سفرنامه مارکو چلو ۱ : اخلاق رانندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

– یابو! بکش کنار .. مگه نمی‌بینی می‌خوام سبقت بگیرم؟

– هیف اون گاوی که فروختی و این ماشینو خریدی!

– اِ اِ اِ .. چرا سر خرتو کج می‌کنی یهو؟

تازه اینا خوباشه! بعضی‌ها موقع رانندگی سطح ادبیات رو از این هم بالاتر می‌برن.

جدا از اینکه ناسزاگویی شایسته‌ی شخصیت ما نیست، تا حالا فکر کردین اون طرف اصلاً صداتون رو نمی‌شنوه؟ و بعد از اعصاب خودتون که کلی خطخطی میشه، اون بیچاره‌هایی که همراهتون هستن مخاطب اصلی کلمات قصار شما هستن!

از گناهی که برای راننده‌ی خاطی شستین بگذریم، هیچ تنبهی برای اون فرد هم بوجود نیاوردین و اون فرد باز هم به شیوه‌ی خودش در رانندگیش ادامه خواهد داد. پس یه فکری بحال خودتون و خانواده یا رفقای همراهتون بکنین!

معمولاً مشکل اصلی ما اینه که قبل از شروع سفر، خودمون رو آماده مسائل معمول همه‌ی سفرهای جاده‌ای نمی‌کنیم. تا حالا شده توق جاده‌ی بیرون شهری هیچ فرد بی‌مبالاتی وجود نداشته باشه؟ تا حالا شده کسی نباشه که موقع رانندگی بر اثر خستگی یا بیماری دچار اشتباهات رانندگی نشه؟

جدا از این اصلاً یادمون هست برای چی می‌ریم سفر؟ برای حال کردن! نشاط و خستگی درکردن! حالا با این همه فحشی که دادیم خودمون بیشتر لذت بردیم یا اطرافیونمون بیشتر کیفور شدن؟؟ پس باید بی‌خیال شیرین‌زبانی بشیم و از سفری که با بیچارگی مرخصیشو جور و برای پولش کلی قرض و قوله کردیم حظ ببریم

راستی، یه راه حل بامزه! رانندگی در سفر رو یه گیم (بازی) فرض کنین و هر بار که به یک راننده‌ی بی‌مبالات برخوردین و خطر رو رد کردین، بعد از بجا آوردن شکر خدا از نجات، یه امتیاز بخودتون بدین و آخر رانندگی جمع ببندین و به خودتون جایزه بدین! مثلا یه دلستری یا بستنی‌ای چیزی.

و اینکه .. هی گوساله! دیروز شاخ می‌زدی امروز جفتک می‌ندازی؟ آخه سر پیچ سبقت می‌گیرن؟؟ .. بله، چی می‌گفتم؟ 😅😅