چرا بعضی وقت‌ها هنوزم سنتی میزنیم؟

یه سری کسب و کارها هنوزم مکانیزم مدیریتی قدیمی رو استفاده میکنن و خوبم جواب میده و تو یه سری کسب و کارها هم کارایی و خروجی مناسب با مکانیزم های قدیمی دیگه وجود نداره.(علم غیب بود مثلا!)

مشکل از اینجا شروع شد که من متوجه شدم خیلی از شرکت های کوچک فعال حوزه ای تی هنوزم تفاوت های کاری و رفتاری و اداری نیروهای فنی و غیر فنی رو به خوبی درک نمیکنن و با یک روال ثابت و بدون انعطاف پیش میرن و از اینکه پروسه ها و تسک ها با کارایی مناسب و سر وقت انجام نمیشه هم معمولا شکایت دارن. حقیقت امر اینه از دید یه مدیر غیر فنی اگر بخوایم نگاه کنیم بیشتر روی آدمها زوم میکنیم تا مساله و سبک کار، نمیگم این موارد رو نباید یه مدیر در نظر بگیره اما اول بیایم و یه بار دیگه هدف رو بررسی کنیم.

هدف ما از جمع کردن یه سری آدم فنی دقیقا چه چیزیه؟ آیا لازم داریم بگیم ما یه سری پروژه داریم و چنتا کارمند استخدام کردیم کارها رو جلو ببرن؟ به صورت منطقی اصلا هدف ما از انجام یه کار یا ایجاد یه کسب و کار چیه؟

یه مساله ی ساده ای که در این زمینه باید درک بشه اینه که شما آدمای فنی رو برای نیل به هدفی استخدام میکنید و مادامیکه اصول کاری و شیوه کاری خوبی رو داشته باشید خیلی وقتا فرقی نمیکنه این آدمها کجا هستن و چطوری کار میکنن و شما می‌تونید نتیجه مناسبی ازشون بگیرید.

اینجا نمیخوام تعمیم به عام بدم چون شما بعنوان مدیر باید آدمای مناسبی که با تفکرتون سازگار هستند رو استخدام کنید.

دو موردی که خودم تو استخدام نیروی فنی همیشه لحاظ میکنم:
۱- آدمهایی رو سعی کردم همیشه پیدا کنم که از نظر فکری با من هم مسیر باشن، اینطوری از خیلی از چالش‌های بی‌مورد جلوگیری کردم.
۲- آدمهایی رو سعی کردم پیدا کنم که عاشق یادگیری باشن.

برای مورد شماره یک مهمترین تاثیرش برای من این بود که این افراد بهم در پیدا کردن دید درست در مسیر کار کمک کردند، یعنی وقتی مخالفت کردند راه حل پیشنهاد دادن و اجازه دادن در کنار هم به نتیجه برسیم و صرفا مانع تراشی نبود. بزرگترین چالش در این بخش اینه وقتی افرادی که از نظر فکری با شما تفاوت زیادی دارند را انتخاب کنید (حال یا به خاطر تخصص بالا یا به خاطر معرف های خوب یا به خاطر رزومه یا هر دلیل دیگه‌ای ...) نه تنها کمکی نمیکنن بلکه امکان داره تبدیل به فردی سمی بشن و در مسیری که دارید طی میکنید مانع تراشی زیادی میکنند.
(آدم‌های متوسط با استعداد را در نظر بگیرید که قابلیت رشد دارند و هم اینکه تیم پلیر هستند و آدم‌های تاپ‌ی که از نظر فنی فوق‌العاده اما تیم پلیر نیستند و خیلی با شما کنار نمیان! ترجیح من گروه اول هستند چون به خود من هم اجازه رشد میدن.)

از بحث خارج نشم، مشکلی که تو این شرکت‌ها دیدم عمدتا نه دید ضعیف مدیریتی که عدم توانایی فنی تیم یا شخص مدیر در این حوزه بود که باعث این مشکلات میشد. این چالش چه در استخدام‌ها و چه کنترل مدیریت پروژه‌ها و چه در مدیریت منابع انسانی به خوبی مشخص میشه. یعنی کافیه شما از بیرون وارد مجموعه بشید و چند روزی باهاشون وقت بگذرونید و بعد لیست بزرگی از اشکالات ریز و درشت سیستم را در بیارید و با خودتون فکر کنید اصلا این کارها چطور داره پیش میره. نتیجه این روش افزایش هزینه ها و نارضایتی تیم مدیریتی و تیم فنی است.

راه حل این مساله ساده نیست چون معمولا پیدا کردن یک شخص فنی با پیش زمینه مدیریتی خوب یا مدیری با پیش زمینه‌ی فنی مناسب کار آسونی نیست اما حقیقتا این راه حلی هست که میتونم پیشنهاد بدم. این مورد یا از داخل (یعنی فردی مستعد را آموزش بدید برای این کار) یا با فردی مناسب از خارج سازمان معمولا حل میشه و در دراز مدت شدیدا منجر به کاهش هزینه‌ها و افزایش راندمان و رضایت کارکنان و بدنه مدیریتی میشه.


سنتی یا صنعتی مساله اینه ... :))
سنتی یا صنعتی مساله اینه ... :))