ویرگول
ورودثبت نام
پگاه علی‌نقیان
پگاه علی‌نقیانواگویه های خانوم وکیل در راهروهای دادگستری
پگاه علی‌نقیان
پگاه علی‌نقیان
خواندن ۴ دقیقه·۱۲ روز پیش

وکیل مدافع شیطان

بزنگاه هایی در زندگی هست که انتخاب های کوچیک و به ظاهر ساده، تعیین کننده مسیر پیش روی ما هستن. دقیقا همون لحظاتی که بین خوردن قرص آبی و قرمز مردد میشی و نمیدونی این زندگی کوتاه ارزش رنج-آگاهی رو داره یا نه.


برای همه مون کم و بیش اتفاق میوفته به واسطه شغل یا موقعیت اجتماعی که داریم مجبور بشیم تصمیماتی بگیریم که حتی نمیدونیم چه عواقبی به بار میاره. حتما لازم نیست سیاستمدار یا آدم پشت پرده باشی تا چنین وزنه‌ سنگینی رو حس کنی. ممکنه یه قاضی یا وکیل باشی که با رویای جنگیدن برای عدالت وارد میدون شده ولی واقعیات چیزهای دیگه ای رو بهش تحمیل میکنه.

قصدم سیاه نمایی از وضع موجود نیست که چه عرض کنم وقتی بالاتر از سیاهی رنگی نیست و کمابیش هر آدم هوشیاری میدونه دوروبرش چی میگذره. میخوام مواجه‌تون بکنم با لحظات تردید آمیزی که یک وکیل در مقام دفاع از موکلش تجربه میکنه. نقل قول معروفی هست که میگه:« قاضی، جاهل بین دو نادان است.» و من فکر میکنم این وضعیت راجع به وکلا هم صدق میکنه.

میدونی تاریخ حقوق و زیست جمعی انسان ها چه مسیر طولانی ای رو اومده تا رسیده به اینجا که ما در خصوص (ادله اثبات دعوا) با همدیگه به توافق برسیم؟ منظورم همون دلایل و مدارک خاصیه که در قوانین پیش بینی شده و مشخص میکنه نسبت به اینکه حق با چه کسیه و چه کسی خلاف واقع ادعا میکنه، حکم صادر کنیم.

از کلی گویی و نسبی گرایی ها که رد بشیم، چاره ای نیست جز اینکه بپذیریم ما انسان ها برای اینکه کنار همدیگه دووم بیاریم باید دور یکسری اصول اولیه خط قرمز بکشیم و حداقلیاتی رو مشخص کنیم برای توافق کردن. همینجاست که بحث (اراده آزاد و مسئولیت پذیری) انسان ها نسبت به اعمال و تصمیماتشون به وسط میاد.

شخص ساده دل زود باوری رو تصور کن که بدون در نظر گرفتن ملاحظات مالی و تجاری به غریبه ای اعتماد میکنه و سرمایه‌ش رو به اون میسپاره. حالا جلوی تو به عنوان وکیل نشسته و به جان عزیزترین هاش قسم میخوره که فلانی کلاهبرداری کرده و از اعتماد من سو استفاده کرده. اما تو وقتی مدارک و شرح پرونده رو مطالعه میکنی فقط یه صدا توی ذهنت میچرخه :« ای آدم ساده... ای آدم نادون...». با خودت دوتادوتا چهارتا میکنی چجوری بهش بگی این نتیجه حماقت خودته و قانون نمیتونه کاری برات بکنه؛ که میگه پس عدالت چی میشه خانوم وکیل؟!

اینروزا که برای گزارش نویسی دوران کارآموزیم به دادگاه های مختلف مراجعه میکنم، پرونده های متعددی رو دیدم که به واقع احتمال لغزیدن بین (ادله ای که هست) و (واقعیاتی که نیست) خیلی بالاست. اینجاست که اهمیت حضور یه وکیل، بسیار پر رنگ میشه. میدونی چرا؟ چون این وکلا هستند که روی خطر قرمز ها و اصول بازی مسلطن و شما حتی اگر پسر پیغمبر هم باشی برای اثبات ادعات و مطالبه حقوقت باید بر اساس ادبیات، فرم، روش قانون و رویه قضایی پیش بری نه قسم و آیه. به این میگن حاکمیت قانون!

خیلی ها تا اینجای ماجرا رو میدونن و به جای لجبازی بچگانه و خود-دانا پنداری از یه متخصص برای حل مسائل حقوقیشون کمک میگیرن. اما اگر دوربین رو بچرخونیم به سمت اون خانوم وکیل، پرتگاه همون جاییه که من روش بازی رو بلدم اما روش دور زدنش رو هم بلدم. میدونم همونقدر که برای دفاعیات من مستندات هست، برای رویکرد طرف مقابل هم مدارکی وجود داره. گاهی فقط ترتیب نوشتن بعضی کلمات میتونه نتیجه رو عوض کنه و من اگر وکیل مدافع شیطان هم باشم میتونم در مقام دفاع از اقداماتش ساعتها سخنرانی غرا ارئه بدم و دل هیات منصفه رو به رحم بیارم.

با اینکه قضیه انقدر دراماتیک و سینمایی نیست اما دور از واقعیت هم نیست. در اغلب دعاوی، هر دو طرف فکر میکنن حق با اوناست و حتی با بدبینی و بی احترامی به وکیل طرف مقابل پرخاش میکنن که تو چجور وکیلی هستی که داری از این آدم دفاع میکنی؟ این همون سئوالیه که هر وکیلی در ابتدای مسیر حرفه ایش باید به اون جواب بده و تکلیف خودش رو مشخص کنه.

مسیر اولی که خیلی از همکارا به سمتش میرن و از قضا موفق هم هستند اینه که با بررسی مدارک موجود، تلاششون رو بکنن در مقام دفاع از حقوق موکل، تمامی قوانین، دکترین و رویه قضایی رو با دقت و وسواس بررسی کنن و بهترین دفاع رو تدارک ببینن. برای همین یه روز ممکنه وکیل قاتل باشن یه روز وکیل مقتول. این دسته از وکلا انسان های زیرک و متعهدی هستند که در طی مسیر گاهی ممکنه بپذیرن برای موفق شدن در پرونده باید مسیرهای مختلفی رو هم امتحان کرد. رسمی یا غیر رسمی. بگذریم. اما گروه دیگری هم هستند که این وسواس رو در مرحله پیش از قبول وکالت دعوا خرج میکنن و ترجیح میدن در مقام دفاع از هر شخص و موقعیتی قلم نزنن و سینه سپر نکنن. این دسته هیچ وقت به یقین صد در صدی نمیرسن ولی با سختگیری از جایگاه خودشون به عنوان وکیل مدافع و سوگند شرافت، هر استفاده ای هم نمیکنن.

حالا سئوالی که من هر روز و هر شب از خودم میپرسم اینه که تو میخوای قرص آبی رو بخوری یا قرص قرمز؟!

وکیلمسئولیت اجتماعی
۸
۰
پگاه علی‌نقیان
پگاه علی‌نقیان
واگویه های خانوم وکیل در راهروهای دادگستری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید