پشت نقابی قایم کنه تا مبادا واقعیتش که فکر میکنه دوست داشتنی نیست رو بقیه ببینن و نقابی که مورد پسند جامعه هست رو میزنه
اون بچه ای که مدام در خالت تدافعی هست ، یا میگم میترسم فلانی ناراحت بشه، مگه نه ؟ درست نمیگم ؟ احساساتش رو سرکوب میکنه و همه چیز رو به خودش میگیره یا وقتی اشتباهی نکرده معذرت خواهی میکنه ،
پس وقتی میتونه رفتار درستی داشته باشه که احساس درستی داشته باشه و احساس درست چجوری به دست میاد؟باید کودکانمان را بپذیریم و تایید کنیم و این به معنی این نیست که کار اشتباهشان را بپذیریم ، نه آنها و احساساتشون رو در هر شرایط به رسمیت بشناسیم و احترام بزاریم
به کودکان القا نکنید که اشتباه احساس میکنند و باید مثل ما احساس کنند ، به آنها در عمل سعی نکنید نشان دهید که احساسات و افکار و تصمیمات و نظر هایش غلط است و ما باید بهشان یاد بدهیم که چی درسته
با تلاش برای کنترل او از بیرون و تلاش برای ساختن چیزی از او که میخواهید ، دارید فرصت رشد او را میگیرید و اینطور باید همیشه نگران باشید که او میتواند بدون شما از پس فلان موضوع بر بیاید ؟ از شما بر او نظارت نکنید کار درست را میتواند کند یا نه ؟
برای رهایی از این نگرانی ها اولین قدم این است که احساسات فرزندان را بدون قید و شرط و هر شرایطی تایید کنید . و برای این کار باید آن را درک کنید و بپذیرید و با اون هم دل شوید
همدلی یعنی در ارتباط دو پیام رو منتقل کنیم .. درکت میکنم ، کنارت هستم
شما چی ؟میخوایید بزارید کنترل تصمیمات و رفتارهاتون دست مغز خزنده بیفته ؟ یا دست مغز آگاهانه
میتونید از هر چالشی برای محکم تر کردن رابطتتون استفاده کنید . فقط کافیه عاقلانه تصمیم بگیرید که با موقعیت حساسی که پیش اومده چطور برخورد کنید
اغلب مواقع رفتار های ما واکنشی هست ، یعنی اصولی برای انجام رفتارهایمان نداریم بلکه با توجه به عوامل بیرونی است . رفتارها و برخورد های ما از حال و هوای درونیمان تأثیر میگیرند

حواستان باشد آیا طرز رفتار و صحبت من با فرزندم رابطه رو محکم تر میکنه یا آسیب میرسونه؟
قبل از هر اقدامی و رفتار با آدم ها و کودکانتان ، اول فکر کنید که موسیقی درونتون چیه ؟ اگه به هر دلیلی عصبانی ناراحت با نگران و مضطرب هستید در این لحظه موسیقی درونتان دلهره آور است و بخش مغز متفکر تعطیل است و طبق عادات گذشته تصمیم میگیرید و آگاهانه عمل نمیکنید و سرزنش و تحقیر میکنید و اگر در حال خوب و صلح باشید و آروم باشید موسیقی درونتون آرامش بخش هست و ما با توجه به موسیقی درونمون به یک رفتار واحد واکنش های متفاوتی نشون میدیم و برداشت متفاوتی از اون داریم
موسیقی درونی دلهره آور ما را از زمان حال دور میکند
تنها راه تربیت فرزندان آگاهانه عمل کردن است و وقتی خودمان هم مغز خزندمان اختیار را در دست گرفته پله ها به سمت مغز متفکر که مسئول آگاهانه فکر کردن و تصمیم گرفتنه بسته هست
نمیتوانیم با احساسات فرزندانمان ارتباط برقرار کنیم
ما وظیفه داریم فرزندانمان را با توجه به شرایطی که در ان قرار دارند تربیت کنیم نه با توجه به شرایط خودمان
پس در این شرایط توقف کنیم ،احتیاط کنیم و تا آرام و دلنشین شدن صدای درونی صبر کنیم بعد اقدام به ارتباط کنیم تا آگاهانه و ماهرانه برخورد کنیم
حواسمان باشد که اگر در این شرایط بودبم دوست داشتیم چه بشنویم از اطرافیان ؟ تحقیر و سرزنش و غر زدن و مقصر شدن ؟ یا حمایت ؟
به هر حال همه ما و کودکانمان گاهی ممکن است حرفی را در مهمانی یا جمع بزنیم که خیلی مناسب نبوده ، یا وسیله ای را خریده ایم و الان مطمئن میشویم که آنقدر که فروشنده گفته کیفیت نداشته و به اصلاح میگوییم کلاه سرمان رفته .
و دوست نداریم واکنش های غیر ارادی و روی عادت و نا آگاهانه بقیه رو بشنویم ، فرزندانمان دوست دارند ؟
بدون هیچ قضاوتی و دنبال مقصر بودن و برچسب زدن دنبال انگیزه و نیاز پشت این کار و دلیلش باشید
اینطور به جای تمرکز بر بیرون بر دنیای کودکانمان تمرکز میکنیم و ریشه ها را بهتر پیدا کرده و میتوانیم راحت تر حل کنیم .
اگر بر بیرون و ظاهر رفتار اون تمرکز کنیم راه حل را پیدا نخواهیم کرد یا راه حل مقطعی هست
اگر بخواییم با مغز خزندمان اقدام کنیم و شروع به نصیحت کردن و تلاش برای هر طور که شده به کرسی نشاندن چیزی که فکر میکنیم درست است و استفاده از راه های مختلف برای اینکه درنهایی اتفاقی بیفتد که ما دوست داریم خود با مغز خزنده او درگیر کرده و واردش میکنیم به دفاع از خود و مانع رشد کنترل گر درونی میشود . که آن کنترل کر درونی فرزندمان ما را از چک کردن مداوم او که آیا کارش را درست انجام میدهد و در عدم حضور ما میتواند گلیمش را از آب بکشد یا نه رها میکند . این یعنی تضمین آینده او و رضایت ما
منبع :درنا شریفی