نمیدونم چند روز و چند هفته و چند ماه شد که اینجا حرفی نزدهام، مطلبی ننوشتهام، و مثل همیشه شما رو به گوش کردن یا دیدنِ چیزی دعوت نکردهام.
چه روزگاری داریم از سر میگذرونیم... یکسرْ ویژهنامهست. یک روزِ عادی اگر توش باشه، بدعهدی کردیم انگار با زمانهمون. هنوز از زیر آوار غم فاجعۀ دیماه بیرون نیومده، سِیل اتفاق بعدی ما رو با خودش برد. صف کشیدهان انگار وقایع که تاریخِ ما مردم رو برای آیندگان پروپیمون بسازن.
بعد از اینهمه روز تاریکی و جدایی از دنیا، امروز اومدم اینجا که فقط براتون سلامتی آرزو کنم. امیدوارم خودتون و عزیزانتون از تمام بلایای این چندماه در امان بوده باشید. روان همهمون که زخمی و خونآلوده، ولی لااقل توان جسمیمون قدری باشه که روزگار بهتری رو بسازیم.
توی این چندماه بیشتر از همیشه نشستهام به مطالعه. تاریخ، ادبیات، توسعۀ مهارتهای فردی و گروهی. دارم تاریخ رو نه بهعنوان قصهای که تکرار میشه، که بهعنوان قصۀ نتیجۀ تصمیم آدمها میخونم و چیزهای جالب جدیدی دستگیرم میشه. شاید یک روزی با هم دربارهاش حرف زدیم.
در کنارش چند روزیه که با همین اینترنت نیمبند، به زحمت و با کندی دوباره کار روی سریال بعدی پاراگراف رو شروع کردهام. نمیدونم کِی آماده بشه، نمیدونم کِی فرصت و امکان انتشارش پیش بیاد، ولی به هرحال نرم و آهسته دارم پیش میرم. این هم خبر از پادکست.
در نهایت، امیدوارم هرچهسریعتر از این روزها هم گذر کنیم و توی فصلهای بعدی تاریخ، بازیگر روزهای شادِ ایران باشیم.
ارادتمند، علیرضا بنیجانی
