خود درگیریه تازه! معتاد.

اعتیاد
اعتیاد


می خواستم بنویسم راجع به مقوله "اعتیاد"
آن هم به "مواد مخدر".
و صرفا برای خودم. تحلیل و تفسیرش کنم و از دو دید به آن نگاه کنم که از نظر "من" آیا اعتیاد واقعا یک بیماری ست یا یک جرم ...
جوری که در بند کلیشه ها و باید و شاید ها نباشد، کاری هم به تحلیل و تفسیر های آدم بزرگ ها و دکتر مهندس ها و روان شناس ها ندارم ... آنها جای خود دارند.
من میخواهم تکلیف "خودم" را با "خودم" در هنگام رو به رو شدن با فرد معتاد روشن کنم ... میخواهم این درگیری ذهنی را حداقل، کمی برای خودم حل و فصل کنم.

از وقتی دانشجو شدم در رشته "شیمی" و تکنسین شدم در "داروخانه" گاردم کمی در مقابل آدم معتاد شُل شد ... فهمیدم تعدادشان اصلا آنطور که من فکر میکردم انگشت شمار نیست
مردد شدم بین متنفر بودن و دل سوزی کردن و گاهی بی تفاوتی ...
البته هنوز هم گارد نصفه و نیمه ای دارم و هنوز تکلیف م نا معلوم است ...
اما دیگر از شان فرار نمیکنم حتی گاهی خودم با آنها سر صحبت را باز میکنم ...
این دسته از افراد فکر مرا مداااام به چالش میکشند و مرا با سوال هایی مثل "چرا؟ چطور؟ چگونه؟" دچار درگیری میکنند آن هم برای ساعت های متمادی ! گفتم بگذار یک بار برای همیشه این مسئله را "خودم" برای "خودم" حل و فصل کنم.

برای من؛ اعتیاد یکی دیگر از "چیزهایِ بدِ طبیعی" است ک منجر به رخ دادن جنگ نرمی میشود در ذهنم ... جنگ بین من و خودم !!!

هنوز نوشته ام را تمام نکردم و نمیدانم که میخواهم منتشرش کنم یا خیر ، لا به لای خود درگیری هایم با اعتیاد گفتم گریزی بزنم ب ویرگول و از شما بپرسم آیا میان دو عبارت :
"ترکیبات شیمیایی اعتیاد آور"
و
"ترکیبات اعتیاد آور شیمیایی"

متوجه تفاوتی میشوید ؟ یا به نظر شما یکی هستند؟!!