وقتی استایکن مرا به یاد مرد متفکرِ رودن می‌اندازد

کارل سندبرگ. عکاس ادوارد استایکن، ۱۹۳۰
کارل سندبرگ. عکاس ادوارد استایکن، ۱۹۳۰

تداعی‌ها در عکس بسیار قوی عمل می‌کنند. همین است که بسیاری از افراد، از فرد عکس‌دوستی چون من گرفته تا منتقدان و تفسیرگران صاحب‌نظر، برای خوانش عکس به آن توسل می‌جویند.

درواقع به کمک تداعی می‌توانیم ارتباط آثار هنری را با یکدیگر مشخص کنیم. و از این رهگذر به سویه‌های مشترک ذهنی و فرهنگی هنرمندان نزدیک شویم.

البته گاهی تداعی‌ها جنبه‌ی شخصی دارند. (یک نمونه) یعنی تنها برای ما ملموس هستند اما برای دیگری ممکن است اینطور نباشد، حتا اگر به آن اشاره کنیم. در این مواقع می‌توانیم از تداعی برای شناخت خودمان کمک بگیریم. چرا این اثر ما را به یاد اثری دیگر آورده؟ سوال‌هایی از این جنس شاید بتواند موثر باشند.

گاهی هم هست که تداعی آنچنان آشکار است که برای هر مخاطبی آشناست. البته زمانی هم هست که باید به اثر هنری مورد نظر اشاره کرده و با کنار هم قرار دادن دو اثر (یا تعداد بیشتر) دیگران را متوجه‌ سویه‌های مشترک میانشان کنیم.

چند وقت پیش به دنبال دیدن عکس‌های ادوارد استایکن به عکسی از او برخوردم که از کارل سندبرگ انداخته بود. در همان لحظه به یاد مجسمه‌ی متفکر رودن افتادم. با اینکه من کارل سندبرگ را نمی‌شناختم.

مجسمه مرد متفکر اثر رودن، ۱۹۰۲
مجسمه مرد متفکر اثر رودن، ۱۹۰۲

ادوارد استایکن، عکاسیست که بخشی از دوران حرفه‌ای عکاسی‌اش را به گرفتن پرتره‌هایی از افراد مهم گذراند. او برخلاف عکاس‌های مدرن و پرتره امروزی، متناسب با هر شخصیت ژست و شیوه‌ی خاصی را برمی‌گزید.

بعد از دیدن عکس کنجکاو شدم که بدانم کارل سندبرگ چه کسی بوده، چون او را نمی‌شناختم. کارل سندبرگ یک شاعر، نویسنده و ویراستار آمریکایی بوده که سه بار موفق به دریافت جایزه پولیتز شده است. از همینجا می‌توان او را فردی مهم و اثرگذار در حوزه نویسندگی دانست. و به هر حال ذات نوشتن هم با تفکر آمیخته است.

نمی‌دانم هنگامی که استایکن چنین عکسی را از کارل سندبرگ انداخته، آیا به رودن و مجسمه‌اش فکر می‌کرده یا نه. (تاریخ ثبت این عکس بعد از زمان ساخت مجسمه بوده) اما از نظر من شباهت این دو اثر بی‌اندازه است. ژست کارل سندبرگ بسیار شبیه مرد متفکر رودن است. چه از لحاظ چانه‌ای که به دست تکیه داده و چه از لحاظ دستی که روی پا قرار گرفته. و چه از لحاظ درونمایه‌ای که او یک شاعر و نویسنده بوده.

در کل با توجه به شباهت این دو اثر و تیزهوشی استایکن در عکاسی از پرتره‌های افراد مشهور من فکر نمی‌کنم این اتفاق تصادفی باشد.

آیا شما هم به این تداعی را منطقی می‌دانید و یا نکته‌ای به ذهنتان می‌رسد که دلیلی بر این تشابه باشد؟

پینوشت یک:‌ کارل سندبرگ، همسر خواهر استایکن، لیلیان استایکن بوده. شاید این گزاره در نظر شما تغییر ایجاد کند. من با آگاهی به این گزاره باز هم نظرم همانست.

پینوشت دو: من آثار سندبرگ را مطالعه نکردم و قضاوتم در مورد او بر مبنای همان مطلبیست که ویکی‌پدیا در مورد او نوشته است.