جردن پیترسون و سردرگمی در انتخاب شغل و رشته

پیتر پن و جردن پیترسون
پیتر پن و جردن پیترسون

نمیدونم جردن پیترسون رو میشناسید یا نه؟ فکر میکنم مشهورترین روانشناس و استاد دانشگاه در کانادا و آمریکا باشه که البته این شهرت رو مدیون اظهار نظرهای جنجالی و تند و تیزشه.

دو کتابی که تا الان نوشته هم خیلی پرفروش بودند و کتاب 12 قانون زندگی به فارسی ترجمه شده و در ایران هم پرطرفداره. به علاوه کانال یوتیوبی با بیش از یه میلیون دنبال‌کننده داره که یوتیوب‌دوستان میدونند عدد کمی نیست.

من البته تقریبا با هیچکدوم از مواضعش موافق نیستم و یه جورایی داره بر خلاف جریان روشنفکری حرکت میکنه؛ از اونها که از محیطی که درش رشد کردند انتقاد میکنند. مثل دکتری که میره توی کار طب سنتی که البته کم هم نیستند.

از رژیم گوشت‌خواری گرفته تا تایید سیاست‌های ترامپ تا قاطی کردن ایدئولوژی مسیحیت با روانشناسی و همینطور ضد فیمینیسم بودن. نمیگم ضدزن چون به نظرم برای مردی که حداقل یه دختر بزرگ کرده و الان دخترش بهش نزدیکه و ازش راضیه، صفت درستی نیست؛ حالا ترامپ باشه یا پیترسون.

جدیتی که داره، خونسردیش در حرف زدن، درونگرایی، باهوش بودن، مشاهده‌گر بودن و ارتباط دادن همه چیز به هم در کنار صحبت‌های گزنده ولی حساب‌شده، من رو یاد شوپنهاور میندازه. شوپنهاور هم با یه خودپرستی خاصی حرف میزنه ولی واقعا تیزبینه و استانداردهای اخلاقی بالایی داره، من که کتاب‌هاش رو دوست دارم.

دختر و نوه پیترسون؛ دخترش هم مثل خودش همش استیک میخوره :)
دختر و نوه پیترسون؛ دخترش هم مثل خودش همش استیک میخوره :)

اینها رو نوشتم که بگم چه احساسی نسبت به پیترسون دارم؛ اگه کسی بخواد نظرات و کتاب‌هاش رو تحلیل کنه که خیلی مفصل خواهد بود.

انتخاب شغل و ماجرای پیتر پن

یکی از معدود ویدیوهایی که پیترسون درباره‌ رشته‌ای که واقعا درش تخصص داره یعنی روانشناسی بالینی اظهار نظر میکنه، کلاس‌های درس دانشگاهیشه و از اونجایی که روش‌های علمی-آماری رو دوست داره، تست شخصیت نئو (Big Five) رو بیشتر از بقیه تست‌های شخصیت قبول داره و از این پنج مولفه شخصیتی برای تعریف خصوصیات افراد کمک میگیره (اینجا مطلبی درباره تست نئو نوشته‌م که برای آشنایی سریع خوبه).

پیترسون در جواب سوالی درباره سردرگمی در انتخاب شغل و پیدا نکردن شغل یا رشته مورد علاقه جواب ساده و مشخصی داد که روی من خیلی تاثیر گذاشت. اینکه افرادی که نمیتونند طی مدتی طولانی مسیر شغلی مورد علاقه‌شون رو پیدا کنند اکثرا در شاخص‌های «گشودگی به تجربه‌‌‌های جدید» و «نوروتیک بودن» بالا هستند.

به زبان ساده این افراد، خلاق هستند و دوست دارند خیلی چیزها رو بدونند یا در خیلی از زمینه‌ها مهارت پیدا کنند و از طرفی زمینه اضطراب یا افسردگی دارند و از دست دادن همه گزینه‌های ممکن و فقط یک شغل رو انتخاب کردن براشون خیلی سخته.

این افراد مثل پیتر پن در کودکی باقی میمونند و مسئولیت بزرگسالی رو نمیپذیرند و درد محدود شدن رو قبول نمیکنند (این ویدیو رو ببینید)؛ هنوز میخوان این امکان باشه که به هر چی میخوان تبدیل بشن و تصمیم قطعی نمیگیرند؛ در صورتی که اینطوری زمان میگذره و به هیچ تبدیل میشن.

فاکتوری که میتونه در شخصیت ما صفت‌های «نوروتیک بودن» و «گشودگی به تجربه‌های تازه» رو متعادل بکنه، فاکتور «وظیفه‌شناسی» به معنای نظم و چارچوب دادن به ذهن و جهان پیرامونه.

پیترسون به افراد پیتر پنی پیشنهاد میکنه اگه از انتخاب شغل مطمئن نیستند حدس بزنند و یک کار رو تا حد تخصص پیش برن، هر چی بتونند به برنامه زندگی نظم بدن، ذهنشون هم بیشتر نظم پیدا میکنه و متمرکز میشه.

این موضوع پیتر پن برام خیلی شبیه به تئوری هویت مارسیا بود که افراد در نوجوانی در 4 وضعیت هویت‌یابی قرار میگیرند که یکی از اونها وقفه یا تعلیق هویته؛ این افراد آینده‌نگر هستند و دوست دارند رشد کنند ولی دائما در حال جستجو به دنبال نقش مناسبشون در اجتماع هستند و خیلی طول خواهد کشید که به یک هویت اجتماعی ثابت برسند.

این مساله در من وجود داشته و زمینه «نوروتیک بودن» هم در من بالاست و خیلی هم آرمانگرام و دوست دارم کاری که میکنم حتما مفید باشه و دانش گسترده‌ای رو شامل بشه. به قول دکتر هلاکویی همیشه در «مشغولیت» بودم و از «مسئولیت» فراری.

الان در دو قدمی سی‌سالگی فکر میکنم از این مشکل تا حدی عبور کردم و تصمیمم رو برای آینده نهایی کردم. میگن بعضیا دیرشکوفا هستند، امیدوارم منم همینطور باشم :)