
یکی از حقایق بازارهای سهام این است که "آنچه بالا می رود، باید پایین بیاید". در طول یک دوره از زمان، این حرکات تبدیل به یک بخشی از یک الگوی بزرگتر است و اغلب به عنوان چرخه شناسایی می شوند. در کتاب مارکس، "تسلط بر چرخه بازار" هاوارد مارکس به وضوح بیان می کند که چرا همراهی در سیکل ها یکی از مهمترین نکات برای یک سرمایه گذار است. او معتقد است در حالی که چرخه ها ممکن است از رویدادهای بیرونی به وجود بیایند، بیشتر تمایل دارند که تحت تأثیر فراز و نشیب ها روانشناسی انسان و نتیجه رفتار انسان ها است. کتاب به شیوه ای واضح، شفاف و جذاب، بینش ارزشمندی در مورد مفهوم چرخه های بازار، وقوع آنها و چگونگی کسب سود از آنها را توضیح می دهد.
نکات مهم:
• چرخه ها بخش مهمی از بازارها هستند - شناسایی چرخه ها به درستی می تواند برای سرمایه گذاران بسیار سودآور باشد.
• چرخه ها از خوش بینی و بدبینی شدید ناشی می شوند.
• چرخه های اقتصادی بازتابی از روندهای بلندمدت در اقتصاد هستند
• ریسک به شدت بر نوسان بین خوش بینی افراطی و بدبینی افزاطی تأثیر می گذارد
• با ادراک چرخه ها و قرار دادن عملکرد خود بر این اساس، می توانید شانس ها را به نفع خود قرار دهید
• چرخه های اعتباری چرخه های اقتصادی را تغذیه می کند همان طور که اعتبار به عنوان اکسیژن برای اقتصاد عمل می کند.
• اهداف معقول و قابل دستیابی داشته باشید و روی بلندمدت تمرکز کنید
ماهیت و اهمیت چرخه ها
ما در جهانی زندگی می کنیم که تصادفی است و به شدت تحت تأثیر رویدادهای داخلی و جهانی به اضافه کنیم که سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران است و البته ما دستور العملی برای حرکات اشتباه داریم. با این حال، همانطور که شما این حرکات را در طول یک دوره مشاهده می کنید ، شما ظهور الگویی را خواهید دید که از رشد به اصلاح و سپس از اصلاح به رشد تغییر می کنند. یکی از بزرگترین عوامل موثر در شکل گیری چرخه ها، رفتار سرمایه گذار است. روانشناسی سرمایه گذار تمایل دارد مانند آونگ حرکت کند، از خوش بینی افراطی به بدبینی افراطی. در نتیجه، بیشتر روندهای مثبت در نهایت به حد افراط کشیده می شوند و آن افراط ها در نهایت خود به خود اصلاح می شوند. در یک دوره زمانی، این تبدیل به یک چرخه می شود و توانایی شناسایی منطقی مراحل در چرخه می تواند برای سرمایه گذار بسیار سودآور باشد.
"بازگشت به سمت میانگین" یک انتظار قدرتمند و بسیار منطقی است که در بیشتر جنبه های زندگی وجود دارد. چرخه ها تمایل دارند این قاعده جهانی «بازگشت به میانگین» را دنبال کنند و حول نقطه میانی نوسان می کند حتی اگر چرخه های متناوب در یک روند صعودی سکولار باشند. وقایع در طول زندگی یک چرخه را نباید صرفاً به عنوان دنباله قبلی آن ها یا - مهمتر از آن - به عنوان هر یک باعث بعدی می شود، نظر گرفت. البته مهم است که قابل اتکا بودن عوامل ادواری خوش بینی و بدبینی افراطی که دو طرف یک سکه هست، را تشخیص دهیم. اگرچه دینامیک زیربنایی معمولاً مشابه است، زمان، مدت، سرعت و قدرت نوسانات و مهمتر از همه «دلایل» متفاوت است.
چرخه ها عبارتند از:
• اجتناب ناپذیر است
• با ناتوانی سرمایه گذاران در به یاد آوردن گذشته تشدید شده است
• خود اصلاحی هستند.
• اغلب کمتر از آنچه که هستند متقارن دیده می شوند.
رویکرد نسبت به ریسک
هنگامی که در مورد سرمایه گذاری صحبت می شود، اجتناب از موضوع ریسک دشوار است. ماهیت اساسی سرمایه گذاری، تحمل ریسک در تعقیب سود است . سرمایهگذاران سعی میکنند به جای اینکه توسط آنها جریمه شوند، از پیشرفتهای آینده سود ببرند. سرمایه گذار برتر به سادگی کسی است که این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد.
"ریسک" بخش متحرک اصلی در سرمایه گذاری است. در هر نقطه ای از زمان، نحوه نگرش جمعی سرمایه گذاران از ریسک بر احساسات بازار تأثیر می گذارد و روند را شکل می دهد. بزرگترین منبع خطر این باور است که هیچ ریسکی وجود ندارد. تحمل ریسک بالا (درجه بالایی از راحتی سرمایه گذار نسبت به ریسک ) بزرگترین عامل تداوم بخش ریزش های بعدی بازار است.
چرخه های معمولی بازار چگونه آشکار می شوند؟
در راه صعود بازار، با شروع بهبود متغییرهای بنیادی و افزایش درآمد و شروع به شکستن انتظارات تحلیلگران، خوش بینی شروع به نفوذ در بازار می کند. رسانهها فقط خبرهای خوب را گزارش میکنند و به این خوش بینی بیشتر دامن میزند. در نتیجه، انتظارات افزایش می یابد، روانشناسی سرمایه گذار تقویت می شود، مردم فقط تحولات مطلوب را درک می کنند، سرمایه به راحتی در دسترس می شود، قیمت دارایی ها افزایش می یابد و سرمایه گذاران ریسک بیشتری را می پذیرند. این باعث می شود قیمت ها و ریسک به بالاترین حد خود برسند. با این حال، در این مرحله، مردم به شدت سرخوش هستند و تمایل دارند که به شدت ریسک کنند. به همین دلیل است که وقتی قیمتها شروع به کاهش میکنند، بیشتر سرمایهگذاران غافلگیر می شوند.در مسیر نزولی، بنیان های اقتصادی شروع به وخامت می کنند، درآمدها کاهش می یابد و کمتر از انتظارات تحلیل گران می شود. در این سناریو، رسانهها فقط اخبار بد را گزارش میکنند و در نتیجه بدبینی سرمایهگذاران را بیشتر میکنند. در نتیجه، انتظارات کاهش می یابد، روانشناسی سرمایه گذار ضعیف می شود، قیمت دارایی ها کاهش می یابد و سرمایه گذاران ریسک گریزتر می شوند. قیمت ها در نهایت به کف می رسند، در جایی که ریسک پایین است. این زمان برای اتخاذ استراتژی تهاجمی است. هنگامی که سرمایه گذاران شروع به خرید در کف می کنند، چرخه دوباره تکرار می شود.

انواع چرخه ها
چرخه اقتصادی
چرخه اقتصادی یا تجاری؛ پایه و اساس رویدادهای دوره ای در دنیای تجارت یا بازارها را فراهم می کند. در زمانی که اقتصاد رشد میکند و شتاب بیشتری میگیرد، شرکتها شروع به عملکرد خوب میکنند و شاهد گسترش سود خود هستند که متعاقباً منجر به رشد بازار سهام می شود. با این حال، تمرکز همیشه باید بر روی "روندهای اقتصادی بلندمدت" باشد. بیشتر چرخههایی که توجه سرمایهگذاران را جذب می کند ، شامل نوسانهایی حول یک روند سکولار یا گرایش مرکزی است. در حالی که آن نوسانات برای شرکت ها و بازارها در کوتاه مدت مهم است، تغییرات در خط روند اصلی اهمیت بسیار بیشتری خواهد داشت. نوسانات حول این روند در درازمدت (بعد از ایجاد کشمکش زیاد و ایجاد انحراف زیاد) از بین خواهند رفت اما تغییرات در روند اساسی، بزرگترین تفاوت را در دراز مدت ایجاد خواهد کرد.
چرخه اقتصادی می تواند تأثیر عمیقی بر فروش برخی از شرکت ها داشته باشد اما بر برخی دیگر تاثیر کمتری دارد. این در درجه اول به دلیل تفاوت در عملیات و اهرم مالی است. این اساساً به این معنی است که درصد معینی تغییر در فروش دارای مقدار زیادی تأثیر بیشتر بر سود برخی از شرکت ها نسبت به سایرین دارد (بستگی به حاشیه سود شرکت دارد). فروش در برخی از صنایع حساس به چرخه اقتصادی است (مواد خام صنعتی، اجزاء و غیره) و در برخی اینطور نیستند (ضرورت های روزمره مانند غذا و نوشیدنی). همچنین سود یرخی شرکت ها برخی بسیار حساس هستند، در حالی که سود دیگران تغییر نمی کند. درک اهرم مالی و عملیاتی یک شرکت می تواند کمک کند که سرمایه گذاران بهترین شرکت ها را در هر مرحله از چرخه شناسایی می کنند.
با این حال، چرخه اقتصادی شدید نامطلوب تلقی می شود. قدرت بیش از حد می تواند تورم را تحریک کند و اقتصاد را آنقدر بالا ببرد که رکود اجتناب ناپذیر شود. از سوی دیگر، ضعف بیش از حد می تواند باعث کاهش سود شرکت ها شود که به قیمت از دست رفتن شغل مردم تمام شود. اینجاست که دولت، بانک مرکزی و مقامات خزانه داری در مدیریت چرخه ها نقش دارند.
چرخه اعتبار
"اعتبار" شاهرگ حیات یک اقتصاد است. هیچ اقتصادی بدون در دسترس بودن اعتبار نمی تواند کار کند چه رسد به اینکه شکوفا شود. اعتبار مانند اکسیژن به یک اقتصاد می رسد و می توان تصور کرد که وقتی نباشد چه اتفاقی می افتد. فقط نوسان کوچکی در اقتصاد لازم است تا نوسان زیادی در در دسترس بودن اعتبار ایجاد می کند که تأثیر زیادی بر قیمت دارایی ها و متعاقباً خود اقتصاد دارد. تغییرات در دسترس بودن سرمایه یا اعتبار یکی از اساسی ترین تأثیرات بر اقتصادها، شرکت ها و بازارها هستند.
چرخه بدهی مضطرب
هیاهوی عمومی و بی احتیاطی که مشخصه یک چرخه صعودی است که اغلب وام دهندگان را شدیدا درگیر می کند. هنگامی که بازار اعتبار داغ می شود، وام دهندگان مشتاق شروع به غفلت از بهترین روش های وام دهی می کنند. آنها به وام گیرندگان ضعیف وام می دهند و ساختارهای بدهی ضعیف را نیز قبول می کنند- بسیاری از اوراق قرضه که منتشر می شوند که فاقد حاشیه ایمنی مطلوب هستند و این نشان می دهد که در صورت بدتر شدن شرایط عمومی اقتصادی، آنها قادر به بازپرداخت نخواهند بود. این تمدید "ناعاقلانه" اعتبار می تواند فرصت فوق العاده ای در سرمایه گذاری به وجود بیاورد.
یک سرمایه گذار بدهی مضطرب سعی می کند بفهمد:
شرکت ورشکسته چقدر ارزش دارد (یا در زمان خروج از ورشکستگی ارزش خواهد داشت)؟
چگونه این ارزش بین طلبکاران شرکت و سایر مدعیان تقسیم خواهد شد،
این روند چقدر طول می کشد؟
با پاسخهای صحیح به این سؤالات، یک سرمایهگذار میتواند تعیین کند که در صورت خرید با قیمت معین، بازده سالانه بخشی از بدهی شرکت چقدر خواهد بود.
چرخه املاک و مستغلات
چرخه ها جهانی هستند و برای همه طبقات دارایی اعمال می شوند. املاک و مستغلات یک طبقه دارایی بسیار مورد پسند در میان سرمایه گذاران هست. بسیاری از مردم بر این باورند که مزایای بی شماری دارد که مهمترین آنها توانایی آن در محافظت در برابر تورم است. مردمی در نهایت یاد می گیرند که صرف نظر از شایستگی پشت این بیانیه، آنها از سرمایه گذاری که در قیمت خیلی بالا انجام شده است، محافظت نخواهند کرد.
کنار هم قرار دادن همه چیز - شانس به نفع شما
"سه مرحله از یک بازار صعودی" وجود دارد که هر سرمایه گذار باید آنها را بشناسد:
مرحله 1: زمانی که تنها تعداد کمی از افراد دارای درک غیرعادی باور دارند که اوضاع بهتر خواهد شد.
مرحله 2: زمانی که اکثر سرمایه گذاران متوجه می شوند که بهبود در واقع در حال وقوع است،
مرحله 3: زمانی که همه به این نتیجه می رسند که همه چیز برای همیشه بهتر خواهد شد.
شناسایی و درک این مرحله می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا سرمایه را به گونه ای قرار دهند که از تحولات آتی بهره مند شوند، یعنی در هنگام رشد بازار نسبت به زمان نزول، سرمایه گذاری بیشتری داشته باشند.
برای آن، فرد باید بداند که بازار در کجای چرخه خود قرار دارد. چرخه ها به طور کامل – یا گاهی اصلاً – از عملکرد فرآیندهای مکانیکی، علمی یا فیزیکی ناشی نمی شوند. اگر این کار را انجام دهند بسیار قابل اعتمادتر و قابل پیش بینی تر خواهند بود - اما بالقوه سود بسیار کمتری دارند. بیشترین سود از دیدن چیزهایی بهتر از دیگران به دست می آید، و اگر چرخه ها کاملاً قابل اعتماد و قابل پیش بینی بودند، چیزی به نام برتری در دیدن آنها وجود نداشت. کل ایده پشت چرخه های مطالعه این است که چگونه پورتفولیوی خود را برای نتایج احتمالی پیش رو قرار دهید.
تعیین موقعیت و انتخاب دو ابزار اصلی در مدیریت پورتفولیو هستند. فرمول موفقیت سرمایه گذاری باید در سه جفت اصلی در نظر گرفته شود:
چگونه شانس ها را به نفع خود جمع می کنید؟
1- از انتظارات معقول شروع کنید: در سرمایه گذاری، دستیابی به نتایج متوسط بسیار آسان است و به طور مداوم بالاتر از حد متوسط بودن بسیار دشوار است. این مهم است که تصمیم بگیرید آیا این کار را انجام خواهید داد:
2- اهداف خود را واضح بیان کنید: هر برنامه سرمایه گذاری منسجمی باید از یک هدف بازده صریح و یک چارچوب زمانی مشخص شروع شود.
3- مطمئن شوید که اهداف شما واقع بینانه و قابل دستیابی هستند: اهداف شما باید منعکس کننده و مطابق با محیط سرمایه گذاری باشد.
4- در مورد موقعیت یابی چرخه ای نظر خود را تنظیم کنید: هدف در موقعیت یابی چرخه این است که چیزی را زمانی که ارزان است بیشتر نگه دارید و زمانی که ارزان است کمتر در زمانی که گران است، و در زمان های مناسب قدرت تهاجمی و تدافعی را افزایش دهید. نکته کلیدی در این زمینه در آگاهی از جایگاه بازار، تضاد گرایی، رفتار ضد چرخه ای و پیگیری ارزش نسبی نهفته است.
5- ماهیت اصلی تضاد را درک کنید: گله سرمایهگذار معمولاً در حد نقاط اوج و قعر اشتباه میکند.
6- تمرکز بلندمدت را انتخاب کنید: حرکات کوتاه مدت فقط سر و صدا هستند. روند سکولار تنها در دراز مدت آشکار می شود. اگر میخواهید از شناسایی چرخهها سود ببرید، باید یک چشمانداز بلندمدت اتخاذ کنید.
اگرچه تلاش برای بهبود نتایج سرمایهگذاری بلندمدت با تغییر موقعیتها بر اساس درک چرخه بازار کاملاً منطقی است، اما همچنین ضروری است که فرد محدودیتها و همچنین مهارتهای مورد نیاز و دشواری آن را درک کند.
چرخه در موفقیت
در سرمایه گذاری، رابطه پیچیده ای بین انسانیت و اطمینان وجود دارد.
"موفقیت برای اکثر مردم خوب نیست"
این افراد را تغییر می دهد و معمولاً برای بهتر شدن نیست. موفقیت باعث می شود مردم فکر کنند باهوش هستند. موفقیت همچنین باعث می شود افراد ثروتمندتر شوند و این می تواند منجر به کاهش سطح انگیزه آنها شود. هر چیزی که سودآوری غیرمعمول ایجاد می کند، سرمایه افزایشی را جذب می کند تا زمانی که بیش از حد شلوغ و کاملاً اشباع شود، در این مرحله بازده تعدیل شده با ریسک احتمالی آن به سمت میانگین (یا بدتر) حرکت می کند.
آینده چرخه ها
مردم همیشه به سمت «افراط» گرایش خواهند داشت. در حالی که برخی از افراد از چرخههای گذشته درس میگیرند، همیشه متخلفان تکراری و تازه واردانی وجود خواهند داشت که بار دیگر افراط و تفریط میکنند. از آنجایی که انحرافات چرخهای از خط روند عمدتاً توسط مازاد و اصلاح نهایی آن ایجاد میشوند، چرخهها همیشه به وجود می آیند. اقتصادها و بازارها هرگز در گذشته در یک خط مستقیم حرکت نکرده اند و در آینده نیز چنین نخواهند کرد.
مشاهدات کلیدی
سرمایه گذار برتر کسی است که:
یک سرمایهگذار میتواند زمان خود را با سودآوری بیشتر در سه حوزه کلی بگذراند:
برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام PeymanMedia دنبال کنید.
منابع