ویرگول
ورودثبت نام
parsax x
parsax xایده‌پرداز الگوریتم؛ دنبال راه‌حل‌های خلاق برای مسائل پیچیده‌ام. عاشق منطق، داده و ساختن چیزایی که واقعاً کار می‌کنن.
parsax x
parsax x
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

گاهی اعتراف، پایان قصه‌ست… نه شروعش

از همون ترم اول، هر بار که دیدمش عاشقش شدم. تو حیاط، تو راهروی دانشگاه، رو نیمکتش دل من یه جور خاصی می‌لرزید.

مثل استرس امتحان، ترس نمره استاد… نبود ؛ نفسم می‌گرفت، یه قل‌قل دل، تپش قلب عجیبی بود که فقط وقتی اون رد می‌شد، می‌اومد سراغم.

کلاس که شروع می‌شد، من کتاب و جزوه رو باز می‌کردم، ولی چشم‌هام هی می‌رفت سمت اون.

چندبار عقب افتاده بود و دنبال جزوه‌هام اومد.

با خنده گفت:

«یک مدت تنبلی کردم جا مونده م جزوه‌ت خیلی تمیزه خوش خط بده یه نگاه بندازم و جزو کامل کنم تا امتحان وقتی نمونده … »

من دست‌پاچه شدم، فقط گفتم: «باشه، بگیر.»

اون با شیطنت گفت: «ایول» جزو گرفت رفت .

همون لحظه همه‌ی صداهای کلاس خاموش شد.

هر بار که حرف می‌زد یا می‌خندید، انگار دنیا برای من متوقف می‌شد. حسی عجیبی بود

گاهی فقط یه نگاه کوتاه، ولی برای من یه دنیا معنی داشت.

یه بار اتفاقی تو تاکسی کنارم نشست.

نفسش سنگین بود، انگار از کلاس خسته بود.

من فقط نگاه کردم، دلم می‌خواست بگم «حالت خوبه؟» ولی زبونم نمی‌چرخید.

اون با خنده گفت: «بازم کنار هم؟! انگار تاکسی‌ها هم می‌دونن ما هم‌کلاسی‌ایم.» 😏

من فقط لبخند زدم، ولی دلم می‌خواست همه‌چیز رو همون‌جا بگم.

روزها گذشت، ترم‌ها عوض شد، ولی دل من همون‌جا گیر کرده بود.

هر بار تو راهرو می‌دیدمش، همون قل‌قل قدیمی برمی‌گشت.

دوستام می‌گفتن: «بگو دیگه، این همه سال نگه‌داری واسه چی؟»

ولی من می‌ترسیدم، از جواب، از اینکه همه‌چی خراب بشه.

آخرین روزها، وقتی دانشگاه خلوت بود، بالاخره دل رو زدم به دریا.

رفتم جلو، گفتم:

«می‌دونی… من همه‌ی این مدت عاشقت بودم.

هیچ‌وقت جرئت نکردم بگم، ولی الان دیگه نمی‌تونم نگه دارم.»

اون مکث کرد، یه لبخند زد، خیلی آروم گفت:

«تو دوست خوبی هستی… ولی نه بیشتر.»

همون لحظه همه‌ی راهروها، همه‌ی کلاس‌ها، خاطره‌ی تاکسی… تو ذهنم خاموش شدن.

فهمیدم عشق من فقط توی دل من بوده، نه توی دل اون.

و این شد آخرین درس دانشگاه برای من:

گاهی اعتراف، پایان قصه‌ست، نه شروعش. 🌹🖤

Writer :Parsa

Illustration by Microsoft Copilot

!

داستانعاشقانهدانشجوییزندگیدلشکستگی
۱۱
۱۶
parsax x
parsax x
ایده‌پرداز الگوریتم؛ دنبال راه‌حل‌های خلاق برای مسائل پیچیده‌ام. عاشق منطق، داده و ساختن چیزایی که واقعاً کار می‌کنن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید