این پست یک دلنوشته است!
بیش تر از 10 سال پیش یکی از سرگرمی هام گوش دادن به رپ بود، بیشتر رپ فارسی.
هیچکس، بهرام، حصین، رضا پیشرو، عرفان و بعدها سورنا، رپرهایی بودند که اکثر کارهاشون رو از ته دل دوس داشتم.
رپرهایی هم بودند که ازشون متنفر بودم حتی اگه یه کار خوبی داشتند سمتشون نمیرفتم، مثل ساسی مانکن و تتلو و حسین مخته و زدبازی و امثالشون.
یادم نیست چه اتفاقی افتاد ولی بعد از یه مدت دیگه موسیقی ایرانی گوش ندادم و رفتم سراغ کارهای خارجی، هر از گاهی دلم تنگ میشد و سعی میکردم کارهای جدید رپ فارسی رو هم گوش بدم ولی نمیتونستم ارتباط برقرار کنم. انگار یه دنیای جدید شده بود، رپرهای فارسی هم زیاد شده بودند، هر روز یه اسم و یه گروه جدید پیدا میشد. کارای خوب هم توشون بود ولی تک و توک.
تا این اواخر شاید در 2 ماه چندتا ترک انگشت شمار گوش میدادم، و هر بار بیشتر بیگانه میشدم با رپ فارسی که قبلا گوش میدادم...
ولی امروز که آلبوم گزار بهرام رو گوش دادم دیگه کلافه شدم...
تنها ترکی که تونستم کمی باهاش ارتباط برقرار کنم مقابله بود،
و ترکی که باعث شد بیام اینجا بنویسم "عمق" بود....
7 دقیقه، یه بیت رو مخ، و تکرار دو سه تا کلمه...
حس کردم بهرام تازه با آهنگ های باینورال آشنا شده و میخواد پیغامی رو به ناخودآگاه شنونده ها منتقل کنه، و این کار رو به بدترین حالت ممکن انجام داده.
و شوکه شدم وقتی پیج توییتر بهرام رو دنبال کردم و نظرات طرفدارای 2 آتیششو دیدم!

هدف بهرام هرچه که بود، یاد موزی افتادم که در گالری به دیوار چسبونده شده بود و به قیمت 120 هزار دلار فروخته شد...
یا تخم مرغی که با 54 میلیون لایک رکورد دار بیشترین لایک در اینستاگرام هست...

همیشه فکر میکردم ساسی مانکن و تتلو کافی هستند برا ارضای نیاز نسل امروزی تحت تاثیر اینستاگرام و جریان سازی های روزمره حاکم... اما این قصه سر دراز دارد..
نمیدونم منتظر آلبوم هیچکس باشم و بهش دل ببندم یا با واقعیت نیازهای نسل جدید رو به رو شم ..