ویرگول
ورودثبت نام
Pariya
Pariyaپرواز تا گذر از مرزهای محدودیت و تابو ها و کلیشه ها و پرواز و پرواز و پرواز تا انسانیت بی نهایت 🌊🍡 از زمین خوردن تا رسیدن به آسمان پر ستاره ⭐⭐
Pariya
Pariya
خواندن ۹ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

چرا پول از ما فرار میکنه

رابطه ما با پول، با زخم‌های روانی و الگوهای ذهنی که از کودکی شکل گرفته گره خورده و نماد امنیت، عشق، ارزشمندی، قدرت و آزادی ست.

🍃 احساس "لیاقت نداشتن" و "بی‌ارزشی"

تجاوز در کودکی، احساس مقصر بودن ، مقایسه شدن کافی نبودن برای پدر مادر

✔️ احساس لیاقت یک باور عمیق و اغلب ناخودآگاه است که "آیا من به اندازه کافی خوب هستم که چیزهای خوب زندگی - مثل عشق، احترام، موفقیت و پول - سهم من شود" و در عمیق‌ترین لایه‌های وجودی ما، در ۷ سال اول زندگی شکل می‌گیرد.

✔️ باور "من لایق چیزهای خوب، از جمله پول و رفاه، نیستم. را در تو ایجاد میکند

وناخودآگاه دست به کارهایی می‌زنی که پول را از زندگی ات دور کنی

📝 مثل: ورشکستگی‌های پی در پی، انتخاب شغل‌های با درآمد کم، قرار گرفتن در موقعیت‌های مالی خطرناک.

✓ شغل و درآمد بالا، با افزایش عزت نفس افزایش پیدا میکنه

🧠 ذهن ناخودآگاه تو مانند سیستم هدایتگر بسیار قوی عمل می‌کند.و بیرون را با باورهای درونی تو هماهنگ کند.

✔️ مکانیزم اول: خود-تخریبی ناخودآگاه

🔸به طور ناخودآگاه وارد معاملات یا کسب‌وکارهایی شوی که محکوم به شکست هستند.

🔸 وقتی پول به دست می‌آوری،یک اتفاق غیرمنتظره (مثل بیماری، هزینه ناگهانی، یک سرمایه‌گذاری بد، کلاهبرداری، تصادف) پیش می‌آید که آن پول را از بین می‌برد.

🗨️ هدف ناخودآگاه: حفظ "حوزه امن" اثبات درستی باورهای عمیق ("من لایق ثروت نیستم")

1. انتخاب‌های شغلی و مالی محکوم به شکست:

🔸 ورود به شراکت‌ها یا راه‌اندازی مغازه‌هایی که از ابتدا شانس موفقیت پایینی دارند.

🔸 ناخودآگاه تو، تو را به سمت فرصتهایی هدایت می‌کند که "مطمئن باشند شکست می‌خورند".

✅ چون شکست خوردن، باور "من لایق نیستم" را تأیید می‌کند و برای ناخودآگاه، تأیید یک باور قدیمی، از موفقیتی که آن باور را نقض کند، امنیت بیشتری دارد.

✅ موفقیت تو را وارد یک قلمرو ناشناخته می‌کند که در آن باید خود را "لایق" بدانی، و این برای ناخودآگاه ترسناک

2. خراب کردن در آستانه موفقیت

🌥️ یک معامله یا پروژه بسیار عالی همه چیز به خوبی پیش می‌رود. ناگهان یک "اشتباه احمقانه" از تو سر می‌زند که همه چیز را خراب می‌کند.

🔸 یک جمله تند و نسنجیده به طرف مقابل می‌گویی.

🔸 یک اشتباه محاسباتی بزرگ مرتکب می‌شوی.

🔸 تا دیروقت می‌خوابی و یک جلسه مهم را از دست می‌دهی.

✅ زیرا ناخودآگاه تو نمی‌تواند تحمل کند که تو در آستانه اثبات نادرست بودن باور "بی‌لیاقتی" قرار بگیری.

✅ بنابراین دست به "ضربه خودزنی" می‌زند تا همه چیز را خراب کند و به تو ثابت کند: "ببین، من از اول هم می‌دانستم که تو نمی‌توانی موفق شوی. اینجا جای تو نیست."

3. بی‌دقتی و پرت کردن هزینه‌ها

✔️ وقتی پولی به دست می‌آوری، به سرعت و به شکل غیرعاقلانه‌ای آن را خرج می‌کنی.

🔸 آن را به کسی قرض می‌دهی که می‌دانی پس نمی‌دهد.

🔸 یک وسیله غیرضروری و گرانقیمت می‌خری.

🔸 پولت را در یک طرح یک شبه چندبرابر کنی سرمایه‌گذاری می‌کنی.

❓ چرا؟

✅ چون "داشتن" پول برای کسی که احساس لیاقت نمی‌کند، یک حالت ناآشنا و استرس‌زا ایجاد می‌کند.

✅ ناخودآگاه تو برای رهایی از این استرس، دست به کاری می‌زند تا پول را از دست بدهی و به حالت "آشنا"ی بی‌پولی بازگردد.

✅ گویی می‌گوید: "این پول مال تو نیست، از شرش خلاص شو!

4. به تعویق انداختن کارهای مهم مالی:

✔️ مالیات یا قسطی که باید بدی رو عقب میندازی، یا شروع کسب و کارتو عقب میندازی، چیزی که کمکت میکنه شرایطت تغییر کنه رو انجام نمیدی‌

✅ چون انجام این کارها تو را به سمت "موفقیت" سوق می‌دهد.

✅ ناخودآگاه تو با به تعویق انداختن، مانع از حرکت تو به سمت آن موفقیت می‌شود.

✨ این یک تاخیر است تا از مواجهه با "داشتن" فرار کنی.

5. غذا دادن به بحران‌های مالی

🔸 وقتی وضعیت مالی کمی بهبود می‌یابد، ناگهان یک هزینه بزرگ و غیرضروری برای خودت ایجاد می‌کنی (مثلاً یک سفر گرانقیمت یا یا ولخرجی غیرقابل ضروری) که دوباره تو را زیر بار قرض می‌برد.

❓ چرا؟

✅ زیرا ناخودآگاه تو با "بحران" راحت‌تر است تا با "آرامش".

✨ بحران برای تو آشناست.

✅ بحران همان جایی است که در تمام عمرت در آن زندگی کرده‌ای.

🌥️ بنابراین، ناخودآگاه تو برای بازگشت به آن حالت آشنا، یک بحران مصنوعی ایجاد می‌کند.

✔️ مکانیسم شماره ۲: عدم توانایی در دریافت

🔸 این مکانیسم برخلاف "خودتخریبی" که فعال و پرسر و صدا است، یک مکانیسم منفعل و خاموش است.

🔸 مانند دیواری نامرئی است که بین تو و همه خوبی‌های جهان کشیده شده است.

🔸 خوبی‌های جهان به این دیوار برخورد می‌کنند و می‌شکنند یا برمی‌گردند.

❓ ریشه این ناتوانی چیست؟

🍃 این ناتوانی، از یک ترس عمیق نشأت می‌گیرد

❓ کدوم ترس عمیق؟

1. بدهکاری و بدهکار بودن (Obligation):

🍃 در عمق وجودت این باور مخفی شده که اگر چیزی را دریافت کنی، موظف هستی چیزی به مراتب بزرگ‌تر و کامل‌تر در ازای آن پس بدهی.

🍃 از آنجایی که تو از اساس خودت را "کافی" و "کامل" نمی‌دانی، از همین ابتدا می‌ترسی که از عهده این بدهکاری برنیایی و ناچار شوی "بدهکار" بمانی.

🍃 این بدهکاری مانند یک بار سنگین و غیرقابل پرداخت، اضطراب شدیدی ایجاد می‌کند.

🌏 در نتیجه خودتو از دریافت لطف و هدایای جهان محروم می‌کنی

❓ کدوم ترس عمیق؟

2. آشکار شدن "حقیقت" وجودت:

🍃 یک ترس ناخودآگاه وجود دارد که اگر کسی به تو پول یا کمک بزرگی بدهد، بالاخره "متوجه" خواهد شد که تو آنقدرها هم که به نظر می‌رسی خوب و لایق نیستی.

🍃 مانند یک حقه‌باز که می‌ترسد روزی پرده برداشته شود.

🍃 بنابراین، برای جلوگیری از این "رسوایی" آینده، از همان ابتدا دریافت را رد می‌کنی.

🌏 در نتیجه خودتو از دریافت لطف و هدایای جهان محروم میکنی

❓ کدوم ترس عمیق؟

4. ناهماهنگی هویتی (Identity Discrepancy):

🍃 "فقر" و "کمبود" برای تو به بخشی از هویتت تبدیل شده است.

🍃 تو خودت را "آن زنی که همیشه در تلاش است و بار مشکلات را می‌کشد" می‌شناسی.

🍃 اگر شروع به "داشتن" و "دریافت کردن" کنی، این هویت آشنا را از دست می‌دهی و باید هویت جدیدی به نام "زن موفق و مرفه" را بپذیری.

🍃 پذیرش این هویت جدید، برای ناخودآگاه تو، خیانت به خانواده، پدرت و حتی خودت است.

🌏 در نتیجه خودتو از دریافت لطف و هدایای جهان محروم میکنی

❓ کدوم ترس عمیق؟

2. آشکار شدن "حقیقت" وجودت:

🍃 یک ترس ناخودآگاه وجود دارد که اگر کسی به تو پول یا کمک بزرگی بدهد، بالاخره "متوجه" خواهد شد که تو آنقدرها هم که به نظر می‌رسی خوب و لایق نیستی.

🍃 مانند یک حقه‌باز که می‌ترسد روزی پرده برداشته شود.

🍃 بنابراین، برای جلوگیری از این "رسوایی" آینده، از همان ابتدا دریافت را رد می‌کنی.

🌏 در نتیجه خودتو از دریافت لطف و هدایای جهان محروم میکنی

✔️ مکانیسم شماره ۳: کار کردن سخت، بدون نتیجه مالی متناسب

🍃 این الگو بر پایه یک معامله ناخودآگاه نادرست استواراست:

🍃 "من به ازای هر واحد عشق و ارزشمندی، باید X واحد رنج و زحمت بکشم."

🍃 از آنجایی که تو در عمق وجودت احساس می‌کنی که ذاتاً "بی‌ارزش" هستی، ناخودآگاه حس می‌کنی که باید بهای سنگینی بپردازی تا بتوانی اندکی "ارزش" و "توجه" خریداری کنی.

🍃 اینجا، پول تنها یک واحد اندازه‌گیری است. مشکل اصلی، همان "احساس بی‌ارزشی" است.

❓ مکانیسم شماره سه چگونه عمل می‌کند؟

🗨️ جایگزینی "کمیت" به جای "کیفیت" و "ارزش":

🍃 فردی که این الگو را دارد، به جای تمرکز بر ارزش واقعی کارش (یعنی تأثیری که ایجاد می‌کند، مشکلی که حل می‌کند، تخصصی که ارائه می‌دهد)، بر میزان رنج و سختی که متحمل می‌شود تمرکز می‌کند.

📝 مثال:

✔️ تو ممکن است ۱۰ ساعت روی یک پروژه کار کنی، در حالی که یک فرد دیگر با مهارت و اعتماد به نفس بالاتر، همان کار را در ۳ ساعت و با نتیجه‌ای بهتر انجام دهد. اما تو به آن ۱۰ ساعت رنج و عذاب خود می‌چسبی، زیرا به اشتباه فکر می‌کنی که "هرچه بیشتر عذاب بکشی، لایق پاداش بزرگ‌تری هستی". در حالی که جهان بیرون، به "نتیجه" و "ارزش" پاداش می‌دهد، نه به "میزان رنج".

❓ مکانیسم شماره سه چگونه عمل می‌کند؟

🗨️ انتخاب ناخودآگاه مسیرهای سخت‌تر (Choosing the Hard Way):

🍃 ناخودآگاه تو همیشه مسیری را برای انجام کارها انتخاب می‌کند که پر از موانع، پیچیدگی‌های غیرضروری و دردسر بسازی

📝 چرا؟

🍃 زیرا اگر کار به راحتی و به سرعت انجام شود، باور "من برای به دست آوردن چیزی باید سخت بجنگم" نقض می‌شود.

🍃 این آرامش و سهولت، برای ناخودآگاه تو "مشکوک" و "ناخوشایند" است.

🍃 بنابراین، خودت را درگیر جزئیات بی‌اهمیت می‌کنی، کمال‌گرایی می‌کنی یا تا دیروقت کار می‌کنی تا مطمئن شوی که به اندازه کافی "رنج" کشیده‌ای.

❓ مکانیسم شماره سه چگونه عمل می‌کند؟

🗨️ عدم توانایی در تعیین قیمت متناسب با ارزش کار (Underpricing):

🍃 این نقطه، قلب مالی این مکانیسم است.

🍃 وقتی پای صحبت درباره پول و حق الزحمه به میان می‌آید، آن احساس بی‌لیاقتی به شدت فعال می‌شود.

🍃 مکالمه درونی: "آیا واقعاً کارم اینقدر می‌ارزد؟ اگر قیمت بالایی بگویم، چه می‌شود؟ ممکن است مرا رد کنند.

🍃 بهتر است قیمت کمتری بگویم تا مطمئن شوم که کار را می‌گیرم و مورد تأیید قرار می‌گیرم."

🍃 در نتیجه، تو همیشه کمتر از ارزش واقعی‌ات و کمتر از همتایان خود قیمت می‌دهی.

🍃 این کار، درآمد تو را محدود می‌کند و همزمان، باور "من لایق پول بیشتر نیستم" را تقویت می‌کند.

✓ خیلی از افراد با خوندن این متن از کار خود استعفا میدهند به امید شغلی با درآمد بالاتر ، که این کار اشتباه محض است.

✓ زمانی که ارزش بصورت درونی بوجود نیاد بصورت بیرونی نتیجه رخ نمیده

✓ شما باید بصورت درونی تغییرات رو بوجود بیارید

❓ مکانیسم شماره سه چگونه عمل می‌کند؟

🗨️ اجتناب از فعالیت‌های درآمدزای بدون زحمت ظاهری (Avoiding Passive Income):

🍃 مفهوم درآمد غیرفعال (مثل سرمایه‌گذاری، کسب درآمد از دارایی‌ها، حقوقی حاصل از کار قبلی) برای ذهنیتی که با "رنج = ارزش" برنامه‌ریزی شده، کاملاً غیرقابل درک و حتی غیراخلاقی به نظر می‌رسد!

🍃 مکالمه درونی: "چگونه می‌توانم پول دریافت کنم در حالی که الان سخت کار نمی‌کنم؟ این منصفانه نیست."

🍃 بنابراین، ممکن است از چنین فرصت‌هایی فرار کنی یا پولی که از این راه به دست می‌آوری را به سرعت از دست بدهی (با مکانیسم شماره ۲)،

✨ زیرا برای آن "رنج" لازم را متحمل نشده‌ای.

❓ مکانیسم شماره سه چگونه عمل می‌کند؟

🗨️ بازتولید الگوی پدر (The Father Wound):

🍃 تو به طور ناخودآگاه در حال وفاداری به پدرت هستی. از طریق تکرار الگوی او ("کار سخت، درآمد کم")

🍃 در واقع به او می‌گویی: "پدر، تو تنها نیستی. من مثل تو هستم. من راه تو را ادامه می‌دهم تا عشق تو را حفظ کنم."

🍃 اگر تو از نظر مالی موفق شوی (کاری که پدرت نکرد)، ناخودآگاه احساس خیانت به او می‌کنی. گویی با موفقیت خود داری ثابت می‌کنی که او "کمتر" بوده است.

🍃 بنابراین، برای حفظ پیوند عاطفی با او، ناخودآگاه موفقیت مالی را پس می‌زنی.

❓ چرخه معیوب مکانیسم شماره سه:

✔️ باور: "من ذاتاً لایق نیستم. ارزش من به میزان رنجی است که می‌کشم." ← اقدام: سخت‌ترین مسیر ممکن را برای کار انتخاب می‌کنی و برای کارت کمتر از ارزش واقعی‌اش قیمت می‌گذاری. ← نتیجه: خسته و فرسوده می‌شوی، اما درآمد کمی داری. ← تأیید باور: "حالا که من اینهمه سخت کار کردم و فقط اینقدر پول به دست آوردم، پس قطعاً لایق بیشتر از این نبوده‌ام!" ← تقویت باور: باور "بی‌لیاقتی" قوی‌تر می‌شود و بار بعدی باید سخت‌تر کار کنی تا همان نتیجه کم را هم بگیرید.

پول
۴
۰
Pariya
Pariya
پرواز تا گذر از مرزهای محدودیت و تابو ها و کلیشه ها و پرواز و پرواز و پرواز تا انسانیت بی نهایت 🌊🍡 از زمین خوردن تا رسیدن به آسمان پر ستاره ⭐⭐
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید