راهنمای ساده و کاربردی انتخاب بدترین شرکت‌ها برای کار کردن...

رفع مسولیت : این مطلب صرفا بر اساس تجربه‌های شخصی من طی چندسالی که تیم‌های مختلفی رو دور هم جمع کردم و یا عضوی از تیمی شدم نوشته شده. بدون شک من دانش مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی و .... ندارم و مطالبی که در ادامه آوردم صرفا مشاهدات و تجربیات شخصی هستن و مسلما اشکالات متعددی خواهند داشت (احتمالا بخشی از اشکالات وارد بر مطلب جاری مرتبط با Coginitive Bias خواهد بود)

در فرصتی مناسب مقاله ای جدا در رابطه با نحوه‌ی نوشتن آگهی استخدامی آی‌تی مینویسم اما این مطلب تمرکز بر روی فردی خواه دارای تخصص یا تازه کاره که قراره تو یه شرکت آی‌تی شروع به کار کنه و قراره صدها آگهی را مرور و در این بین مواردی وجود داره که اگر اندکی بهش توجه کنید احتمالا میتونید گزینه‌های مطلوبتری را انتخاب کنید.

مساله‌ای که تو خیلی از شرکت‌های آی‌تی وجود داره عدم حضور نیروی متخصص استخدام هست و البته از نظر مالی هم برای بسیاری از این شرکت ها توجیه اقتصادی نداره استخدام فردی برای استخدام نیرو در حالی که یک شرکت ممکنه در طول یک سال نهایتا دو یا سه نفر یا در بهترین حالت، با جذب سرمایه طی یک سال بخواد ده نفر (مثلا!) نیرو جذب کنه و البته اینو هم اضافه کنم بسیاری از این شرکت ها از طریق روابط و آشناها اقدام به استخدام میکنند. از طرفی بنگاه های کاریابی حاضر در سراسر شهر و کشور هم گزینه‌ی های خوبی برای استخدام نیروی فنی نیست چون حقیقت شماره یک در حوزه‌ی آی‌تی اینه بخش قابل توجهی از فارغ التحصیلان دانشگاهی و مدرک دار به درد کار نمیخورند (فکر نمیکنم لازم باشه در مورد ناکارآمد بودن سیستم آموزشی بگم، یعنی قبلا در موردش نوشتم و اگه دستتون تو کار باشه و نخواید با چنتا مثال نقض ماجرا رو زیر سوال ببرید جزو حقایق تلخ جامعه و نظام آموزشی ماست)

وقتی یه آگهی استخدامی رو میبینم چند مورد رو لحاظ میکنم. اول اینکه حجم محتوای آگهی چقدره و کارفرما چقدر زمان برای نوشتن آگهی گذاشته و چقدر دقیق مشخص کرده به چه فردی نیاز داره.

حقیقتش این مورد خیلی برام مهمه، به ساده ترین تفسیر شرکتی که حاضر نیست زمان بذاره برای نوشتن یه آگهی خوب که واقعا هم وقت زیادی نمیگیره چطور میتونه مدیریت منابع انسانی درستی داشته باشه (کاری به استثناها ندارم و حتی در اون صورت هم از اشتباه بودن این مساله کم نمیکنه).

آگهی استخدامی که نه توضیح مناسبی برای شرکت نوشته شده و نه شرح نیازمندی درستی، خودش یک زنگ خطر به شمار میره. نوشتن چنین آگهی احتمالا ده دقیقه وقت گرفته و این سبک آگهی ها حداقل برای من به معنی نابالغ بودن مدیران شرکت و عدم اهمیت به آگهی استخدامی که به نوعی معرف شرکت و ویترین کسب و کاره هست.

امیدوارم چنین تجربه ای نداشته باشید اما اگر داشتید و اون محل کار را ترک کردید لطف بزرگی به اعصابتون کردید.
امیدوارم چنین تجربه ای نداشته باشید اما اگر داشتید و اون محل کار را ترک کردید لطف بزرگی به اعصابتون کردید.

مورد جالب دیگه ای که خیلی برخوردم بزرگوارانی هستن که ایده درخشانی به ذهنشون رسیده و استارتاپ یا راه انداختن و یا دارن راه میندازن و دنبال نیروی کار مفت، ببخشید استارتاپی میگردن. خدمت این دسته بزرگواران باید عرض کرد استارتاپی کار کردن هر معنی بده به معنای مجانی کار کردن نیست و قواعد و اصول خودشو داره، همونطور که شما احتمالا حاضر نمیشید با رقم بسیار پایین یا حتی صفر برای کسی کار کنید درک کنید هیچ محلی از اعراب نداره اگر چنین انتظاری رو از دیگران داشته باشید. تو آگهی های شغلی صادقانه بخوام بگم اگر عبارتی همچون امکان هم بنیانگذار شدن و محیط استارتاپی و رقم توافقی با امکان ارتقای شغلی به CTO و ... دیدید اگر نمیخواید فرار کنید شدیدا به دیده تردید بهش نگاه کنید و با احتیاط با موضوع برخورد کنید.

مورد بعدی که باید بسیار بسیار با احتیاط باهاش برخورد کنید آگهی هایی هستند که لیستی عجیب و غریب از تخصص ها رو بعنوان نیازمندی عنوان کردند. در توییترم گه‌گاهی از این آگهی ها گذاشتم و در تعجب که این مجموعه حتی اگر کمترین آگاهی به حوزه کاریشون داشت باید میفهمید این همه تخصص در یک نفر عموما جمع نمیشه و اصلا چنین انتظاراتی عقلانی نیست.
به نمونه های زیر توجه کنید:

https://twitter.com/ph4r5h4d/status/1005490839559245826


https://twitter.com/ph4r5h4d/status/995923415025487873

این به معنی نیست که ما کسی رو نمیتونیم پیدا کنیم همه‌ی اینها رو بلد باشه مساله اینجاست که شرکتی که چنین انتظاراتی رو از یک فرد داره احتمال زیاد محل مناسبی برای کار کردن نیست. اگر شرکتی روال و برنامه ریزی درستی داره و خواسته ها و نیازهاش مشخص باشه قطعا دنبال فرد یا افرادی متخصص میگرده و سعی نمیکنه یکی را پیدا کنه که تمام نیازهای نامشخص فعلی و احتمالی آینده را برطرف کنه، پس این مورد رو جدی بگیرید و احساس خطر کنید.

مورد آخری که باید لحاظ کنیم در زمان مصاحبه است. انتظارات طرف مقابل از شما و شرایط کاری رو سعی کنید به شکل واضحی بپرسید و متوجه بشید. در همین حین که کارفرما در حال ارزیابی شماست شما هم باید کارفرما را ارزیابی کنید. درسته که شناخت طرف مقابل در یک یا چند جلسه ممکن نیست اما رویکردها و رفتارها و قوانین حاکم در یک شرکت خیلی چیزها رو میتونه به شما بگه.

 با این عنوان شخصا شدیدا موافقم...
با این عنوان شخصا شدیدا موافقم...

کلام آخر اینکه با وجود کم بودن کار و معضلات و مشکلاتی که ظاهرا اراده‌ای برای حل کردنشون نیست، اصلا قرار نیست شما به هر شرایط و رفتاری تن بدید و در اغلب مواقع حداقل در حوزه آی‌تی امکان انتخاب های مناسب و عاقلانه وجود داره. شاید شما نتونید یک شرکت و کارفرمای نامناسب را اصلاح کنید اما میتونید آرامش روانی خودتون را با یک انتخاب صحیح از خطر حفظ کنید.

در انتها مجددا متذکر میشم اساس و شالوده‌ی این مطلب بر اساس تجربه‌های شخصی من هست و دوستان دیگری هم در رابطه با تجربه‌ی کاری و استخدام شدن و استخدام کردن مطالب خوبی در همین ویرگول نوشتن که پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید.