آدم‌های سمی در محیط کار و بلایی که سر ما میارن...

دوست داشته باشیم یا نه بخش زیادی از زمان بیداری ما تو محل کار سپری می‌شه و افرادی که اطراف ما هستند اعم از مدیر شرکت و همکار بغل دستی شما و پارتنر پروژه‌ی شما همه و همه روی روحیه و افکار شما تاثیر می‌گذارند.

این مساله حتی زمانی که شما مدرسه می‌رفتید هم صادق بوده و باید بپذیریم بخشی زیادی از روز ما از افرادی تاثیر می‌پذیره که ما در انتخابشون تصمیم گیرنده نیستیم. در زندگی شخصی ما دوستان و پارتنر و ... رو انتخاب می‌کنیم و حتی اگر خیلی رابطه‌ی خوبی با خانواده‌مون نداشته باشیم این امکان هست که فاصله بگیریم و شرایط را کنترل کنیم اما در محیط کار شرایط متفاوت‌تره و خیلی وقت‌ها اصلا منطقی نیست به خاطر یک نفر اون محل کار را ترک کنیم.

آدم‌ها با هم فرق دارند، علایق و سلایق متفاوتی دارند و حتی چیدمان یک میز ساده‌ی کار هم بین افراد متفاوته معمولا اما آنچه که باعث شد این مطلب رو بنویسم آدم‌های معمول و حتی گاهی بی حوصله و عصبی دوروبرمون نیستند بلکه آدم‌های سمی هستند که گاهی وقت‌ها بسیار هم خوش برخورد و منطقی به نظر میان.


https://twitter.com/ph4r5h4d/status/1112597405084585984

بودن در کنار چنین افرادی حداقل تاثیرات زیر را خواهد داشت:

  • کاهش رضایت شغلی
  • افزایش استرس
  • کاهش بهره‌وری در کار
  • مشکلات خواب
  • کاهش سلامت روانی

و از همه خطرناک‌تر، خطر تبدیل شدن به یک آدم سمی...

اگر میخواستم نتیجه کلمات آدمای سمی رو به تصویر بکشم همچین چیزی میشد.
اگر میخواستم نتیجه کلمات آدمای سمی رو به تصویر بکشم همچین چیزی میشد.




من چنتا مثالی که خودم تجربه کردم رو میتونم بنویسم و اگر شما هم با چنین افزادی برخورد میتونید کامنت کنید. یه سری خصوصیت وجود داره که اگر در اطرافیانتون وجود داره بهتره با احتیاط بیشتری باهاشون برخورد کنید.

معترضان به همه چیز:

این دسته دیدی منفی نسبت به کوچکترین اتفاقات و رویدادها دارند و نسبت به همه چیز ایراد می‌گیرند. این موضوع در نگاه اول ممکنه خیلی خطرناک به نظر نرسه اما بودن در کنار آدمی که در دراز مدت چنین رفتاری داره خواه ناخواه شما را هم تحت تاثیر قرار میده. جالبترین نکته در تعامل من با چنین افرادی روش‌های محافظه کارانه‌ای بوده که در تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن اطرافیانشون استفاده می‌کنند و در نهایت این آدم‌ها فقط سخن پران‌های منفی هستند و حتی خودشون هم عموما تلاشی برای بهبود چیزی نمی‌کنند. عملا شما همکار یا رییسی را تجربه می‌کنید که از هر فرصتی برای اعتراض به هرچیزی از لک روی لیوان چایی تا فلان ویژگی شرکت استفاده می‌کنه و اگر به عملکرد اون شخص نگاه کنید جز این اعتراضات می‌بینید هیچ کار دیگری هم انجام نداده و خب اگر همه چیز واقعا اینقدر بد و ناگواره، اون شخص نباید اولین نفری باشه که از سیستم یا واحد خارج می‌شد؟ پاسخ عموما منفی است، این قبیل افراد دوست دارند به هر دلیلی که وجود دارد شما را هم درگیر مسائل و حواشی ذهنی خود کنند و از این کار لذت هم ممکنه ببرند.


زیر آب زن‌ها:

تیپ شخصیتی دیگری که باید به شدت از آن دوری کرد تیپ زیرآب زن یا به اصطلاح محترمانه‌تر سخن چین است. فکر نمی‌کنم لازم به گفتن باشه که این دسته آدم‌ها چقدر دردسر درست می‌کنند و چقدر از حواشی یک مجموعه مرتبط به همین دسته است. بدتر اونکه مدیر و رییس مجموعه به این افراد فرصت خودنمایی و حضور بده و به شکلی این افراد را تشویق کند. محض رضای روح و روان و اعصابتان آن منطقه را ترک کنید. تلاش برای اصلاح چنین افرادی از شکافتن اتم هم سخت‌تر است.


آدم‌های پرچونه:

در محیط کار نمی‌تونید تمام روز سکوت کنید و مشغول کار باشید اما اگر همکاری دارید که اگر مکالمه‌ای را آغاز کردید مدتی طولانی مجبور به ادامه‌ی مکالمه هستید و در انتهای روز هم هنوز کلی کار برای انجام دادن دارید. این نشونه‌ی خوبی نیست. این دسته آدم‌ها ممکنه مستقیما به شما آسیب نزنند اما پیش بینی تبعات این رفتار در محل کار اصلا کار سختی نیست.


آدم‌های همه چیز دان:

این افراد رو شخصا جزو آزاردهنده‌ترین آدم‌های سمی طبقه بندی می‌کنم. همیشه دید بالا به پایین دارند و اگر با یکی از این افراد پروژه‌ای انجام دهید همیشه مقصر هر اتفاقی شما خواهید بود. مهم نیست چه کاری انجام دهید این افراد هیچوقت شما را برابر با خود نمی‌بینند و همیشه یک حس خودکم بینی به دلیل حضور این افراد همراه شما خواهد بود.


خراب کار‌ها:

این آدم‌ها مستقیم یا غیر مستقیم تلاش می‌کنند کارهای بقیه را برای اهداف مشخص و نامشخص خودشون خراب کنند. ترسناک‌تر زمانی می‌شه که این افراد مقام و موقعیتی دارند که می‌تونه شرایط را برای دیگران سخت‌تر کنه. مثالی که خودم تجربه کردم مدیری بود که تلاش می‌کرد کار شما رو نزد بقیه همکارانتون بی ارزش جلوه بده و چهره‌ی شما را نزد بقیه خراب کنه. این لطف را هم نه فقط در حق شما که به شکلی در حق همه می‌کنه و خب شما خروجی چنین سیستمی را تصور کنید...

در مورد یک همکار هم این شخص با بدگویی و حتی تلاش برای خرابکاری در نتیجه کارهای شما ممکنه باعث بشه از نظر مدیر و رییس مجموعه انسانی دست و پا چلفتی و یا بی مسئولیت به نظر برسید.




لیست بالا شامل تمامی رفتارهای سمی نمیشه اما خب سعی کردم بخش مهمی که هم تجربه کردم و هم ملموس‌تر هست را بیان کنم.

یه سری راهکار وجود داره برای کنترل و کاهش تاثیر این قبیل افراد در روحیه و زندگی کاری و شخصی خودمون که در ادامه لیست می‌کنم:


۱- دایره تعاملات با چنین افرادی را مدیریت و محدود کنید.

  • در مرحله اول میتونید صرفا خودتون را علاقمند به اون مساله نشون ندید و با لحنتون به طرف مقابل بفهمونید علاقمند به مباحثی که مطرح میکنه نیستید.
  • اگر روش بالا جواب نداد میان حرفشون با عباراتی مثل باید به جلسه برسم یا این کارو باید سریع تحویل بدم حرفشون رو قطع کنید و محل را ترک کنید.
  • اگر روش بالا جواب نداد هم مستقیما میتونید به طرف مقابلتون بگید که علاقمند به شنیدن چنین بحثی نیستید و ...

دقت کنید انجام هر کدوم از این کارها نیاز به آمادگی ذهنی شما داره و صد البته احتمالا باعث ناراحتی مخاطب شما میشه اما این مساله در چنین شرایطی ابدا اهمیت نداره و شما بعدا بابت این کار از خودتون تشکر خواهید کرد.

۲- به رفتارهای مناسب واکنش نشون بدید و تشویق کنید، زمان بیشتری با آدم‌های مثبت بگذرونید و این مساله غیر مستقیم به دیگران نشون میده که شما آدمی نیستید که درگیر حواشی و بازی‌های اون‌ها بشید.

۳- از کار و شهرت کاریتون حفاظت کنید.

در مورد خراب‌کارها و زیرآب زن ها مشکلی که وجود داره تبعات رفتار نادیده‌ی اون‌ها روی شغل و برداشت دیگران در محیط کار از شماست. خصوصا وقتی این افراد در سمتی دارای اختیارات بالا باشند.

  • دایره تعاملات را محدود کنید همونطور که در بالا توضیح دادم.
  • این افراد سعی می‌کنند به طرق مختلف شما را مجبور به واکنش کنند، هوشمندانه سعی کنید این رفتارها را خنثی کنید.
  • با سایر همکاران خود روابط محکم و قوی ایجاد کنید و دایره تاثیر افراد سمی را کاهش دهید.
  • اجازه بدید کار شما به جای شما صحبت کنه. این مورد به سادگی توسط خرابکاران و زیر‌آب‌زن‌ها نمی‌تونه تحت تاثیر قرار بگیره.


این روش‌ها ممکنه عجیب به نظر برسه اما جوابگو هستند و با کمی هوشمندی می‌تونید مانع از بهم خوردن آرامش خودتون در محیط کار بشید و به طبع اون از تاثیر این افراد در زندگی شخصی‌تون هم بکاهید.

در انتها شاید خالی از لطف نباشه به این موضوع کلیدی اشاره کنم که این ما هستیم که تعیین می‌کنیم دیگران با ما چطور برخورد کنند. بنابراین وقتی مشکلی به وجود میاد با بررسی و پیدا کردن ریشه مشکلات و همچنین بازبینی در نوع رفتار و واکنشی که به اتفاقات میدیم و همچنین بازتعریف مرزهای ارتباطی خودمون با دیگران، هر بار نسخه قوی‌تری از خودمون می‌سازیم و محیط امن‌تری را برای خودمون مهیا می‌کنیم.


پ.ن: در برخی از قسمت‌های این مطلب خصوصا در بخش چگونگی مواجهه با آدم‌های سمی از کمک منابع خارجی استفاده کردم.