💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۳۳
سرفصل: جنگ جهانی چهارم (۶۵)
رژیم صهیونیستی (۱۲)
یک استراتژی برای خنثیسازی
برگزارشده در ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین.
در ماجرای جنگ جهانی چهارم و تقابل غرب با اسلام. در سرفصل مشخصه رژیم صهیونیستی، در ۸۰ سالگی از عمر رژیم صهیونیستی میگذره. استراتژی رژیم صهیونیستی، استراتژی خنثیسازیه. استراتژی خنثیسازی، خب همانطور که میدانید، مبتنی بر مکتب دوم امنیتیه.
مکتب اول امنیتی ناظر به اینکه تهدید رو کار نداره، آسیب رو خنثی میکنه. اما در مکتب دوم امنیتی به آسیب کار ندارن، نمیتونن آسیبشون رو خنثی کنن، میرن سراغ خنثی کردن تهدید. هر پدیدهای در سازوکار امنیتی از دو متغیر برخورداره: آسیبهای درونی خودش و تهدیدهایی که در بیرون. برای طرحریزی امنیتی یا باید آسیبهای داخلی خودش رو کم کنه یا باید تهدیدها رو از بین ببره. همانطور که قبلاً اشاره کردم، ما چهار تا مکتب داریم.
مکتب اول اینه که آسیبها رو کاهش میدن، ضعف رو کاهش میدن، کاری ندارن به تهدید. هرچی ضعفشون رو بیشتر کاهش بدن، تهدید کمتر اصلاً، چون تهدید بیرونیه. مکتب دوم که مکتب یهود، کاری به خنثی کردن آسیب نداره، بلکه خنثی میکنه تهدید رو در بیرون که متوجه خودش نباشه. مکتب آمریکاییها که مکتب آپورچونیتی، تهدید رو تبیین میکنه، تبدیلش میکنه به فرصت برای خودش. و مکتب چهارم که مکتب اکازیونالیستی، مکتب ایران و تشیع، اون تهدید رو تبدیل میکنه به موقعیت ویژه برای خودش. پس تهدید یک انرژی داره، اون انرژی و پتانسیل تهدید رو شما چطور جذب میکنید برای خودتون؟ در قالب فرصت یا در قالب موقعیت؟ یهود به تهدید، به مصائب، فرصت یا موقعیت نگاه نمیکنه، بلکه تهدید رو همچنان تهدید میدونه و میکوشه که تهدید رو خنثی کنه. کلمه خنثی کردن تهدید، جوهر استراتژی یهود و صهیونیزمه.
اگه کسی رو ترور میکنن، در ادبیات رسانهایشون میگن «خنثی شد». اگر مثلاً کشور تهدیدی رو حذف میکنن، مثلاً لیبی رو، مصر رو، یا سوریه رو، میگن که «خنثی شد». پس مبانی نظری این نکته الان برای شما روشنه که هر موجود زنده، هر پدیدهای، تهدیدهایی از بیرون متوجهش هست که در فلسفه تهدید و در حکمت تهدید، اصطناعت اون موجود و ساخته شدن اون موجود، به نوع مواجههاش با اون تهدیده. هرکس چطور با تهدیدی که روبهرو هست مواجهه صورت میده؟ اساساً امکان نداره که در نظام خلقت یک موجود زنده تهدید نداشته باشه. اما حالا که تهدید داره، مواجههاش با این تهدید چطوریه؟
شما تهدیدهای مختلف مالی، جانی، بهداشتی، درمانی، فکری، اعتقادی، اخلاقی، همه اینها رو که فهرست کنید برای خودتون، نمیتونید جامعهای رو بسازید گلخانهای که درش تهدید نباشه. شما تهدید اخلاقی نداشته باشید، تهدید سیاسی نداشته باشه، تهدید جانی و مالی نداشته باشه، تهدید بهداشتی و درمانی نداشته باشید. هوا نوسان پیدا میکنه، انسان سرما میخوره، حالا این ویروس آنفولانزا و نمیدونم، مواردی از این دست. بالاخره تهدید انواع ویروسها، میکروبها، باکتریها و غیره و اینا میتونن زمینه بیماری باشن و تهدید. پس انسان در مقابل این آسیبپذیره. سرمای خیلی شدید، ۵۰ درجه زیر صفر، و گرمای خیلی شدید، ۶۰ درجه بالای صفر، اینا تهدید. چجوری باهاش مواجه میکنیم؟ اینکه حیوان موذی به شما حمله کنه، ماری، عقرب، روتیلی، خرسی، گرگی، کوسهای، چیکار میکنید؟ تهدیده. شما در مقابلش آسیبپذیرید. حالا گلوله تفنگ و کلت و موشک و بمباران و تیربارون و سلاحهای اتمی و اینا همه تهدید. چیکار میکنید؟ شما اگر مشکلات مالی و معیشتی داشتید، حالا در ادارتون شرایطی پیش اومد که یک پولی جابهجا بشه، رشوهای قرار شد داده بشه، یک حساب کتاب اینجوری بود و شما یک دفعه دلتون لرزید و لغزید و لیز خوردید، رفتید و دور از جونتون رشوه گرفتید، با این تهدید چیکار میکنید؟ تا تهدیدهای اخلاقی، مسائل جنسی و موارد دیگه، اینا همه پدیدههای بیرونی است که از درون یک آسیبپذیریها و ضعفهایی نسبت به اونها وجود داره. هر قدر که آسیبپذیری کمتر باشه، اون تهدیدها کمتر ما هست. هر قدر که آسیبپذیری عمیقتر، بیشتر و شدیدتر باشه، اون تهدیدها تاثیر عمیقتری میگذاره. این کلیت مسئله است.
ما میخوایم چیکار کنیم؟ در امنیت ملی هم فهرست تهدیدها رو که در قالب کلاسه تهدیدها منتشر میکنن، دامنهای از موضوعات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی رو که یک حکومت، یک کشور، یک جامعه و یک ملت و تمدن رو میتونه فروپاشی کنه، اینها رو مورد بررسی قرار میدن. نوع مواجهه کشورها فرق میکنه.
روسها غالباً تهدید رو میپذیرن، هضمش میکنن، بعد باهاش برخورد میکنن؛ یعنی سعی میکنن آسیبهای خودشون رو کاهش بدن. غالباً اینجا یهودیها نمیتونن آسیب رو کاهش بدن، چون کمان، محدودن، کوچیکان، همیشه در تاریخ ضعیف بودن، شکننده بودن، اقلیت بودن. همیشه تهدید رو در بیرون شناسایی میکنن، به قول خودشون خنثی میکنن. آمریکاییها هم که تبیینش میکنن، تبدیلش میکنن به فرصت برای خودشون. و ایرانیها هم که تبدیلش میکنن به موقعیت.
لاکپشت که آیت مکتب امنیتی روسهاست، فرار نمیکنه و دستاش جمع میکنه داخل لاکش. حالا تهدید هر چی هم که بود، بود. اما در مکتب آمریکاییها، زهر روتیل یا عقرب یا مار، قابلیت این رو داره که در آزمایشگاههای داروسازی ازش پادزهر و دارو گرفته بشه. تهدید بود ولی تبدیل شد به فرصت. سیل، شهر و روستا رو شستشو میکنه میبره، اما این تهدید رو، پشت سد میزنید جلوش، تهدید رو تبدیل میکنید به فرصت، نیروگاه برق ازش میگیرید. مکتب آپورچونیتی، تفکر شیعی در ایران هم که تهدید رو به مثابه یک سنگی که میافته داخل صدف، و گوشت تن صدف که نرمتن هست رو به خطر میندازه، اون رو تبدیل میکنه به مروارید؛ یعنی با تهدیدی که اومد، قیمت خودش رو صد برابر میکنه، چند برابر میکنه.
در مکاتب چهارگانه تهدید، مکتب یهود ناظر به اینه که موجودی که کوچیک، ضعیف، شکننده است و حقیره، تهدیدی که در بیرون هست رو باید خنثی کنه. کلمه خنثی از اینجا معنی خودش رو نشون میده. تهدید رو خنثی میکنه. نمیتونن از پسش بربیارن. اگر عراق در دوره صدام در حال ساخت سلاح اتمی باشه، نیروهای اتمی باشه، اینا میان نیروگاه اتمی اوسیراک رو بمباران میکنن که تهدید نباشه براشون. محور مقاومت تهدید، نمیتونن کاری کنن که بازدارندگی به وجود بیاد. محور مقاومت مثلاً جرئت نکنه باهاشون درگیر بشه، بلکه کاری با بازدارندگی ندارن، اینا کلاً تلاششون اینه که اون تهدید رو از بین ببرن. پس بازدارندگی کجا معنی پیدا میکنه؟ بازدارندگی در مکاتب امنیتی مثلاً فرض کنید سوم و چهارم معنی پیدا میکنه. در مکتب امنیتی آمریکاییها، Deterrence یا بازدارندگی، آنچه که قرآن تحت عنوان «ترهبون» مطرح میکنه: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّكُمْ». بازداری مورد نظر در نظریه بازدارندگی و Deterrence مربوط به مکاتب سوم و چهارمه. در مکتب دوم اصلاً معنی نداره بازدارندگی. حتماً باید تهدید رو از بین ببرن، چون تهدید نابودشون میکنه. بین اینکه یک موجودی اینقدر شکننده است و ظریف و حساس و حقیره که تهدید نابودش میکنه، این نمیتونه آسیبهای خودش رو از بین ببره، ضعفهای خودش رو نمیتونه بپوشونه، فشار میآره به تهدید.
تا مکتب امنیتی چهارم که اینقدر موقع و ظرفیتش زیاده که تهدید یعنی اون قلوه سنگ و اون سنگریزه یا اون شن وقتی افتاد داخل اون صدف، از جوهر خودش بهش ترشح میکنه، تبدیلش میکنه به مروارید. اینا دقیقاً ۱۸۰ درجه از نظر قابلیت ضد همدیگه هستن. لذا تشیع در اعلی درجه، وقتی امامش مثلاً امام حسین علیه السلام رو شهید میکنن، تشیع قویتر میشه. هنگامی که صدام و اذنابش به دستور آمریکا و صهیونیسم جهانی حمله میکنن به ایران، به این سنگی که پرتاب شده توی ایران، ترشح میشه از اسلام شیعی، تفکر بسیجی شکل میگیره و کامل میشه. اگه اشتباه نمیکردن، حمله نمیکردن، خب این مسائل هم یعنی قابلیتهای سپاه و بسیج به اینجا نمیرسید. حمله میکنه رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان، میشه حزبالله لبنان. رژیم سعودی حمله میکنه به کشور یمن، میشه انصارالله یمن. داعش حمله میکنه به عراق، میشه حشد الشعبی. یعنی اگر تهدید رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان نبود، هیچوقت حزبالله لبنان شکل نمیگرفت. اگر تهدید سعودی نبود، هیچگاه پدیده و مقولهای به نام انصارالله یمن شکل نمیگرفت. اگر حمله رژیم صدام به ایران نبود، بسیج و سپاه این قابلیت رو پیدا نمیکردن. اگر تهاجم فرهنگی دهه ۱۳۷۰ در حوزه روشنفکری نبود، جریان انقلابی در دهه ۱۳۸۰ اون واکنشها رو نشون نمیداد و مباحث تئوریک لاینحل میموند.
پس شما با یک موجود زندهای روبهرو هستید که این مادامی که تهدیدی متوجهش نباشه، قویتر نمیشه. هرگاه تهدید شکل گرفت، اون سنگ تهدید اومد افتاد داخل کفهی این صدف، چون گوشتش لزج نرمتْره، ممکنه نابود بشه، اون تهدید یعنی اون سنگ رو تبدیل میکنه به مروارید. پس قیمت خودش رو میبره بالاتر. اما یک موجود دیگهای هست که این قابلیت رو نداره، جوهری نداره به اون تهدید ترشح کنه، باید حتماً تهدید رو خنثی کنه. به اینا زیستشناسی میگن انگل. انگل و زیست انگلی، اصلاً موجودی که انگله، موجودیه که ناقصه، کم داره؛ یعنی خودش قابلیت زیست مستقل نداره، باید بچسبه به یک موجود دیگهای تا حیاتش رقم بخوره. زیست یهود، زیست انگلیه و اساساً آیهی یهود، آیاتش انگله. یهود به قدری از نظر نظام اجتماعی ناقصه که باید بچسبه به یک جایی تا دوام داشته باشه. حالا تو تاریخ شناخته شدهشون، مثلاً در دوره خشایار، میان استر رو هل میدم داخل کاخ و تبدیل میشه به ملکه ایران، و بعد عموش/داییش، اون مردخای رو میآره میکنه، وزیر اعظم، میچسبن مثل انگل به اون موجود بزرگ، یعنی امپراتوری، بقاشون رو تضمین میکنن. حالا وقتی میرسه به امپراتوری امروز، یعنی آمریکا، خب اینا یک ساختار انگلی دارن به نام AIPAC ، اصلاً چسبیدن به رژیم آمریکا. و بخش عمدهای از مقامات امروز آمریکایی، یهودیان صهیونیست. بخش عمدهای از سناتورهاشون یهودیان. خود مثلاً چسبیدن به داخل خونه ترامپ، مثلاً ترامپ دامادش یهودیه، کوشنر. در امپراتوری قبلی یعنی بریتانیا، اینا انگلوار چسبیده بودند و از اون ارتزاق میکردن که شد زمینه شکلگیری رژیم صهیونیستی. یا در دوره امپراتوری هابسبورگ در اتریش، یا در دوره امپراتوریهای قبلی.

پس موجودات یا از نظر چرخه حیات مستقلن، خودشون قدرت دفاع از خودشون رو دارن، خودشون میتونن ارتزاق کنن، تأمین کنن، تغذیه کنن؛ یا موجودات اینجوریه، یا موجودات زیست انگلی دارند، خودشون چرخه زیستشون کامل نیست، باید بچسبه به یک موجود دیگهای حیات داشته باشن. یک ملتی به نام ملت ایران مثلاً حیات مستقل سیاسی داره، امپراتوری تشکیل میده. اما یهود چون نمیتونه امپراتوری تشکیل بده، بیاد بچسبه به امپراتوری ایران، بچسبه مثلاً به دربار خشایارشاه تا بقا داشته باشه، بچسبه دربار کاخ سفید تا بقا داشته باشه، بچسبه دربار کاخ باکینگهام در لندن تا بقا داشته باشه. چرا؟ چون کوچیکه، ضعیفه، شکننده است، چرخه مستقل حیات سیاسی نداره. اینجا یک مکتب امنیتی شکل میگیره به نام مکتب امنیتی دوم. اصالت تهدید. در مکتب اصالت تهدید، چنین موجود شکنندهای که بر گردهی یک موجود دیگهای سوار میشه و از اون ارتزاق میکنه، مثل زالو یا مثل کنه یا مثل مثلاً فرض کنید هر موجود انگلی دیگهای که میشناسید در انگلشناسی، این هر تهدیدی متوجهش بشه، اون رو نابود میکنه. البته خیلی هم پایبند به میزبان نیست؛ یعنی از این موجودی که داره ازش خون میمکه، جدا میشه، میره میچسبه به یک موجود دیگهای. یعنی میزبان رو عوض میکنه، ترک میکنه و فدا میکنه.
کلمهی خنثیسازی در ادبیات رژیم صهیونیستی و ادبیات یهود، منظور اینه. یعنی شما یک ذهنیت فیکس شد و قطعی از مباحث امنیتی نداشته باشید که وقتی میگیم بازدارندگی، باید مثلاً نظریهی بازدارندگی همهجا جواب بده. وقتی میگه مثلاً نظریهی تهدید یا آسیب، این همه جا دو دوتا چهارتاست، معیارش ثابته. اینجوری نیست. این طوری نیست. در هر کدوم از این چهار نهله و چهار مکتب، این مفاهیم یک مواجههی دیگهای داره. به این دلیل که مباحث امنیتی غربیها در جامعه ما جواب نمیده. یه کسی بلند شه مثلاً نظرات گالبرایت در قدرت تشویق-تنبیهی رو بیاره اینجا پیاده کنه، خب مربوط به آمریکاییهاست. یا کسی مکتب باری بوزان در امنیت اجتماعی رو بخواد بیاد شورای عالی امنیت ملی ایران پیاده کنه، خب این اصلاً ربطی به ایران نداره، اصلاً جنس مواجههی امنیتی ما یک چیز دیگه است. به این دلیل هم هست که ارزیابیشون غلطه، چون اینا با شاخصهای مکاتب امنیتی دیگه ارزیابی میکنن که الان ایران در موقعیت ضعف یا قوت. بعد پیشبینی میکنن که الان میشه به ایران حمله کرد یا نه؟ یا مثلاً تحریمها تا کی جواب میده؟ یا مثلاً فشار اجتماعی تا کجا؟ یا مسائل روشنفکری تا کجا؟ بعدش میبینن همه این چیزا رو با شاخصهای غربی انجام دادن، بعد ایران هنوز سرپاست. نوسان دلار هر چی میشه، جامعه تکون نمیخوره. وضعیت اجتماعی، اخلاقی هر اتفاقی بیفته، جامعه تکون نمیخوره. مسائل فکری و روشنفکری میآد، همهچیز رو درمیره، جامعه تکون نمیخوره. حمله نظامی و تهدید و خط و نشان و این میزنه، اون بزنه، مردم اصلاً واکنش نشون نمیدن. چون نوع مواجههی مکتب امنیتی چهارم یک چیز دیگه است. اما در اون مکاتب خب اینجوری نیست دیگه، اونا یک نگاه دیگهای دارن.
حالا اینا رو من مبسوط قبلاً اینجا تدریس کردم، ابعادش مشخصه، باهاش آشنا هستید. اجمالاً روی یک کلمه تو این جلسه تأکید میکنم روی استراتژی برای خنثیسازی. استراتژی یهود عموماً و رژیم صهیونیستی خصوصاً برای خنثیسازی تهدید چیه؟ و اساساً منظورشون از خنثی کردن چیه؟ اینا وقتی یه کسی رو ترور میکنن تو رسانههاشون میگن «خنثی شد»، نمیگن ترور شد. مثلاً دانشمند اتمی ایرانی یا یک فرماندهای نیروهای مقاومت یا یک فرماندهای مثلاً فلسطینی رو وقتی ترور میکنن، میگن که این خنثی شد، این یک تهدیدی بود علیه ما، خنثی شد.
شناختن این وجوه جامعهشناختی مباحث استراتژیک دشمن، شما رو در ارزیابی قوی میکنه، به این معنا که بتونید دقیق تشخیص بدید الان دشمن داره چیکار میکنه و شما چیکار باید بکنید. وجه متقارنش هم اینه که شما فکر کنید هر کاری دشمن میکنه، شما باید همون رو انجام بدید. به این میگن اقدام متقارن؛ یعنی قرینهی کار اون رو انجام بدید که این غلطه. یعنی اینکه آمریکا یک کاری میکنه، شما دقیقاً باید همون کار رو به روش انجام بدید. یا رژیم صهیونیستی یک کاری میکنه، شما باید دقیقاً روبروش همین کار رو انجام بدید. میشه اقدام متقارن. اقدام متقارن اساساً در ساختارهای امنیتی هنگامی جواب میده که اون دو نهاد، دو کشور، دو جامعه و دو فرد از حیث مکاتب امنیتی نگاه کاملاً مشترکی داشته باشن. خب ما هیچ وجه مشترکی با آمریکاییها نداریم، هیچ وجه مشترکی با صهیونیستها نداریم. ما مکتب امنیتی خودمون رو داریم.
استقلال نرمافزاری ایران بما هو ایران و اسلام شیعی بما هو اسلام شیعی، استقلال اصطلاحاً تفکر استراتژیکش از این جهت که اصلاً جنس مواجهه و مواجههی ما در اقدام نامتقارن، هیچ شباهتی به مواجههای که دیگران ممکنه با تهدیدهای رژیم صهیونیستی یا آمریکا داشته باشن، اصلاً همچین مواجههای وجود نداره، همچین انطباقی وجود نداره. ما تهدید رو تبیین میکنیم، پیشدستی هم نمیکنیم. تهدید وقتی متوجه ما شد، به اون ترشح میکنیم، اون تهدید موجب میشه قیمت ما بره بالا. اگر دشمن هوشمند باشه، نباید به جنوب لبنان حمله کنه که نشه حزبالله لبنان. نباید به عراق حمله کنه که نشه حشد الشعبی. نباید به یمن حمله کنه که بشه انصارالله. نباید امام حسین رو شهید کنه، چون ۱۴۰۰ سال بعدش، همه حیات اسلام به خاطر همون شهادت اون ۷۲ نفر، به خصوص خود امام حسین علیهالسلام در کربلاست. ولی دیگران اینجوری نیستن. شما ممکنه همچین اتفاقی رو برای یهود رقم بزنید، هیچی نمیمونه. برای آمریکاییها رقم بزنید، هیچ اثری نداره. در جامعهشناسی استراتژیک، شناخت این ریزهکاریها شما رو در تحلیلها و ارزیابی استراتژیک به یک عمق و غنایی میرسونه که بدونید چجوری مواجهه باید صورت بگیره.
حالا مشخصاً مورد مطالعهی امروزمون که یهود هست. در ادامه مباحث مربوط به رژیم صهیونیستی، زیست یهود در هیچ دورهای از تاریخ زیست مستقلی نبوده. اینا حتی دورهای هم که حضرت یوسف سر از کاخ عزیز مصر درمیآره و اون اتفاقات میافته براش، ماجرای زلیخا و بعدشم زندانی شدنش و بعد خوابی که عزیز مصر میبینه و بعد حضرت یوسف رو میآرن اون خواب رو تعبیر کنه و بعد شروع میشه مثلاً نخست وزیر عزیز مصر و خانوادهشون میآد اونجا، اینا یک جامعیت مستقلی نداشتن. اون جامعه مربوط به مصریها بود، اینا رفتن داخل اون جامعه و داخل اون دربار و داخل اون حکومت کمک کردن. دو تا طرح ۷ ساله رو حضرت ارائه کرد: دورهای که خیلی وضعشون خوب بود و دوره ۷ سال بعد که خشکسالی شد. هیچوقت حیات مستقلی نداشتن. اما همین رو اینا میگیرن به عنوان الگو، و بعدا میان یک زیستی رو دنبال میکنن که زیست بسیار بدیه به نام زیست انگلی. نمیان مثل حضرت یوسف زیست مستقل همتراز ارائه کنن، بیان برن داخل دربار یک حکومتی، اونجا کمک کنن و جامعه داره نابود میشه در ۷ سال آینده در اثر خشکسالی، اینا بیان برن و بگن چجوری گندم بکارید، ذخیره کنید الان که وفور نعمت هست، ذخیره کنید برای دوره ۷ سالهی بعدی و نجات پیدا کنید مردم از قبل طرحهایی که اینا میدن، منفعت ببرن. نه، اینا دیگه از اونجا به بعد این مدل رو وقتی یاد میگیرن، میچسبن به حکومتها، شیرهی حکومتها رو مثل زالو میمَکن برای خودشون. هیچ نفعی هم برای اون حکومتها ندارن.
مشخصاً در ماجرای استر و مردخای در دربار خشایارشاه، یهودیها هیچ حسنی برای جامعه ایرانی نداشتن، اومدن ۷۵ هزار نفر از ایرانیها رو که کشتن. اونجوری که تو کتاب مقدسشون میگن، تو یک روز عید پوریم قتلعام عظیمی ایجاد کردن و فقط بقای یهود برای خودشون مهم بود، دقیقاً مثل انگلی که میچسبه به یک موجودی. یا هنگامی که حضرت موسی اینا رو از صحرای مصر میآرشون بیرون در صحرای سینا، چون یک زیست انگلی دارن دیگه، چیزی نبود بهش بچسبن و مثلاً بهره ببرن و کاسبی کنن، این بود که اون سامری فرصت رو غنیمت شمرد و اومد یک گوسالهای براشون درست کرده از طلاها، اینا همون گوساله رو پرستیدن، چسبیدن به اون گوساله به عنوان یک پدیدهای که بتونه اینا رو تأمین کنه. حتی به حضرت موسی میگفتن: «برو به خدات بگو الان برای ما غذا بریزه. برو به خدات بگو»؛ یعنی خودشون تحرک چیزی نداشتن. به این دلیل قوم برگزیده بودن! و بعدا خدا رهاشون کرد، ۴۰ سال تو صحرای سینا آواره بودن. و دیگه از دوره بعد از امپراتوری خشایارشاه، امپراتوری هخامنشیان، میرن مثلاً در اروپا میچسبن به امپراتوری روم، از اون ارتزاق میکنن. بعد دیگه در دورههایی مثل قرون وسطی برمیگردن توی شرق، یک دورهی بالای این دریای مازندران دریای کاسپین که حالا کلمه قزوین شده کاسپین دریای گیلان. قومی بودن که هم بهش میگن خزر، یعنی قوم خزر که دریا گفتیم میشه اون دریاچه. از همون قوم یهودی میآد. یک مدتی میچسبن دوباره به امپراتوری ایران. بعد امپراتوری عثمانی که شکل میگیره، میچسبن به امپراتوری عثمانی.
در همه دورهها در تاریخ، طرحریزی استراتژیک شما هر امپراتوری رو مطالعه کردید، یک بخش هم بذارید برای اینکه یهود چجوری به اون امپراتوری چسبید. یعنی همه امپراتوریهای اصلی ۲۵۰۰ سال گذشته، همش رو که مطالعه کنید، یک فصل هم باید بذارید اون کنار، اون فصل چگونگی چسبیدن یهود به اون امپراتوری و بهرهای که یهود از اون امپراتوری برده. دقیقاً مثل همین الان آمریکا که همه مقدرات این ۳۳۰ میلیون آمریکایی دست یهودیهاست. حالا کلاً میگن توی خاک آمریکا مجموعاً ۶ میلیون نفرن، یک تشکیلاتی دارن به اسم آیپک (AIPAC). این ۶ میلیون نفر، ۳۳۰ میلیون نفر رو گروگان گرفتن و همه مقدرات هالیوود و نظام دانشگاهی و صنایع نظامی و دولت و کنگره و خزانهداری و همهچیز آمریکاییها دست ایناست. مثل زالو چسبیدن، از اینا ارتزاق میکنن. اینا فردا ضعیف بشن، این زالو رها شه، بلند شه ببین میچسبه مثلاً به چین، نمیدونم یک جای دیگهای. زیست انگلی دارن.
چون انگل یک موجود کامل نیست از نظر بیولوژیکی. انگل موجودی نیست که خودش بتونه کامل چرخهی زیست خودش رو در نظام اجتماعی خودشون رقم بزنه، چون ناقصه، باید بره بچسبه به یک موجودی زندگی کنه. مثالی که برای شما زدم، مثلاً در زنبور عسل، زنبور عسل چرخه کامل داره دیگه، میره شهد گیاهان رو میمکه، در شکم خودش عسل درست میکنه، اون اثر رو وقتی که ارائه میکنه، انسانها وقتی اون عسل رو میخورند، شفاست برای جسمشون. قرآن تأکید فرموده که این شفاست برای شما. اما زنبور انگلی، ظاهرش مثلاً همینه دیگه، چند تا دست و پا داره و بدن دو سه تیکه و بال داره، و اما چون زنبور انگلی امکان این رو نداره که خودش زاد و ولد کنه، خودش تخمگذاری کنه، خودش بچههاش رو بپرورونه، میآد و لاروهاش تخمهاش باید در بدن کرم ابریشم گذاشته بشه تا اونا این لاروها رو بپرورن. از خودش هیچی نداره. اگر کرم ابریشم نباشه، موجوداتی مثل کرم ابریشم نباشن، زنبور انگلی اصلاً امکان حیات نداره، امکان رشد و نمو نداره.
نتیجههاش اینه که اگر رژیم صهیونیستی، امپراتوریهای دورهی تاریخ ۲۵۰۰ ساله از هخامنشیان تا امروز آمریکا رو حذف کنید به عنوان کرم ابریشمهای که زنبور انگلی یهود رو بدن اینا مینشسته و تخمگذاری میکرده و بدن این امپراتوریها یهود رو میپرونده لاروهاشو و این متولد میشد و اون امپراتوری متلاشی میشد. اگر در ۲۵۰۰ سال گذشته امپراتوریها نبوده باشن، چیزی از یهود نمیمونه. یهود دیگه در ۶۰۰ روز گذشته در ماجرای بعد از طوفان اقصی با کمک رژیم آمریکا و رژیم انگلیس و رژیم فرانسه و کل اتحادیهی اروپا و غیره رو پا مونده. کل این کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس، ترکیه، جمهوری آذربایجان، امر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادن تا رژیم صهیونیستی بتونه مقاومت کنه. رژیم صهیونیستی اگر خودش به تنهایی بود، یک هفته در مقابل حماس نمیتونست دووم بیاره. اما کل ارتش آمریکا اومد تو دریای مدیترانه و منطقه از رژیم صهیونیستی دفاع میکنن. کل توان ارتش اردن، توان ارتش رژیم سعودی، توان ارتش آلمان، توان ارتش انگلیس، توان ارتش فرانسه. چهار تا موشک ایران میزد از اینجا میرفت تو وعده صادق یک، وعده صادق دو به سمت رژیم صهیونیستی، کل نیروی هوایی آمریکا تو منطقه هوا این رو میخواست بزنه، کل نیروی هوایی انگلیس، کل نیروی هوایی فرانسه، نیروی هوایی آلمان، ناوهای هواپیمابرشون اومده بودن اونجا، اونا میزدن. همه توان تمدن غرب جمع شده بود که مثلاً موشکها نرو بخوره تو خاک رژیم صهیونیستی. همینطور که در مرحلهی فعلی اگر یک ترانزیت ۲۴ ساعته از هواپیمای کارگو از آمریکا و اروپا به سمت سرزمینهای اشغالی نباشه که مهمات بیاره برسونه اینا هی مهمات رو شلیک کنن و مواد غذایی و خوراک و غیره و ذلک بهشون برسونن، اگه قرار بود خود، فقط خالص خود یهود، خود رژیم صهیونیستی خودش مقاومت کنه روبرو حزبالله لبنان اصلاً دووم نمیآورد. خودش مقاومت کنه روبرو جهاد اسلامی و حماس اصلاً دووم نمیآورد. حالا روبرو مثلاً یمن که هیچ، روبروی مثلاً ایران که هیچ. حالا ایران مثلاً در وعده صادق دو، دویست تا موشک ایرانی زده به رژیم صهیونیستی. رژیم صهیونیستی متقابلاً حمله کرده به تأسیساتی در ایران. ۴-۸۳ درصد تسلیحاتی که استفاده کرده آمریکایی بوده. این حتی تسلیحات مال خودش نیست. هواپیمای F-35 که اومدن آمریکاییان، F-15ها، F-16ها آمریکاییان، موشکهای ضد مثلاً تأسیسات و موشکهای نمیدونم ضد رادار، این همش آمریکایی بوده.
پس یهود عموماً و رژیم صهیونیستی خصوصاً، زیستشون زیست انگلیه. شما وقتی رشتهای در دانشگاه هست، گروه تجربی بچهها میرن میخونن به اسم رشته انگلشناسی. اما هرگاه مکتب امنیتیه یهود رو خواستید قیاس کنید در ذهنتون و به خاطر بیارید، زیست انگل رو به خاطر بیارید. انگل چجوری زندگی میکنه یهود، هم همینجوری. شما در مواجهه با انگل از چه روشی برای انگلزدایی و انگلکشی استفاده میکنید، برای مواجه با یهود هم باید در نظام بیولوژیکی از این روش استفاده کنید. پس مکتب امنیتیه یهود و ساختارهای انگلی کاملاً متفاوت چیه؟ چون زالوصفت میچسبن به یک موجودی.
انگلهای دیگه هم که نمونههای متعددش رو مطالعه کردیم، مثل انگل یال اسبی که توی آب میره تو بدنهی مثلاً جیرجیرک، اون رو مدیریت میکنه تا کامل میشه و بعد به دنیا میآد. یا انگلی هست که روی زبان ماهی جا خوش میکنه و ماهی هیچ جوری نمیتونه این رو از رو زبانش بکنه، این همه عمرش روی اون زبان ماهی زندگی میکنه. شما یک پنجاه نوع انگل رو مطالعه کنید، هر یک دونههاش رو که مطالعه میکنید، یک بخشی از تاریخ به اصطلاح زیست یهود رو مطالعه کردید که یهود چجوری میچسبه به تمدنهای دیگه و خودش رو جلو میبره و سازوکارش رو مشخص میکنه. اصلاً ذهنیت انگلی در یهود است که موجب شده ربا توسط مغز یهودیها شکل بگیرد. میدونید که ربا در دوره حضرت داوود و حضرت سلیمان توسط خاخامهای یهود شکل گرفت. پدیدهای که خدا میگوید اگر در جامعهای شیوع پیدا کرد، رباخواری یعنی سودخواری، این جنگ با خدا و رسول خداست و خدا نتیجه ربا را به محاق میبرد. ربا اساساً محصول زیست زالویی یعنی کسی رباخوار، نزولخوار. این در واقع مثل زالو چسبیده به جامعهای است و دارد آن را عصاره و شیره و نتیجه زحماتش را میمکد.
حالا مثلاً فرض کنید در همین تصویری که الان دارید میبینید، جیرجیرک که از آب بدش میآید، مجبور است به خاطر این انگل یال اسبی بره توی آب بماند تا این مثلاً متولد شود و از بدن آن بیرون بیاید. همین کاری که این انگل یال اسبی با همین جیرجیرک میکند، رباخوار از کسی که دارد نزول میخورد و ربا میخورد، از آن ارتزاق میکند، آن را اونجوری به عذاب میکشد. یا همان کارکردی که زنبور انگلی در مواجهه با کرم ابریشم دارد و تخمهای خودش را میگذارد زیر پوست کرم ابریشم و کرم ابریشم دیگر بعداً نمیتواند تبدیل به پروانه شود، نمیتواند ساختارهای متعدد دیگری را داشته باشد و زندگیش از آنجا به بعد کلاً منحرف میشود؛ فقط میشود عنصری که باید این لاروهای زنبور انگلی را بپروراند.
رباخوار هم اینگونه است. رباخوار هم اگر چسبید به فردی، به جامعهای، به گروهی، شیره آن را میمکد، آن را نابود میکند برای بقای خودش. شما هر جزئی از این انگلها را مطالعه کنید، به طرز شگفتانگیزی یک شباهت عجیبی با یکی از سازوکارهای وجوه تاریخی یهود پیدا میکنید داخلش. پس جریان یهود را خدا وقتی خلق کرده، آیاتش را چه قرار داده؟ آیاتش را موجودات متنوع انگلی قرار داده که شما با شناخت انگلها به زیست اجتماعی یهود پی میبرید.
حالا یک موجود انگلی، نظام امنیتیاش چگونه است؟ نظام امنیتی یک موجود انگلی را اگر مطالعه کنید، مکتب دوم امنیتی درمیآید؛ یعنی مکتب یهود که کلاً همه چیز را تهدید میبیند و با تهدید اصلاً کنار نمیآید. در مقابلش یعنی جوری نیست که بازدارندگی داشته باشد، بگوید حیات مستقل دارد، یک حیات کاملی دارد خودش. حالا میداند که آن شیره تهدید است، آن گرگ تهدید است، آن سگ تهدید است، آن مه تهدید است، آن روتیل تهدید است، آن کوسه تهدید است. میداند اینها تهدید هستند، بالاخره کاری میکند، بازدارندگی در مقابل اینها. اما یهود اینگونه نیست. یهود چون انگلی است، انگل اساساً منشأ تهدید را باید بزند، از بین ببرد. وقتی از بین میبرد، به آن میگوید خنثی کرده. کلمه خنثی کردن وقتی مدام در رسانههایشان میشنوید، میگویند که تهدید خنثی شد، آن خنثی شد. یا به جای اینکه بگویند طرف ترور شد، میگویند خنثی شد. یا پیروزیشان در جنگها را میگویند دشمن خنثی شد. منظورشان این است.
خب، حالا با این نکته آشنا شدیم:
۱- یهود در تاریخ طرحریزی استراتژیک خودش، همواره دشمنش، دشمنی دشمنانش را خنثی کرده که این روند خنثیسازی دشمنی دشمنان با خنثی کردن خود دشمنان، موجب پیدایش مکتب دوم امنیتی شد؛ یعنی مکتب اصالت تهدید.
۲- برای یهود به دلیل ضعف ذاتی در عده و عُده، تهدید اصالت دارد؛ یعنی دشمنی. در نتیجه همواره میکوشد که تهدید یعنی دشمنی را برآورد کند و آن را خنثی کند. برخلاف مکتب اصالت آسیب یا مکتب اصالت فرصت یا مکتب اصالت موقعیت،
۳- استراتژی خنثیسازی تهدید ویژهی یهود است. و دیگران به ندرت از این استراتژی خنثیسازی بهره میبرند و عمدتاً دیگران در سطح بازدارندگی تهدید هستند.
پس در ساختار یهود و رژیم صهیونیستی، بازدارندگی خیلی معنی ندارد. الان شما با این مؤلفه هم آشنا شدید.
در دوره ۸۰ ساله عمر رژیم صهیونیستی از ۱۹۴۵ به بعد از جنگ جهانی دوم که این رژیم منحوس تحمیل شد به منطقه توسط انگلیسیها و آمریکاییها و فرانسویها، اینها استراتژی خنثیسازیشان را که از دوره خشایار شروع کرده بودند، به نتیجه رسانده بودند در چسبیدن به امپراتوریها و آن را تجربه کرده بودند در چند مرحله و فاز. در این ۸۰ سال به اجرا درآوردند که من فهرستوار فازهای این را در این ۸۰ سال عرض میکنم که شما ذهنیتتان نسبت به استراتژی خنثیسازی تهدید، یک ذهنیت منسجمی بشود.
فاز اول- خب، وقتی که من در فلسطین مستقر شدند، فلسطین کشور عرب مسلمان بود. خب چون پیرامونشان همه کشورهای عربی بودند از مصر در شمال آفریقا تا سوریه و لبنان و اردن و کشورهای منطقه، اینها چه کار کردند؟ اول آمدند مسلمانان را به دو قسمت تقسیم کردند: مسلمانهای عرب و مسلمانهای غیرعربی. مسلمانهای غیرعرب را که دورتر بودند، به آنها القا کردند که خب این جنگ به شما ربطی ندارد، شما مسلمانهای غیرعرب درگیر این جنگ نشوید. اول مسلمانهای غیرعرب را خنثی کردند که آنها در این جنگ، جنگ علیه اشغالگرایی که تازه یک رژیم نوپایی به وجود آورده بودند، در دوره بنگوریون با آنها مواجهه صورت دهند. مشخصاً آمدند در ایران. رژیم شاه چون دستنشانده بود، رژیم شاه بلافاصله آمریکایی به او دستور دادند، رژیم شاه هم به رسمیت شناخت رژیم صهیونیستی را و اینجا سفارتخانه ایجاد کرد و رابطه علنی و همکاری و...
ترکیه بالاخره در دروازه اروپا بود و نگران از تهدید شوروی و مسائلی که داشت، به او گفتند تو جزو ناتو، تو را عضو ناتو میپذیریم، نگران تهدید نباش، وقتی عضو ناتو هستی، اسرائیل را به رسمیت بشناس. ترکیه که کشور غیرعربی بود، ایران که کشور فارسی بود، پاکستان که بعداً به وجود آمد از هند جدا شد بعد از استقلال هند، آمدند با کشورهای اسلامی غیرعربی با فشار آمریکا و انگلیس و اروپا معاملههایی انجام دادند، اینها را وادار کردند که رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند.
پس از ترکیه و ایران و پاکستان تا مالزی و اندونزی و بنگلادش و دیگران، کشورهای اسلامی غیرعربی، رژیم صهیونیستی گفت اینها خنثی شدند؛ یعنی اینها دیگر تهدید نبودند. مثل مردم کشورهای مثلاً ژاپن و کره که میریختند در خیابان میگفتند چرا فلسطینی را کشتید، یا مثل مردم اروپا یا آمریکای لاتین که میریختند در خیابان میگفتند چرا فلسطینیها را کشتید، این کشورهایی مثل ایران و ترکیه و پاکستان و اندونزی هم میریختند در خیابان.
اصلاً مواضعی که شاه قبل از انقلاب علیه اسرائیل میگرفت، خب الان خندهدار است برای سلطنتطلبها دیگر. یک مواضع مثلاً انقلابی میگرفت، کلاً عضو جبهه پایداری بود.
مثلاً فرض کنید جبهه آنموقع یک جبههای بود به نام جبهه پایداری. این کلمه جبهه پایداری که الان میبینید داخل ایران، مربوط به دورهای است که یک جبهه پایداری شکل گرفته بود که مصر بود و سوریه بود و اردن بود و لیبی بود و چند کشور بودند، به اینها میگفتند جبهه پایداری. جبهه پایداری در مقابل رژیم صهیونیستی، دیگر اوجش دوره دهه ۱۹۷۰ بود ده سال قبل از انقلاب. بله، اینجا میبینید مثلاً روزنامه اطلاعات شاهنشاه: ما نمیخواهیم بیتالمقدس در دست صهیونیستها بماند. بعد آن یکی: آیندگان، اسرائیل در جنگ نهایی بازنده است. بعد این نکاتی است که اون موقع مثلاً اعلیحضرت میفرموده. حالا اعوان و انصارشان بلند شدند رفتند شدند طیول رژیم صهیونیستی. بله، از این مواضع ترکیهها میگرفتند، ایرانیها میگرفتند، اندونزیاییها میگرفتند، کشورهای دیگر میگرفتند. ولی توانسته بودند آمریکاییها، انگلیسیها، فرانسویها و کلاً اروپاییها و آمریکاییها، برای رژیم صهیونیستی خنثی کنند مسلمانهای غیرعرب را. فقط کشورهای عربی و مسلمانهای عرب بودند که اسلحه میفرستادند و میجنگیدند.
لذا در فاز اول، مسلمانان را به دو قسمت تقسیم کردند: مسلمانهای عرب، مسلمانهای غیرعرب. مسلمانهای غیرعرب را خنثی کردند و مسلمانهای عرب را شروع کردند با آنها جنگیدن. این فاز اول بود.
فاز دوم- پس از خنثی شدن مسلمان غیرعرب در دشمنی با رژیم یهود، فاز جنگ با جبهه پایداری یعنی مصر، اردن، سوریه، لیبی و غیره آغاز شد. خب فاز دوم چند تا مرحله داشت:
مرحله نخست خنثی کردن اردن بود. رژیم صهیونیستی جناح داده به اردن دیگر. طولانیترین مرزی که فلسطین دارد، فلسطین اشغالی با کشور اردن. اول باید اردن را خنثی میکردند چون سهلالوصول هم بود. بخش زیادی از این جمعیت فلسطینها را ریختند آنجا. یک کار دیگری کردند: ملک حسین شاه اردن، زنش انگلیسی بود، اساساً انگلیسی بود دیگر. یعنی به آن پسر گفتند که بچه کجایی؟ گفت هنوز زن نگرفتهام. از هر شهری زن بگیرد، بچه آنجاست دیگر. به او گفتند بچه کجایی؟ گفت بچه لندن دیگر، چون از انگلیس زن گرفته بود دیگر. یعنی مادر این ملک عبدالله فعلی شاه اردن، مادرش انگلیسی بوده؛ یعنی زن آن ملک حسین. ملک حسین شاه اردن، ملک حسین شاه اردن با چراغ سبز انگلیسیها و آمریکاییها بلافاصله رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و همکاریاش را شروع کرد. و اولین کشور عربی که خنثی شد در جبهه پایداری، کشور ملک حسین پادشاه اردن بود.
مرحله دوم- کشور دوم که خنثی شد، کشور مصر بود. خب مصر خیلی زیاد مقاومت کرد. دوره جمال عبدالناصر، مصر تقریباً فرماندهی محور جبهه پایداری را داشت و آنقدر تعاملاتشان قوی بود که یک دورهای اصلاً معمر قذافی حاکم لیبی گفت اصلاً ما مرز بینمان معنی ندارد، بلند شد و آمد رفت نشست در قاهره گفت من دیگر مثلاً شهروند مصرم. متمرکز شدم آنجا. که بعدش گفتند آقاجان بلند برو کشورت را اداره کن، گفت اصلاً مرز بین ما نباشد، متحد با هم هماهنگ. جمال عبدالناصر یکی دو دهه محور مقاومت را فرماندهی کرد. حالا آن موقع کلمه مقاومت در زبان فارسی قبل از انقلاب میگفتند پایداری. یعنی هر روز که شما اخبار رادیو را میشنیدید قبل انقلاب میگفت مثلاً جبهه پایداری گفته اینجوری. مثلاً محور جبهه پایداری را آن موقعها مطرح میکردند که جبهه پایداری همین جبههای بود که روبروی رژیم صهیونیستی بود به فرماندهی مصر.
خب در جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل، مصر شکست خورد. بعداً جمال عبدالناصر از دنیا رفت. محمد انور سادات شد حاکم مصر. در هماهنگی با حافظ اسد اینها قرار شد یک حملهای از شمال و جنوب فلسطین انجام دهند علیه رژیم صهیونیستی. داماد جمال عبدالناصر که جاسوس بود، اطلاعات این حمله نظامی را داد به اسرائیلیها. اسرائیلیها آماده حمله شدند و واکنش نشان دادند. بعد از اینکه واکنش نشان دادند و مصر شکست خورد، مصر تعداد بسیار زیادی اسیر داد. حالا صحنههای سینا که قبلاً افتاده بود دست رژیم صهیونیستی. آبروریزی برای مصر چون صحرای سینا خودش به تنهایی از سرزمین فلسطین شاید حتی بیشتر. حالا یک آبروریزی بزرگتر هم انجام شده بود: دهها هزار نفر اسیر داده بودند. ۱۹۷۳ سال ۱۳۵۲ تقریباً، ۵۰ سال پیش. خب هم سرزمینشان رفته بود از دست، هم دهها هزار نفر اسیر داده بودند. با این آبروریزی چه کار باید میکردند؟ آمدند و آمریکاییها وساطت کردند گفتند ببین سرزمینت را به پس میدهی، بگو که پیروز شدی به انور سادات، اسیرهایت را بهت پس میدهیم. چون هوا گرم بود، خیلی اوضاع بد بود، اگر یک ذره ادامه پیدا میکرد ماجرا، همه آن اسیر از تشنگی میمردند.
رژیم صهیونیستی هم که دیدی دیگر، در غزه ببین چه کار میکند، زن و بچه مردم را میگذارند کشته شوند. فکر کنید آن موقع تعمداً میگذاشتند همه سربازانی که اسیر شده بودند از تشنگی بمیرند. قتلعام دهها هزار نفری از ارتش مصر. تحقیر شدنذ مسلمانهای عرب. این تحقیر بزرگشان که دیگر مصر بود، یک چنین شکست مفتضحانهای خورد. و آمریکاییها به انور سادات گفتند بیا بپذیر رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسی. اگر به رسمیت شناختی، ما کار دوم را انجام میدهیم: سرزمین سینا را بهت برمیگردانیم، اسیرت هم بهت برمیگردانیم. یعنی اگر الان شما بری به مصریها بگی، عمده تحلیلگران مصری میگویند ما در جنگ یوم کیپور در ۱۹۷۳ در آن ۲۰-۱۰ روز، ما پیروز شدیم. چگونه پیروز شدید؟ هم سرزمینمان پس گرفتیم، هم اسیرمان را.
اما جوری مصر لکهدار شد که وقتی که مجبور شد گلیم خودش را از آب بکشد، کاری دیگر با فلسطین نداشته باشد. از آنجا به بعد دیگر مصر خنثی شد و هیچ خدمتی که به فلسطین نکرد، بلکه ضربات جبرانناپذیری به نهضت مقاومت زد. و یک مدت بعدش هم که رفتند در آن کمپی که رئیسجمهور آمریکا میرود آنجا استراحت میکند، کمپ دیوید که اسمش هم اصلاً یهودی است دیگر، دیوید دیگر حضرت داوود. تحقیرش کردند، بردندش آنجا، تو محل استراحت رئیسجمهور آمریکا جیمی کارتر و با مناخیم بگین نخستوزیر رژیم صهیونیستی دست در دست هم دادند و خندیدند و رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شد. و بعد از اردن حالا مصر خنثی شد و سفارت رژیم صهیونیستی را آنجا ایجاد کرد.
خب این روند در فاز مرحله دوم فاز دوم بود. مرحله اولش خنثی کردن ملک حسین پادشاه اردن و خود کشور اردن بود.
مرحله دومش خنثی کردن مصر بود که حالا دیگر در کمپ دیوید این اتفاق رخ داد و آبروی کشورهای عربی رفت. اجلاسی برگزار شد یکی دو سال بعدش در طائف در سعودی. سعودی برای اینکه بیاید وجهه خودش را درست کند و بگوید ما داریم مقابله میکنیم، چون اصلاً ریشه این سعودیها یهودی است. اینها اساساً ریشهشان این خاندان سعودی یهودی است بر اساس برخی مستندات تاریخی. خب اینها از اول رژیم سعودی اصلاً سردرگیری نداشت با رژیم صهیونیستی، که اینها دستنشاندههای آمریکا و انگلیس بودند. اما بعد که سادات با مناخیم بگین رودررو شد و پذیرفت شروط رژیم صهیونیستی را و رژیم آمریکا را و سفارت رژیم صهیونیستی را در قاهره ایجاد کرد. معاهده کمپ دیوید که امضا شد، در یک مراسم رژه نظامی، محمد انور سادات را این خالد اسلامبولی ترور کرد. یک ستوانی بود، وسط رژه آمد با دوستانش حمله کرد و زد سادات را ترور کرد. و با ترور سادات، اوضاع مبارک به هم ریخت.
عربستان به دستور آمریکاییها آمد ابتکار عمل را دست گرفت و یک اجلاسی در شهر طائف برگزار کرد، موسوم شد به اجلاس طائف. از آنجا به بعد دیگر جریانی شکل گرفت که الان شما میشناسیدش: جریان کنفرانس اسلامی. سازمان کنفرانس اسلامی، یک سازمانی تشکیل شد به نام کنفرانس اسلامی برای ترمز حرکتهای جهان اسلام. هر وقت جهان اسلام بخواهد یک کاری کند علیه آمریکا و اروپا و موضعی بگیرد، رژیم صهیونیستی سریع همه سران کشورهای اسلامی را، ۵۰ تا کشور اسلامی را جمع میکنند در آنجا در سعودی و یک بیانیه خنثی، بیخاصیتی میدهد، محکوم میکند.
کلاً راه خنثی کردنی که رژیم صهیونیستی همیشه دشمنهایش را به عنوان تهدید خنثی میکند، یک راهش سازمان کنفرانس اسلامی است. یعنی سازمان کنفرانس اسلامی در عمر مثلاً بیش از ۴۰ ساله خودش، هیچ نقش بهدردبخوری نداشته. شما اگر برید تاریخ سازمان کنفرانس اسلامی را دربیاورید، یک سری سخنرانیهای بیهوده، دور یک میز گردی میشینند، هر کدام چند دقیقه سخنرانی میکنند و محکوم میکنند، بلند میشوند، یک شامی میخورند و سوار هواپیما میشوند برمیگردند کشورهایشان.
مرحله سوم- خنثی کردن مصر زمینهای شد که اینها آماده شوند عراق را خنثی کنند. حالا دیگر معاهده کمپ دیوید اوایل انقلاب ایران امضا شده بود. عراق را شکار کنند، عراق را انداختند به جان ایران. ایرانی که تازه انقلاب کرده بود. رژیم صدام همه توان عراق را به جای اینکه به سمت فلسطین بگیرد، چون نزدیک بود از طریق اردن نزدیک بود به فلسطین، برگشت به سمت ایران. آمریکاییها، انگلیسیها و اسرائیلیها یک جوری برنامهریزی کردند که صدام توان عراق را برای مهار انقلاب نوپای اسلامی به کار برد. حدود ۸ سال دفاع مقدس، در یکی دو سال قبلش هم که آن کشمکشها بود که مجموعاً حدود ۱۰ سال توان انقلاب اسلامی را بگیرد. و همه کشورهای عربی کمکش کردند. همین ملک حسین پادشاه اردن، یک تیپی داشتند اسم تیپ یرموک. ما دو سه بار در درگیری با اینها از آنها اسیر گرفتیم. یعنی من خودم در جبهه دیدمشان از نزدیک، تیپ یرموک. تیپ یرموک کشور اردن.
عربستان سعودی، آخر دفاع مقدس معلوم شد که در طول آن دوره حدود ۱۰۰ میلیارد دلار (در ۱۰۰ میلیارد دلار الان نه، ۱۰۰ میلیارد دلار آن دوره) عربستان سعودی به صدام کمک کرده بود علیه ما در دفاع مقدس. حالا اینکه کویت بنادرش را در اختیار قرار داده بود، بحرین، امارات، قطر، همه امکاناتشان را در اختیار اینها قرار داده بودند. خود اردن بندر عقبه را از طریق دریای سرخ وقتی یک بندری دارد که عراقیها برای اینکه کشتیهایشان در بندر تنگه هرمز توسط نیروی دریایی ما توقیف نشود، از دریای سرخ میآوردند در بندر عقبه، از بندر عقبه اردن زمینی میآوردند تو استان الانبار عراق میآوردند بغداد.
همه جور این کشورهای عربی کمک کردند. رژیم صهیونیستی کمک کرد، ایالات متحده کمک کرد. عراق را خنثی کردند. عراق در آن دوره دهساله اول انقلاب اسلامی، به جای اینکه علیه رژیم صهیونیستی بجنگد در دفاع از آنها، یعنی عراق شد پیشمرگ، رژیم صدام شد پیشمرگ رژیم صهیونیستی در مهار جمهوری اسلامی. که خب این اتفاق افتاد و کاملاً خنثی شد. بعد هم که دفاع مقدس تموم شد، تحریکش کردند حمله کند کویت را بگیرد. گرفت. بعد بهانه کردن، آمدند منطقه پرواز ممنوع تشکیل دادند و از کویت بیرونش کردند. و دیگر بود تا اینکه بعداً برش داشتند سازوکار خودشان را پیاده کنند. مرحله سوم فاز دو خنثی کردن عراق بود.
مرحله چهارم خنثی کردن لیبی بود. لیبی یک کشور مستقلی بود که خب میدانید بسیار مدعی بود. قذافی موشک بالستیک تهیه کرده بود از شوروی، شلیک میکرد به سمت پایگاه آمریکا سمت جنوب ایتالیا و سیسیل. یعنی ۱۹۸۳ یک درگیری شد بین اینها. آمریکاییها اف۱۶هایشان را فرستادند لیبی را بمباران کردند که بعداً هالیوود برایش فیلم سینمایی ساخت. این هم دستور داد با موشکهای بالستیک شلیک کردن به سمت پایگاه آمریکا در ایتالیا و سیسیل. یک سری آمریکا پایگاه دارد آنجا. بعضی از این موشکها نرسید، افتاد تو وسط دریای مدیترانه. یک چنین جرئتی داشت.
بعداً شروع کرد نیروگاه اتمی بزند و سلاح اتمی تولید کند که فشار آوردند و بعداً تأسیسات اتمیاش را جمع کردند، پیچ و مهرههایش را باز کردند بردند. که هی این چند هفته ویتکاف میگفت که باید مثل لیبی ایران پیچ و مهرههایش را جمع کند، چون نتانیاهو گفته باید مثل لیبی تأسیسات اتمی ایران جمع شود. اینها همه تجهیزات پایهاش هم جمع کردند، کشتی کردند فرستادند آمریکا. یک همچین خوابی خلاصه دیده بودند. لیبی را خنثی کردند. و بعد هم در ماجرای موسوم به به قول خودشان بهار عربی یا بیداری اسلامی، کلاً لیبی محو شد از صحنه مقاومت و پایداری روبروی رژیم صهیونیستی و غرب. و با حذف قذافی و تجزیه آنجا، عملاً این کشور به سه کشور تقسیم تجزیه شده. قسمت منابع نفتی قسمت غربیاش را یک سری از کشورهای غربی میبرند، منابع نفتی شرقیاش را یک سری از کشورهای غربی میبرند، مناطق جنوبی هم که صحرا هست را ولش کردند به حال خودش. الان کشور لیبی عملاً تجزیه شده اما خب دیگر نقشی ندارد، تاثیری ندارد.
الان این این مرحلهای که این رو دوست دارن، یعنی مرحلهای که آمریکا دوست داره جهان اسلام باشه، اینجوریه. مرحلهای که رژیم صهیونیستی دوست داره، انگلیس دوست داره. اگه یه کشوری مثل لیبی، چهار تا دانشمند و جوون داره، بلند شن برن تو اروپا و آمریکا، تو دانشگاه اونا درس بخونن، برای اونا کار کنن، اما حق ندارن تو کشور خودشون تاسیساتی ایجاد کنند. ۱۰۰ سال، ۲۰۰ سال میگذره، هی جوونا و نوجوناشون میرن میبینن آمریکا و انگلیس چه ساختار منظم و خوبی دارد، بعد خودشون هی تو بدبختی و فلاکت. و اصل «تفرقه بینداز و حکومت کن» رو اینجوری اجرا میکنن. الان بیش از ده ساله که لیبی خنثی شده.
این مرحله چهارم بود که لیبی رو که حمایت میکرد از چریکهای فلسطینی و برنامه موشکی و اتمی و غیره و ذلک داشت و یک برنامه جامع برای پیشرفت کشور لیبی داشت و لیبی در دوره قذافی بسیار رشد کرد (چون بالاخره نفت زیادی هم داشت میفروخت) اما خب نظام تصمیمسازیش ضعیف بود و شکست خورد، اینا تونستن خنثی کنن.
مرحله پنجم خنثی کردن سودان بود. سودان در دوره جعفر نمیری سمت آمریکاییها بود. در دوره بعدی، یه مقداری خلاصه در دوره عمر البشیر، یه شخصیت فکری داشتن به اسم حسن الترابی (که حتی بعداً با عمر البشیر دچار مشکل شد حسن الترابی) ولی سودان یه کشور بزرگ اسلامی بود که خب موثر بود. اومدن اول جداییطلبی رو اونجا اجرا کردن. منطقه مسیحینشین جنوبش رو تحریک کردن. منطقه جنوب که جدا شد، یه سرزمینی به وسعت کشور فرانسه از جنوب سودان جدا شد. بعد که اون منطقه جدا شد، منطقه مسلماننشین. منطقه مسلماننشینیش هم به دو قسمت کلی تقسیم میشه: یه منطقه است که نفتخیز، بهش میگن دارفور. الان اونا دارن جدا میکنن. اول منطقه جنوبش که مسیحینشین بود جدا کردن (تجزیهاش کردن). بعد داخل منطقه مسلماننشین جنگ داخلی راه انداختن اسرائیلیها و آمریکاییها و انگلیسیها. و همین هفتههای گذشته هم که دیدید، دوباره اون جریان موسوم به نیروهای واکنش سریع که رفته بودن کاخ ریاست جمهوری رو گرفته بودن تو خارطوم و زد و خوردهایی که شد، دوباره اومدن بیرون. و این وضعیت؛ سودان مشغول خودش شد، درگیر شد در داخل خودش و به بدبختی و نکبت و مصیبت. پس سودان رو هم در مرحله پنجم خنثی کردن.
مرحله ششم خنثی کردن رژیمهای عربی دورست بود. خب عمان به شکل سنتی توسط انگلیسیها اداره میشه. حتی هیئتهای دیپلماتیک که میرن میگن این خدمهای که میان به عنوان گارسون و مهماندار پذیرایی میکنن تو جلسات رسمی عمان، انگلیسیان. یعنی سرویس امآیسیکس (MI6) انگلیس. نگهبانها و حتی خدمه پذیرایی داخل جلسات، اینا هم از خودش چیده. یعنی اصلاً در حکومت عمان کسی از خودش هیچ ارادهای نداره، چون همه عوامل دور و برشون همه جاسوسهای انگلیسیه. خب عمان که کلاً یه کشور خنثی از اولم خنثی کردن. مغرب (مراکش) همین دیروز پریروز مردم ریختن تو خیابون در دفاع از فلسطین. یه کسی بود به اسم ملک حسن شاه مراکش (مغرب). این ملک حسن بعداً پسرش ملک محمد جایگزین شد. محمدرضا پهلوی وقتی فرار کرد از ایران، یه مدتی اونجا بود، یه مدت رفت مهمان ملک حسن شاه مراکش بود. کشور مغرب اینجوری خنثی شد. کشور عمان خنثی شد. کشور تونس خنثی شد.
کشور الجزایر چجوری خنثی شد؟ الجزایر درگیر انقلاب شد؛ دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ فرانسه ریخت اونجا، بیش از یک میلیون نفر رو کشت. مقاومت الجزایر و جنگ الجزایر و مسائل داخلی الجزایر یکی از بخشهای الهامبخش انقلاب ایران بود. ادبیات انقلابی که اول انقلاب در ایران مطالعه میشد، کتابهای کوبا بود (کاسترو و چهگوارا)، کتابهای ویتنام بود (مقاومت در مقابل آمریکاییها در ویتنام) و کتابهای الجزایر. از اون زن مقاومت که داشتن به اسم جمیله بوپاشا که کتاب اون ترجمه شده بود (یعنی زن چریکی که جمیله بوپاشا) تا کتابهای شخصیتهای سیاسی اصلیشون (احمد بن بلا و نمیدونم کیو ). کلاً الجزایر دیگه نمیتونست به فلسطین فکر کنه. الجزایر، فرانسویها با جنگی که اونجا شروع کرده بودن و کشتار عظیمی که انجام دادن، گذاشته بودن سر کار. پس کشورهای عربی، عناصر اصلیشون یعنی اردن، مصر، عراق، همه خنثی شدن. اون دوردستها، اونا که یه ذره دورتر بودن، اونا رو با فشارهایی که از بیرون آوردن، مهارشون کردن. کشورهای عربی یکی پس از دیگری خنثی شدن تا تموم شدن. فقط دو سه تا کشور موند: سوریه موند و لبنان.
پس فرآیند فاز یک چی بود؟ جدا کردن کشورهای عربی از غیر عربی در جهان اسلام و خنثی کردن کشورهای غیرعربی که: ای ایران، ای پاکستان، ای ترکیه، ای اندونزی، ای مالزی، این جنگ مال شما نیست، به شما چه ربطی داره؟ شما اصلاً کلاً اسرائیل رو به رسمیت بشناسید، خیلی خوب. و در فاز دو، اومدن کشورهای عربی رو یکی یکی، یکی یکی با حوصله خنثی کردن. بزرگشون که مصر بود رو کوبیدند زمین. بقیه یکی یکی با طرح تجزیه خنثی شدن. مصر دچار مشکلات خودش شد. سودان رو تجزیه کردند. لیبی رو در حالت تجزیه (سرزمین سوخته) نگه داشتن. اونا که دورتر بودن مثل الجزایر رو به جنگ داخلی کشوندن و جنگهای استعماری. مغرب و مراکش رو هم که با عمان رو. اینا رو در این دو طرف رو هم کلاً با اراده آمریکا و انگلیس ساکتشون کردن. این میشه فاز دو. انتهای فاز دو. حالا وارد فاز سه میشیم.
فاز سوم- خنثیسازی پس از اینکه جبهه پایداری خنثی شد (همین کشور جبهه پایداری یعنی منهای البته سوریه، همشون خنثی شدن). حالا اینا با ششتا آلی که در منطقه حضور دارن (ششتا آل شیخنشین عربی)، رژیم صهیونیستی خانواده شش آل صهیون رو ایجاد کرد: صهیونیزم عربی. آل نهیان، آل حمد، آل ثانی، آل صباح و آل سعود (قطر و بحرین و کویت و امارات و سعودی). اینها آلهای شیخنشین. یه آلی هم آل هاشم در اردن که اونجا اون شاه نظامیه. این ششتا شده نظم عربی مدافع رژیم صهیونیستی. پس رژیم صهیونیستی که در مرحله اول با عربها درگیر بود و با عربا میجنگید، در انتهای فاز دوم و اول فاز سوم، به مرحلهای رسید که حالا یک خانواده صهیونیستی عربی شکل گرفته بود پیرامون رژیم صهیونیستی و از رژیم صهیونیستی دفاع میکرد.
که اینا بعداً در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ در ۹۷–۱۳۹۶، دامادش اومد اینجا یه طرحی رو پیشنهاد کرد و اجرا کرد با دستور نتانیاهو به نام طرح ابراهیم. که همون طرحیه که توضیح دادم قبلاً که از رود نیل تا رود دجله و فرات. از اینجایی که حضرت ابراهیم از شهر اور و شهر نجف راسته این رودخونه رو گرفته رفته بالا و از تو خاک ترکیه دوباره برگشته تو سوریه و از اونور اومده رفته تا مصر. این مسیر رو بهش میگن طرح ابراهیم. مسیر سفر حضرت ابراهیم رو میگن طرح ابراهیم. این فلسفه از نیل تا فرات اینه، میگن مسیری که ابراهیم رفته مال ماست، چهارهزار سال پیش. اون منطقه رو باید بگیریم. یعنی انتظارشون اینه که عراق رو بگیرن، این نجف و کربلا رو بگیرن و مدعی اند. حالا الان طرح رو اینجوری منتشر میکنن که اینجا قشنگ بررسی کردیم قبلاً و فعلاً یواش یواش دارن به قول خودشون خنثی میکنن. یکی یکی خنثیسازی انجام میدن.
فاز دو خنثیسازی تکتک کشورهای عربی که تموم شد از حالت دشمن. اوناییشون که دشمن بودن که خنثیشون کردن، تبدیلشون کردن به سرزمینهای سوخته مثل لیبی و جای دیگه. ایناشون هم که دستنشانده بودن که به سادگی تبدیل شدن به یک خانواده رژیم صهیونیستی. نظمی شکل گرفت که این نظم الان داره رژیم صیونیستی رو حفظ میکنه. این فاز سه محسوب میشه که ممالک شیخنشین این کشورها مبتنی بر ستاره ششپر یهود، این ساختار صورتبندی رو صورت دادن.
فاز چهارم بعد از این مرحله بود در طول ده سال گذشته کامل شد. فاز چهارم فازیه که حالا غیر از رینگ ششگانه (شش آل عربی) که شدن خانواده آل صهیون (در واقع Zionist Regime Families، خانواده رژیم صهیونیستی یا صهیونیستهای عرب)، صهیونیستهای تورانی یا صهیونیستهای ترک، رینگ شیشپر دوم رو شکل دادن: اول ترکیه (که کاملاً رابطهاش علنی بود)، بعد جمهوری آذربایجان، بعد جمهوری ترکمنستان، بعد جمهوری قزاقستان، بعد جمهوری ازبکستان و در نهایت هم جمهوری قرقیزستان. این ششتا رژیم که ترکیه ازش تحت عنوان کمربند تورانی یاد میکنه، این ششتا اومدن یک ساختاری رو شکل دادن به نام خانواده شیشپر رژیم صهیونیستها (خانواده تورانیش صهیونیستهای ترک، صهیونیستهای در واقع تورانی).
حالا رژیم صهیونیستی نه فقط دشمنهای عرب رو خنثی کرده بود در فاز دو، بلکه در فاز سه اومد یه رینگ جنوبی کشید در جنوب غرب آسیا (رینگ عربی). شیشتا خانواده آل کذایی رو به عنوان خانواده صهیونیستی عربی یکپارچه کرد در دفاع از خودش که تا تنگه هرمز رسیده. تا همین امارات که الان کشور امارات مثل فلسطین قبلی (که فلسطین که اشغال شد)، الان امارات داره اشغال میشه. سرزمینش رو دارن اینا یکی زمینا رو میخرن و اومدن اونجا صنایع شون رو دارن میآرن و رژیم صهیونیستی به سرعت داره کشور امارات رو فلسطینیزه میکنه و داره اشغالش میکنه. رینگ جنوبی شکل گرفت. اومدن یه رینگ شمالی هم درست کردن از ترکیه تا ازبکستان و قرقیزستان که از به اصطلاح غرب آسیا تا آسیای میانه یعنی آسیای میانه و آسیا مرکزی رو تا غرب آسیا رو از محور خزر (محور دریای مازندران) یک کریدور بزرگی ایجاد کردن. کی این وسط گیر میافته؟ ایران.
یعنی الان محور شمالی، محور جنوبی (خانواده اعراب صهیونیست، شیشتا آل) و خانواده صهیونیستیه ترکان صهیونیست و محور تورانی که از ترکیه شروع میشه تا قرقیزستان و ازبکستان و قزاقستان ادامه پیدا میکنه. این محور محوریه که الان داره کار میکنه و رژیم صهیونیستی رو تقویت و تضمین میکنه. فراموش نکنید روز اول که شروع شد، اینا اول با کشورهای عربی جنگ داشتن. رفتن بیرون جهان عرب گفتن این جنگ که مال شما نیست، شما خنثی بشید فعلاً. بعد که کشورهای عربی رو خنثی کردن، از داخل کشورهای عربی یه ترکیب مدافع برای خودشون درآوردن. بعد اومدن رفتن بیرون جهان عرب، تو جهان ترک و جهان تورانی هم یه رینگ دفاعی برای خودشون درست کردن.
چیکار کردن؟ خنثی کردن شما در این جنگ ۶۰۰-۵۰۰ روزه غزه بعد از ماجرای طوفان اقصی. دیدید که بیشترین حمایت را جمهوری آذربایجان انجام میداد. بیشترین حمایت رو کشور ترکیه انجام میداد. سوخت میرسوند، مواد غذایی میرسوند، همه چیز میرسوند. اگرچه محور عربهای صهیونیست نبود (یعنی سعودی و امارات و قطر و بحرین و اردن اینا نبودن)، رژیم صهیونیستی تو این جنگ دوام نمیآورد. اگر محور ترکیه و آذربایجان و ازبکستان و غیره و ذلک نبودن، رژیم صهیونیستی تو این جنگ اصلاً دوام نمیآورد. اگر آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه و نمیدونم کشورهای غربی نبودن، رژیم صهیونیستی اصلاً دوام نمیآورد. رژیم صهیونیستی طی فرایندی یکی یکی اینا همه رو خنثی کرده، همه رو آورده پای کار خودش در یک زیست انگلی چسبیده به همه اینا. بعد برای عوام اینجوری جا میافته که رژیم صهیونیستی خیلی قویه. نه، رژیم صهیونیستی از پس حماس هم بر نمیاومد، از پس جهاد اسلامی هم بر نمیاومد، از پس حزبالله لبنان هم بر نمیاومد.

فاز چهار تشکیل خانواده طولانی رژیم صهیونیستی با شیشتا عضو کذایی بود و اومدن این محور رو کامل کردن و همون طوری که الان میدونید شمال و جنوب ایران کاملاً این اختاپوس بازوهاش کشیده شده و مستقر شده.
فاز پنجم در استراتژی خنثیسازی رژیم صهیونیستی، خنثی کردن محور مقاومت بود که ملک عبدالله شاه اردن اسمش رو گذاشته بود هلال شیعی. یه هلال شیعی از توی ایران و عراق و سمت سوریه و لبنان شکل گرفته، میگفت این هلال شیعی خطرناکه، حالا باید این هلال شیعی رو میشکستن به قول خودشون.
اول برای این منظور وقتی میخواستن محور مقاومت رو (حلقه اصلیش رو) بزنن در فاز پنجم، اول اومدن یه جریان درست کردن اسم داعش که در عراق شکل گرفته بود. ابومصعب الزرقاوی (یک اردنی اصلی) بود که بعد از حمله آمریکا به عراق اومده بود اونجا میجنگید. این رو کشتنش، چیزی رو که ایجاد کرده بود گرفتن تو دست خودشون و مدیریتش کردن. از عراق منتقلش کردن به سوریه. جنگ رو در سوریه برای نابودی جامعه سوریه و شکستن رژیم اسد و حکومت اسد پی گرفتن. و همون طور که در جریان هستید، ۳۰۰ هزار سوری جانشون رو از دست دادن، ۵ میلیون نفر از مردم سوریه آواره شدن به کشورهای دیگه مثل ترکیه و جای دیگه. و خب رشادتهای نیروهای ایرانی، نیروهای عراقی، نیروهای افغانی، نیروهای پاکستانی و نیروهای لبنانی (نیروهای موسوم به جریان مدافعان حرم) با فرماندهی حاج قاسم به شکست داعش انجامید.
اون گروه اصلی سوری که تحریر الشام و جبهه النصره و این جور چیزا نامیده میشد، رفته بودن توی ادلب. میت (MIT) ترکیه (سرویس اطلاعاتی ارتش ترکیه) که همین وزیر امور خارجه فعلی ترکیه اون موقع مدیر این سرویس امنیتی بود، اینا رو پشتیبانی کردن. در همون ادلب نگهشون داشتن. و بعد هم که این اتفاقاتی که چند ماه اخیر شاهد بودید که با فشار انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستی و سعودی و قطر و مجموعههای حامی رژیم صهیونیستی، اسد مجبور شد کشور رو ترک کنه. اینا تو کمتر از ۸–۷ روز بدون هیچ مقاومتی اومدن رفتن دمشق رو گرفتن. همین جولانی تروریستی که پریروز رفته در سعودی (آمریکاییها ۱۰ میلیون دلار برای سرش جایزه گذاشته بودن) همین رو هر روز بردن پیش ترامپ. ترامپ سرپا ۵ تا دستور بهش داد که رژیم صهیونیستی رو به رسمیت بشناسه، فلسطینیها که در اردوگاههای سوریه هستن رو بیرونشون کنه، کمک کنه (مثلاً فرض کنید به آمریکا که آمریکا بیاد اونجا نمیدونم پایگاه بزنه) و به قول خودشون با داعش بجنگه (یه بهانه دارن به اسم داعش که خودشون ایجاد کردن) و مواردی از این دست.
اینا در فاز پنجم این هلال شیعی رو چجوری باید خنثی میکردن؟ حلقه وسط جغرافیایی رو باید برمیداشتن، یعنی سوریه رو. سوریه (خانواده اسد) ۵۰ سال روبرو رژیم صهیونیستی ایستاده بود، خسته کرده بود رژیم صیونیستی. مرحوم حافظ اسد محور اصلی بود و بعدش هم پسرش بشار اسد. خب همه اقدامات لجستیکی از طریق سوریه انجام میشد. دیگه این امکانات از طریق سوریه میرفت تو لبنان و باید میرفت تو فلسطین. ۵۰ سال این خانواده در مقابل رژیم صهیونیستی مقاومت کردن که توی مقاومت عربی تقریبا بینظیره (یعنی هیچ بخش عربی همچین مقاومتی نکرد. البته اینا سنی نیست، اینا علویان). اساساً غیر از خود مردم غزه که سنی هستن، هیچ کدوم از کشورهای اهل سنت در مقابل رژیم صهیونیستی مقاومتی که نکردن، هیچی، همکاریهای زیادی هم داشتن.
در مقابل رژیم صهیونیستی در ماجرای فلسطین عمدتاً شیعیان ایستادن: که شیعیان لبنان، شیعیان یمن، شیعیان عراق، شیعیان ایران و علویهای سوریه. یعنی اگر جریان شیعی (چه شیعه تکامامی علوی، چه شیعه زیدی در یمن، چه شیعه دوازدهامامی در لبنان و عراق و ایران) ایران نبودن، ماجرای فلسطین خیلی قبل (۵۰ سال پیش) تموم شد بود، اصلاً قبل از انقلاب اسلامی. اما خب یک میلیارد و هشتصد میلیون اهل سنت در این ماجرا، شما دیدید از هممسلکهای خودشون که اهل سنت بودن در غزه، اعلام برائت کردن.
دو تا خانواده صهیونیستی الان شکل گرفته: صهیونیزم عربی، صهیونیزم تورانی و ترکی. که این دو گروه دو تا ۶ کشورن که سرانشون هماهنگن با رژیم صهیونیستی و این سازوکار رو جلو میبرند. اینا یک فشار گازانبری از دو سه طرف آوردن: پولهای قطر، پولهای امارات، پولهای سعودی، سرویس اطلاعاتی میت ترکیه و دستورات اردوغان، کمکهای مالی و نفتی الهام علیاف و بقیه شون. چه اتفاقی رو رقم زد؟ سوریه شکست و به تعبیر رژیم صهیونیستی خنثی شد. این حلقه وسط جغرافیایی از محور مقاومت در اومد. محور مقاومت دچار انشقاق شد.
بعد از این اتفاقی که افتاد، جریان اهل سنت طرفدار رژیم صهیونیستی که با حکم مفتیهای عربستان و با ضرب و زور (جهاد نکاح و نمیدونم از این جور مسخرهبازیا) میاومد سر میبرید و جنایت میکرد و تروریسم و رقم میزد، لباسهای عربیشون رو درآوردن، ریشه شون رو کوتاه کردن و یکی یه کراوات (به عنوان افسار بردگی غرب) انداختن گردنشون، رفتن نشستن تو اون کاخ کذایی در دمشق. بعدم اومدن رفتن دیدن دستبوسی فرعون بزرگ ترامپ و اون بهشون دستور داد که حالا که دیگه سوریه خنثی شد و همه نقاطش رو رژیم اسرائیل اومد بمباران کرد، شما اسرائیل رو به رسمیت بشناس و فلسطینیها رو از اونجا بریز بیرون و از این دست مباحث. و این شد دیگه. و واقعاً باید سوال کرد: چرا اهل سنت هیچ وقت در مقابله با رژیم صهیونیستی و رژیم آمریکا موفق نبوده؟
الان جوان سنی در کشورهای مختلف: مراکش، موریتانی، الجزایر، تونس، لیبی، مصر، سعودی، اردن، سوریه، ترکیه، اندونزی، مالزی، پاکستان، هند، بنگلادش، عمان و جاهای دیگه، یک جوان اهل سنت به خودش چی میگه؟ میگه چرا حاکمان ما به این سادگی کولی میدن به حاکمان آمریکا ولی حاکمان شیعه این کار رو نمیکنن؟ خب ترامپ بعد از اینکه از سعودی اومد بیرون رفت قطر، یه توییت عربی زد، عکس سودانی (نخستوزیر عراق) رو گذاشت، عکس بن سلمان رو هم گذاشت. تو این توییت عربیش نوشت که حاکمی که ولایت ایران رو پذیرفته و برای ایران داره کار میکنه (یعنی سودانی، نخستوزیر عراق) و حاکمی که برای بلد خودش و جامعه خودش داره کار میکنه (یعنی مثلاً بن سلمان). یک رازه که چرا مردم اهل سنت فلسطین رو کشورهای اهل سنت تنها گذاشتن و فقط شیعه (چه شیعه علوی تکامامی، چه شیعه زیدی یمنی، چه شیعه دوازدهامامی لبنانی و عراقی و ایرانی) دفاع میکنن؟ چرا اونا دفاع نمیکنن؟ این اتفاقی است که به عنوان یک ابهام هنوز مطرحه.
خب شما دیدید که این سازوکار رقم خورد و به قول اونا سوریه خنثی شد. سوریه شد مثل لیبی: هم مثل لیبی در سه چهار منطقه در حال تجزیه، هم هیچ پایگاه نظامی مناسبی دیگه نداره (همش رو بمبارون کردن)، هم اینکه حکومت متمرکز قوی مرکزی داخلش نیست و همه چیز خنثی شد. یه همچین جهان اسلامی رو میخواد آمریکا. آمریکا یک جهان اسلامی رو میخواد، رژیم صهیونیستی یک جهان اسلامی رو میخواد، اروپا یک جهان اسلامی رو میخواد: دچار تفرقه، تجزیه شده و خنثی. خنثی خنثی شده.
خب فاز خنثی کردن محور مقاومت با شکستن حلقه محوری اون یعنی سوریه، ابتدا با شکلگیری داعش در غرب عراق و سپس در سوریه و ایجاد جنگ مذهبی توسط تکفیریها با جهاد نکاح و سر بریدن و تروریسم رقم خورد. بعد اون شیشتا خانواده صهیونیستی عربی (شیشتا آل) با صهیونیزم ترکی (کشور ترکیه و آذربایجان و جای دیگه) یه شرایطی رو ایجاد کردن، فشار آوردن و سوریه شکست. سوریه هم مثل لیبی به ورطه تجزیه افتاد، به سرزمین سوخته تبدیل شد. حالا سرکرده این تروریست، اونم که بردن توی عربستان برای دستبوسی ارباب آمریکایی و دستور گرفت که اسرائیل به رسمیت بشناسه و آوارگان فلسطینی رو اخراج کنه. این فاز پنج بود.
فاز ششم- در فاز شش، آنچه که مطرح شد این بود که با محور مقاومت حالا باید مقابله کنه. مقابله با محور مقاومت. الان محور مقاومت چند جزش مونده: یک خود غزه و غزه حماس، حماس جهاد اسلامی، دو لبنان و حزبالله لبنان، سه یمن و انصارالله یمن، چهار عراق و حشد شعبی، پنج جمهوری اسلامی به عنوان مرکز مقاومت. پنج بخش باقیمونده از محور مقاومت که اینا در فاز ششم باید اینها رو خنثی کنن. خنثی کردن اینها برای آمریکا و رژیم صهیونیستی هدف استراتژیک محسوب میشه. تا یکی این رو خنثی کنن، تضعیف کنن، کنار بگذارن. اگر این پنج جز خنثی شد، شد مثل مصر، شد مثل سعودی، شد مثل امارات، شد مثل ترکیه. سفارت آمریکا که اونجا هست، سفارت رژیم صهیونیستی هم تو اون کشورها بود و اونا هم همراه رژیم صهیونیستی، شدن مدافع رژیم صهیونیستی و مجیزگو آمریکا. این اتفاق در مورد این پنج منطقه هم بیفته، دیگه رژیم صهیونیستی با هیچ تهدیدی مواجه نیست. توی فرآیند امنیتی، در استراتژی خنثیسازی، یکی یکی دشمنان را خنثی کرده و رفته جلو.
اما اینکه از پس این پنج تا بتونه بر بیاد (مثلاً غزه رو کلا صاف کنه و کل فلسطینیها رو نابود کنه و حماس رو از بین ببره و تونلها رو نابود کنه، کل لبنان رو از بین ببره و حزبالله لبنان رو از بین ببره، کل عراق رو تجزیه و تفرقه کنه، کل یمن رو نابود کنه، کل ایران رو نابود کنه)، خب این خواب خیال دیگه با این سادگیها که نیست. این اتفاقاتی که افتاده که تازه رسیده به لایه سخت درگیری. چون تا حالا هر جا بوده و هر منطقهای بوده، مناطقی بوده که اونجا شیعه نبوده مقاومت کنه. حالا رسیده به خود هسته مرکزی مقاومت شیعه که حالا دیگه این شیعه شرایط وقتی اینجوری میشه براش فرایند عاشورا رقم میخوره. وقتی فرایند عاشورا رقم میخوره، دکترین عاشورایی حزبالله خودش رو نشون میده. این دیگه اول مصیبت برای مستکبرین عالمه.
پس با این ششتا فاز در مرحلهٔ خنثیسازی در دوره اخیر رژیم صهیونیستی در این ۷۰-۸۰ سال آشنا شدیم. حالا از این پنج ششتا موضعی که باقی مونده، آخریش که میشه ایران. استراتژی خنثیسازی ایران به عنوان یه پروژه غربی عبری عربی و تورانی، محورهای عمدهای داره که من این محورها رو به طور فهرست وار عرض میکنم.
الف- اولاً برنامه جامع براندازی جمهوری اسلامی و بازگشت به عصر پادشاهی رژیم پهلوی به عنوان مدافع رژیم صهیونیستی؛ این هدف استراتژیک تل آویو است. تل آویو مشخصاً مسئلهاش این است که باید برگردد ایران به قبل از انقلاب و دورهای که رژیم پهلوی بود و سلطنت بود و مردم هم حق نظر نداشتند. باید مستقیماً رژیم صهیونیستی میآمد در ایران دخل و تصرف میکرد. این بند اول استراتژی خنثیسازی ایران است.
ب- در خنثی کردن ایران، در محور دوم، محاصره اقتصادی رقم خورده که با کمک آمریکا و اروپا در طول این بازه ۴۰ ساله محاصره اقتصادی که تحت عنوان تحریم در ایران شناخته میشود، رقم خورده.
پ- مسئله سوم، تجزیه ایران با کمک عوامل خلق ترک و خلق کرد و خلق عرب و خلق بلوچ و غیره و ذلک. یک گروههایی را رژیم صهیونیستی و انگلیس و آمریکا با سرویسهای اطلاعاتی و از کشورهای منطقه ساماندهی کردهاند و طرح تجزیه مناطق آذریزبان، طرح تجزیه مناطق کردنشین، طرح تجزیه مناطق عربنشین و طرح تجزیه مناطق بلوچنشین و غیره را رسماً اعلام کردهاند. در رسانههایشان هم مدام دارند درباره این؛ رسانههای ضدانقلاب درباره این میگویند و مینویسند و دنبال میکنند. از این خوابهای این چنینی زیاد دیدند.
ت- مسئله آندلسیزه کردن ایران با شیوع فساد اخلاقی از راه فتنه زنان که نمونه بارز در ماجرای فتنه فواحش در «زن، زندگی، آزادی» بود را دیدید که مدیریتش به عهده سرویس موساد، ام آی سیکس (MI6) انگلیس، بی ان دی (BND) آلمان و سرویس امنیت خارجی فرانسه و به خصوص سازمان سیآیای (CIA) بود که خب شما با آن آشنا هستید.
ث- مسئله خنثی کردن عوامل قدرت نظامی ایران مثل توان موشکی که مدام به آن میپردازند و متعرضش میشوند.
ج- مهار نیروهای انقلاب با قرار دادن سپاه در لیست گروههای تروریستی، یکی دیگر از محورهایی بود که رژیم صهیونیستی درخواست کرد آمریکا و اتحادیه اروپا پیگیری کردند.
چ- ترور و خنثی کردن نیروهای انقلابی حوزه تکنولوژی و نظامی مثل شهدای هستهای و بقیه دانشمندان، یکی از این موارد که آنجا نمیگویند ترور کردیم، رژیم صهیونیستی میگوید خنثی شد. رسماً در فیلمهایشان میگویند خنثی شده.
ح- خنثی کردن برنامه هستهای ایران به عنوان برنامهای که به عنوان توان اتمی میتواند ایران را به سطحی برساند که برای اینا ایجاد نگرانی کند، این هم یکی از محورهای اصلی است.
این محورهایی که عرض کردم در استراتژی خنثی کردن ایران به عنوان یک پروژه غربی-عبری-عربی و تورانی.
رای بند آخر، یعنی خنثی کردن برنامه هستهای ایران، هشت مرحله را امتحان و اجرا کردهاند که به ترتیب این است:
۱- ابتدا تحریم. تحریم اقتصادی به بهانه توان هستهای ایران که چرا تو توان هستهای را داری دنبال میکنی. تحریم را شروع کردند.
۲- تحمیل بازرسیهای اتمی. بازرسان عمدتاً جاسوس آژانس آیایایای (IAEA) که بازرسی اینها و نصب دوربین توسط اینها و این صد نفر کم و بیش، صد نفر بازرسی که همیشه هستند و چهارچشمی مواظبند و نظارت میکنند، همهشان هم جاسوس هم میروند گزارش میدهند به رژیم صهیونیستی و سرویسهای اطلاعاتی غربی.
۳- ترور دانشمندان هستهای ایران: شهید شهریاری، شهید احمدی روشن، شهید رضایینژاد، شهید علی محمدی و سایر شهدای هستهای.
۴- حمله سایبری ویروس استاکس نت برای خرابکاری هستهای در نیروگاه نطنز که خب ضربه بسیار سختی به نیروگاه نطنز بود و میلیاردها دلار خسارت ایجاد کرد و همانطور که میدانید توسط پیالسیهایی (PLC) که آمریکاییها، آلمانیها و رژیم صهیونیستی برنامهریزی کرده بودند اجرا شد. سازمان بی ان دی آلمان، ام آی سیکس انگلیس واحد ۸۲۰۰ رژیم صهیونیستی و سازمان سیآیای با محوریت سازمان اناسای (NSA) به اجرا درآمد و ضرباتی زد.
۵- حمله نظامی پهپادی به تاسیسات هستهای ایران که از محورهای مختلف پهپادهایی را فرستادند برای شناسایی و برای ضربه زدن که تعدادشان را نیروهای نظامی منهدم کردند. یک تعدادشان هم که آمدند به بعضی از این تاسیسات حملاتی انجام دادند.
۶- خرابکاری از طریق جاسوسان داخلی که در چند مرحله یک سری افراد خودفروخته در قالب جاسوس وظیفه خرابکاری داشتند که در بعضی از این تاسیسات اختلال ایجاد کردند.
۷- اعلام حمله نظامی جدی مثل آن چیزی که حمله کردند و اوسیراک عراق را خنثی کردند در دوره صدام، بارها اعلام کردند که تاسیسات اتمی ایران حمله میکنند، بمباران میکنند، نابود میکنند. خب تاسیسات اتمی ایران خیلی زیر خاک است، یعنی در لایههای زیرزمینیاش بعضی جاها ۶۰ متر، ۷۰ متر، مثلاً ۴۰ متر. خب سیستم بمباران که بتواند یک چنین مجموعهای را نابود کند نیست و خب اینا مشکلاتی دارند ولی بالاخره هی مدام اینا هر روز اعلام میکنند. دیگر در واقع باورسازی میکنند در اذهان.
۸- مسئله آخر هم طرح خرابکاری در تاسیسات اتمی ایران از طریق بازرسان خود آژانس. غیر از این که حالا این بازرسها جاسوسی میکنند، ضمناً خود این بازرسها هم خرابکاری کنند و این اتفاق را رقم بزنند.
برای بند هشتم، یعنی خرابکاری از طریق بازرسان آژانس اتمی، سریال خاصی ساختند که این باورسازی از طریق ایمیج (image) و تصویرسازی را در افکار عمومی ایران و مردم منطقه و جهان نهادینه کنند.
فصل سوم سریال تهران که شاهبیت فصل سوم سریال تهران این است که بازرسان سازمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازمان ملل و غیره، این بازرسان یکی از کارهایشان خرابکاری در تاسیسات اتمی ایران است که ایران به زعم خودشان به بمب اتمی دست پیدا نکند و این کار را انجام میدهند. یعنی آن کسی که میشود عامل رژیم صهیونیستی خرابکاری میکند، آن بازرسان آژانس هستند. ما نمیگوییم ها، ببینید این را ما ادعا نمیکنیم ها، این را رژیم صهیونیستی در سریالی که خودش ساخته دارد میگوید: بازرسان آژانس آیایایای غیر از جاسوسی که میکنند، یک وظیفه هم دارند خرابکاری در تاسیسات اتمی.
لذا این کلیت این مسئله خنثیسازی است با محورهای گوناگونی که دارد و جوانبی که قابل مطالعه است در این حوزه. ما انشاالله این را باید به آن به طور گستردهتری بپردازیم و این را از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار دهیم. شیوه خنثی کردن، خنثیسازی که این را انجام میدهند را. منتها همانطور که گفتم، به روش نامتقارن در مکاتب چهارگانه امنیتی مراقب باشید باید نامتقارن عمل کنید. قرینه مکتب اول، دوم، سوم عمل کنید، باختید. چون شما نه از نظر به اصطلاح بنمایه اعتقادی شبیه آنها هستید، نه از نظر ابزار و تکنولوژی.
تنها جایی که آنها نمیتوانند خنثی کنند، این است که شما به روش مکتب چهارم عمل کنید. اکازیونالیستی، همان روش صدف. اما اگر مکتب اول، دوم، سوم – به خصوص دومی که مربوط به یهود است –آن را گذاشتید مبنا، خواستید آن را خنثی کنید، خب قطعاً دچار مشکل خواهید شد. این کلیت قضایاست.
موفق و موید باشید ان شاءالله. والسلام.
◀️ مشاهده در یوتیوب:
◀️ مشاهده در آپارات: