برنامه ریزی برای انجام دادن یا انجام ندادن!

برنامه ریزی
برنامه ریزی

جدیداً برای کار فرهنگی ای گروه تشکیل دادیم که قبلا بصورت فردی انجامش می دادم، چون بسیاری از افراد معتقد بودن که بعضی از برنامه های فرهنگی من مناسب نبوده یا باید بهتر بشه.

خوب این خیلی عالیه! چون هم سطح خروجی در این حالت بالا میره و هم فشار کاری روی من کمتر میشه! اما تا حالا شرایط چیز دیگه ای بوده، یعنی افرادی که اومدن در گام اول بیشتر فعالیتهای قبلی رو کنار گذاشتن اما چیزی جایگزینش نکردن!

تازه این مشکل هم اضافه شده که من باید بین این افراد تعادل ایجاد کنم و مشکلات جمعی رو حل و فصل کنم..

این مطلب به ذهنم خطور کرد که برنامه ریزی های ما وقتی می خوان به سمت منطقی شدن برن بسیاری از کارها رو حذف می کنن اما چیزی جاش نمی ذارن و فکر می کنن این خیلی مناسبه که هیچ کار ضعیفی انجام نشه اما متوجه نیستیم که با این کار باعث می شیم کلا کاری دیگه انجام نشه!!

بنظر می رسه منطقی ترین کار همیشه « رشد در حال فعالیت » باشه، البته این در کارهاییه که هیچ جایگزینی نداشته باشه یعنی هیچ فرد حرفه ایی در اون رابطه موجود نباشه. رشد در حال فعالیت یعنی بالاتر بردن کیفیت با مطالعه و تحقیق و تمرین و حذف نقاط ضعف هنگام اجرای روزمره کارها.

خودتون فکر کنین یه گروه تئاتر یا یک مجله محلی با توانایی محدود شروع به کار کرده باشه و پس از مدتی گروه به این نتیجه برسه که باید کار متوقف بشه تا مقداری سطح کیفیت بالا بره، خب این یعنی تمام تلاشهای قبلی و جایگاهی که قبلا بین مردم باز شده بود از بین بره تا شاید در آینده بشه نتیجه ی بهتری گرفت!

ما توی زندگی روزمره مون هم با همین مسئله روبرو هستیم، یعنی وقتی نمی تونیم کاری رو به نحوه ی احسن انجام بدیم اون کار رو حذف می کنیم تا هر وقت توی اون کار استاد شدیم انجامش بدیم و این روش باعث میشه بعد از مدتی اون شوق و حرارت اولیه رو از دست بدیم و چون هیچ نمود بیرونی و عادتی هم برامون نمونده به کل به دست فراموشی بسپاریمش.

حالا من در نظر دارم که همون برنامه های کوتاه سابقم رو دوباره شروع کنم و از گروه هم درخواست کنم برنامه های بهتری رو برای انجام دادن پیشنهاد کنه و البته این وسط خودم هم مشغول مطالعه و افزایش محارتهای مورد نیاز این کار فرهنگی هستم!

پیروز و موفق باشید.