
بخاطر دوستم میخواستم یه چیزای در مورد پری بنویسم اما با دل شکسته غمگین م چیزی به ذهنم نمیرسید😔 . البته تو این لحظات دل دماغش ندارم . راستش وقتی اسم «پری» رو میشنوم، یاد اون لحظهای میافتم که همهمون فکر میکردیم پریها فقط توی قصهها زندهن، ولی حالا میبینم خیلی از دوستای خانم با احساس نویسنده، خودشون پریهای زندهی این دنیان. پریهایی که با متن های زیباشون یا لبخندشون، با مهربونیشون، حتی با یه نگاه ساده، به آدمها امید میدن و به زندگی رنگ میزنن.
من که نمیدونستم دقیقاً چی بنویسم، ولی وقتی به یادشون میافتم، یه حس عجیبی میگیرم. انگار پریها فقط توی قصهها نیستن، بلکه میان میان ما، توی چشمانِ دوستای خوبمون، توی لبخندهای بیدلیلشون و توی اون لحظههایی که یه دنیا آرامش بهت میدن. شاید من نتونم تصاویر بسازم یا توصیف کنم یا یه داستانِ پیچیده بنویسم، ولی میتونم بگم که پریها واقعین و ما باید قدرشون رو بدونیم.
اگه بتونم، شاید یه روزی دوباره بتونم قصه های از پری بنویسم یا عکسهایی از پری بسازم و طراحی کنم و بذارم تو پستی جداگانه ، پریها توی دنیای ما زندهن و ما باید ازشون قدردانی کنیم. تا اون موقع، میخوام بگم که همهی دوستای نویسنده با احساس ، پریهای زندهی این دنیان.
تقدیم به دوستای خوب ویرگولیم🌹✨️
دردتون بخوره تو سر بعضیا 😄
