هوش مصنوعی یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر در مسیر پیشرفتهای علمی و فناورانه است. در سالهای اخیر، سرعت پیشرفت در این حوزه به شکلی حیرتانگیز افزایش یافته و اکنون در آستانه ورود به دورانی قرار داریم که سیستمهای هوش مصنوعی نه تنها به ابزارهایی برای حل مشکلات پیچیده تبدیل میشوند، بلکه نقش گستردهتری در شکلدهی آینده جوامع ایفا خواهند کرد.
سم آلتمن، یکی از پیشروترین چهرههای حوزه هوش مصنوعی و مدیرعامل OpenAI، در مقالهای تفکر برانگیز و جامع به بررسی وضعیت کنونی و آینده احتمالی هوش مصنوعی عمومی (AGI) پرداخته است. او با نگاهی عمیق به اقتصاد هوش مصنوعی، فرصتها و چالشهای پیشرو را تحلیل کرده و از تأثیرات شگرف این فناوری بر زندگی انسانها صحبت میکند.
در این مقاله، آلتمن به این موضوع میپردازد که چگونه AGI میتواند باعث افزایش چشمگیر بهرهوری، کاهش هزینهها، و تحول عمیق در صنایع مختلف شود. او همچنین به اهمیت سیاستگذاری درست و توزیع عادلانه منافع این فناوری اشاره میکند و هشدار میدهد که عدم توجه به این مسائل میتواند باعث نابرابریهای جدید و تقویت قدرتهای متمرکز شود.
آنچه این مقاله را متمایز میکند، نگاه دوگانه آن به AGI است: از یک سو به عنوان ابزاری در ادامه مسیر پیشرفتهای تاریخی بشر، و از سوی دیگر به عنوان تحولی بیسابقه که میتواند تعریف ما از کار، خلاقیت و حتی زندگی را دگرگون کند.
در ادامه، ترجمهای کامل از این مقاله ارائه شده است تا مخاطبان فارسیزبان بتوانند با ایدهها و دیدگاههای مطرحشده آشنا شوند و به درک بهتری از این لحظه تاریخی دست یابند.

سه مشاهده
ماموریت ما این است که اطمینان حاصل کنیم هوش عمومی مصنوعی (AGI) به نفع تمام بشریت عمل میکند.
سیستمهایی که به سمت AGI اشاره میکنند، در حال ظهور هستند و به همین دلیل ما فکر میکنیم که درک لحظهای که در آن قرار داریم، بسیار مهم است. AGI اصطلاحی است که بهطور ضعیفی تعریف شده است، اما بهطور کلی منظور ما سیستمی است که بتواند در بسیاری از حوزهها، در سطح انسانی، به مشکلات فزاینده پیچیده رسیدگی کند.
انسانها ابزارسازانی هستند با یک انگیزه ذاتی برای درک و خلق کردن، که این امر باعث شده جهان برای همه ما بهتر شود. هر نسل بر پایه اکتشافات نسلهای قبل از خود بنا میکند تا ابزارهایی حتی توانمندتر ایجاد کند—از برق گرفته تا ترانزیستور، کامپیوتر، اینترنت، و بهزودی AGI.
در طول زمان، با فراز و فرودهایی، پیشرفت مداوم نوآوریهای انسانی سطوحی از رفاه و بهبود را به ارمغان آورده که پیشتر غیرقابل تصور بودند و تقریباً همه جنبههای زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دادهاند.
به یک معنا، AGI فقط یک ابزار دیگر در این داربست هر روز بلندتر پیشرفت انسانی است که با هم در حال ساخت آن هستیم. اما از طرف دیگر، AGI آغاز چیزی است که گفتن “این بار متفاوت است” دربارهاش دشوار نیست؛ رشد اقتصادی پیش روی ما شگفتانگیز به نظر میرسد و اکنون میتوانیم جهانی را تصور کنیم که در آن همه بیماریها درمان شوند، زمان بیشتری برای لذت بردن با خانوادههایمان داشته باشیم و بتوانیم پتانسیل خلاقانه خود را به طور کامل محقق کنیم.
شاید در یک دهه آینده، هر فرد روی زمین قادر باشد کارهایی را انجام دهد که امروز حتی تاثیرگذارترین افراد هم نمیتوانند.
ما همچنان شاهد پیشرفت سریع در توسعه هوش مصنوعی هستیم. در اینجا سه مشاهده درباره اقتصاد هوش مصنوعی آورده شده است:
اگر این سه مشاهده همچنان درست باقی بمانند، تأثیرات آن بر جامعه بسیار چشمگیر خواهد بود.
ما اکنون شروع به عرضهی عوامل هوش مصنوعی (AI agents) کردهایم که در نهایت شبیه به همکاران مجازی خواهند شد.
بیایید مورد یک عامل مهندسی نرمافزار را تصور کنیم، عاملی که انتظار داریم بهطور خاص بسیار مهم باشد. تصور کنید این عامل در نهایت قادر خواهد بود بیشتر کارهایی را که یک مهندس نرمافزار در یک شرکت برتر با چند سال تجربه میتواند انجام دهد، برای وظایفی که تا چند روز طول میکشند، انجام دهد. این عامل ایدههای جدید و بزرگ نخواهد داشت، به نظارت و جهتدهی زیادی از سوی انسان نیاز خواهد داشت، و در برخی موارد عالی عمل خواهد کرد اما در برخی دیگر بهطور شگفتانگیزی ضعیف خواهد بود.
با این حال، آن را بهعنوان یک همکار مجازی واقعی اما نسبتاً تازهکار تصور کنید. حالا 1,000 نسخه از آن را تصور کنید. یا 1 میلیون نسخه از آن. حالا چنین عواملی را در هر زمینهای از کارهای دانشی تصور کنید.
از برخی جهات، هوش مصنوعی ممکن است از نظر اقتصادی شبیه به ترانزیستور شود—یک کشف بزرگ علمی که بهخوبی مقیاسپذیر است و به تقریباً هر گوشهای از اقتصاد نفوذ میکند. ما زیاد به ترانزیستورها یا شرکتهای تولیدکننده ترانزیستور فکر نمیکنیم، و مزایای آنها بهطور گسترده توزیع شده است. اما ما انتظار داریم که کامپیوترها، تلویزیونها، خودروها، اسباببازیها و موارد دیگر معجزه کنند.
دنیا یکباره تغییر نخواهد کرد؛ هیچگاه اینگونه نبوده است. در کوتاهمدت، زندگی تا حد زیادی به همان شکل ادامه خواهد یافت و مردم در سال 2025 بیشتر وقت خود را همانگونه خواهند گذراند که در سال 2024 میگذرانند. ما همچنان عاشق خواهیم شد، خانواده تشکیل خواهیم داد، در فضای آنلاین بحث خواهیم کرد، در طبیعت پیادهروی خواهیم کرد و غیره.
اما آینده به شکلی پیش خواهد آمد که نمیتوان آن را نادیده گرفت، و تغییرات بلندمدت در جامعه و اقتصاد ما بسیار عظیم خواهند بود. ما چیزهای جدیدی برای انجام دادن پیدا خواهیم کرد، راههای جدیدی برای مفید بودن برای یکدیگر و روشهای جدیدی برای رقابت کردن کشف خواهیم کرد، اما اینها ممکن است شباهت چندانی به مشاغل امروز نداشته باشند.
اختیار، اراده و عزم احتمالاً ارزش بسیار زیادی خواهند داشت. تصمیمگیری درست درباره اینکه چه باید کرد و چگونگی پیمایش در دنیایی که بهطور مداوم در حال تغییر است، ارزش زیادی خواهد داشت؛ تابآوری و توانایی انطباق از مهارتهایی هستند که پرورش آنها مفید خواهد بود. AGI بزرگترین اهرم تا به امروز بر اراده انسانی خواهد بود و به افراد این امکان را میدهد که تأثیر بیشتری نسبت به گذشته داشته باشند، نه کمتر.
ما انتظار داریم که تأثیر AGI نابرابر باشد. اگرچه برخی صنایع تغییر چندانی نخواهند کرد، اما پیشرفت علمی احتمالاً بسیار سریعتر از امروز خواهد بود؛ این تأثیر AGI ممکن است از هر چیز دیگری فراتر رود.
در نهایت، قیمت بسیاری از کالاها بهطور چشمگیری کاهش خواهد یافت (در حال حاضر، هزینه هوش و هزینه انرژی بسیاری از چیزها را محدود میکنند)، و قیمت کالاهای لوکس و معدود منابع ذاتاً محدود، مانند زمین، ممکن است به شکلی چشمگیر افزایش یابد.
از نظر فنی، مسیر پیش روی ما نسبتاً روشن به نظر میرسد. اما سیاستگذاری عمومی و نظر جمعی درباره اینکه چگونه باید AGI را در جامعه ادغام کنیم بسیار اهمیت دارد؛ یکی از دلایل ما برای عرضه زودهنگام و مکرر محصولات این است که به جامعه و فناوری زمان بدهیم تا با یکدیگر همتکامل پیدا کنند.
هوش مصنوعی در تمامی حوزههای اقتصاد و جامعه نفوذ خواهد کرد؛ ما انتظار خواهیم داشت که همه چیز هوشمند باشد. بسیاری از ما انتظار داریم که در مقایسه با گذشته، نیاز بیشتری به دادن کنترل بیشتر به مردم بر این فناوری باشد، از جمله انتشار عمومی بیشتر (open-sourcing) و پذیرفتن این موضوع که تعادلی میان ایمنی و توانمندسازی افراد وجود دارد که نیازمند مصالحههایی خواهد بود.
در حالی که هرگز نمیخواهیم بیپروا عمل کنیم و احتمالاً تصمیمات و محدودیتهای بزرگی در رابطه با ایمنی AGI وجود خواهد داشت که ممکن است مورد استقبال عمومی قرار نگیرد، اما بهطور کلی، هرچه به دستیابی به AGI نزدیکتر میشویم، معتقدیم حرکت به سمت توانمندسازی فردی اهمیت بیشتری پیدا میکند. مسیر دیگری که میتوانیم تصور کنیم این است که هوش مصنوعی توسط دولتهای استبدادی برای کنترل جمعیت از طریق نظارت گسترده و کاهش خودمختاری افراد استفاده شود.
اطمینان از اینکه منافع AGI بهطور گسترده توزیع شود، امری حیاتی است. تأثیر تاریخی پیشرفتهای فناوری نشان میدهد که اکثر معیارهایی که برای ما اهمیت دارند (نتایج سلامت، رفاه اقتصادی و غیره) بهطور متوسط و در بلندمدت بهبود مییابند، اما افزایش برابری به نظر نمیرسد که بهطور ذاتی به فناوری بستگی داشته باشد و انجام درست این کار ممکن است به ایدههای جدید نیاز داشته باشد.
بهطور خاص، به نظر میرسد که تعادل قدرت بین سرمایه و نیروی کار بهراحتی میتواند به هم بخورد، و این مسئله ممکن است به مداخله زودهنگام نیاز داشته باشد. ما به ایدههایی که ممکن است عجیب به نظر برسند، مانند تخصیص یک «بودجه محاسباتی» برای اینکه هر فرد روی زمین بتواند از هوش مصنوعی به مقدار زیادی استفاده کند، باز هستیم. اما همچنین راههای بسیاری را میبینیم که در آن کاهش بیوقفه هزینه هوش میتواند تأثیر مطلوب را داشته باشد.
هر کسی در سال 2035 باید بتواند ظرفیت فکری معادل مجموع تمام افراد در سال 2025 را مدیریت کند. همه باید به نبوغ نامحدودی دسترسی داشته باشند که بتوانند آن را به هر شکلی که تصور میکنند، هدایت کنند. در حال حاضر، استعدادهای فراوانی وجود دارد که بدون منابع کافی نمیتوانند خود را بهطور کامل ابراز کنند، و اگر این وضعیت را تغییر دهیم، نتیجهی خروجی خلاقانه جهان، منافع عظیمی برای همه ما به همراه خواهد داشت.
با تشکر ویژه از جاش آچیام، بواز باراک و الکساندر مادری برای بازبینی پیشنویسهای این متن.
*با استفاده از اصطلاح AGI در اینجا، هدف ما ارائه توضیح روشن است و قصد نداریم تعاریف یا فرآیندهایی که رابطه ما با مایکروسافت را تعریف میکنند، تغییر دهیم یا تفسیر کنیم. ما بهطور کامل انتظار داریم که برای بلندمدت با مایکروسافت همکاری داشته باشیم. این پاورقی ممکن است بیاهمیت به نظر برسد، اما از طرف دیگر میدانیم برخی خبرنگاران ممکن است برای جلب توجه، مطالب بیاساسی بنویسند، بنابراین اینجا پیشاپیش از این اتفاق جلوگیری کردهایم…
منبع مقاله: https://blog.samaltman.com/three-observations
امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!
لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.
برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.