ویرگول
ورودثبت نام
Pariya
Pariyaپرواز روح در جسمی به پهناوری کل جهان
Pariya
Pariya
خواندن ۳ دقیقه·۹ روز پیش

رفتارای غیر قابل تحمل خانواده پارت اول

میدونین همیشه توی بحثا من مقصر بودم ، حتی وقتی که مقصر نبودم ، هر وقت با خواهرم بحثمون میشد که بیشتر وقتاعم اون مقصر بود، مدام میگفتن به بزرگترت احترام بزار ، ما بهش گفتیم نزنتت وگرنه اون زورش از تو بیشتره. اگه بهش بی احترامی کنی میگیم بزنتت . مامانم یه عادتی که داشت و هنوزم دارتش اینه که وقتی عصبانی هستی یا ناراحتی و چیزی میگی (من خیلی حواسم هست بی ادبی نکنم و محترمانه بگم حرفمو) شاید ده تا 15 بار بین حرفات میشه باشه باشه یا گاهی بسم الله الرحمن الرحیم ، بدون اینکه بشنوه داری چی میگی ، و بهت چه حسی دست میده ؟ خب حس بی ارزشی ، اینکه دعایی و روانی هستی و باید یه جوری ساکتت کنن.

خواهرم که بیشتر وقتا کرم داشت و داره و اذیتت می‌کنه ، سر به سرت میزاره و هویتتو زیر سوال میبره و انگار حریمی نداری و اصلا وجود نداری و مدام هرکاری بخواد میکنه و آخر اسمشو میزاره شوخی کردم تو زیادی حساسی ، تو پریودی ، وقتی بحثمون میشد مامانم یه نگاهی به خواهرن مینداخت و میگفت دخترم ولش کن محلش نزار . یعنی منو ول کنه و محلم نزاره . خب آخه چرا؟ سعی میکرد یه جوری منو یه احمقی نشون بده که باید طردش کنی و لیاقت نداره و اصلا وجود نداره

حالا شاید فکر کنین که اوو خواهرتو دوست داشته ولی باورتون میشه اونم دوست نداشتن و ندارن و مدام وثتی که نیست تحقیرش می‌کنن؟ حتی وقتی هست هم هی بهش تیکه کنایه میزنن و انگار نه انگار 24 سالشه ، همش کنترلش میکنن

یا بابام از اونم جالب تر بود ، مثلا بحثمون میشد با خواهرم و حتی الانم همینه اون اول یه چی میگه بعد من جوابشو میدم ، بابام داد میزنه به من میگه ساکت شو مگه بزرگتر کوچیک ترین ندارین شما ؟ و حتی قبلا خیلی خشن تر برخورد می‌کرد که قابل توصیف نیست اینجا

شما بزرگتر کوچیک تر ندارین یه کلمه و باور خیلی رایج توی بابامه که اصلا نگم براتون.

یه جوری انگار نمیبینن که خواهرمم داره با من دعوا می‌کنه ، انگار من خودم دارم با خودم دعوا میکنم و اصلا به اون نمیگن

یا مامانم کلاس خیاطی ثبت نام کرده و قبلا که واسه حرفات ارزش قائل نبود و هر وقت میرفتی پیشش مشغول یه کاری بود یا میشد یا خودشو میزد به نشنیدن و به ادامه کاراش میرسید یا از اون باشه ها که به معنی خفه شو بی ارزش بود استفاده میکرد ، حرفتو قطع میکرد و با یکی پیگه حرف میزد یا مثلا چیزی که برام مهم بودو میگفتم پ، الانم که با یه حالت کلافگی و ناله میگه آره ، خب و یه جوری مشغول کارش میشد انگار من وجود ندارم و بهم احساس بی ارزشی میدن

درحالی که من مدام مواظب بودم ناراحت نشن بهشون برنخوره یا دلشون نشکنه (البته فقط زمانی که اونا اینکارو نکنن)

از همه اینا جالب تر اینکه تظاهر و ادعا میکنن دوسم دارن و من بارها گفتم که رفتاراتون مخالف حرفاتونه انقد تظاهر نکنین . اوکی شاید ته دلشون دوسم داشته باشن ولی خب بلاخره همه آدما ته ته دلشون یه حس دوست داشتنی نسبت به بقیه دارن حتی غریبه ها و دوست داشتن هرگز کافی نیست و من اصلا ... تو کسی که میگه دوسم داره با همچین رفتاری .

وقتی کسیو دوست داری سعی میکنی توی رفتارات اولویتت دوست داشتن اون باشه

و این بود روایتی کوچک از خاطرات بزرگ ما

دوست داشتنی
۸
۷
Pariya
Pariya
پرواز روح در جسمی به پهناوری کل جهان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید