تفاوت بین مشاوره و روان درمانی


1-هدف مشاوره، پیش گیری است ولی هدف روان درمانی، معالجه است.

2-مشاوره به موارد عادی، و روان درمانی به موارد غیرعادی، مرضی، درگیری ها و ناسازگاری های شخصیتی عمیق توجه دارد.

3-خدمات مشاوره بیشتر در مدارس و سازمان های تربیتی و اجتماعی انجام می شود؛ در حالی که معمولاً سروکار روان درمانی با امور روانی است و این کار در بیمارستان ها انجام می گیرد.

4-در مشاوره، تعداد جلسات و زمان صرف شده، کمتر از روان درمانی است.

5- در مشاوره، به اموری توجه می شود که در حوزهٔ آگاهی فرد قرار دارند؛  در حالی که در روان درمانی، به وجدان ناخودآگاه مراجع توجه می شود.

6- در مشاوره، به مراجع از جهات خودشناسی و رشد در زمینه های استقلال،  تصمیم گیری، خودیاری دررفع مشکلات، و نظایر آنها کمک می شود، حال آن که حوزهٔ  فعالیت روان درمانی، مسائل مربوط به تضاد درونی فرد است.

7-کمک های مربوط به خلاقیت، در حوزه ٔ کارمشاوران قرار می گیرد و درمان بیماری های روانی، کار روان درمان است.

8-روان درمانی به دگرگونی شخصیت فرد، توجه دارد، ولی مشاوره کوشش می کند تا فرد را قادر سازد که از منابع موجود بهره برداری کند.

9- در روان درمانی، در ارزیابی و تشخیص ،غالباً از مصاحبه ٔ بالینی استفاده می شود و حال آن که مشاور به احتمال کمتری تست و وسایل روان سنجی را به کار می برد.

10- مشاوره بیش از روان درمانی، به امر شناخت در مراجع می پردازد و بر خلاف روان درمانی، مسائل عاطفی حاد را کمتر بررسی می کند.

11-روان درمانی در پی دستیابی به هدف های بازسازی، و مشاوره در پی دست یافتن به هدف های بازپروری است.

دلایل تشابه و عدم تمایز بین مشاوره و وران درمانی

1-درمقابل نظرهای مذکور، طرفداران عدم تمایز بین مشاوره  و روان درمانی اظهار می دارند که:– جداکردن رفتارها و حالت های عادی و غیر عادی، با این که به ظاهر آسان است و لی در عمل با مشکلاتی مواجه می شود. طبیعی و غیر طبیعی، در امتداد یک خط مستقیم قرار دارند که مشخص کردن نقطه ای مشخص که حد فاصل این دو وضعیت را تعیین  کند، خالی از اشکال نیست. فروید معتقد است آنچه که در مورد افراد غیر عادی صادق است. درمورد افراد عادی نیز مصداق دارد.
2- درمورد محل انجام مشاوره و روان درمانی، گفته می شود که روان درمانگر دربیمارستان، کلینیک و هرجای دیگر که کار کند ،همان خدمات مشاور را انجام می دهد؛ زیرا مشاور علاوه بر راهنمایی تحصیلی و حرفه ای، به روان درمانی نیز می پردازد. به علاوه، در بعضی بیمارستان ها،مشاور به انجام مشاوره و در بسیاری از مدارس، روان شناسی بالینی به عرضه ی خدمات روان درمانی اشتغال دارند.
3-چون در مشاوره، روان درمانی نیز وجود دارد، پس ضرورتی ندارد که اختلاف این دو را از نظر میزان توجه وجدان خودآگاه یا ناخودآگاه مراجع، یا تعداد جلسات و زمان صرف شده، یا جنبه های مربوط به پیشگیری و درمان، عمده سازیم. در ضمن، در دوران درمانی نیز رشد مراجع مورد نظر است و هم مشاورهو هم روان درمانی، خدمات مشترکی را ارائه می کنند. راجرز خودش را روان درمانگر و مشاور می داند و بین این دو رشته، به وجود تمایز قائل نیست.
4- اختلاف در روش، استفاده از وسایل متفاوت، یا در نظر گرفتن هدف های به ظاهر مختلف، یا متفاوت بودن نوع مسائل مورد بررسی و نظایر آنها جنبه هایی هستند که می توان آنها را به طور کلی برای متفاوت بودن مشاوره از روان درمانی، عنوان کرد، ولی درهیچ یک از این موارد، مرزهای مشخصی برای  تمایز قائل شدن بین این دو رشته وجود ندارد و درواقع، هر دو در زمینه های مختلف دارای وجوه مشترک هستند.