
۱. معنی و مفهوم ابیات زیر را بنویسید.
الف) دست گیر که دستآویز ندارم.
پاسخ: خدایا کمکم کن و مرا هدایت نما چرا که یاریگری جز تو ندارم.
ب) جانان پدر، هنر آموزید که ملک و دولت و دنیا اعتماد را نشاید.
پاسخ: ای عزیز پدر! فضیلت کسب کنید چرا که ثروت و مقام دنیا قابل اعتماد نیست.
ج) سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی *** عشق محمد بس است و آل محمد
پاسخ: ای سعدی اگر قصد عاشقی رفتار جوانان را داری، عشق ورزیدن به رفتار پیامبر و خاندانش کافی است.
د) تو را خوانم به هر رازی که خوانم *** تو را دانم به هر چیزی که دانم
پاسخ: خدایا به هر راز و نیازی تو را میخوانم و از تو کمک میخواهم و هر دانش و علمی که دارم از تو است و با هر علم به شناخت تو میرسم.
ه) همه عالم تن است و ایران دل *** نیست گوینده زین قیاس خجل
پاسخ: تمام جهان مثل جسمی است که ایران قلب و مرکز آن است و شاعر از این مقایسه شرمنده نیست.
و) ای خدای ای فضل تو حاجت روا *** با تو یاد هیچ کس نبود روا
پاسخ: ای خدا بخششها و بزرگواریهای تو نیازهای ما را برآورده میکند و با حضور تو تنها ذکر کردن شایسته است.
۲. معنی لغاتی که زیر آنها خط کشیده شده است را بنویسید.
الف) دم در صحن از اتومبیل پیاده شدیم.
پاسخ: میدان و حیاط
ب) نگشت آسایشم یک لحظه دمساز.
پاسخ: همدم و یار
ج) زبان فارسی مرا با ایرانیان معاصر پیوند زد.
پاسخ: همدوره، همعصر
د) پیامبر با خدمتکارانش رأفت و عطوفت داشت.
پاسخ: مهربانی
۳. درست و نادرست بودن جملات زیر را مشخص کنید.
الف) «متواضع» متضاد «فروتن» است.
پاسخ: نادرست
ب) «تالیف» و «تلف» همخانوادهاند.
پاسخ: نادرست
ج) «ورقه» و «مراقبه» از یک ریشهاند.
پاسخ: نادرست
د) «لای پنبه خواباندن» کنایه از با ناز و رفاه نگه داشتن است.
پاسخ: درست
۴. چرا «قلب» به «دریا« تشبیه میشود؟
پاسخ: چون هر دو گنجایش فوقالعادهای دارند و همه چیز و همه کس را میتوان در آن جای داد.
۵. «بر درختی شکوفهای خندید» چه مفهومی دارد؟
پاسخ: به معنی شکوفه شدن شکوفهها است.
۶. منظور از واژه گرم در بیت زیر چیست؟
با نسیم و بهار و باغ بلبل *** گرم راز و نیاز خواهیم شد
پاسخ: مشغول بودن
۷. منظور از بخش مشخص شده را بنویسید.
اگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است.
پاسخ: هنر ذاتاً ثروت و مقام است.
۸. در بیت زیر به سوالات پاسخ دهید.
بر نامده گذشته بنیاد کن *** حالی خوش باش و عمر بر باد کن
الف) «عمر بر باد دادن» کنایه از چیست؟
پاسخ: بیهوده عمر تلف کردن
ب) «نامده» چه مفهومی دارد؟
پاسخ: آیندهای که هنوز نرسیده
ج) پیام مصرع اول را بنویسید.
پاسخ: زندگی بر اساس گذشته و آینده برپا نکردن و در اندیشه بهره بردن از زمان حال بودن.
۹. دانشمندانی چون دکتر حسابی و دکتر کاظمی چه خصوصیات مشترکی دارند؟ (دو مورد)
پاسخ: علم دوستی، تلاش فراوان، هوش سرشار
۱۰. عبارات را به آرایهها متصل کنید.
عبارات:
این زندگی حلال کسانی که همچو سرو *** آزاد زیست کرده و آزاد میروند
هنرمند هر جا رود، قدر بیند و بر صدر نشیند.
آرایهها:
تلمیح - سجع - تشبیه
پاسخ: عبارت اول: تشبیه / عبارت دوم: سجع
۱۱. جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید.
الف) در قطعه تنها مصرعهای ……… همقافیهاند.
پاسخ: زوج
ب) قافیه در شعر نیمایی ……… است.
پاسخ: آزاد یا اختیاری
۱۲. نام نویسنده آثار زیر را بنویسید.
مخزن الاسرار:
پاسخ: نظامی گنجوی
گل و نوروز:
پاسخ: خواجوی کرمانی
۱۳. بیت زیر چند جمله است؟
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم *** چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
پاسخ: شش جمله
۱۴. نقش کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده است را بنویسید.
دعای مادرم در حق من مستجاب شد و من را به بهترین جای رسانید.
حق:
پاسخ: متمم
مستجاب:
پاسخ: مسند
۱۵. واژههای جا افتاده بیت زیر کدامند؟
به گفتار ……… راه جوی *** دل از ……… بدین آب شوی
الف) پیغمبرت - تیرگیها
ب) جان در برت - خفتگیها
ج) روشنگرت - مردگیها
د) دل در برت - خفتگیها
پاسخ: گزینه الف
۱۶. جاهای خالی در ابیات زیر را با کلمات مناسب پر کنید.
زمانی ده که اسرار تو ……… *** روانی ده که دیدار تو ………
پاسخ: گوید - جوید
دلم در آتش ……… سوزان *** به معنی ……… جانم برفروزان
پاسخ: غفلت - شمع
۱۷. با توجه به بیت زیر به سوالات پاسخ دهید.
کاش من هم عبور تو را دیده بودم *** کوچههای خراسان تو را میشناسند
الف) کدام واژه شبه جمله است؟
پاسخ: کاش
ب) فعل دوم را به آینده تبدیل کنید؟
پاسخ: خواهند شناخت
ج) «کوچههای خراسان» چه ترکیبی است؟
پاسخ: مضاف و مضافالیه (ترکیب اضافی)
۱. ابیات و عبارات زیر را به نثر روان بنویسید.
الف) مندیش که دام هست یا نه *** بر مردم چشم دیدن آموز
ب) ماه فرو ماند از جمال محمد *** سرو نباشد به اعتدال محمد
ج) به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود *** نیرزد آن که دلی را ز خود بیازاری
د) الهی، دانایی ده که از را نیفتیم، بینایی ده تا در چاه نیفتیم، دست گیر که دستآویز نداریم
ه) تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق افتی.
و) تو را دانش و دین رهاند درست *** در رستگاری ببایدت جست
۲. واژههای مشخص شده را معنی کنید.
الف) خداوند «نمیتوانم» را قرین رحمت خود کند.
پاسخ: همراه
ب) مصحف عزیز بر کنار گرفته بود.
پاسخ: کتاب آسمانی، قرآن
ج) آمده مجموع در ظلال محمد.
پاسخ: سایهها
د) فتاد از پای، کرد از عجز فریاد.
پاسخ: ناتوانی
ه) در جایی بیتوته کردیم.
پاسخ: شب را در جایی گذراندن
ف) سبوی مرا نشکنند.
پاسخ: کوزه سفالی
و) صحبت مردانت از مردان کند.
پاسخ: همنشینی
ز) اسکندر در اثنای سفر به شهری رسید.
پاسخ: میان
۳. جملات صحیح را با (ص) و جملات غلط را با (غ) مشخص کنید.
الف) ترکیب «راه خوشبختی» ترکیب اضافی است.
پاسخ: ص
ب) جمله «خوشا به این شادی!» از نظر محتوایی در دسته جملات خبری قرار میگیرد.
پاسخ: غ
ج) «دانش» یک واژه مشتق است.
پاسخ: ص
د) مهمترین بخش هر جمله، نهاد آن جمله است.
پاسخ: غ
۴. نقش دستوری واژههای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید.
الف) همه دنیا تن است و ایران دل *** نیست گوینده زین قیاس خجل
پاسخ: گوینده: نهاد / خجل: مسند
ب) خدا آن ملتی را سروری داد *** که تقدیرش به دست خویش بنوشت
پاسخ: تقدیرش: مفعول / دست خویش: متمم
۵. آرایه هر یک از عبارات زیر را بنویسید.
الف) آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی *** آمده مجموع در ظلال محمد
پاسخ: مراعات نظیر بین اسامی پیامبران - زیر سایه کسی بودن کنایه از مورد حمایت بودن
ب) گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر *** آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟
پاسخ: دل کندن از کسی یا چیزی کنایه از ترک علاقه کردن - تکرار واژه مهر
ج) دلم در آتش غفلت مسوزان *** به معنی شمع جانم برفروزان
پاسخ: آتش غفلت و شمع جان: اضافه تشبیهی
د) جوجه گنجشک گفت: میخواهم *** فارغ از سنگ بچهها باشم
پاسخ: تشخیص
۶. نوع واژههای زیر را تعیین کنید.
الف) گل
پاسخ: ساده
ب) مُرده
پاسخ: مشتق
ج) کتابخانه
پاسخ: مرکب
د) جست و جو
پاسخ: مشتق مرکب
۷. فعلهای زیر را به زمان آینده ببرید.
میشنیدم:
پاسخ: خواهم شنید
گفتهاند:
پاسخ: خواهند گفت
۸. جدول را کامل کنید.
مصدر : گرفتن
بن ماضی: ؟
بن مضارع: ؟
پاسخ: بن ماضی: گرفت / بن مضارع: گیر
۹. شخص و شمار فعل «میروند» چیست؟
پاسخ: سوم شخص جمع
۱۰. ضمیر را در عبارت زیر پیدا کنید و نوع آن را بنویسید.
ایمان و پاکدامنیتان را حفظ کنید.
پاسخ: تان: ضمیر شخصی پیوسته
۱۱. نمودار قالب شعری «قصیده» را رسم کنید.
پاسخ:
----------- -----------*
----------- -----------*
----------- -----------*
۱.معنی ابیات زیر را بنویسید.
الف) بیادب تنها نه خود را داشت بد *** بلکه آتش در همه آفاق کرد
ب) همه عالم تن است و ایران دل *** نیست گوینده زین قیاس خجل
ج) هجوم فتنههای آسمانی *** مرا آموخت علم زندگانی
۲. معنای واژگان زیر را بنویسید.
الف) برهان
ب) صحن
ج) آبغوره گرفتن
د) آسوده
۳. متن زیر را بخوانید و به سوال پاسخ دهید.
من وقتی دیدم همه آدمهای خوب را دارم توی قلبم جا میدهم سعی کردم این عموی پدرم را هم ببرم توی قلبم و یه گوشه بهش جا بدهم. اما جا نگرفت. دلم سوخت. جا نگرفت دیگر. آخه هر وقت که خودش هم با زحمت و فشار جا میگرفت صندوق بزرگ پولهایش بیرون میماند دوان دوان از قلبم میآمد تا صندوقش را بردارد.
سوال: برداشت شما از متن بالا چیست؟
۴. مفاهیم زیر را توضیح دهید.
الف) نهاد:
ب) زبان و ادبیات:
ج) متمم:
د) جمله اسنادی با مثال
۵. منظور شاعر از «آسمان مثل یک تبسم شد» چیست؟
۶. هرچه در مورد قیصر امین پور میدانید بنویسید.
۱. ابیات زیر را به فارسی روان بازگردانید.
الف) ای هست کن اساس هستی *** کوته ز درت، دراز دستی
ب) برگ درختان سبز در نظر هوشیار *** هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار
ج) هجوم فتنههای آسمانی *** مرا آموخت علم زندگانی
د) این درختانند همچون خاکیان *** دستها بر کردهاند از خاکدان
ه) روشن و گرم و زندگیپرداز *** آسمان مثل یک تبسم شد
و) این زندگی حلال کسانی که همچو سرو *** آزاد زیست کرده و آزاد میروند
۲. کلمههای زیر را معنی کنید.
الف) دعای مادر در حق من مستجاب شد.
ب) نزد من بخسب.
ج) فتاد از پای، کرد از عجز فریاد.
د) قوم و خویشهای خوبی دارم.
ه) ما چو مرغان حریصی بینوا
و) متعبد و شبخیز بودم.
۳. غلطهای املایی را بیابید و صحیح آنها را بنویسید.
الف) جهان جمله فروق روی حق دان.
ب) در عیام طفولیت متعبد و شبخیز بودم.
ج) آبهای ذلال و سرد و گوارای فهم و دانایی.
د) از اینان یکی سر برنمیدارد تا دوگانهای بگذاردو
ه) نوازش لتیف و خنک.
و) دقایق طلف شده را با طلا نمیتوان خرید.
۴. متصل کنید.
الف) خانهای برای شب سعدی
ب) رگبار کلمات محمد جواد محبت
ج) بوستان شیخ محمود شبستری
د) گلشن راز نادر ابراهیمی
۵. با توجه به جمله زیر به سوال پاسخ دهید.
«تن کژال مثل علفی در باد میلرزید.»
سوال: ارکان تشبیه (مشبه، مشبهبه، وجه شبه و ادات تشبیه) را در جمله بالا مشخص کنید.
۶. تعداد جملههای زیر را مشخص کنید و زیر فعلهای آن خط بکشید.
الف) غنچه هم گفت: گرچه دلتنگم.
ب) جان پدر! تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق افتی.
ج) نیمه راه بود که خشکش زد.
د) صد هزاران دام و دانه است ای خدا!
۷. آرایههای ابیات زیر را نام ببرید.
الف) این زندگی حلال کسانی که همچو سرو *** آزاد زیست کرده و آزاد میروند
ب) زندگی بر تو میزند لبخند *** هست وقت شکفتنت امروز
ج) ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
۸. قافیه و ردیف را مشخص کنید.
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست *** منزل آن مه عاشقکش عیار کجاست
۹. سوالات زیر را پاسخ دهید.
الف) نهاد و متمم را مشخص کنید:
علی امروز به مدرسه رفت.
ب) مسند را بیابید:
هوا مه آلود بود.
ج) مفعول را پیدا کنید:
باد صدای کژال را غلتاند.
۱۰. برای هر کلمه دو همخانواده بنویسید.
فضل:
محروم:
الهی، دلی ده که در کار تو جان بازیم؛ جانی ده که کار آن جهان سازیم، بینایی ده تا در چاه نیفتیم، دست گیر که دست آویز نداریم، توفیق ده، تا در دین استوار شویم، نگاه دار تا پریشان نشویم.
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد و شبخیز بودم. شبی در خدمت پدر، رحمة الله علیه، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفهای گرد ما خفته.
دوره نوجوانی دوران شور و شوق و شکوفایی است. دورهای است که بزرگترها معمولا با حسرت و آه از آن یاد میکنند.
همه آنچه در تحلیلهای دشمنان این ملت و این کشور به عنوان نقطه مرکزی مشاهده میشود، این است که این نسل جوان و پرشور و آینده ساز را از راههای مختلف برای ساختن ایران آباد و آزاد و مومن و پاکیزه آینده، ناتوان کنند. اما به رغم تلاشهای دشمنان، واقعیت عکس این است.
تازه یواش یواش داشتم میفهمیدم که یک قلب کوچک کوچک، چقدر میتواند بزرگ باشد. بنابراین یک شب که به یاد آن روزها و شبهای خیلی سخت آن جنگ افتادم، یک دفعه فریاد زدم:« باقی قلبم را میبخشم به همه آنهایی که جنگیدند و دشمن را از خاک ما، از سرزمین ما و از خانه ما انداختند بیرون ...».
چون مادرم چنان دید، دعا کرد و گفت:« یا رب، تو از وی خشنود باش و درجتش، درجه اولیا گردان.» دعای مادرم در حق من مستجاب شد و مرا بدین جا رسانید.
پدر رحمة الله علیه را گفتم :«از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانهای بگزارد.»
گفت: «تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق افتی.»
غرقه شکوه و اعجاز زیبایی خلقت بودم که ناگهان نوازش لطیف و خنکی را در لای انگشتان پاهای برهنهام احساس کردم. آب، این روح مذاب زندگی، زلال و با گامهای استوار شتابان میرفت.
شبی مادرم از من درخواست کرد که امشب نزد من بخسب. مادرم دعا کرد و گفت:« یا رب! تو از وی خشنود باش و درجتش، درجه اولیا گردان.»
اسکندر در اثنای سفر به شهری رسید و از گورستان عبور کرد. سنگ مزارها را خواند و به حیرت فرو رفت؛ زیرا مدت حیات صاحبان قبور که بر روی سنگها حک شده بود، هیچ کدام از ده سال تجاوز نمیکرد. بزرگی در پاسخ او گفت:« قسمت اعظم عمر به غفلت سپری میشود.»
اگر نیرو، جوانی، شادابی و چالاکی جوانی را با تأمل، تفکر و بصیرت همراه کنیم، به شکوفایی خواهیم رسید.
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت *** نشان از قامت رعنا تو بینم
هجوم فتنههای آسمانی *** مرا آموخت علم زندگانی
همه عالم تن است و ایران، دل *** نیست گوینده زین قیاس خجل
صد هزاران دام و دانه است ای خدا *** ما چو مرغان حریصی بینوا
با زبان سبز و با دست دراز *** از ضمیر خاک میگویند راز
هم تو به عنایت الهی *** آنجا قدمم رسان که خواهی
الهی دست گیر که دستآویز نداریم، توفیق ده، تا در دین استوار شویم، نگاه دار تا پریشان نشویم.
من با غرور و مهربانی و خشنودی، باغ و صحرا را تماشا میکردم و در درختها و بوتهها مینگریستم. گویی با هر یک از آنان آشنایی دیرینه دارم و با همه ساقههای سرسبز، رفیق و خویشاوندم.
همه آنچه در تحلیلهای دشمنان این ملت و این کشور به عنوان نقطه مرکزی مشاهده میشود، این است که این نسل جوان و پرشور و آیندهساز از راههای مختلف برای ساختن ایران آباد و آزاد و مومن و پاکیزه آینده، ناتوان کنند. اما به رغم تلاشهای دشمنان، واقعیت، عکس این است.
دوره نوجوانی، دوران شور و شوق و شکوفایی است. دورهای که بزرگترها معمولا با حسرت و آه از آن یاد میکنند. دورهای که شبیه به رویا و زیبا است. زیبایی و قشنگی آن را با کمحوصلگی و دلخوریهای بیهوده، زشت و تاریک نکنیم.
زندگی همین لحظههاست و از دست دادن فرصتها جز غصه و اندوه چیزی همراه ندارد. این سخن زیبای نهجالبلاغه، یادمان باشد:« فرصتها مثل گذشتن ابرها میگذرند، فرصتهای خوب و عزیز را دریابید.»
زیارت حضرت معصومه (س) به او آرامش بخشید. باز هم شوق خواندن و عطش مطالعه در وجودش زنده شد. مشتاقانه به سوی «مدرسه دارالشفای» قم به راه افتاد. از حرم تا مدرسه راهی نبود، تنها چند قدم.
پروفسور حسابی، هر وقت از خواندن و پژوهش فراغت مییافت، به باغبانی میپرداخت و در زمان مناسب از بیلزدن باغچه و یا خالی کردن آب حوض خانهاش هم پروایی نداشت. او حدود هشت ماه هر روز به یک تراشکاری میرفت و برای ناهار به یک بیسکویت راضی میشد تا بتواند قطعات مورد نظر را بسازد و کشور را از واردات بینیاز کند.