بیستو نمیدونم چندمه اردیبهشت ۱۴۰۵
اگه دیدید هر خط راجب ی موضوعه تعجب نکنید پرش افکار امانم نمیدهد
کنکور اردیبهشت بخاطر جنگ تعویق خورد،امتحانای مدرسه رو هواست و من ؟ من از همه بیشتر رو هوام برای کنکور اماده نشدم چون اولش علاقه نداشتم ولی الان ک یکم علاقه پیدا کردم ب رشتم دیگه دیره دیگه برای رسوندن خودم ب سطح کنکوری بودن دیر شده ولی کاریم از دست من بر نمیاد همزمان الان تو تایمیم ک دوست دارم خیلی چیزا رو تجربه کنم (بلخره هیجده سالگیو این چیزا) ولی خب ما ایران زندگی میکنیم!! هرچی بزرگتر میشیم بیشتر از آرزو هامون دور میشیم نو سوپرایزز :) گوشی خوب ماشین خوب تفریح خوب اینا همش شده واسه بچه پولدارا و ما معمولیا فقط دور تر شدنشونو میبینم البته اینشکلیم نیست ک ناراضی باشما نیستمم اتفاقا جدیدا از چیزای کوچیک خیلی لذت میبرم از قدم زدن با دوستام حرف زدن با ادمای جدید حتاا کتابخونه (جدا راجبش مینویسمم) ولی خب

میدونم کسی نمیخونه اینارو ولی خب مینویسم شاید خودم ده سال دیگه پیدا کردم اینجارو میخوام اون بدونه ک الان چخبره :)
رفتن(راجب کتابخونه ام ی پست دیگه مینویسم)