در مزه ی نان خاطرهای هست
من بعضی وقت ها به طور نا خود آگاه یاد گذشته ها می افتم . یاد روز های خوش کودکی . آن دوران که مسئولیتی بر دوشم نبود . آزاد و رها مشغول بازی کردن بودم . دغدغه آن روز های من برنده شدن در بازی های کامپیوتری و سگا بود .
الان که بهشون فکر می کنم خنده ام می گیرد .
اما بیشتر که در گذشته عمیق می شوم ، غمگین می کند . می خواهم گریه کنم . برایم گذشته جای بهتری است .
من کسی هستم که در گذشته ی خود محصور است.
پژمان سینائی
