حسرت انجامش یا پشیمانی از اون، شما کدوم طرفی هستید؟

چند سال پیش تو دانشگاه من و یه دوستی که الان دیگه تقریبا قدیمی ترین دوستم محسوب میشه داشتیم یه تست روانشناسی میزدیم و تو یه جمع چند نفری ما دو نفر تنها افرادی بودیم که در پاسخ به این سوال: حسرت انجام کاری یا پیشمانی از انجامش بدون کمترین فکری، پشیمانی رو انتخاب کردیم.

اون داستان برمیگرده به چندین سال پیش و من حقیقتا وقوعش رو فراموش کرده بودم تا اتفاق ناخوشایندی که دیروز برای من افتاد و هرچند اگر آدم سابق بودم خودخوری میکردم و دم نمی‌زدم اما با همین دوستم تماس گرفتم و شرح ماوقع گفتم و در همون خلال این ماجرا رو برام یادآوری کرد.

راست هم میگفت من انتخاب اشتباهی کرده بودم اما مساله اینجا بود که اگر اینکارو نمیکردم و به این نقطه نمی‌رسیدم همیشه باید به این موضوع که اگر شروع میکردم چی می‌شد فکر میکردم کما اینکه مسبوق به سابقه هم بود برای من در گذشته.

احتمالا این جمله رو که ۲۰ سال دیگه حسرت کارایی که نکردید رو بیشتر از کارایی که کردید میخورید، شنیدید. خب مساله اینجاست که هرچند اتفاق دیروز برای من تجربه‌ی تلخی بود و هرچند که پیش بینی این اتفاق رو هم کرده بودم و با این توضیح که از دردناک بودن ماجرا کم نمیکنه اما اگر اینکارو نمیکردم همیشه حسرت این ماجرا روی دلم میموند. چند وقت دیگه بسیار ساده تر به مساله نگاه میکنم و با اینکه طعم تلخی خواهد داشت اما از اینکه انجامش دادم قطعا بیشتر از انجام ندادنش خوشحال خواهم بود.

شاید این روش ترسناک برسه و در این شکی نیست که گاهی باعث میشه آدم آسیب های متعددی با این سبک زندگی ببینه اما مگه ما چندبار زندگی می‌کنیم؟