احتمال، در روزمره ی من

من در ریاضی خوب بودم و هستم. دبیرستان که بودم بخشی از تمرینات و کارهای کلاسی رو من به جای معلم انجام میدادم. اینا رو میگم که منظورم اعتبار بیشتری بگیره! نه صرفا تعریف از خود. خب بریم سراغ احتمال در روزمره ی من؛ برام هم مفیده هم دردسر ساز!

مثال خیلی ساده ش رو میگم؛ از یکی می پرسم با کدوم دکمه روی ماشین حساب میشه یه عددی رو پاک کرد؟!

طرف میزنه روی یه دکمه و میگه: این دیگه! یا طرف زنگ زده براش آگهی توی روزنامه چاپ کنم (از این کارا هم میکنم) می پرسم واسه چه روزی می خواین چاپ بشه؟! میگه: فردا دیگه!

وجه مشترک این قبیل جواب ها اینه که طرف مقابل من از وجود حالتهای دیگه در جواب دادن آگاه نیست، یا بهتر بگم: جواب خودش یک جواب بدیهی و تنها حالت ممکنه هست. احتمال دیگه ای هم وجود نداره. یا اینکه اگرم حالت دیگه ای هست، تو دیگه نباید به اونا اصلا فکر کنی. همینی که من گفتم. همینقدی که برای من بدیهیه..برای تو هم باید باشه دیگه! در حالی که حداقل چند حالت دیگه هم وجود داشت!

حالا شما دوتا راه داری: یا اینکه دیگه نپرسی و - در مثال چاپ آگهی – آگهی طرف رو فردا چاپ کنی یا ازش بپرسی. اگر بپرسی میگه: فردا دیگه! اگرم نپرسی ممکنه برای فردا نمیخواسته باشه و فردا بهت زنگ بزنه که فلانی چرا امروز چاپ کردی من برای پس فردا میخواستم!

تفاوت آدم ها در تشخیص و پیش بینی حالت های ممکنه خیلی چیز عجیبیه برای من! خیلیا اصلا یکی دو حالت بیشتر رو در نظر نمی گیرن؛ حالا یا نمیاد به ذهنشون یا اگر هم بیاد نمیخوان اهمیتی بدن. شاید چون بعضی از حالات باعث میشه مسئولیتی بهشون داده بشه. مثلا پدر من طوری رفتار کنه که اصلا احتمال اینکه من سیگار بکشم صفره. اصلا غیرممکنه( برای اینکه من هیچوقت بهش فکر نکنم - حداقل از دید اون - ) که احیانا مسئولیتی حس نکنه. چون اگر احتمال بده من سیگاری میشم ، در واقع این حالت رو در نظر گرفته و خب با خودش می گه باید فکری برای این حالت هم بکنم؟! اصلا ولش کن! این حالت اصلا غیرممکنه و...

حالا من یه بیچارگی دارم این وسط؛ طرف فکر میکنه من خیلی خنگم :))) چون حالت های دیگه به ذهنم میاد و مجبورم راجع بهشون سوال کنم که طرف انتظار نداره خب! واضحه دیگه!

کسانی که با ماشین ( کامپیوتر معمولا) کار میکنن بهتر این نگاه الگوریتمیک رو دارن، چون مجبورن همه ی احتمالات رو در نظر بگیرن برای ساخت یه نرم افزار مثلا. چون همون مخاطب من که کلا یه حالت ذهنی داشت، با اولین مشکلی که با نرم افزار براش پیش میاد، بعد از چارتا بد و بیراه میگه: فکر نمیکردی شاید من بخوام فلان کار رو بکنم؟! نباید فکر میکردی بهش؟!
اما همه میتونن یکمی به این موضوع اهمیت بدن و در واقع همیشه فکر نکنن کاملا درست میگن.

بیایید در مکالمات روزمره هم همه ی احتمالات رو در نظر بگیریم :))))

تشکر تشکر