به عنوان یک فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ، در شهری با بافت سنتی همچون همدان، بزرگترین چالش پیش روی من، فقدان دسترسی به متخصصان و همکاران در این رشته بود. اغلب افراد یا دانش کافی در این زمینه نداشتند، یا صرفاً به دنبال استخدام بودند و نه همکاری در مسیر کارآفرینی.
این محدودیت، مرا بر آن داشت تا مجموعهای از مهارتها را شخصاً بیاموزم و به کار گیرم؛ از فیلمبرداری و تدوین حرفهای گرفته تا طراحی وبسایت، امور گرافیکی و بازاریابی. اما این مسیر، چالش بعدی خود را به همراه داشت: زمان. با چه سرعتی میتوانستم همه این وظایف را به تنهایی پیش ببرم؟ توان و انرژی فردی، محدودیتهای خود را داشت.
درست در همین نقطه بود که هوش مصنوعی، شگفتی قرن ما، پا به عرصه گذاشت. این فناوری، ابزاری بود که دقیقاً به دنبالش بودم؛ ابزاری که به من امکان میداد تا به تنهایی از پس همه کارها برآیم و یک مجموعه آنلاین را با کیفیتی عالی مدیریت کنم.
اما با اعمال محدودیتهای اینترنت، گاهی احساس میکنم هویت خود را از دست دادهام و در این انزوا، بیشتر از همیشه احساس تنهایی و خلاء میکنم.
با این حال، دیروز با صحنهای روبرو شدم که برخلاف همیشه، اعصابم را به هم نریخت. خطای 403 در سایت هوش مصنوعی Gemini. این خطا، نتیجه مستقیم تحریمها بود؛ یعنی دسترسی به این سایت از داخل، باز شده بود، اما تحریمها مانع دسترسی میشدند. ابزارهایی مانند "شکن"، که سالهاست برای دور زدن این تحریمها استفاده میکنم، در این مورد نیز به کار آمدند. اما نکته جالب این بود که با وجود دسترسیهای داخلی فراهم شده، "شکن" همچنان اصرار داشت که این سایت اجازه دسترسی را نداده و ممنوع است.

و اینجاست که با وجود همه مشکلات و ناآرامیهای این روزها، ابزاری بسیار کاربردی در دسترس قرار گرفته، اما با وجود ضربالمثل "شاه میبخشد، شیخ علیخان نمیبخشد"، گویا این محدودیتها همچنان پابرجا هستند.
از آنجایی که تیکتهای ارسالی به دست مسئولان "شکن" نمیرسد و پاسخها به صورت پیامهای آماده ارسال میشوند، امیدوارم که حداقل این دلنوشته توسط فردی دیده شود که باید ببیند.