Pariya Hoseini·۶ سال پیشرستاخیز خاطره هاباران خودش را به شیشه می کوبد، صدای رعد و برق و باران شدید به گوش می رسد طوری که هر لحظه احساس میکنی آب تو را با خود می برد، بهار است و بار…
Pariya Hoseini·۶ سال پیشمعرفی کتاب | کلمه ها باعث می شوند کمتر درد بکشیمبعضی از روزها هستن که انگار ثانیه ها کند تر میگذرن، تیک و تاک ساعت تو گوشت میپیچه، زمان با سرعت کندتری میگذره، وقت طلاست، وقت طلاست تو گوشت…
Pariya Hoseiniدرشبنامههایِ زنانه·۶ سال پیشبرای دخترم، برای ژیانا، برای زندگینامه ای به دخترمقبل از هرچیز میخواهم بگویم که نمی دانم در آینده دختری خواهم داشت یا نه، نمیدانم که تا فردا زنده خواهم بود یا نه.بخاطر همین…
Pariya Hoseini·۶ سال پیشهمین ساده ترین قصه یک انسان استهمه ی ما در زندگی لحظاتی را تجربه میکنیم که سرشار از غم و درماندگی است، لحظاتی که احساس میکنیم زورمان به زور دنیا نمی چربد و در زورآزمایی ز…
Pariya Hoseiniدرکتاب باز·۷ سال پیشما همان چیزی هستیم که دوست داریم بخوانیم.در هنگام خواندن این کتاب به این فکر می کردم که حالِ کتاب پریشان است یا حال نویسنده در هنگام نوشتن کتاب پریشان بوده است یا نه، حال من در هنگ…