ویرگول
ورودثبت نام
پرنیان صدری
پرنیان صدری? دانشجوی ارشد ترم آخر زبان انگلیسی | ✍️ مطالبی که باعث می شود سرعت یادگیری زبان شما چند برابر شود با شما به اشتراک می گذارم.
پرنیان صدری
پرنیان صدری
خواندن ۱۴ دقیقه·۱ سال پیش

۱۰ اشتباه مرگبار در یادگیری زبان انگلیسی که باید از آنها اجتناب کنید.

اولین چیزی که باید بگم اینه که اگر فکر می‌کنی با حفظ کردن کلمات و گرامر انگلیسی به طور خودکار می‌تونی وارد دنیای این زبان بشی، باید بهت بگم که این فقط یک اشتباه بزرگه! شاید بعضی وقت‌ها فکر کنی که یادگیری لغات جدید یا تمرین گرامر می‌تونه تضمین‌کننده تسلط باشه، اما در واقع این روش‌ها فقط بخش کوچکی از داستان رو می‌سازند. باید عادت کنی که انگلیسی رو در موقعیت‌های واقعی استفاده کنی، نه فقط توی کتاب‌ها و جزوات!

دومین اشتباهی که خیلی‌ها می‌کنن، اینه که همیشه منتظر شرایط ایده‌آل برای شروع می‌مونن. باید بگم که هیچ وقت شرایطی کامل برای شروع وجود نخواهد داشت! اگه بخوای تا وقتی که همه چیز 100% آماده بشه صبر کنی، اصلاً شروع نمی‌کنی. من خودم تجربه کردم که وقتی به خودم اجازه دادم که اشتباه کنم و انگلیسی صحبت کنم، حتی اگر به اشتباهاتی هم دچار می‌شدم، خیلی سریعتر پیشرفت کردم.

در نهایت، سومی که باید بگم اینه که از اشتباهات نترس! همیشه باید خودت رو در معرض موقعیت‌های جدید قرار بدی و یاد بگیری که از اشتباهات به عنوان فرصت برای بهتر شدن استفاده کنی. هیچ کس از اول کامل نیست، و همونطور که من هم از اشتباهاتم یاد گرفتم، تو هم می‌تونی!

✋ چرا اشتباهات رایج باعث عدم پیشرفت در یادگیری انگلیسی می‌شوند؟

چرا اشتباهات رایج باعث نمی‌شه که پیشرفت کنیم؟ خب، اول از همه باید بگم که اشتباهات خیلی وقت‌ها به عنوان موانع بزرگ توی مسیر یادگیری دیده می‌شن. من خودم زمانی اشتباهاتی مثل حفظ کردن کلمات بدون استفاده واقعی ازشون رو مرتکب شدم و هیچ وقت احساس نمی‌کردم که به دنیای واقعی انگلیسی نزدیک بشم. یاد گرفتن فقط لغات یا گرامر وقتی کاربردی نباشن، مثل اینه که توی اتاقی بسته تمرین کنی، هیچ وقت نفس نکشیدی بیرون. اشتباهاتی مثل این، باعث می‌شه که احساس پیشرفت نداشته باشی و نتیجه‌ی واقعی رو نبینی.

یکی دیگه از اشتباهاتی که من هم تجربه کردم این بود که همیشه منتظر شرایط عالی بودم تا شروع کنم. فکر می‌کردم که اگر همه چیز دقیقاً درست باشه، تازه می‌تونم درست یاد بگیرم. اما واقعاً وقتی به خودم اجازه دادم که در هر شرایطی شروع کنم و از اشتباهاتم درس بگیرم، شروع به پیشرفت کردم. این که منتظر کامل شدن شرایط باشی، به راحتی می‌تونه تو رو از مسیر واقعی یادگیری دور کنه. همین که شروع کنی، حتی اگر اشتباه هم بکنی، خیلی بهتر از هیچ کاری نکردن است.

اما بزرگترین اشتباهی که یاد گرفتم این بود که از اشتباهاتم نترسم! ترس از اشتباه کردن می‌تونه جلوی پیشرفت رو بگیره. وقتی خودم رو در معرض موقعیت‌های جدید قرار دادم و بدون نگرانی از اشتباهاتم انگلیسی صحبت کردم، تازه فهمیدم که هیچ کس کامل نیست و حتی اشتباهات هم به من کمک می‌کنن که بهتر بشم. اگر از اشتباهات یاد نگیری، فقط در یک دایره بسته می‌مونی و هیچ وقت به جلو حرکت نمی‌کنی!

👌 مهم‌ترین دلایل عدم موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که چرا بعضی‌ها توی یادگیری زبان انگلیسی موفق نمی‌شن. شاید یکی از مهم‌ترین دلایلش این باشه که ما فقط به روش‌های سطحی و ساده تکیه می‌کنیم. من خودم زمانی فکر می‌کردم که فقط باید کلمات رو حفظ کنم و با گرامر خوب بشم تا بتونم زبان رو یاد بگیرم. اما اینطور نیست. وقتی به خودم اجازه دادم که توی موقعیت‌های واقعی از زبان استفاده کنم، به مراتب بیشتر پیشرفت کردم. یادگیری بدون کاربرد واقعی، هیچ وقت نمی‌تونه ما رو به هدفمون برسونه.

دلیل دیگه‌ای که باعث میشه بعضی‌ها نتونن توی یادگیری زبان موفق بشن، اینه که همیشه منتظر شرایط ایده‌آل برای شروع هستن. یادمه خودم مدت‌ها صبر می‌کردم تا همه چیز به طور کامل آماده بشه. فکر می‌کردم فقط با یه برنامه‌ی عالی می‌تونم شروع کنم. اما در نهایت فهمیدم که وقتی خودم رو توی موقعیت‌های جدید انداختم و شروع به صحبت کردن کردم، حتی اگر اشتباه هم می‌کردم، خیلی سریعتر به هدفم رسیدم. اگه منتظر باشی که شرایط درست بشه، ممکنه هیچ وقت شروع نکنی.

و آخرین نکته اینه که خیلی از ما از اشتباه کردن می‌ترسیم. من اینو توی خودم دیدم. وقتی که اشتباه می‌کردم، احساس می‌کردم که دیگه هیچ وقت نمی‌تونم پیشرفت کنم. اما چیزی که فهمیدم اینه که اشتباهات، بخش طبیعی یادگیری هستن و باید ازشون استقبال کرد. اگه از اشتباهات نترسی و اون‌ها رو به عنوان فرصت‌های یادگیری ببینی، می‌تونی خیلی سریعتر به هدف‌هایی که داری برسی. ترس از اشتباهات فقط باعث میشه که توی همون نقطه بمونی و هیچ وقت پیشرفت نکنی.

👊 اشتباهات رایج در یادگیری زبان انگلیسی

خب، بیاید با هم یه نگاه بندازیم به اشتباهاتی که من هم قبلاً مرتکب شدم و باعث می‌شد خیلی جلوتر از جایی که الان بودم نباشم. اولین اشتباه رایجی که دیدم اینه که خیلی‌ها فکر می‌کنن که با حفظ کردن کلمات یا گرامر به تنهایی می‌تونن زبان رو یاد بگیرن. من هم این اشتباه رو کردم! خیلی وقت‌ها فکر می‌کردم که باید فقط لغات جدید یاد بگیرم و با گرامر دقیق انگلیسی رو درست بگم. اما وقتی که شروع کردم به صحبت کردن و توی موقعیت‌های واقعی از زبان استفاده کردن، دیدم که یادگیری فقط از طریق کتاب و جزوه هیچ وقت کافی نیست. باید وارد دنیای واقعی زبان بشی تا اون رو به طور کامل درک کنی.

دومین اشتباهی که خیلی‌ها مرتکب می‌شن و من هم تجربه کردم، اینه که همیشه منتظر شرایط عالی هستن تا شروع کنن. خیلی‌ها می‌گن: "باید یک برنامه دقیق داشته باشم" یا "زمان مناسبی برای شروع باید پیدا کنم". اما واقعیت اینه که هیچ وقت زمان ایده‌آلی برای شروع نیست! خودم دیدم که وقتی شروع کردم، حتی اگر شرایط عالی هم نبود، بیشتر از زمانی که منتظر می‌موندم پیشرفت کردم. وقتی خودت رو توی موقعیت‌های جدید می‌ذاری و از اشتباهاتت نمی‌ترسی، خیلی سریعتر می‌تونی پیش بری.

آخرین اشتباهی که باید بگم اینه که خیلی‌ها از اشتباه کردن می‌ترسن. من هم زمانی از این ترس داشتم و همیشه توی ذهنم فکر می‌کردم که اگر اشتباه کنم، دیگه نمی‌تونم درست پیشرفت کنم. اما وقتی شروع کردم به پذیرش اشتباهات و دیدم که این اشتباهات فقط باعث می‌شن که بهتر بشم، حس کردم خیلی بیشتر از قبل پیشرفت کردم. هیچ کس کامل نیست و باید از اشتباهات خودمون به عنوان فرصت یادگیری استفاده کنیم، نه اینکه ازشون فرار کنیم!

💪 چطور این اشتباهات را شناسایی کنیم؟

شناسایی اشتباهات در مسیر یادگیری زبان می‌تونه به نظر یه کار سخت بیاد، ولی خب، من فهمیدم که برای شناسایی اون‌ها فقط باید کمی دقیق‌تر به روند یادگیری‌ام نگاه کنم. یکی از اولین کارهایی که باید انجام بدیم اینه که خودمون رو توی موقعیت‌های واقعی قرار بدیم و ببینیم کجا دچار اشتباه می‌شیم. مثلاً وقتی شروع به صحبت کردن به انگلیسی می‌کنی و متوجه می‌شی که کلمات رو اشتباه می‌گی یا گرامر رو به درستی رعایت نمی‌کنی، این اولین علامت اشتباهاته! اما مهم‌تر از همه اینه که نترسی و اون‌ها رو بپذیری.

دومین قدم برای شناسایی اشتباهات، اینه که هیچ وقت منتظر شرایط ایده‌آل نباشی. من یاد گرفتم که وقتی همیشه منتظر شرایط مناسب می‌موندم، خیلی وقت‌ها اصلاً شروع نمی‌کردم! باید متوجه بشی که هیچ وقت شرایط 100% آماده نمی‌شه و همین که شروع کنی، متوجه می‌شی اشتباهاتت کجاست. این اشتباهات بهت نشون می‌ده که باید روی چه بخش‌هایی بیشتر تمرکز کنی.

آخرین نکته‌ای که یاد گرفتم اینه که اشتباهات می‌تونن فرصتی باشن برای بهتر شدن. خیلی وقت‌ها فقط به خاطر ترس از اشتباهات نمی‌خواهیم زبان رو صحبت کنیم. اما وقتی به اشتباهاتمون نگاه می‌کنیم و ازشون یاد می‌گیریم، در واقع در حال پیشرفت هستیم. مهم‌ترین کار اینه که اون‌ها رو شناسایی کنیم و به جای ترسیدن ازشون، ازشون استفاده کنیم تا بهتر بشیم. [طلایی‌ترین نکته رو همین جا گفتم 👇]

  • اشتباه اول: نداشتن هدف مشخص
  • اشتباه دوم: تمرکز بر گرامر به جای مکالمه
  • اشتباه سوم: فراموش کردن اهمیت تمرین روزانه

🤛 چگونه می‌توان از اشتباهات رایج جلوگیری کرد؟

برای جلوگیری از اشتباهات رایج در یادگیری زبان انگلیسی، اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه که باید به خودم اجازه بدم اشتباه کنم! این که بخوام همه چیز رو کامل و بی‌عیب یاد بگیرم قبل از اینکه شروع کنم، باعث میشه هیچ وقت شروع نکنم. من فهمیدم که مهم‌ترین کار اینه که از همون اول خودم رو در موقعیت‌های واقعی قرار بدم و اشتباهاتم رو شناسایی کنم. مثلاً وقتی صحبت می‌کنم، ممکنه گرامر یا لغات رو اشتباه بگم، اما وقتی متوجه شدم، می‌تونم دقیقاً ببینم کجا باید بهتر بشم. برای جلوگیری از این اشتباهات، باید خودمون رو به چالش بکشیم و اجازه بدیم که اشتباهات جزئی از فرآیند یادگیری‌مون باشن.

دومین راه جلوگیری از اشتباهات، اینه که هیچ وقت منتظر شرایط ایده‌آل نباشیم. من خودم این اشتباه رو زیاد کردم که منتظر می‌موندم همه چیز به طور کامل آماده بشه، ولی یاد گرفتم که هیچ وقت شرایط کامل نمی‌اد! باید خودمون رو توی موقعیت‌های واقعی قرار بدیم، حتی اگر شرایط کامل نباشه. به جاش، وقتی شروع کردیم، متوجه می‌شیم که چه جاهایی نیاز به توجه بیشتری دارن. اینطوری میشه که خیلی سریع‌تر از زمانی که منتظر می‌موندیم، پیشرفت کنیم.

و آخرین نکته اینه که نباید از اشتباهات بترسیم. من قبلاً فکر می‌کردم که اشتباه کردن یعنی شکست، اما حالا فهمیدم که اشتباهات بخشی از یادگیری هستن. برای جلوگیری از این اشتباهات، باید به خودمون اجازه بدیم که تجربه کنیم و از هر اشتباهی که می‌کنیم، درس بگیریم. وقتی از اشتباهات به عنوان فرصتی برای بهتر شدن استفاده می‌کنیم، دیگه هیچ وقت از اشتباه کردن نمی‌ترسیم و به راحتی می‌تونیم پیشرفت کنیم!

👋 راهکارهایی برای یادگیری مؤثرتر زبان انگلیسی

برای یادگیری مؤثرتر زبان انگلیسی، اولین قدمی که خودم برداشتم این بود که خودم رو در موقعیت‌های واقعی قرار بدم. هیچ وقت به یادگیری فقط توی کتاب‌ها و جزوات اکتفا نکردم. باید انگلیسی رو جوری یاد بگیری که بتونی توی زندگی واقعی ازش استفاده کنی. مثلاً من سعی کردم بیشتر با دوستانم انگلیسی صحبت کنم یا حتی فیلم‌ها و سریال‌های انگلیسی رو بدون زیرنویس ببینم. اینطوری هم لغات جدید یاد می‌گیرم، هم یاد می‌گیرم چطور زبان رو به طور طبیعی و روان استفاده کنم.

دومین راهکاری که به نظرم خیلی مؤثر بود اینه که هیچ وقت منتظر شرایط عالی نباشم. خیلی وقت‌ها پیش میومد که به خودم می‌گفتم: «الان شرایط مناسبه تا شروع کنم»، اما بعد از مدتی فهمیدم که هیچ وقت شرایط کاملاً آماده نمی‌شه! برای من، شروع کردن، حتی با اشتباهات، بهتر از هیچ کاری نکردن بود. همین که از اشتباهاتم درس می‌گرفتم و به خودم اجازه می‌دادم که اشتباه کنم، باعث شد سریع‌تر یاد بگیرم. پس هیچ وقت منتظر نمانید که همه چیز عالی بشه.

و آخرین راهکار، تمرکز روی اشتباهات و استفاده از اون‌ها به عنوان فرصت هست. به نظرم باید از اشتباهات نه تنها نترسید، بلکه با کمال میل ازشون استفاده کنید! من وقتی اشتباه می‌کردم، به جای این که ازش فرار کنم، شروع می‌کردم به تحلیل کردنشون و یاد می‌گرفتم که چطور می‌تونم بهتر بشم. این باعث شد که خیلی سریعتر پیشرفت کنم و به طور مؤثرتر انگلیسی یاد بگیرم. برای من، یادگیری از اشتباهات یکی از مهم‌ترین قسمت‌های این مسیر بود!

استفاده از منابع مناسب برای یادگیری زبان

برای من استفاده از منابع مناسب یکی از کلیدهای اصلی برای یادگیری مؤثر زبان انگلیسی بود. وقتی شروع کردم، سریعاً فهمیدم که انتخاب منابع درست می‌تونه خیلی تفاوت ایجاد کنه. به جای اینکه فقط به کتاب‌های گرامری بسنده کنم، شروع کردم به استفاده از منابعی که بتونن زبان رو به صورت طبیعی و واقعی به من نشون بدن. مثلاً اپلیکیشن‌های یادگیری زبان یا پادکست‌های انگلیسی رو امتحان کردم. این منابع به من کمک کردند که نه تنها گرامر و لغات رو یاد بگیرم، بلکه بتونم زبان رو در موقعیت‌های واقعی و طبیعی بشنوم و استفاده کنم.

دومین چیزی که یاد گرفتم این بود که منابع باید متناسب با سطح من باشه. وقتی منابعی رو انتخاب می‌کنم که نه خیلی سخت باشند و نه خیلی ساده، حس می‌کنم که توی مسیر درست قدم می‌زنم. من خودم تجربه کردم که وقتی از منابعی استفاده می‌کردم که مناسب سطح زبانیم بود، خیلی راحت‌تر می‌تونستم مطالب رو درک کنم و بیشتر پیشرفت کنم. این منابع مثل فیلم‌ها، کتاب‌های ساده، و ویدئوهای آموزشی، به من کمک کردند تا همزمان با یادگیری زبان، ازش لذت ببرم و خسته نشم.

آخرین نکته اینه که باید همیشه به منابعی رجوع کنم که به یادگیری عملی و کاربردی زبان کمک کنن. برای من، مهم بود که از منابعی استفاده کنم که فقط تئوری نباشه، بلکه بتونم با استفاده از اون‌ها انگلیسی رو در دنیای واقعی تمرین کنم. مثلاً انجام تمرینات مکالمه‌ای با دوستان یا پیدا کردن منابعی که درک گفتاری من رو تقویت کنه، مثل پادکست‌ها و ویدئوهای کوتاه. اینجوری یاد می‌گرفتم که فقط انگلیسی رو یاد نگیرم، بلکه بتونم در موقعیت‌های واقعی هم ازش استفاده کنم.

✌️ نکاتی برای تمرین انگلیسی به طور روزانه

برای من، یکی از مهم‌ترین نکات برای تمرین روزانه انگلیسی این بود که به طور مداوم خودم رو در موقعیت‌های مختلف قرار بدم. مثلاً به جای اینکه فقط یک ساعت در روز برای مطالعه وقت بذارم، سعی کردم هر روز حتی برای چند دقیقه هم که شده، انگلیسی صحبت کنم یا گوش بدم. این کار به من کمک کرد که زبان رو در زندگی روزمره‌ام وارد کنم و هیچ وقت ازش دور نشم. حتی اگر توی روزهای شلوغ هم بودم، یه ویدیو کوتاه به زبان انگلیسی می‌دیدم یا با کسی به انگلیسی صحبت می‌کردم. اینطوری احساس می‌کردم که همیشه در حال یادگیری هستم و هر روز یک قدم جلوتر میرم.

دومین نکته‌ای که من برای تمرین روزانه انگلیسی بهش توجه کردم، این بود که تمرینات کوچیک و هدفمند داشته باشم. یادمه زمانی که می‌خواستم پیشرفت کنم، سعی کردم هر روز یک لغت جدید یاد بگیرم یا یک قانون گرامری رو مرور کنم. این تمرینات می‌تونن خیلی ساده و سریع باشن، اما وقتی روز به روز این کار رو انجام بدی، کم کم به یک عادت تبدیل میشه و پیشرفت زیادی می‌بینی. حتی یادگیری یک جمله کوتاه و استفاده از اون در مکالمات روزانه می‌تونه تاثیر زیادی داشته باشه.

آخرین نکته اینه که باید از اشتباهاتم در طول تمرینات روزانه نترسم. من وقتی شروع کردم به صحبت کردن یا نوشتن به انگلیسی، خیلی از اشتباهاتم می‌ترسیدم، اما کم کم متوجه شدم که اشتباهات بخشی از مسیر یادگیریه. بنابراین سعی کردم هر روز اشتباهاتم رو ببینم، بهشون توجه کنم و ازشون درس بگیرم. این باعث شد که انگیزه‌ام برای ادامه تمرینات بیشتر بشه و همیشه به خودم یادآوری کنم که هر اشتباه یعنی یک قدم به جلو.

👈 تأثیر مداومت و پشتکار در یادگیری زبان

برای من، یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که از یادگیری زبان گرفتم این بود که مداومت و پشتکار، کلید اصلی پیشرفت هستند. شاید خیلی وقت‌ها احساس می‌کردم که در جا می‌زنم و هیچ تغییر قابل توجهی نمی‌بینم، ولی همیشه به خودم یادآوری می‌کردم که یادگیری یک فرآیند تدریجی هست و حتی کوچک‌ترین تلاش‌ها هم در طول زمان نتایج بزرگی خواهند داشت. مثلاً وقتی هر روز کمی وقت می‌ذاشتم برای تمرین مکالمه یا شنیداری، حتی اگر فقط پنج دقیقه بود، می‌دونستم که در نهایت تأثیرش رو خواهد گذاشت. همین مداومت باعث شد که وقتی به عقب برمی‌گشتم و نگاه می‌کردم، می‌دیدم که واقعاً به پیشرفت‌های بزرگی دست پیدا کردم.

یکی دیگه از نکات مهم برای من این بود که هیچ وقت ناامید نشم. بعضی وقت‌ها احساس می‌کردم که اشتباهاتم خیلی زیاد شده و حتی ممکنه دیگه نتونم به هدفم برسم. اما هر بار که خودم رو با پشتکار دوباره به مسیر یادگیری برمی‌گردوندم، متوجه می‌شدم که این اشتباهات فقط بخشی از فرایند هستند. وقتی پشتکار داشته باشی و هر روز به یادگیری ادامه بدی، حتی در روزهایی که پیشرفت بزرگی احساس نمی‌کنی، مطمئن باش که کم کم به نتیجه می‌رسی. من یاد گرفتم که مهم‌ترین قسمت، همین ادامه دادن است.

در نهایت، تأثیر مداومت و پشتکار برای من این بود که به خودم ثابت کردم هیچ چیزی غیر ممکن نیست. هیچ وقت از اشتباهاتم یا روزهایی که احساس می‌کردم نمی‌تونم ادامه بدم، ناامید نشدم. همین که هر روز یک قدم کوچیک برداشتیم، باعث شد که به زبان تسلط پیدا کنم. پس برای من، مداومت یعنی موفقیت در هر مسیری که شروع کنی.

🖐️ چگونه می‌توان انگیزه را در طول زمان حفظ کرد؟

حفظ انگیزه در طول زمان برای من همیشه یکی از چالش‌های بزرگ بود. یادمه وقتی شروع کردم به یادگیری انگلیسی، خیلی شور و اشتیاق داشتم، ولی بعد از مدتی احساس می‌کردم که همه چیز یکنواخت و خسته‌کننده شده. اما چیزی که به من کمک کرد، این بود که هدف‌های کوچیک و قابل دستیابی برای خودم تعیین کردم. مثلاً به جای اینکه فقط بگم «می‌خوام زبان انگلیسی رو عالی یاد بگیرم»، هدف‌های کوچیک‌تری مثل «امروز پنج لغت جدید یاد بگیرم» یا «امشب فیلم انگلیسی رو بدون زیرنویس ببینم» گذاشتم. این هدف‌ها باعث می‌شد که احساس کنم پیشرفت دارم و همیشه برای ادامه انگیزه داشته باشم.

دومین چیزی که یاد گرفتم این بود که باید خودم رو با موفقیت‌های کوچیک جشن بگیرم. وقتی اولین بار توانستم بدون اشتباه مکالمه‌ای ساده داشته باشم یا یک فیلم رو کامل بدون زیرنویس بفهمم، این موفقیت‌ها رو با خودم جشن می‌گرفتم. این کار کمک می‌کرد تا یادم نره که هر قدم کوچیک در این مسیر مهمه و باعث تقویت انگیزه می‌شد. به خودم می‌گفتم که من در حال پیشرفت هستم و هر تلاش کوچک به موفقیت‌های بزرگ‌تر می‌رسه.

آخرین نکته‌ای که به من کمک کرد، این بود که هیچ وقت از اشتباهاتم نترسم. خیلی وقت‌ها ممکنه احساس کنی که اصلاً پیشرفت نمی‌کنی یا در جا می‌زنی، اما وقتی از اشتباهاتت به عنوان بخشی از یادگیری استفاده کنی، انگیزه‌ات بالا می‌ره. برای من، هر اشتباه یک فرصت بود تا بهتر بشم، و این طوری همیشه خودم رو به ادامه یادگیری تشویق می‌کردم. وقتی به خودم اجازه می‌دادم که اشتباه کنم و ازشون درس بگیرم، انگیزه‌ام همیشه تازه می‌موند و هیچ وقت خسته نمی‌شدم.

یادگیری زبانزبان انگلیسیاشتباهزنزبان
۱
۰
پرنیان صدری
پرنیان صدری
? دانشجوی ارشد ترم آخر زبان انگلیسی | ✍️ مطالبی که باعث می شود سرعت یادگیری زبان شما چند برابر شود با شما به اشتراک می گذارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید