💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۳۹
سرفصل: جنگ سرد جدید (۱۸)
گرگ کاخ سفید و پیمان کوروش
روزی که همپیمانان کوروش از شیعیان علی علیهالسلام شکست خوردند
(چگونه جنگ اسرائیل فقط به نفع اصلاحطلبان است؟)
برگزارشده در ۵ تیر ماه ۱۴۰۴

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، و به نستعین، انه خیر ناصر و معین.
خب، این جنگ ۱۲ روزه به آتشبس کشیده شد و ما میدونیم که پروژه اصلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، پروژه موسوم به پیمان کوروش؛ پیمان کوروش ناقص وارد دنیا شد و در واقع سقط شد و جریان پیمان کوروش در این جنگ نابود شد و یکی از الطاف الهی همین نکته بسیار مهمیه که اتفاق افتاد و مهمترین دستاورد جنگ ۱۲ روزه، نابودی مقولهای به نام پیمان کوروش بود.
شما پیمان کوروش رو در ۳ لایه میشناسید: لایه روبنایی و تابلو فرشگرد، جریان سلطنتطلب و پسر پهلویه؛ لایه دوم، جریان جمهوریخواه و ملیگرا و مصدقی و منافقین و غیره و ذلک در اپوزیسیون؛ لایه بنیادی و عمیق و درون جامعه و درون حاکمیت جمهوری اسلامی، لایه ایرانشهریه، سید جواد طباطبایی و نحله حزب کارگزاران و جریانات مربوطه هست که بخشهایی از ارکان حکومت رو دست دارن و جریان ایرانشهری رو از درون حکومت شارژ میکنن.
این ۳ لایه یک وجه مشترک دارن: ایرانشهری. وجه مشترک دومشون کورشگراییه و مسئله شون ایران در مقابل اسلام؛ اسلامزدایی و اسلامستیزی به نفع ایرانگرایی و ایرانشهری. این پروژهایست که سازمان موساد و سازمان سیآیای (CIA) با هوشمندی طراحی کردن در ۲-۳ سال اخیر علنیش کردن تحت عنوان پیمان کوروش بعد از ماجرای پیمان ابراهیم در کشورهای حاشیه خلیج فارس. اما این با برآورد غلط اطلاعات استراتژیک دشمنان که سعی کردن در روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در روز عید غدیر با آغاز جنگی که اسمش رو نتانیاهو گذاشت جنگ رستاخیز، آمدن که همه چیز رو دیگه تمام کنن، اسلام رو به قول خودشون نابود کنن، جمهوری اسلامی رو به براندازی بکشن و ایرانشهری رو جایگزین اسلامشهری کنن و کوروش رو جایگزین امام علی (علیه السلام) در روز غدیر و روز امامت حضرت کنن؛ خدا در اون روز این پروژه رو به شکست کشوند و نابودش کرد.
ابعاد این چارچوب تصوری و چارچوب نظری و به قول غربیها ابعاد این پارادایم رو که باهاش آشنا شدید، در لایهبندیهایی که اینا رینگهای گوناگون ایجاد کردن در خانوادههای گوناگون برای کره زمین با مرکزیت و محوریت رژیم صهیونیستی؛ بعد در رینگی که برای ایرانگرایی تعریف کردن و پروژهای موسوم به پیمان کوروش، ایران، افغانستان، تاجیکستان رو در نظر گرفتن. حالا ایران رو باید بگیرن، تجزیهاش کنن، برنامههایی که مد نظر داشتن که همه اینا رو با ریز جزئیات یه سرچ انگلیسی و فارسی کنید در گوگل، حجم زیادیش دستتون رو میگیره، با دقت مطالعه کنید، میبینید.
جلساتی که سلطنتطلبها چند ماه گذشته و یک سال گذشته و ۲ سال گذشته برگزار کردن، میتینگها و نشستهایی و اونجا سخنرانیهایی که کردن رو بشنوید، کاملاً دستتون میآد که اصلاً برنامه چی بود. حالا آنچه که خود نتانیاهو این چند روزه گفته و آنچه که رژیم صهیونیستی درباره مسئله ایرانگرایی و ایرانشهری و پروژه و مقولهای به نام پیمان کوروش گفته، اینا هم بذارید کنارش، دستتون میآد کلاً در اطلاعات استراتژیک دشمن در مورد ما چطور فکر میکرده و برنامهاش چی بوده و چی شد و چطور شد که در این جنگ ۱۲ روزه این طرح بسیار خطرناک یا این فتنهای که فتنه پیمان کوروش بود متلاشی شد و به حول قوهی الهی برای همیشه دیگه کنار گذاشته شد.
من این اجزاش رو به اضافه روندی که منتج به این جنگ شد و ابعاد این جنگ و پیامدها و دستاوردهای این جنگ و ابهامات رو، ساز و کارهای این رو فهرست وار عرض میکنم که دوستان در جریان باشند که چه اتفاقی افتاده.
۱- پیمان کوروش، منیفست براندازی جمهوری اسلامی شد که رژیم یهود با این انگاره که روزی کوروش ما یهودیان رو نجات داد، اکنون ما یهودیان آمادهایم که شما ایرانیان رو نجات بدیم، مدعی ایرانیان و آزادی ایرانیان بشه.
۲- اپوزیسیون رنگارنگ که فاقد طرح جامع وحدتبخش بود، مقرر شد که حول محور کوروش گرد هم بیان. اپوزیسیون ایران خیلی تیکهتیکه است، این اپوزیسیون رو رژیم صهیونیستی سعی کرد حول یک مفهوم یکپارچه کنه، حول مفهوم کوروش، یعنی در واقع اگر برای اپوزیسیون مفهوم کوروش به چالش کشیده بشه، دوباره شیرازه اپوزیسیون به هم میخوره، همه چیزش میریزه.
اپوزیسیون رنگارنگ که فاقد طرح جامعه و وحدتبخش بود، مقرر شد که حول محور کوروش گرد هم بیان، غافل از اینکه بخشی از اپوزیسیون جداییطلب هستن و زیر بیرق کوروشگرایی نمیگنجند و اساساً رژیم یهود همواره اعلام کرده که در پی تجزیه ایران به واحدهای کوچیکه.
این رو میدونید، قبلاً کامل تدریس کردیم مبتنی بر طرحی که در کتاب صاعقه در صحرا در ۱-۱۳۷۰ بعد از جنگ آمریکا و عراق در دوره اول در اشغال کویت رقم خورد. ۳-۳۲ سال پیش، این کتاب وقتی در ۲-۱۳۷۱ ایران ترجمه شد، جیمز بلکول در بخش آخر این کتاب میگه که برای خاورمیانه طرحی که جمهوریخواه تهیه کردن، طرح لیلیپوتی کردن خاورمیانه و تبدیلش به یک گالیور به نام اسرائیل و اهالی لیلیپوت، اهالی خاورمیانه، کشور کوچولو کوچولو که کف دست گالیور جا بشن. پس این طرح در بلافاصله بعد از جنگ عراق و آمریکا در کویت در ۷۰-۱۳۶۹ مطرح شده، الان ۳۴ سال ازش میگذره. اولین بار این کتاب وقتی در ۲-۱۳۷۱ در ایران ترجمه شد، همه با این آشنا شدن. یک دور در سال ۸۳–۱۳۸۲، مادلین آلبرایت، وزیر خارجه که تو دوره کلینتون یه خانمی بود از حزب دموکرات، وزیر خارجه بود به نام مادلین آلبرایت، این یه اعتراضی کرد به اینکه چرا شما جمهوریخواهان سیاستتون در دوره بوش اینه که میخواید خاورمیانه رو بکنید لیلیپوت و همه مثل اعضای لیلیپوت، کوتولههایی باشند کف دست گالیوری به نام اسرائیل. که خب این رو من مبسوط تدریسش کردم.
قبلاً تو جلسات کلبه باهاش آشنا هستید که طرحشون تجزیه ایران به ۷ کشور، عربستان به ۵ کشور، عراق به ۳ کشور، سوریه به ۳ کشور، افغانستان به ۳ کشور، پاکستان به ۲-۳ کشور، ترکیه به ۲-۳ کشور، مصر به ۲-۳ کشور. این طرح رو با ریز جزئیات منتشر کردند.
اینکه حالا میخوان در پیمانه کوروش بیان با شخصیت کوروش همه رو گرد هم بیارن، یک پاشنه آشیل داره، پاشنه آشیل و نقطه ضعف و باگش اینه که پس با جداییطلبی چیکار میکنید؟ مگه شما جداییطلبها رو ساپورت و پشتیبانی نمیکنید؟ اونا که قراره بیان، هر کد ایران یه تیپش رو وردارن ببرن، ایرانی نمیمونه که شما در برنامه ایرانشهری بخواید این رو یه پارچه کنید. ایران رو فقط یک گزاره یه پارچه نگه میداره: اسلامگرایی و امتگرایی. اگر اسلام رو از ایران بگیرید، ایران بلافاصله تجزیه میشه. آنچه ایران رو الان متحد میکنه، جمهوری اسلامی و اسلامگرایی.
خب، پس این نکتهی گالیور رو هم اشاره کردم. پس چگونه کوروش و شخصیت کوروش میتونه وحدتآفرین اپوزیسیون باشه؟ خود این الان شما با این نکته آشنا شدید که مفهوم کوروش و کوروشگرایی نمیتونه وحدتبخش باشه و خودش محل افتراق.
۳- اما جمهوریخواهان آمریکا با پروژه ۳۰ ساله لیلیپوتیزه کردن خاورمیانه و اکنون رژیم یهود با پیمان ابراهیم و سپس پیمان کوروش به استقبال پیمان چنگیز میرن تا تورانیان رو هم به زیر چتر خودشون بیارن. اما ایران با تمدن اسلامشهری بید لرزانی نیست که با این فوت کفار بلرزه. اسلام شیعی، هویت ایران امروز رو شکل داده و شاکله ایرانگرایی از شاهنامه تا گلستان سعدی و دیوان حافظ، همه ترجمان آیات قرآن.
۴- ترامپ اومد و در همون روزهای نخست ورودش به کاخ سفید، مقدمات اجرای طرح عملیاتی تحقق پیمان کوروش رو فراهم کرد، تهیه طرح یک جنگ کودتایی.
اینجا من یک نکته رو باید عرض کنم خدمت شما: جنگها به صورت رسمی به ۳ دسته تقسیم میشن: جنگهایی که برای جغرافیاست، برای گرفتن سرزمین؛ جنگهایی که برای گرفتن مردم یک سرزمین و به انقیاد و اسارت در آوردنشون؛ جنگهایی که برای گرفتن یک حکومت و واژگون کردن اون حکومت. در مکاتب جنگ، مکاتب جنگ جغرافیایی خیلی شناخته شده است، سعی میکردن هی سرزمین بگیرن. جنگهای خیلی قدیمی، سرزمین، هی بهش میگفتن کشورگشایی، سرزمینگشایی، هی میرفتن سرزمینها رو میگرفتن، سرحدات رو زیاد میکردن؛ جنگهای اجتماعی، جنگهایی بود که سرزمین رو نمیگرفت، مردم رو میگرفت و اونا رو تسخیر میکرد.
جنگهای سوم که جنگهای سیاسی هستند، اینا کاری با مردم و سرزمین ندارن، میرن حکومت رو میگیرن، وقتی حکومت رو گرفتن، سرزمین رو گرفتن دیگه. لذا در قرن بیستم تعداد زیادی کودتا در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین شد که شما مثلاً در داخل خود ایران یکی، دوتاش رو میشناسید: کودتایی که رضاخان در قاجار انجام داد و کودتایی که آمریکاییها و انگلیسی اومدن علیه محمد مصدق انجام دادن. جنگهای کودتایی شناخته شده است. نمونههای مرکب اینا که هر ۳ تاش رو با هم در بر بگیره، مثل جنگی که چنگیز مغول انجام داد یا کاری که رژیم صهیونیستی در کشورهای عربی انجام میده، اینا جنگهایی هستند که جنگهای سنتیاند، هر ذهن هم زمین رو میگیرن، هم مردم رو میگیرن، هم حکومت رو.

جنگی که علیه جمهوری اسلامی تعریف شد و در روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در روز عید غدیر، در سحرگاه، در وقت اذان، اذان صبح به اجرا دراومد و دانشمندان اتمی رو زدن، تعداد زیادی از فرماندهان نیروهای مسلح رو هم زدن در این جنگ که اسمش جنگ کودتایی؛ در این جنگ بدنه اجتماع رو درگیر نمیکنن، سرزمین رو درگیر نمیکنن، چه چیزی رو درگیر میکنن؟ حکومت رو درگیر میکنن، سر انگشتان حکومت رو میزنند، راس حکومت تنها میمونه، حکومت رو از چنگش میگیرن، مردم رو میآرن توی خیابون، با مردمی که اومدن تو خیابون حکومت و براندازی کردن، حالا سرزمین رو میگیرن. جنگهای امروز، جنگهای کودتایی.
آنچه تعریف و ارزیابی از روش کلاسیک جنگ رو کلاً جنگی که شما در این جنگ ۱۲ روزه دیدید زیر و رو کرد، اینه که دیگه در دنیا شاهد این نباشید. این اشتباهی که پوتین کرد، بلند شد از راه زمین، راه افتاد، رفت تا وسط اوکراین، بعد مجبور به عقبنشینی شد، الان یه هلال ناقصی توی شرق اوکراین دستشه، گیر کرده تو جنگ زمینی و اون جریان زلینسکی در کیف حفظ شده، داره کارش رو جلو میبره. پس جنگهایی مثل جنگی که صدام علیه ما راه انداخت، زمینی اومد گرفت تا پشت اهواز پیشروی کرد یا جنگی که پوتین راه انداخت، بلند شد رفت توی اوکراین، زمین گیر شد، این جنگها دیگه مرد.
جنگ ۱۲ روزه موسوم به نبرد رستاخیز که ادعا کرد رژیم صهیونیستی نبرد رستاخیز بود که واقعاً هم نبرد رستاخیز شد، از این طرف. این جنگ نشون داد که دیگه کسی وقت نمیذاره سرزمینها رو بگیره، دیگه کسی نمیره خودش رو درگیر جنگ با مردم داخل اون کشورها کنه و کشت و کشتار براش دردسر بشه یا اگه شهری رو گرفت، نون و دون اونا بیفته گردنش. در جنگهای امروزی مستقیماً جنگها حالت کودتا داره و میرن راس رو میزنن. منتهاش غافل از اینکه ما در جمهوری اسلامی یه بار در سال ۱۳۶۰ تجربه این رو داشتیم. بعد از اینکه بنیصدر در خرداد ۱۳۶۰ عدم کفایتش صادر شد توسط مجلس و امام طبق قانون اساسی عزلش کرد.
همونطور که اطلاع دارید، بنیصدر و سازمان منافقین از کشور فرار کردن، پناهنده شدن، مسعود رجوی و خود بنیصدر و سازمان منافقین اعلام جنگ مسلحانه در ایران داد. امام، جمعهها رو ترور کردن، در راسشون خود حضرت آقا رو. در حزب جمهوری یک بمبی منفجر شد تو سرچشمه و ۳-۷۲ نفر شهید شدن که در راسشون شهید بهشتی بود، تعداد زیادی وزیر، تعداد زیادی نماینده مجلس شهید شدن به صورت رگباری، مسئولین و مقامات کشور شهید شدن. حالا امام حالشون خوب نبود، تو بیمارستان بودن، جبهه هم دچار مشکل بود، دشمن پیشروی کرده بود تا پشت اهواز و دزفول و شوش اومده بود، کشور در بحران و مصیبت و مشکل بود. حالا همه مقامات کشورم یکی پس از دیگری داشتن شهید میشدن. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
بالاخره کشور یه ثبات نسبی تو چند روز پیدا کرد و یه انتخاباتی برگزار شد و آقای رجایی شد رئیس جمهور، آقای باهنر شد نخست وزیر. ۷ تیر شهید بهشتیها شهید شدن، ۸ شهریور، دو ماه و یک روز بعد، شهید رجایی، شهید باهنر و وحید دستگردی رئیس پلیس و همه با هم تو جلسه امنیتی کشور، جانشین دبیر شورای عالی امنیت ملی کشمیری بمب و برد گذاشت زیر پای اینار، خودش اومد بیرون و رئیس جمهور و نخست وزیر و مقامات رو شهید کرد. قرار بود ۲-۳ روز قبلش این بمب رو ببره بذاره توی جماران و امام رو شهید کنه.
حالا تصور کنید که چه اتفاقی افتاد. یعنی ما در یک جنگ کودتایی قبلاً یه همچین تجربه عجیبی رو از پشت سر گذروندیم و کشور فرو نریخت. تابستان داغ ۱۳۶۰، شبیه بهار داغ ۱۴۰۴ بود. روند بهار ۱۴۰۴ الان براتون تشریح میکنم که ابعادش چی بوده، ترامپ چجوری طراحی کرده، اما درباره بهار ۱۴۰۴ و تابستان ۱۳۶۰ مطالعه تطبیقی کنید تا ببینید دشمن کجا اشتباه کرد و چجوری به خودش صدمه زد.
۴- ترامپ آمد و در همان روزهای نخست ورود به کاخ سفید، مقدمات اجرای طرح عملیاتی تحقق پیمان کوروش رو فراهم کرد، تهیه طرح یک جنگ کودتایی.
۵- جنگها یا جغرافیا محورند یا اجتماع محور یا حکومت محور. جنگهایی که به براندازی حکومتها منجر میشن، جنگهای کودتایی هستند. در جنگهای کودتایی، عناصر اصلی و نمادین یک حکومت رو میکشند. ببینید، نمادین یعنی چی؟ ممکنه یه سری مدیر باشن، نماد نباشن، تو حکومت کشتن اونا فایده نداره. مدیران نمادین، کسانی هستند که نماد مثلاً ایدئولوژیک اون حکومتن. مثلاً فکر کنید شما در حکومت فیدل کاسترو نمادش کی بود؟ چه گوارا. نماد حکومت جمهوری اسلامی مثلاً قاسم سلیمانیه. شهادت قاسم سلیمانی، انگار یه ستونی رو در جمهوری اسلامی زدی. غلامعلی رشیده که در وجه اسطورهای مردم این به یادشون میآد که مثلاً در قرارگاه خاتم زمان جنگ دستور میداده، اون فایلهای صوتیش که الان هست که اعلام رمز عملیات میکرده و. زدن نمادها یعنی کشتن افرادی که نماد هستند. خب این یه طراحی ویژهای میخواد.
جنگهای کودتایی، جنگهایی هستند که در اونا عناصر اصلی و نمادینی یک حکومت رو میکشند، در نتیجه حکومت فرو میریزه یا تسلیم میشه. ترامپ میگفت از ایران فقط تسلیم محض میخوام، یعنی اینا برنامه جدیشون قبل از اینکه اصلاً جنگ شروع بشه، مسئله تسلیم بود.
خب الان ما میدونیم که ترامپ قبل از جنگ درخواست تسلیم مطلق ایران رو کرده بود، ایران باید تسلیم مطلق بشه. اینا هنگامی که داشتن این حرف رو میزدن تو رسانهها، یک جنگ کودتایی رو طراحی کرده بودن. کسی هم برآوردی نداشت که الان که اینا بردن پرونده ایران رو در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دارند قطعنامه علیه ایران میگیرن، پیامد این قطعنامه چه خواهد شد؟ اگر حمله میکنند، حمله به تاسیسات اتمی میکنند، چجوری میشه؟ سناریوهای محتمل تو ذهن خیلیها نبود که ممکنه اصلاً یک جنگ کودتایی باشه.
۶- این جنگ کودتایی البته به یک روایت تحلیلی از سقوط هلیکوپتر شهید رئیسی آغاز شد، یعنی از اونجا اینا کار رو شروع کردن و با ترور شهید هنیه در قلب تهران و سپس ترور شهید سید حسن در لبنان تا سقوط سوریه، این دوره از اونجا آغاز شد. به یک روایت این جنگ کودتایی مرحله به مرحله پیش اومده در دورهای که هنوز ترامپ سر کار نبود و رژیم صهیونیستی و عوامل سازمان سیا در دوره بایدن یک روندی رو طی کردند که بعداً منتج این شرایط امروز شد. اما ما حالا اون بخش تحلیلی رو کنار میذاریم، این رو از همین اتفاقاتی که توی روز در واقع ۲۳ و ۲۴ خرداد اتفاق افتاد و ایام غدیر و اون اتفاقاتی که رقم خورد، از این جا کار رو شروع کرد.
اما به هر روی، با آمدن ترامپ در زمستان ۱۴۰۳، اجرای جنگ کودتایی آغاز شد. این اولین جنگ کودتایی شناخته شده، رسمی، مدون، تاریخ جنگهای کودتای قبلی کودتا بوده، یعنی اقدام براندازانه، کودتا یا گروهی ارتشی توی کشور کودتا میکردن مثلاً؛ اما اینکه کودتا با جنگ تلفیق بشه و جنگ شاکلهاش کودتا باشه، این بدیع، اولین باره و اگر به نتیجه میرسید و موفق میشد، مطلقاً در آینده دیگه هیچ کشوری درگیر جنگهای گسترده زمینی اجتماعی نمیشد، مثل اشتباه پوتین در اوکراین. خب به جای اینکه بلند شه، زمین رو بگیره، بره تو سرزمین گیر کنه، این همه کشته بده، خب یه جنگ کودتایی میکرد دیگه، یعنی تمرکزش رو میذاشت مثلاً روی کیف، زلینسکی و تیمش رو میزد، نمادهای اون رو میزد، اوکراین فرو میریخت. اما این جنگ کودتایی که خیلی طراحی پیچیده و عجیبی داشته، به طرز حیرتانگیزی با عنایات حضرت الله جل جلاله رو شکست خورده که حالا عرض میکنم.
۷- دکترین ترامپ در پروژه SSR ایران برای بهار ۱۴۰۴، ۴ تا محور کلی داشت: یک، فشار حداکثری و همهجانبه در قالب دایم پارادایم (DIME PARADIGM). میدونید در ۱۳۸۷، در ابتدای دوره، اواخر دوره جمهوریخواهها و اوایل دوره دموکراتها، اوباما فشار حداکثری رو در دایم پارادایم طراحی کردن، یعنی اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک و اطلاعاتی. این ۴ لایه که فشار دیپلماتیک بیارن، هی بکشونن توی مثلاً مجامع بینالمللی و مذاکره، فشار اطلاعاتی هم بیارن، تحریم اقتصادی و فشار اقتصادی معاصر اقتصادی هم اعمال کنند، فشار نظامی هم بیارن. دی (Diplomatic)، آی (Informational)، ام (Military)، و ای (Economic). چارتاش مفش جمعش میشه دایم پارادایم. دایم همون سکه کوچولو، کمتر از سنت و پنی و اینا تو آمریکاست دیگه. دایم پارادایم اون سکه است.
به این میگن فشار حداکثری. این فشار حداکثری رو در دوره دهه ۱۳۸۰، هویج و چماق میگرفتن. هویج دست تروییکای اروپایی بود: آلمان، انگلیس، فرانسه، یوشکا فیشر، دومینیک دو ویلپن، جک استراو، از این ۳ کشور میاومدن به عنوان وزیر خارجه، هویج رو میآوردن. چماق دست آمریکا بود. قضیه هویج و چماق بین آمریکا و اروپا اینجوری بازی میشد: ایران باید میرفت پای میز مذاکره و الا آمریکا حمله میکنه. این در بهار ۱۴۰۴ چجوری اجرا شد؟ هویج و چماق دیگه اون قاعده رو نداشت. مبتنی بر این دایم پارادایم از ۴ فلش اجرا میشد.

۸- محور نخست در این فشار حداکثری و همهجانبه، محور نخستش بر روی عطش اصلاحطلبها برای مذاکره با آمریکا برنامهریزی شده بود. آمریکاییها میدونستن که جریانی که در ایران حاکم شده بعد از شهید رئیسی، این جریان عطش مذاکره با آمریکا داره. لذا محور نخست این بود که باید از مذاکره استفاده کنن. این مذاکره جهتگیریش چی بود؟ عملیات فریب در پوشش مذاکره بود. لذا محور نخست بر روی عطش اصلاحطلبان برای مذاکره با آمریکا برنامهریزی شده بود. مذاکره برای مذاکره یا عملیات فریب در پوشش مذاکره، به این معنا که مادامی که ما در مذاکره هستیم، پس شما نگران نباش، هیچ جنگی طراحی و اجرا نمیشه. اما مذاکرات برای مذاکره بود، فقط مذاکره کنم تا ایرانیا برن سر کار، اونا جنگشون رو طراحی کنن.
۹- محور دوم که توسط آمریکا اجرا میشد، محور اول توسط آمریکا اجرا میشد دیگر. مذاکره برای مذاکره، محور دوم که توسط آمریکا اونم اجرا میشد، وضع مستمر تحریمهای جدید علیه ایران بود. یعنی از این ور مذاکره میکردن، از اون ور هر هفته یه سری افراد و موسسات تحریم میشدند. دوباره مذاکره بعدی، دوباره یه موج دیگه از تحریمها. در واقع، محور نخست و محور دوم که هر دوتاش رو آمریکا انجام میداد، یک عملیات گازانبری علیه ایران بود که کاخ سفید راساً اون رو اجرا میکرد. یعنی در واقع، آمریکاییها به صورت گازانبری، دیپلماتیک و حقوقی مذاکره میکردن. در فاز حقوقی تحریم وضع میکردن. از دو سو گازنبری عمل میکردن. پاکیزه و تمیز. شما هم حواستون این بود که جلسات این دفعه رو عمان هماهنگ کرده در مسقط یا هماهنگ کرده در ایتالیا. امروز آقای عراقچی میره یا فردا آقای ویتکاف میآد. کاملاً همه تو رسانهها سر کار بودن. آمریکا داشت به صورت گازانبری یه فشار حقوقی و اقتصادی و تحریم و مذاکره میآورد و کار رو جلو میبرد.
۱۰- اما محور سوم، محور سوم توسط اتحادیه اروپا اجرا میشد و تروییکای اروپایی یعنی انگلیس، آلمان و فرانسه با کمک گروسی در آژانس، اینا ایجاد شبهه در گزارشهای ایران به آژانس رو مطرح میکردن که گزارشهایی که ایران داده به آژانس، شبههناکه. ایران یه چیزایی داره مخفی میکنه و کشوندن پرونده ایران به شورای حکام و علیالنهایه صدور قطعنامه علیه ایران و فراهمسازی مقدمات روانی حمله نظامی به ایران. این کاری که انجام شد از رو به رو کاملاً جهتدار. تروییکای اروپایی گارد داشتن. هر چی ایران میگفت، نمیپذیرفتن. میگفتن ایران داره مخفیکاری میکنه. به کی استناد میکردن؟ به گروسی. علیالنهایه پرونده ایران رو بردن شورای حکام با برنامهریزی که کرده بودند علیه ایران قطعنامه تصویب شد در شورای حکام و ایران محکوم شد که اطلاعات غلط داده. این هم کار حقوقی بود. باز دوباره یه کار حقوقی. دیپلماتیک آمریکا میکرد، یه کار حقوقی اقتصادی برای محاصره. آمریکا میکرد، یه کار حقوقی و حوزه اتمی اتحادیه اروپا و گروسی میکردن. تقسیم کار رو ببینید.
۱۱- حالا کار به اینجا که رسید، محور چهارم شروع شد. محور چهارم توسط رژیم صهیونیستی اجرا شد. اگه آمریکا و اروپا بخش کار پاکیزه جنگ کودتایی رو بر عهده داشتن، رژیم یهود به اذعان مرتس، به اصطلاح صدراعظم رژیم آلمان، یعنی این فرد خبیث فردریک مرتس میگفتش که بخش کثیف این جنگ به عهدهی رژیم صهیونیستی و بخش تمیزش به عهده ما. پس قبلاً تقسیمبندی به هویج و چماق بود. اتحادیه اروپا هویج رو میآورد: ایران بگیر و الا آمریکا میآد با چماق سراغت. هویج و چماق جاش رو داد به چی؟ بخش کثیف، بخش پاکیزه. بخش کثیف رو داده بودن به اسرائیل. یا در بخش پاکیزه با ما همکاری میکنی، سر میز مذاکره میآی، تسلیم میشی. در شورای حکام وقتی محکومت کردیم، میآی، همه تاسیسات هستهای رو میدی دست ما. و الا در بخش کثیف به روش کثیف یعنی ترور و جنگ و نابودی، اسرائیل رو میندازیم به جونتون. برای اولین بار استراتژی هویج و چماق جاش رو داد به جنگ کثیف و جنگ پاکیزه. این اولین باره داره اجرا میشه در جهان. و صدراعظم آلمان از دهنش در رفت این رو گفت. همه بهش حمله کردن چرا گفتی؟ البته دفترش اومد دفاع کرد که ایشون درست گفته. ولی واقعیتش همینه. جنگ کثیف، جنگ تمیز اجرا شد. و خب میدونید که دیگه کار به ترور و بمباران و انهدام و غیره و ذلک انجامید.
۱۲- اگر در دههی ۱۳۸۰ آمریکا پلیس بد و تروییکای اروپایی پلیس خوب بودن که هویج در دست اروپا و چماق در دست آمریکا بود، این بار نظام اجرا کاملاً تغییر کرده بود. کار تمیز و پاکیزه به عهده آمریکا و اروپا یعنی حقوقی، اقتصادی. کار کثیف و ناپاک به عهدهی خوکهای کثیف تلآویو. این در جنگهای موسوم به کودتایی یه قوارهاست. از این به بعد هر کجا باید جنگ کودتایی کنن، باید قسمت تمیز و کثیفش رو تفکیک کنن.
۱۳- از شروع مهلت و ضربالاجل ترامپ، (چون ترامپ ۶۰ روز ضربالاجل اعلام کرد و ۶۰ روز به ایران مهلت داد) از شروع مهلت و ضربالاجل ترامپ، مهلت ۶۰ روزه برای تسلیم مطلق، ۵۹ روز که گذشت، همه چیز برای اجرای جنگ کودتایی آماده بود. یعنی فشار گازانبری خودشون در مذاکرات و تحریمها به نتیجه رسیده بود. فشار اتحادیه اروپا و گروسی در آژانس برای اینکه ایران رو علیهش قطعنامه تصویب کنن به نتیجه رسیده بود. اسرائیل هم کاملاً آماده شده بود. روز شصتم باید جنگ کودتایی با اساسنامه پیمان کروش انجام میشد.
این بود که در سحرگاه ۲۳ این اتفاق شروع شد و تا روز عید غدیر قرار بود کار تموم بشه. دیگه مردم جشن روز عید غدیر رو برگزار نکنند. به جای جشن روز عید غدیر، دیگه ایران تسخیر شده باشه و مردم در فضای به اصطلاح کورشگرایی بریزند تو خیابان. مردم به جای اینکه برای جشن عید ولایت امام علی (علیه السلام) بیان تو خیابون، برای کوروش بیان توی خیابون. یعنی این جوری طراحی شده بود که دیگه به روز عید غدیر که میرسیدیم، یه همچین اتفاقی باید میافتاد.
در هنگام اذان صبح، کودتا آغاز شد. دانشمندان هستهای و ردههای فرماندهی سپاه در روز میثاق امامت به جنگ شهیدان علی (علیه السلام) آمدند که یک خطای فاحش بود. هم دانشمندان هستهای رو ترور کردن، هم فرماندهان سپاه رو. این اشتباهی که مرتکب شدن بسیار براشون هزینهزا بود. چون دقیقاً انتخابشون غلط بود و با نمادهای ما در افتاده بودند. یعنی نماد کوروش رو میخواستن بذارن جای نماد اصلی ما. چون ما شیعه علیهالسلام هستیم، ولایت علی بن ابیطالب حصنی. اینکه ما در حصن ولایت علی بن ابیطالب هستیم، اومدن این حصن رو بزنن، این دژ رو بزنن، یه حصنی درست کنن به نام حصن کوروش و مردم رو بشونن تو حصن کوروش. جنگ ولایت کوروش با ولایت علی بن ابیطالب راهانداختن و تجمعی که قرار بود اون روز بشه روز عید غدیر، اون تجمع رو از قبل اومدن برنامهریزی کردن توی این کودتایی که به جای اون مردم بریزم تو خیابون برای براندازی و تجمع کوروشیها باشه.
این دوگانگی که ایجاد کردن کافی بود که خدا اینجا خودش مداخله کنه و همه چیز رو به نفع جریان اسلامگرا به هم بزنه. وقتی با نمادهای اصلی دین در افتادن، دیگه اونجا با خود خدا جنگشون شروع شد.
۱۴- طرح عملیات دو تا سطح کلی داشته از نظر طراحی نظامی. الان وارد فاز طراحی نظامی میشیم. با نکات طراحی نظامی آشنا میشید. طرح عملیات ۲ تا سطح کلی داشت که پنتاگون و سیا طراحی کرده بودن. همیشه در طراحی نظامی جنگها و نبردها، شما یه حداقل تعریف میکنید، یه حداکثر. یعنی مینیمم، ماکزیمم میدید که اگر حداکثری هم محقق نشد، شما در اهدافتون به حداقلی حداقل اکتفا کنید. دیگه بهش رسیده باشید. اینا در طراحی که انجام دادن، حداکثریاش مبتنی بر پیمان کوروش، براندازی بوده. رژیم چنج. با زدن سرشاخهها و نمادهای جمهوری اسلامی، افراد اصلی. در حداکثرش براندازی بوده. در حداقلش، بهانهای که از قبل شارژ کرده بودند که ایران به تعهداتش عمل نکرده و رفته به سمت بمب اتمی و ما برنامه هستهای ایران رو نابود کردیم و...
همیشه در طراحیهای سطح استراتژیک و لایه پایینتر، در طراحی سطح عملیاتی، شما در دو لایه باید هدفگذاری کنید. حداقل، حداکثر تعریف میکنید. وارد میشید. اگر شد حداکثری، دستتون رو گرفت که اون رو جلو میبرید. اگر نشد، به دومی اکتفا میکنید. چرا این رو نیاز دارن؟ یک: اگر اولین محقق نشد، نگن شکست خوردیم. میگن: آقا، اصلاً نیومده بودیم رژیم چنج کنیم. اومده بودیم که فقط انرژی اتمی شون رو، تاسیسات اتم شون رو نابود کنیم. مردمشون اعتراض کردن: که آقا رفتید این همه کشته دادید، این همه رفتید تلفات دادید. پس چی شد؟ این جنگی که میگفتید میخواید مثلاً حکومت جمهوری اسلامی رو از بین ببره چرا محقق نشد؟ میگن: ما نرفته بودیم جمهوری اسلامی رو رژیم چنج کنیم. ما رفته بودیم فقط تاسیسات اتمی شون رو مثلاً نابود کنیم یا تاخیر بندازیم دستیابی شون به سلاح اتمی رو.
پس هم در مقابل افکار عمومی خودشون، هم در صحنه جهانی، آبروشون حفظ میشه. لذا مینیمم، ماکزیمم تعریف میکنن. حداقل، حداکثر در طراحی نظامی. اینا در سطح حداکثری، براندازی با زدن فرماندهان و آشوبهای عمومی، ایرانشهرگرایان رو مد نظر داشتن. در سطح حداقلی، نابودی برنامه هستهای ایران با زدن تاسیسات اتمی و قتل دانشمندان اتمی. یعنی نابودی سختافزاری و مغز افزاری.
ببینید، برای براندازی جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه رو زدن که نمادهای حاکمیتند، نمادهای اسلامی هستند. در سطح حداقلی فقط تاسیسات اتمی رو بمبارون نمیکردن. یعنی اول که روز اول که رژیم صهیونیستی رفت نطنز رو بمبارون کرد و اصفهان رو بمبار میکرد، اینا سختافزار اتمی و تاسیسات رو زدن. ولی قبلش اومدن از همون نماز صبح، دانشمندان اتمی رو ترور کردن. یعنی بخش مغز افزاری پروژه هستهای ایران رو زدن و بخش سختافزاری رو همزمان. شما اینجا مطمئن میشدید که اینا دعواشون سر برنامه هستهایه. مطمئن میشدید که اینا دنبال کودتا نیستن. نگاه کنید، دارن دانشمندان اتمی هم میزنن. اما دانشمند اتمی رو داشتن به موازات زدن سرشاخههای اصلی حکومت در قدرت نظامی، سیاسی میزنن. ۲ تا پدیده نامتجانس. دیگه از اینور سردارای اصلی رو زدن، از اینور دانشمندای اصلی. شما تو تحلیل اولیه دچار مشکل میشید. اینا چرا دارن دانشمند مثلاً آقای شهید فریدون عباسی که الان دیگه درگیر پروژه هستهای نیست، چرا ایشون اومدن ترور کردن؟ از این طرف مثلاً سردار باقری رو ترور کردن. چون نمادهای نظامی، سیاسی رو باید میزنن. ایدئولوژیک رو و نمادهای قدرت علمی رو، بخش مغز افزاری رو میزنن، بخش سختافزاری رو. ۲ تا هم میزنن. یعنی از اون طرف که تاسیسات اتمی رو بمبارون میکردن، از این ورم تکتک پادگانهای سپاه رو بمبارون کرد. کوچکترین پادگان سپاه رو توی شهری پیدا میکردن، بمبارانش میکردن.
پیشفرضشون این بود که ارتش رو میذارن کنار، دست نخورده. سپاه رو میزنن. سپاه که زده بشه، این جریان ایرانشهری و کورشگرا که بریزه تو خیابون، وقتی حکومت رو تغییر بدن و بگیرن، ارتش رو دست نخورده میکنن. ارتش شاهنشاهی و ایرانشهری و غیره و ذلک.
خب، به این استراتژی، مقام معظم رهبری چجوری حمله کرد؟ از ارتش، فرمانده ارتش رو گذاشت بالا سر رئیس، جایگاه ریاست ستاد. یعنی فرماندهان ارتش خودشون پاسدار انقلابن. جوری تو دهن سلطنتطلبها و رژیم صهیونیستی و جریان انحرافی کوروشگرایی خورد که پیشفرضشون این بود که باید فرماندهان سپاه رو بزنن، فرماندهان ارتش بمونن که در حکومت بعدی سیستم نیروهای مسلح یکدست باشه. خود فرماندهان ارتش اومدن به جای پاسدارها فرماندهی کنند در عرصه انقلاب اسلامی. خب، این خیلی ضربه سختی بود به نظام محاسباتی دشمن دیگه.
پس این دو تا سطح، حداقلی، حداکثری رو داشتن. اومدن جلو. حداکثری در ۲۴ ساعت اول شکست خورد. رفتن سراغ حداقلیه. ضمن اینکه هنوز داشتن حداکثری رو میزنن. نمادهای سپاه رو میزنن. تکتک فرماندهان رو میزنن. حتی دیگه از یه مرحله از سپاه رد شدن. رفتن جلسه سران قوا رو زدن. یعنی زدن و خب خدا رحم کرد که سران قوا اونجا جابهجا شدن. تو یه مرحله دیگه از سران قوا هم رد شدن. مسئله شون این شد که برن آقا رو بزنن. اما همزمان در افکار عمومی اینجوری جا انداختن که فقط مسئله شون انرژی اتمیه. دارن تاسیسات اتمی رو میزنن.
در این طرح عملیاتی، در هر دو سطح، هیچ یک از عناصر مکتب ایرانشهری لیبرال، یعنی اصلاحطلبها، هدف نبودند. نه در سطح حداکثری برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، کسی از مدیران کلان اصلاحطلب تارگت بود. مثلاً، نه حسن روحانی تارگت بود، نه کسی مثل جواد ظریف. ممکن است شما بگویید: «مثلاً حسن روحانی الان مسئولیتی ندارد». مگر آقای فریدون عباسی، بنده خدا، مسئولیتی داشته یا نه؟ حسن روحانی نه، ظریف نه. کسایی در این سطح از اصلاحطلبها اصلاً تارگت نبودند.
در سطح حداقلی هم، برای برنامه هستهای، کسی از اصلاحطلبها تارگت نبود. مثلاً، علیاکبر صالحی که هم سطح علمیاش بالاتره، هم تحصیلکرده دانشگاههای آمریکا در انرژی هستهای است، هم مدت بیشتری مسئولیت وزارت خارجه و مسئولیت سازمان انرژی اتمی را داشته، این تارگت نبود.
اما جوانهایی مثل سید مصطفی ساداتی تارگت بودند که تحصیلکرده داخل بودند، جوان بودند و اصلاً سنشان با پیرمردی مثل علیاکبر صالحی قابل مقایسه نبود. نه در خانه خودش، ردش را زده بودند. هنگامی که در خانه پدر و مادر خانمش رفته بود برای مراسم و جشن، ایشون را آنجا برای مراسم جشن غدیر و آن مراسم جشنهای آنجوری و شرایط بعدیش آنجا رفته بودند، خانه اقوامشان. خانه اقوامشان را تو نارمک زدند. خودش و اعضای خانوادهاش و پدر و مادر خانمش و اطراف و همسایهها همه با هم شهید شدند. یعنی تارگت و هدفی که تعریف کرده بود رژیم صهیونیستی، بخشهای دانشمندان اتمی جوان و پیر حزباللهی بود. از اصلاحطلبها، یعنی مثلاً آقای صالحی تو لیست نبوده، یا در بخش حاکمیتیها، حسن روحانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده، دو-سه دوره طولانی، یا رئیس جمهور بوده، یا در مجلس بوده، یا فرمانده پدافند هوایی بوده، یا مسئولیتهای اینچنینی امنیتی و غیره و ذلک داشته، حسن روحانی تارگت نبوده، جواد ظریف تارگت نبوده.
اما فرماندهان نظامی سپاهیها همه تارگت بودند. ۳۰ سردار شاخص سپاه هدف بودند و در این کودتا شهید شدند: رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار باقری؛ فرمانده اصلی قرارگاه جنگ جمهوری اسلامی، سردار رشید؛ معاون اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح، سردار غلام محرابی؛ معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح، سردار ربانی؛ فرمانده بعدی قرارگاه خاتم، سردار شادمانی؛ فرمانده کل سپاه، سردار سلامی؛ فرمانده نیروی هوافضای سپاه، سردار حاجیزاده؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه، سردار کاظمی؛ جانشین سازمان اطلاعات سپاه، سردار محقق؛ مقامات حفاظت اطلاعاتی نیروهای مختلف از نیروی مقاومت تا نیروی انتظامی و جای دیگر به صورت گسترده؛ بسیاری از معاونین نیروی هوافضا که همراه سردار حاجیزاده در آن جلسه بودند در زیرزمین، خب ۴-۵ نفر از آنها شهید شدند. ۳۰ نفر از سرداران اصلی در این طرح کودتا به شهادت رسیدند. فقط در یک کشوری، یه همچین شاکلهای رو کسی بزنه، آن کشور به سادگی براندازی میشه، به سادگی براندازی میشه.
حالا این رو بذارید کنار اینکه تکتک پادگانها رو زده بودند، یعنی از ستاد کل سپاه که زده بودند تا ستاد بسیج، تا دانشگاههای سپاه، تا پادگانهای توی شهرستانها. یک جنگ کودتایی گسترده که به مخیلهی کسی خطور نمیکرد. پس در این ساختار حاکمیت، کی تارگت بوده؟ انقلابیها و اسلامگراها، ایرانشهریها نبودند. هوشمندانه، رژیم صهیونیستی، سازمان موساد، و رژیم آمریکا، سازمان سیا، اصلاحطلبها رو از تارگت بودن ارش کرده بودند که اصلاحطلبها و جریان ایرانشهری کذایی بمونه. جریان اسلامشهری که میشه سپاه و افراد نزدیک به شخص ولی فقیه، اینا شهید بشن. ماجرا پسر پهلوی نیست و جریان فرشگرد و سلطنتطلبها. ماجرا اصلاحطلبهای داخلی بودند که باید دست نخورده میموندند، کشور رو اینا دست میگرفتند.
در واقع، رژیم صهیونیستی و رژیم آمریکا در این کودتا، کودتا کردن علیه آقا و جریان انقلابی و سپاه، برای اینکه اصلاحطلبهای غربگرا دستشون باز باشه. اینا، اون نکاتیه که باید بهش بپردازیم و از این به بعد حواسمون باشه. چون که این ۴ تا دلهدزدی که الان داره دستگاه اطلاعاتی میگیره، ۷۰۰ نفر گرفتیم، ۸۰۰ نفر گرفتیم. یه پسر ایرانی مثلاً ۲۰ میلیون تومان بهش دادن، ۳ تا کارگر افغانی رو صدا کرده، به هر کدوم ۵ میلیون تومان داده، ۴ تا کوادکوپتر برده بالا زده، یه جا رو مثلاً ناامن کرده. آقا گرفتیم. مشکلات امنیتی، مشکل امنیتی توی تار و پود بندبند وجود، تکتک اصلاحطلبهاست.
چرا مقامات عالی اصلاحطلبها تارگت نبودند؟ چرا عناصر اصلی اصلاحطلبها هیچکدومشون هدف قرار نگرفتن؟ عناصر اصلیشون. یکی از اصلاحطلبها یه گوشهای، یادمه جزئی بوده، چون اون کنار منارا شهید شده، همه نوشته بودن: «آقا، بالاخره اصلاحطلبها یه شهیدی دادن». این یک نکته اصلی که هنوز دستگاه اطلاعاتی متوجهش نشده. یعنی الان ببینید، دستگاه اطلاعاتی، یعنی سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، باید الان بشینن فکر کنن: چرا دشمن برنامهاش این بوده که فقط سپاه رو بزنه و آدمهای اصلی دور و بر آقا رو، و اصلاحطلبها دست نخورده بمونن؟ اینا قرار بوده بعد از کودتا کشور رو اینا دست بگیرن. خب، اینا یه سر و سری دارن که یه روی هماهنگی رو باهاشون انجام داده.
۱۵- هم پیمانان کوروش اشتباه کردن. هم پیمانان کوروش اشتباه کردن که در برای روز عید غدیر با آل علی (علیه السلام) در افتادن. که هر که با آل علی (علیه السلام) در افتاد، ور افتاد. دستاوردهای آل علی (علیه السلام) و شیعیان علی (علیه السلام) در این اشتباهی که هم پیمانان کوروش کردند و شیعیان علی رو به چالش کشیدن، دوقطبی کوروش با علی (علیه السلام) رو به وجود آوردن. این دستاوردها چیست؟ روی حروف الفبا، ۳۲ تا حرف الفبای فارسی رو در نظر بگیرید ۳۲ تا دستاورد اصلی:
الف- ۱۰۰ ساعت اول: در ۱۰ ساعت اول، رهبر انقلاب همه فرماندهان رو جایگزین کرد. کسی نمیتونست باور کنه که شاکلهی از هم پاشیده سیستم نظامی رو رهبری میتونه در کمتر از ده ساعت جابهجا کنه. و این یک شاهکار است. این باید در نظام مدیریت استراتژیک تدوین بشه، مرتب بشه، بعداً تدریس بشه که چگونه ایشون با اشرافی که به این آدمهای ارتش و سپاه داشت، راحت تونست یه همچین آرایش رو صورت بده. حتی تصور رژیم یهود این بود که ارتش رو دست نخورده بگذاره برای دوره رژیم ایرانشهری. اما رهبر انقلاب مسئولیت ستاد کل رو به فرمانده کل ارتش سپرد. یعنی فرماندهان ارتش هم پاسدار انقلاباند و در پاسداری از انقلاب هیچ فرقی بین فرماندهان ارتش و فرماندهان سپاه نیست. این ارزیابی و این انتخاب یک شاهکار بود.
ب- در ۱۹ ساعت نخست جنگ کودتایی: ۱۹ ساعت نخست، نیروی هوافضای سپاه بازسازی فرماندهی شد و موج نخست شلیک موشکها رو به سوی رژیم صهیونیستی رقم زد، بیش از ۱۰۰ فروند. ببینید، صبح کودتا شده، نیروی هوافضا فرماندهاش و معاونین اصلیاش همه شهید شدند. ۱۹ ساعت بعد، این نیرو با فرماندهی سردار موسوی بازسازی نیروی انسانی شده، دوباره، و تونسته ۱۰۰ فروند موشک شلیک کنه به سمت سرزمینهای اشغالی. این فقط معجزهی الهیه و بس. این سرعت بازسازی شبکه فرمانده نیروهای مسلح و آماده شدن نیروی هوافضا برای پاسخگویی موشکی-پهپادی یک لطف الهی و یدالله بود، دست خدا بود که همه کارشناسان نظامی و سیاسی جهان رو نسبت به نتیجه جنگ کودتایی غرب علیه ایران دچار تردید کرد. شب اول که ۱۰۰ تا موشک روانه شد و تصاویر خوردنش به شهرهای مختلف رژیم صهیونیستی منتشر شد، ارزیابی تحلیلگرای اصلی شرق و غرب عالم این شد که این یک جنگ کودتایی بود و این جنگ کودتایی شکست خورد. وقتی یک حکومتی میتونه نیروهای مسلحش رو از صفر دوباره در کمتر از ۱۸-۱۹ ساعت جوری بازسازی کنه که اینا بتونن در این حجم پاسخ بدن، اونم واکنش سریع در حد ۱۹ ساعت، اونم در حد مثلاً ۱۰۰ فروند موشک، این یه معجزه است. بله، این یه معجزه است از سوی حضرت الله. کار بشر نیست این چیزا.
پ- بازه ۱۲ ساعت نخست حملات هوایی رژیم یهود: بازهایه که پدافند هوایی ایران هک شده بود، همونی که در سریال تهران نمایش داده شد که هنگام حمله هواپیماهای یهود، رادارهای پدافند ایران هک شدن. اما فریب بود. پس از اینکه سیستم فعال شد، دوباره، علیرغم صدمهای که خورده بود، توانست تعداد بسیار زیادی پهپاد هرمس و غیره رو شکار کنه. و شایعه در واقع قوی انهدام اف-۳۵، اف-۱۶ و اف-۱۵ و اسارت خلبان اونها هم مطرح شد.
در این جنگ، علیرغم اینکه تو مرحله اول، نیروی پدافند هوایی ارتش (نیروی چهارم ارتشه)، سیستم راداریش هک شده بود و سیستم موشکیش هک شده بود، اما بعد از اینکه وصل شد و کار درست شد، خب اینا در طول این ۱۰-۱۲ روز، با وجودی که صدمه خورده بودن، مقاومت خوبی کردن. علیرغم ادعایی که الان رژیم میکنه که «آسمان ایران دیگه براش بازه، هر کاری دلش میخواد میتونه بکنه»، برعکس، آسمان رژیم صهیونیستی برای ما بازه. یعنی اون میتون ادعا کنه هر روز بلندش با ما بیاد اینجا، ما میتونیم ادعا کنیم هر وقت اراده کنیم موشک بزنیم، هر کجای رژیم صهیونیستی خواستیم. این دیگه طلسم شکست که میشود به رژیم صهیونیستی راحت موشک زد، میشود به پایگاه آمریکا در منطقه موشک زد. قطر برای اولین بار (چون قبلاً کشور عراق در عینالاسد مزه رو چشیده بود سال ۱۳۹۸)، اما این دفعه در ماجرای جنگ ۱۲ روزه بعد از حمله آمریکاییها به فردو، اتفاق مهمی که افتاد این بود که ایران قطر رو زد. گفتن ایران نمادین زده، اما بالاخره دست کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اومد که «۵ تریلیون که سهله، ۵۰ تریلیون دلار هم به آمریکا بدید، کلی تسهیلات هم بخرید، برید انبار کنید اونجا. وقتی بین ایران و آمریکا جنگ بشه، شما اون وسط له میشید». و به شدت اینها رو نگران کرد. دیدن که ای وای، اگر این جنگ دامنش گسترش پیدا کنه. خب. این بعد ترامپ گفت: «ایران با موشکهای کوتاهبرد و میانبرد زده، چون فاصله کلاً ۳۰۰ کیلومتر. موشک اصلیها رو ایران خرج نکرده اونجا». خب، خیلی به اصطلاح کلاس کار این کشورهای عربی رو میآورد پایین، همین امارات و قطر و کویت و بحرین و اینا رو. پس از اینکه سیستم فعال شد، علیرغم صدمهای که خورده بود، توانست تعداد زیادی پهپاد هرمس و غیره رو شکار کنه. و شایع قوی انهدام اف-۳۵، اف-۱۶، اف-۱۵ و اسارت خلبان اونها هم مطرح شد.
ت- در ۴ روز نخست جنگ، استراتژی کارآمدی به نمایش در اومد: حجم زیاد موشک پرتابی، موشکهای قدیمی. سپس از روز پنجم، استراتژی اثربخشی اتخاذ شد: شلیک گزینشی موشکها با تخریب بالا. یعنی هوشمندی در طراحی این جنگ هم این بود که ۴ روز اول استراتژی کارآمدی. ببینید، ما کارآمدیم. جمهوری اسلامی میتونه الان این همه موشک بزنه. اما از روز پنجم به بعد رفت به سمت استراتژی اثربخشی که این همه فشار آوردیم که «آقا، اثربخشی رو جایگزین کارآمدی کنید». دیگه خودشون به این سمت رفتن. باز دقت کنن دوستان: معاون عملیات ستاد کل شهید شدهها، معاون اطلاعات ستاد کل هم شهید شده، فرمانده قرارگاه اولی شهید شده، فرمانده دوم هم که آقا گذاشت تو بیمارستان مجروح که دیروز شهید شد. چطوری پس داشته جمهوری اسلامی طراحی عملیات میکرده؟
یعنی در یک مرحله، آقا میآد ۳ تا فرمانده سابق سپاه رو، یعنی محسن رضایی و رحیم صفوی که دستیار نظامی آقاست و عزیز جعفری. اینا میان. رحیم صفوی و عزیز جعفری، به خصوص عزیز جعفری که قبل از شهید سلامی فرمانده سپاه بوده، با شاکله هنوز آشناست، میآد کمک میکنه از پشت صحنه. بلافاصله سردار پاکپور میشه فرمانده کل سپاه در صحنه. محسن رضایی میآد، میشینه توی تلویزیون، جهتگیریهای نظامی رو تشریح میکنه. رحیم صفوی اش از شبکه ارتباطی که داشته، فرماندهی رو تقویت میکنه. یعنی سه تا فرمانده سابق کل سپاه میان، به سادگی فرماندهی جدید رو پشتیبانی میکنن و اون خلا طراحی عملیات رو خلاش رو میپوشونن.
لذا از روز چهارم جنگ، استراتژی اثر کارآمدی میره به سمت استراتژی اثربخشی و این خیلی هوشمندانه بود. یه دلیلش هم این بود که تو موج اول، موشکهای قدیمی و کهنه شده رو شلیک کردن. وقتی به سمت موشکهای جدید و پیشرفتهتر رفتن، دیگه کیفی زدن، کمی نزدن.
ث- رژیم کوشید وحشت رو حاکم کنه. بعد از اینکه نتونستن استراتژی مورد نظرشون که میگفتن «مردم ما با شما کار نداریم، فقط داریم رژیم رو میزنیم و برنامه هستهای اش رو تا شما در پیمان کوروش بیاید، کف خیابون و ایرانشهری رو حاکم کنید به جای اسلامشهری»... بعد که دیدن مردم تو روز اول و روز دوم نیومدن تو صحنه و خواستشون محقق نشد، سریع رژیم استراتژی رو عوض کرد، رفت به سمت استراتژی وحشت، اشاعه وحشت. از روز دوم و به خصوص از شب سوم، بمبارونها دیگه داخل شهرها انجام میشد، مستقیم انجام میشد، ایجاد وحشت میکردن.
خب، میدونید بالای ۶۰-۷۰ درصد سر و صدایی که تو شهرها میشنیدید، اینا صدای ضدهوایی خودمونه. اما مردم نمیتونن تشخیص بدن. تمایز بیشتر صدای ضدهوایی خودی در راکت و توپ رو با هواپیما و بمباران دشمن یا موشکبارون یا پهپاد دشمن رو. نتیجه اینه که جو وحشت رو حاکم کردن. تقریباً دیگه از شب سوم به بعد، رفت رژیم به سمت اشاعه وحشت. چون میخواست در روز اول بگه که «ما سمت شما مردمیم، با شما کار نداریم». اما رفت به سمت اشاعه وحشت که مردم خسته بشن. وقتی خسته شدم، بیان به حکومت بگن که «آقا، دست از جنگ بردار، کوتاه بیا». حالا اگر نیومده بودن تا الان تو خیابون بریزند و براندازی کنن به خاطر همون پروژه کوروشگرایی. اما این دفعه بیان براندازی کنن به خاطر اعتراض نسبت به وحشت از جنگ. این از شب سوم عملیاتی شد.
رژیم کوشید وحشت رو حاکم کنه چون نتونست مردم رو به خیابون بکشه. اما در این استراتژی شکست خورد. چون در روز سوم، موازنه وحشت برقرار شد. در این روز، جنگ برای همه به رقابت مسابقات ورزشی تبدیل شد. بلافاصله شب که رژیم رفته سمت اشاعه وحشت، جمهوری اسلامی هم دیگه از اینکه بزنه اطراف شهرها و میدونم موارد دیگه، زد به تأسیسات علمی و مواردی که تو شهرها بود. این پرش مردم رو هم میگرفت. نتیجه این شد که فردای صبح سوم، روز سوم جنگ، موازنه وحشت ایجاد شد. و این قطع به یقین کار خدا بود. یعنی چنین طراحی که شما بتونید بلافاصله موازنه وحشت ایجاد کنید. و اتفاقاً وحشت در رژیم صهیونیستی بین مردمشون بیشتر از مردم ما بود. مردم ما هنوز روز بعد از پذیرش آتشبس، مردم عصبانی بودن: «چرا آتشبس شده؟ پس چرا ادامه ندادید؟». مردم نترسیده بودن و خسته نشده بودن. جنگ، اصطلاح دارن تو روانشناسی نظام، بهش میگن مردم اشباع میشن. مردم وقتی میترسن، دیگه اشباع میشن. مردم نترسیده بودن و اشباع نشده بودن. تو هیچ شهری، مثلاً تبریز که حجم ویرانیها و بمبارونها زیاد بود، یا کرمانشاه که حجم حملات زیاد بود، یا خود تهران، مثلاً اون شب آخر که اینا فهمیدن دیگه فردا آتشبس، تا اومدن به قول خودشون سیر دلشون، هر جا رو خواستن بمبارون کنن. اما با وجود این، مردم اشباع نشده بودن.
نتیجه این بود که موازنه وحشت اینجا جواب نداد، اونجا جواب داد. همینطور که سفیر آمریکا در تلآویو گفته: «من بعد از ۱۲ شب، بالاخره یه بار خوابیدم، از بس این روزا هی فرار میکردم، میرفتم توی این پناهگاهها». یا مردمشون شاکی بودن. موازنه وحشت جواب داد. این درس رو بگیرید که اگر دشمن رفت به سمت القای وحشت در جامعتون، بلافاصله باید شما در مردمشون به اصطلاح اشاعه وحشت کنید، موازنه وحشت به وجود بیاد.
ج- مردم برای کوروش و همپیمانان اون به خیابون نیومدن. خیلی نکته مهمیه. چون ایرانشهری و کوروشگرایی شعار متجاوزان بود و مردم زیر بیرق متجاوز سینه نمیزنن. یعنی اینا داشتن یه شعار ایرانشهری و کورشگرایی رو آوردن، خرابش گردن کردن، یه شعار نظامی سیاسی و براندازی. مردم کاملاً دور رو پس زدن. چی شد؟ مردم نیومدن و هماهنگ شدن با نظام جمهوری اسلامی، نرفتن زیر بیرق اونا و اومدن به اصطلاح با شخص رهبری ارتباط ویژه برقرار کردن. از نظر عاطفی؟ تالیف قلوب شد. مهمترین اتفاق معنوی که در این جنگ افتاد، این تالیف قلوب بود.
الله جل جلاله به برکت عشق مردم ایران به امام علی (علیه السلام) که برای اون مراسم و اون تجمع عظیم میلیونی آماده میشدند که این اتفاقات اومد، اون نظم رو به هم زد. عشق مردم ایران به امام علی (علیه السلام) و آل علی (علیه السلام)، کوروشگرایان رو مضمحل کرد و قلوب مردم رو به سوی خود کشید و اونا رو قدردان امام امت خامنهای کبیر قرار داد.
۱. در آیه ۶۲ در سوره انفال به رسول اعظم (صلوات الله علیه) فرمود که: اگر اراده کنند که با تو خدعه کنند، «فان حسبک الله». همانا الله تو را بس، همان که یاری کرد تو رو به نصرت خویش و با مومنین. اطراف اینا در تو خدعه میکنن، میخوان بیان کودتا کنن، براندازی کنن، دور و بریات رو بزنن، بعد بیان به تو صلح رو تحمیل کنن، بگن تسلیم شو. اینجوری اینا اگه در مورد تو خدعه کنن، ببین: «فان حسبک الله»، بر تو کفایت میکنه حضرت الله. تو رو به نصرت خودش و با مومنین. یعنی حضرت الله هم خودش نصرت میکنه، هم مومنین رو میآره گرده رسول اعظم. اینجا هم، هم خود حضرت الله خود مقام معظم رهبری رو نصرت کرد، هم مومنین رو برانگیخت. مومنین هیچ نترسیدن از جنگ، آماده بودن، حس خوبی داشتن، حس همگرایی با آقا داشتن. این حس همگرایی در مردم عادی هم بود. نتیجهاش این شد، یه همگرایی به وجود اومد، تالیف قلوب شد. این آیه ۶۲.
۲. میریم سراغ آیه ۶۳ در تالیف قلوب. فرمود «و الفت افکند بین قلوب مردمی که همراه تو شدند». حالا این مردم همراه آقا شدن، الفت تو دلشون به وجود اومد: «والف بین قلوبهم». میفرماید: «اونجا که به صراحت که اگر نفقه میکردی هر چه در زمین است رو به اونا نمیتونستی الفت ایجاد کنی بین قلوبشون. لکن الله الفت افکند بین اونا. همانا اوست عزیز حکیم». این آیه ۶۳ رو همیشه در زندگیتون یادتون باشه. در روانشناسی قرآنی، در روانشناسی استراتژیک، در قرآن، گاهی خدا برای انبیا، برای ائمه، برای مصلحین، تالیف قلوب ایجاد میکنه، در اون مردم اینا رو همراه میکنه. بسیاری از مواقع هم نمیکنه، انبیا و ائمه و مصلحین تنها میمونن. اما گاهی که مردم همراه انبیا، ائمه یا مثل ولی فقیه شدن، اینا حواستون باشه، عنایت داشته باشید. این بحثهای تفسیری، این رو برید ببینید. تالیف قلوب کار هیچ کس نیست. هیچ کس نمیتونه تالیف قلوب کنه، نمیتونه قلبها رو با هم یکپارچه کنه، یکدست کنه، وحدت اجتماعی به وجود بیاره، همه هماهنگ بشن. این فقط کار حضرت الله است.
«و فی الارض آیات للموقنین وفی انفسکم افلا تبصرون». من در زمین آیت قرار دادم براتون اهل یقین و در نفس خودتون. آیا نمیبینید؟ ما در نفس خودمون آیت حضرت الله رو چجوری ببینیم؟ اینجوری: هرگاه تالیف قلوب شد بین مومنین به سمت یک هدف مشخص، مثلاً دفاع مقدس قبلی، این دفاع مقدس امام راحل، حضرت آقا، این تالیف قلوب کار هیچ کس نیست، کار حضرت الله است. هرگاه خواستید خدا رو در خودتون ببینید، نشانیهای حضرت الله رو ببینید، یکیش مواقعیه که شما و دیگران تالیف قلوب میشه بینتون. احساس میکنید شما با اون دیگری اختلافی که داشتید، کینهای که داشتید، زد و خوردی که داشتید بیهوده بوده. احساس میکنید یه قرابتی دارید. اون نشانی حضرت الله است. پس «الفت افکند بین قلوب مردمی که همراه تو شدن که اگر نفقه میکردی هر چه در زمین است رو به اونا نمیتونستی الفت ایجاد کنی بین قلوب اونا. لکن الله الفت افکند بین اونا. اوست که عزیز حکیمه».
۳. در آیه ۶۴ به حضرت نبی فرموده: «بس است تو را الله. خود الله بر تو کفایت میکنه. بسه. و اونایی که پیرویت کردن، از مومنین هم الله بس برای تو. همین مومنینی که تو رو پیروی کردن، برای تو بس. نیروی بیشتری نمیخوای. الله برای تو و اون مومنینی که به تو پیوستن کافیه. نگران موشک و تجهیزات و حمایت این و اون دیگران نباش».
۴. آیه ۶۵: باز دوباره خطاب به خود حضرت میفرماید: «ای نبی، برانگیز مومنین رو به قتال». ببینید، نفرموده «برانگیز مومنین رو به جنگ». کلمه «حرب» نیومده اینجا. «قتاله. قتال یعنی به قتل رسوندن، مقاتله. «کتب علیکم القتال». میگیم «کتب علیکم الصیام» (نوشته شد بر شما روزه). «کتب علیکم القصاص» (نوشته شد برا شما قصاص). «کتب علیکم القتال» (نوشته شد بر شما قتال و مقاتله). چون بسیاری از بسیاری از اوقات جنگها به مقاتله نمیانجامه. میفرماید: «بر شما نوشته شده مقاتله». یعنی باید برید اونا رو به قتل برسونید. اینجا به صراحت فرموده که مردم رو برانگیز برای قتال. «ای نبی، برانگیز مومنین رو بر قتال. اگر باشه بر شما ۲۰ تن صابر، غلبه میکنید و غالب میشید بر ۲۰۰ تن». یعنی ۱۰ برابر. ۲۰ نفر شما به ۲۰۰ نفر اونا غالب میشید. «اگر باشه از شما ۱۰۰ تن، غلبه میکنید بر هزار تن از اونا که کفر ورزیدن». یعنی ۱۰ برابر. و این به این دلیله که اونا قومی هستن که نمیفقهند. چون اونا نمیفقهند و شما صبر میکنید و میفقهید، ۱۰۰ نفر شما به هزار نفر اونا غالب میشه، ۲۰ نفر شما به ۲۰۰ نفر اونا. این رو داشته باشید.
۵. میریم آیه بعدی. اکنون کاست الله از شما. یعنی حضرت الله به شما تخفیف داد، سبک کرد کار شما رو. «شما خیلی اهل صبر نبودن، آدمای دور و برت». اکنون کاست الله از شما و دانست که در شماست ضعف شما. مقداری ضعیف شدید. حضرت الله این رو میدونه، متوجه شده که شما ضعیفید و ضعف دارید. لذا بارتون رو سبک کرد. پس حالا که اینطوری شدید، ضعیف شدید، «اگه باشه از شما ۱۰۰ تن صابر، غالب میشید بر ۲۰۰ تن». یعنی از ۱۰ برابر رسید به ۲۰ برابر. اینجا میگفت: «اگه ۲۰ نفر باشید به ۲۰۰ نفر غالب میشید». اینجا میفرمایید: حالا که اینطوری شدید، ۱۰۰ نفر باشید به ۲۰۰ نفر اونا غالب میشید. و اگر باشد از شما هزار تن، غالب میشید بر ۲ هزار تن از اونا. البته به اذن الله و الله با صابران است «و الله مع الصابرین». پس اگر مومن صابر تراز باشه، ۱ به ۱۰ دیگه. ۲۰ نفرش ۲۰۰ نفر رو، ۱۰۰ نفرش هزار نفر رو خنثی میکنیم. اینه که آمریکا بود تو این جنگ، فرانسه بود، انگلیس بود، آلمانم بود، اردن هم بود، رژیم صهیونیستی که اصلاً محور بود، کشور حاشیه خلیج فارس کمکشون میکردن، آذربایجان و ترکیه کمک میکردن. اما یه قلیلی اینجا موشکها رو آماده میکردن، شلیک میکردن چون صابر بودن. خدا چه میکرد؟ برکت میداد به کار اینا، اینا رو غالب میکرد. غلبه میکردن به اونا. علوم انسانی اسلامیها!
طرف میره میگه: «چون بیحجابا اومدن اینجوری شد». فلان میگه: «من این کار رو کردم». میگه: «من ۲۰ نفر شما رو به۲۰۰ نفر اونا غلبه میدم». میگه: «من ۱۰۰ نفر شما رو به ۲۰۰ نفر اونا غلبه میدم». میگه: «من بر تو کفایت میکنم، پیامبر». بر تو و اون مومنینی که دور و بر تن. بعد طرف بلند میشه و تحویلش میکنه به وطن و به نمیدونم سلبریتیها و. لا اله الا الله.
خب، پس در این آیات تا آیه ۶۶ در سوره انفال (البته بقیهاش هم ببینید، همین نکات رو داره)، دیگه آقای خراشادی میگفتش که «این سوره انفال و سوره فتح برای جمهوری اسلامی امروز نازل شده». گفتم: «اتفاقاً آقای حائری اومده میگه که این سوره انفال مال امروز جمهوری اسلامیه». واقعیتش اینه که سورههای قرآن زمانند نیستند، برای همه زمانها و مکانها هستند. مهم اینه که شما دل بدید به قرآن و متوجه بشید کدوم آیات و سورهها مال الان زندگیتونه. و الا انحراف جوری میشه تو ساختار حکومت که مسئولین دولتی و رسانهای و غیره و ذلک میان، حضرت الله رو حذف میکنن از محاسبات و ساز و کار پیروزی در یک جنگ سهمگین ۱۲ روزه این چنینی رو موکولش میکنن به یک مباحث کوروشگرایی و آرشگرایی و وطنگرایی و ایرانگرایی. و اصل نکته کلیدی، یعنی اصل این مسئله که خدا، دست خدا تو این جنگ چجوری دیده شده رو کتمان میکنن. چرا؟ چون لهم قلوب لايفقهون بها قلبی ندارن که تفقه کنن لهم اعین لایبصرون بها چشمی ندارن که بتونن دست خدا رو ببینن در این دفاع مقدس لهم اذان لایسمعون بها گوشی ندارن که بشنون اولئک هم الغفلون. اینا جماعت غافلی هستن که فکر میکنن این جنگ ۱۲ روزه کار وطنگرایی و نمیدونم عشق به مام میهن و کوروش و آرش و اسم اسلام و خدا و الله رو نیاریم. یه گروهی بیحجاب و لیبرال و غیره و ذلک رم میکنن، فرار میکنن، میرن.
پس اگر یه اتفاقی افتاد که ما دیدیم مردم تالیف قلوب درشون شکل گرفت، این در این دفاع مقدسی که انجام شد، کار حضرت الله بود.
چ- خب، چون هجوم براندازان کفار علیه اسلام آغاز شد، دفاع ماهیت قدسی پیدا کرد و دفاع مقدس جدید هویدا شد. چون اصل اسلام برده هجوم بود، دیگه اصل ولایت فقیه، اصل اسلام و اصل جریان اسلامشهری. پس دفاع شد دفاع مقدس، ماهیت قدسی پیدا کرد. حفظ نظام از اوجب واجباته و عمل دفاعی برای این اوجب واجبات یک امر قدسیه. لذا ادعای کوروشگرایان مبنی بر دفاع وطنی غلط. این جنگ ۱۲ روزه که ۲ برابر جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل، یک جنگ تحمیلی بود که به دفاع مقدس جدید مردم ایران منجر شد. مردم ایران یک دفاع مقدس داشتند در سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷، یک دفاع مقدس جدید در خرداد ۱۴۰۴ رقم خورد به مدت ۱۲ روز که ارزشهای این دفاع مقدس نسبت به اون دفاع مقدس ۸ ساله به مراتب از جمیع جهاد بیشتره.
ح- خب، پس از تحقیر مسلمین در سراسر جهان، به ویژه در بیاعتنایی و ناتوانی نسبت به فجایع غزه و غارت ۵ تریلیون دلاری اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس توسط ترامپ، عملیات بعدی صادق ۳ به احیای قلوب مسلمین، مسلمین آزاده منجر شد و جنگ رستاخیز نتانیاهو رو به جنگ رستاخیز مسلمین تبدیل کرد. نتانیاهو اومد گفت: «این جنگ رستاخیز، جنگ قیامته، دیگه همه چی رو تمام میکنیم». برعکس شد، شد جنگ رستاخیز مسلمین. بیداری اسلامی جدید آغاز شده و هزاران ویدئو از اعجاب مسلمین عالم منتشر شد و دهها هزار توییت مبنی بر احساس خوب مسلمین از پاسخ قاطع ایران انتشار یافت. و در بیرون جهان اسلام هم جوانمردان واکنش جوانمردانه نشان دادند. این بیداری اسلامی، برخلاف آنچه بهار عربی نامیده شد در ۹۰-۱۳۸۹، یک بیداری واقعیست که ممالک خانواده رژیم صهیونیستی در رینگهای برشمرده شده، به ویژه در کشورهای عربی رو به شدت دچار دردسر میکنه. حالا جهان اسلام عموماً، جهان عرب خصوصاً تحقیر شده در این ساختارها. وقتی رسماً نماینده مجلس آمریکا بلند میشه، توییت میزنه سولیوان که از قول یه روبی، یک خاخام یهود که یک میلیون عرب فدای ناخن یک یهودی تحقیر میکنه جوان عرب رو، ولی جوان عرب حالش خوب میشه وقتی میبینه که موشک اسلامی و ایرانی رفت خورد توی رژیم صهیونیستی.
همین ویدئویی که دیشب منتشر شده، یکی از این علمای اهل سنت افغانستان میگه که: « موشکها وقتی شلیک شد، قلب ماها درداش شفا پیدا کرد. اینا فرزندان علی (رضی الله عنه) هستن و اینا کارشون کار اسلام بود». و ببینید حال همه خوب شد. شیعه و سنی، نمیدونم عراقی و لبنانی و فلسطینی و پاکستانی و کشمیری و جای دیگه. این حرکت، دستاوردی که رقم خورد، تحقیر مسلمین رو خنثی کرد. و این دردسر میشه برای کشورهای به اصطلاح دستنشاندهی این مناطق. مردمشون، جواناشون میگن: «آقا، پس شما داری چیکار میکنی؟ نگاه کنید جمهوری اسلامی، نه باج میده، نه میذاره بدوشنش ور میداره، موشکم میزنه تو سر اینا. این رو هم ور میدارن، باهاش به توافق میرسند. خب شما پس چرا این جوری نیستید؟». این بیداری اسلامی شروع شد. اینا رو بیچاره میکنه. خب، جنگ ۱۲ روز بود. ۴ روزش که درگیر موازنه، به اصطلاح رسیدن به موازن وحشت و اینها شد، استراتژی کارآمدی به استراتژی اثربخشی منتقل شد. ۲ برابر که شد.
خ- پس از ۸ روز از آغاز جنگ، موازنه وحشت به موازنه قدرت منجر شد. عبور از موازنه وحشت به موازنه قدرت و از موازنه قدرت به موازنه وحشت، غالباً در مطالعات استراتژیک، هفتهها، ماهها و گاهی سالها طول میکشه. یکی از معجزات در این دفاع مقدس ۱۲ روزه این بود که روز چهارم، همون طوری که عرض کردم، از روز سوم تا چهارم، موازنه وحشت ایجاد شد، استراتژی کارآمدی رسید به استراتژی اثربخشی. روز هشتم جنگ، موازنه قدرت شکل گرفت. خب، پیامد موازین قدرت چیه؟ هنگامی که جنگ به موازنه قدرت برسه، جنگ فرسایشی میشه و کسی که برای جنگ فرسایشی آماده نیست، بیچاره میشه. یعنی از روز هشتم، جنگ آمریکاییها متوجه شدن اسرائیل در باتلاق گیر کرده و کار به موازنه کشیده. از روز هشتم، آمریکا رفتن التماس کردن با آمریکا که «زود باش، بیا که بیچاره شدیم». پس ما در ۸ روز، خدا عنایت کرد، رژیم صهیونیستی رو عاجز کردیم، رسیدیم به موازنه قدرت. حالا فهمیده بود گیر افتاده، نمیدونه چیکار کنه.
اصل اساسی در محاسبات استراتژیک رو مد نظر داشته باشید: موازنه وحشت میتونه در یک بازه زمانی منتج بشه به موازنه قدرت. همیشه موازنه وحشت، موازنه قدرت توش نیست. چون ممکنه یه طرف از جنگ چریکی استفاده میکنه، وحشت ایجاد میکنه، یک طرف از تسلیحات و توان گسترده نظامی. اما به هر جهت، از موازنه وحشت میشه با یه فرایندی طی هفتهها و ماهها و سالها به موازنه قدرت رسید. و به عکس، شما اگر موازنه قدرت ایجاد کرده باشید، جنگ بشه موازنه قدرت، شما ایجاد موازنه وحشت میکنید. اما این نکته همیشه مد نظرتون باشه: اگر موازنه قدرت به وجود بیاد، جنگ فرسایشی میشه. چون دو طرف دیگه در یه تراز با هم میجنگن. وقتی موازنه قدرت پیش اومد، جنگ فرسایشی میشه. اونی که توان کمتر، تابآوری و تابمندی کمتری داره برای جنگ درازمدت و طولانیمدت و فرسایشی، اون مجبور به پذیرش آتشبس یا پذیرش شکست میشه.

ما در روز سوم تا چهارم رسیدیم به موازنه وحشت. ۴ روز بعدش رسیدیم به موازنه قدرت. این حتماً کار حضرت الله بود. من در طول جنگهای مدرن، در طول صد و خرده سال گذشته، جنگی رو نمیشناسم که سرعت انتقال از موازنه وحشتش به موازنه قدرتش مثلاً در حد ۴ روز تا ۸ روز باشه.
پس از ۸ روز از آغاز جنگ، موازنه وحشت به موازنه قدرت منجر شد و کارشناسان در جهان متوجه شدند که آمریکا و رژیم یهود نمیتوانند به ایران غالب شوند. و ایران با تنظیم پاسخها، پس از واکنش سریع ۱۹ ساعت نخست، پاسخهاش رو تنظیم کرده بود. دیگه موج به موج، ایران با تنظیم پاسخها توانسته به موازنه قدرت برسه. و پیامد موازنه قدرت، فرسایشی شدن جنگه، همان که رژیم یهود و رژیم آمریکا از آن میترسند. آمریکا، رژیم صهیونیستی و هر دشمن این چنینی رو شما باید موازنه قدرت ایجاد کنید، بکشیدش به جنگ فرسایشی. رسید به اینجا، میتونید اراده تون رو بهش تحمیل کنید. هم میشه بهش بگی قطعنامه رو بپذیره (قطعنامه مثلا صلح)، هم میتونید بهش بگید آتشبس رو بپذیره (موقت یا دائمی)، هر چیز دیگهای رو. پس یکی از توانمندیهای جمهوری اسلامی در طراحی نظامی همیشه این بوده که جنگ رو بکشونه به موازنه قدرت و فرسایشیش کنه. این بار شما این رو با ظرافت دیدید و نگذارید فراموشتون بشه. دربارهاش بنویسید. شاهد مثالهایی که در طول اون ایام تو شبکههای اجتماعی، نکاتی رو دیده بودید، مطالب و ویدئوهایی رو دیده بودید یا نکاتی رو صاحبنظران غربی و شرقی گفته بودن یا داخلیها گفته بودن، اینها رو دستهبندی کنید، تو ذهنتون باشه که سرعت انتقال از موازنه وحشت به موازنه قدرت بینظیر بود. این هم کار حضرت الله است، به حساب جمهوری اسلامی نذارید.
د- رژیمهای انگلیس، آلمان و فرانسه نقاب افکندن و علناً تهدید کردن و موضع خصمانه علیه ایران گرفتن. یعنی جنگ رستاخیز ۵ ضلع داشته: رژیم صهیونیستی، رژیم آمریکا، رژیمهای اتحادیه اروپا، رژیمهای عربی وابسته و رژیمهای تورانی از جمهوری آذربایجان. داشت با ما میجنگید. از اونجا هواپیماها میاومد داخل ایران تا کمکی که ترکیه میکرد، تا کمکی که شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس میکردن، به خصوص کشور اردن که خودش رسماً اعلام کرد تعداد زیادی موشک و پهپاد رو رهگیری کرده به نفع رژیم صهیونیستی، تا حضور و مداخله آمریکا و انگلیس و فرانسه و جای دیگه. عملاً جمهوری اسلامی به اذن الهی از پس جبهه متحد کفار غربی، عبری، عربی، تورانی براومد. ما با رژیم صهیونیستی درگیر نبودیم، ما با جبهه متحدی درگیر بودیم شامل ۱۴-۱۵ کشور و اینها قویترین امکانات، تجهیزات، اقتصادها، منابع و غیره رو داشتن. و حضرت الله اینها رو در مقابله با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ذلیل کرد. این کار حضرت الله بود، عنایات خاص حضرت الله بود. و اگر این رو کسی ببرش به سمت کوروشگرایی و نمیدونم مباحث باستانگرایی، ظلم کرده به حضرت الله. نکته بعدی.
ذ- در نتیجه عملیات نظامی رژیم علیه تأسیسات اتمی نطنز و سپس عملیات نظامی رژیم آمریکا علیه تأسیسات فردو، قبح حمله به تأسیسات اتمی رو شکست و جهان، جهان این بیقانونی رو تقبیح کرد و به بهانههای متجاوزین درباره تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی ایران کمتر توجه کرد چون کمرنگ شد. ببینید، برای اولین بار اینا اومدن یه بدعتی گذاشتن، به تجهیزات و تأسیسات اتمی حمله کردن. اول رژیم صهیونیستی حمله کرد. به جای اینکه گروسی و آژانس محکوم کنن و آمریکا محکوم کنه، خود آمریکا تو مرحله نهایی جنگ اومد به فردو و نطنز و یوسیاف (UCF) اصفهان حمله کرد. خب، این بدعتی که گذاشته شد، چه پیامدهایی داره؟ اولاً از نظرت نگاه افکار عمومی، توی جنگ اخلاقی کاملاً آمریکا و رژیم صهیونیستی و اروپا محکوم شدن. تقریباً غیر از دبیرکل ناتو و اوکراین، عمده کشورهای دنیا از ما دفاع کردن. این اون مسئلهای که ایران داره میره به سمت بمب اتمی رو کمرنگ کرد. چون اگر این ویدئوهایی که مجریان، کارشناسهای اسرائیلی و آمریکایی رو به چالش میکشند که «آقا، شما اونا رو سراغ بمب اتم نرفتن، شما رفت تأسیسات اتمیشون رو بمبارون کردید. بعد خودتون بمب اتم دارید، این حرفها رو میزنید»، بسیار برای وجهه جمهوری اسلامی خوب شدیم. پیامد اولش بوده.
پیامد دومش این بود که جمهوری اسلامی مجاز حالا به تأسیسات اتمی رژیم صهیونیستی تو منطقه حمله کنه، مثلاً به دیمونا. پیامد سومش این شد که جمهوری اسلامی میتونه مثلاً با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری نکنه (که مجلس دیروز تصویب کرد که همکاری نکنن) و میتونه اصلاً از انپیتی (NPT) خارج بشه. این پیامد بعدیش. پیامد بعدیش اینه که: «آقا، ما تأسیساتمان زیر نظر شماست. تو فعالیتهای صلحآمیز، شما میآی بمبارانش میکنی. پس مثل اینکه هرکی بمب اتم نداشته باشه، شما این کار رو میکنید. ایران احساس میکنه میتونه بره سمت بمب اتم، بره». شد از پیامدهای گوناگون اشتباهی که کردن رژیم صهیونیستی و ایالات متحده: تأسیسات اتمی ما رو بمباران کردن. الی ماشالله، این لیست بلندبالای پیامدهای مثبتش اینا از نعمات الهی بود که باید این رو جدی گرفت و دست بالا رو داشت. یکیش اینه که گفتن: «آقا، دیگه اصلاً گروسی رو راه نمیدیم تو ایران». خب، اکنون ایران هم مجاز است که به تأسیسات اتمی رژیم یهود حمله کند و محق شد که همکاری با آژانس را منتفی کند و حتی محق است که به سوی ساخت سلاح اتمی برود (چون فتوای رهبری با این شرایط دیگه منتفی میشه). نکته بعدی چیه؟
ر- گفتمان فرار یهود، یعنی مهاجرت معکوس از فلسطین، نهادینه شد. چرا؟ چون تا دیروز میگفتن: «حزبالله لبنان این بالا تو لبنان میزنه، مهارش میکنیم. این حماس و غزه است، اینا هم به اصطلاح منتفی میکنیم. گروههای فلسطینیان اینه، اون یمنیها موشک میزنن». اما این این دفعه دیدن که نیابتی نیست، کسی اصلاً واسطه نیست. خود جمهوری اسلامی رو رژیم صهیونیستی رفته تحریک کرده، انداخته به جون خودش. و جمهوری اسلامی پاسخی که میده، پاسخهای سنگین و صعبی میده که پایانناپذیره. یعنی خودش تولید میکنه موشک، خودش زرادخانه داره. و کسی که توی سرزمین کوچولو فلسطین زندگی میکنه (فلسطین اشغالی)، احساس میکنه: «پس این وضعیت نه جنگ و نه صلحی که با ایران ادامه پیدا میکنه، دیگه اینجا جای زندگی نیست. اینا میخوان برن. اونجا یه تروری کنن، ایران میخواد بلندش ۴ تا موشک بزنه. نمیشه اینجوری زندگی کرد». ببینید، کل سرزمین اشغالی فلسطین اندازه یکی از استانهای کوچیک ماست. اندازه مازندران، اندازه گیلان، بلا نسبت گیلان، بلا نسبت مازندران، اندازه ایلام، بلا نسبت ایلام. رژیم صهیونیستی رو با این استانهای مقدس میسنجیم. یه سرزمین کوچیک. شما فکر کنید تو این سرزمین کوچیک، مثلاً یه استانی مثل مازندران، از این سرش تا این سرش، ۶۰۰ تا موشک تو ۱۲ روز خورده باشه، هزار تا پهپاد اومده، یه پهپاد انتحاری. روانی میشه کسی که تو این فضا بخواد زندگی کنه. اونم تو ۱۲ روز که سفیر آمریکا میگه: «بعد ۱۲ روز، بالاخره یه بار رفتم خوابیدم».
خب، اینکه یه همچین اتفاقی افتاد، گفتمان فرار یهود رو نهادینه کرد. یهودیها متوجه شدن که اینجا دیگه جای زندگی نیست و اینا درهای کشور رو بستن، درهای رژیم صهیونیستی رو بستن. و الا مردم زودتر میرفتن. اونایی که پول داشتن، پول میدادن به قایقها، ببرن برسونن شون به قبرس. یه روزنامه قبرسی دیروز یه متن نوشته، خیلی تکاندهنده است. روزنامه قبرسی گفته: «که الان یهودیها دیگه از اونجا دارن فرار میکنن، میان اینجا، زمین میخرن، خونه میخرن و قبرس داره میشه مثلاً فلسطین اشغالی دوم». پس گفتمان فرار یهود نهادینه شده.
ز- گفتمان شیطان بزرگ بودن آمریکا احیا شد. مجدداً کلمه شیطان بزرگ و اینکه مردم دیدید این آمریکایی که اصلاحطلبها میگفتن خوبه و همه باید بریم اونجا باهاشون نرد عشق ببازیم و کشور رو دو دستی بدیم بهشون، این همون شیطان بزرگیه که امام میگفتا. آمریکای بیمنطق که میآد بمباران میکنه تأسیسات اتمی رو، حمایت میکنه از رژیم صهیونیستی. به شدت وجهه آمریکا خراب شد. البته اصلاحطلبها و لیبرالها الان دو روزه افتادن دنبال اینکه دوباره عمو سام رو بزک کنن. ولی خب، اینه دیگه. این گفتمانها یکی از دستاوردهای این جنگه. بند بعدی اینه که:
ژ- اپوزیسیون جمهوری اسلامی به شدت بیاعتبار شد. پس اپوزیسیون با این جنگ ۱۲ روزه کاملاً نابود شد و این دستاورد عظیمی برای جمهوری اسلامیه.
س- گفتمان براندازی کاملاً تضعیف شد. اپوزیسیون که تضعیف شد، گفتمان براندازی هم تضعیف شد. همه فهمیدن: «بابا، جمهوری اسلامی بدیل نداره. نمیتونی جمهوری اسلامی رو بذاری کنار، یه گروه دیگه رو بیاری سر کار. این جمهوری اسلامی بدیل نداره. کسی نباید دنبال براندازی باشه. یه پاش با آمریکاست، یه پاش رژیم صهیونیستیه. اینایی هم که میخوان بیان این مملکت رو بدن دستت بیگانگان، خودشون عرضه کشورداری ندارن. پس چه کاریه؟ همین با جمهوری اسلامی سر میکنیم بهتره». ببین، اینکه گفتمان براندازی تضعیف شد، این یک نعمت و دستاورد عظیم. اگر دفاع مقدس قبلی جمهوری اسلامی رو ۳۰ سال تضمین کرد، این دفاع مقدس جدید هم ظرفیت تضمین بقای جمهوری اسلامی در ۳۰ سال آینده رو داره به حول قوه الهی. عنایت داشته باشید، جمهوری اسلامی با این جنگ ۱۲ روزه میتونه تا ۳۰ سال تضمین بشه. اپوزیسیونش شکست خورد، براندازی ناکارآمد شد، دشمن قهاری به نام ایالات متحده از چشم مردم افتاد. شیطان بزرگ، شیطان کوچولو یعنی رژیم صهیونیستی بلند شد، پررویی کرد، یه دونه سیلی خورد، خورده زمین، دیگه فقط داره واق واق میکنه.
این یعنی چی؟ یعنی تالیف قلوبی هم که شد، مردم متوجه شدن که وقتی سمت جمهوری اسلامی باشن، حس و حالشون خوب میشه. جمهوری اسلامیه که میتونه ازشون دفاع کنه. در منطقه و جهان هم احترامشون رفت بالا. یکی تو ترکیه نوشته بود: «که رفتم توی مغازه، چی چی گرفتم، طرف فهمیده ایرانی هم پول نگرفته». اون یکی تو آمریکا گفته بود: «آقا، میدونم تو خیابون راه میری، به من احترام میذارن». یکی تو اروپا گفته بود: «من نمیدونم سرم میگیرم بالا. قبلاً خجالت میکشیدم بگم ایرانیام. الان با افتخار هر کجا راه میرم، میگن من ایرانیام». نکته بعدی.
ش- گفتمان الهامبخشی ولی فقیه به عنوان ولی امر احیا و نهادینه شد. تا الان ولی فقیه مبهم بود تو ذهن نسل جدید. اما این دفعه ولی فقیه شد ولی امر. همون نکتهای که گفتیم از اول انقلاب، هرچی اومدیم جلوتر، ظلمی که به ولایت فقیه شده، ولی امر بودن ولی فقیه، آروم آروم منتفی اعلام شده توسط مثلاً دولتها و غیره. اما این دفعه مردم از ولی فقیه جلوه ولی امر دیدند. این نهادینه شد. عنایت داشته باشن دوستان، ولی یه امر به چه معنا؟ همه متوجه شدند که صدر تا ذیل سیستم، همه چی منوط به شخص ولی فقیه. ولی فقیه باشد، امنیت هست، سیستم هست، نظامات هست، آرامش هست، تدبیر هست. اصلاً یه چیز مهمتر: همه احساسشون این بود: «آقا، اگر همه هم شهید شدن تو مسئولین، از این سر تا اون سر، فقط شخصه ولی امر سالم باشه، بقیهاش حله». این حس وقتی در مردم به وجود اومد، چه پیامد و نتیجهای داشت؟ نتیجهاش این بود که مقوله ولی امر تثبیت شد. ما چقدر باید این رو درس میدادیم تا تثبیت؟ یادتونه، من چند ماه پیش ولی امر داشتم درس میدادم. دیگه من چند جلسه، نهاد ولی امر و ابعادش و اینکه ما باید از ولی فقیه برسیم به ولی امر و بعد اصالت امر و اقتضا امر و اینا رو تشریح کردم. کی ما فکرشو میکردیم که یه جنگی میشه، این گزاره «اولی الامر» در قرآن میآد، در اثر یه جنگی تو جامعه تثبیت میشه؟ ممکنه مردم نتونن از نظر تئوریک اینجوری توضیح بدن و ممکنه ندونن آیاتش چیه. اما مردم حسی که به ولی فقیه دارن چیه؟ حسشون الان به ولی فقیه، ولی امر. گفتمان الهامبخشی ولی فقیه. ولی فقیه الان الهامبخش برای همه توی دنیا، الهامبخش به عنوان ولی امر، احیا و نهادینه شد.
ص- یه چیز امام دنبال میکرد به نام وحدت کلمه. خوشبختانه، گفتمان وحدت کلمه امکان احیا پیدا کرد. ما الان میتونیم حوله کلمات الهی و کلمه الله، وحدت به وجود بیاریم. این احیا شد.
ض- گفتمان مقاومت اسلامی در داخل و خارج قوت گرفت که منشا نظم جدید درونی و منطقهای میشه. ببینید، معلوم شد مقاومت اسلامی در مقابل رژیم صهیونیستی و مقاومت اسلامی در مقابل زیادهخواهیهای رژیم ایالات متحده کارآمد و موثره. نظمی که حاج قاسم ایجاد کرده بود به هم خورده با سقوط سوریه و مشکلات حزبالله لبنان و مسائلی که به وجود آمده در شرایط بعد از این ماجرای طوفان الاقصی. گفتم که یک نظم جدیدی به وجود میآد. الان پیرامون این اتفاقاتی که در این جنگ ۱۲ روز افتاد، ما با یک ساختار جنبش مقاومت جدید که در مردم نهادینه شد، عراقیها ریختن بیرون، شلوغ کردن، لبنانیها، خیلی مصریها خوشحال خوشحال بودن تو افغانستان، خیلی خوشحال بودن تو پاکستان، تو کشمیر. ببینید این یعنی و تو کشورهای مختلف برای ایران تظاهرات کردن، مثل فلسطین که تظاهرات میکنن که: «آقا، با ایران نجنگید». تو این جنبش مقاومت اسلامی در بیرون مرزها هم در جهان اسلام هم بیرون جهان اسلام، یک سرمایه اجتماعی برای جمهوری اسلامی که خاطرتون باشه، ۳ سال پیش در زن، زندگی، آزادی، این تجمعات رو علیه جمهوری اسلامی برگزار میکردن.
حالا اومدیم سراغ داخل. در داخل، جنبش مقاومت اسلامی داره شکل میگیره. چون تا حالا جمهوری اسلامی بود، میگفتیم: «آقا، کاره انجام میشه». الان نهادهای جمهوری اسلامی افتادن به جون، اسلام میگن: «اسم الله، خدا رو نیارید». تا جایی که رئیس قوه قضائیه میآد تو تلویزیون میگه: «بابا، گفتم ایران اسلامی، به من اعتراض کردن تو جلسه که بگو ایران ملی». جنبش مقاومت اسلامی در درون کشور شکل میگیره و جریان انقلابی جنبش مقاومت اسلامی رو شکل میدن که در درون کشور هم در اقتصاد مقاومتی، فرهنگ مقاومتی، سیاست مقاومتی، نظامات مقاومتی میتونه عمل کنه. نظم درونی کشور و نظم بیرونی. این ۲ تا نظم از طریق مسئله مقاومت اسلامی رقم میخوره که این گفتمان شروع شد. این جنگ ۱۲ روزه احیا کرد گفتمان مقاومت اسلامی رو. چون همه فکر میکردن با اون شهادت اسماعیل هنیه و شهادت سید حسن و مشکلات سوریه، دیگه مقاومت اسلامی نابود شد. این تلقی شکست.
ط- نکته بعدی: امید به دشمن نابود شد و مذاکره بیاعتبار گشت، به ویژه با آژانس و اروپا و ترامپ. همیشه مقام معظم رهبری یه دغدغه داشت، میگفتش: «که امید دشمن به داخل رو ناامید کنید. مردم جوری زیست کنند که دشمن از بیرون به داخل امیدوار نشه». الان رژیم صهیونیستی به داخل امیدوار شده بود، آمریکا امیدوار شده بود که پیمان کوروش رو طراحی کردن، گفتن: «داخل آماده است. ما ۴ تا ترقه بزنیم و ۴ تا سردار شهید کنیم، مردم میان تو خیابون، پشت سر ما». امید خارج به داخل همیشه باید ناامید کنید. یعنی وقتی دشمن امیدوار میشه به داخل، شما دچار مشکل میشید. ۱۳۹۲، وقتی در دیدار ۵۰ هزار فرماندهان بسیج این رو فرمود که «امید به امید دشمن به داخل رو ناامید کنید». من اینجا اومدم تشریح کردم که راهش اینه که امید داخل به خارج رو باید ناامید کنیم. مادامی که بعضیها از داخل به خارج امیدوارن (یکی امیدواره به مذاکرات، یکی امیدوار به زندگی تو اروپا و آمریکا، یکی مذاکرات به چه و چه)، مادامی که شما به خارج از مرزها امیدوار باشید، دشمن به شما امیدوار میشه. اینجا شما باختید.
اتفاقی که اینجا رقم خورد این بود که امید به دشمن نابود شد. امید به آمریکاییها نابود شد، به اروپاییها نابود شد و این بسیار ارزشمند بود. و ضمناً مذاکره هم بیاعتبار شد. ممکنه از این به بعد برن مذاکره، ولی دیگه برای مردم خیلی معجزهآسا محسوب نمیشه.
ظ- یه موقع ما میگفتیم که «ما میتوانیم». اما «ما توانستیم» نهادینه شد. معلوم شد ما تونستیم یه چیزی رو داشته باشیم از خودمون به اسم موشک، به اسم پهپاد. اینا در جنگ اوکراین بتونیم بفروشیم. تو نظام تسلیحاتی، در جنگ در مقابل تهاجم و تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا بتونیم از چیزی که خودمون تولید کردیم شلیک کنیم. کاملاً تسلیحات بومی. ببینید، ما تونستیم. این «ما توانستیم» بسیاری از اپوزیسیون رو تکون داده بود، بسیاری از دشمنان رو نگران کرده بود. جمهوری اسلامی در تحریم تونسته این کار رو بکنه ها، اینجوری نوشته بوده: «خدا به جهان نشون داد که ما تونستیم». چون به اذن الله. س دیگه، به اذن الله. این «ما توانستیم» دیگه سخن از «ما میتوانیم» نیستا. «ما توانستیم» نهادینه شده.
ع- گفتمان دفاع از مظلوم در برابر ظالم غربی و عبری نهادینه شد. آقا، همه رو تحقیر کرده بودن. هیچکی نمیتونست روبرو اینا بایسته: نه روبرو آمریکایی که گردن کشی میکنه، نه روبروی رژیم صهیونیستی. معلوم شد یه کسی میتونه بلند شه، بزنه تو گوش هر دوتاشون و اونا التماس کنن برای آتشبس.
غ- جبههبندی کامل شد. جهان تقسیم شد دوباره، مثل زمان امام راحل، به مستضعفین و مستکبرین. کاملاً لایههای مستضعف جامعه بشری پشت سر ما بودند، از آمریکای لاتین تا شرق آسیا.
ف- اقبال به اسلام، به ویژه تشیع، زیاد شده در طول این ۱۲ روز. تعداد زیادی مسلمان و شیعه شدن. خیلی تکاندهنده بوده، به خصوص برای جوانهای غربی. جوانان غربی که از معنویت رنج میبرند و از اینکه کسی نیست یه حس عدالتخواهانه درشون ایجاد کنه، دیدن جمهوری اسلامی اینجوریه، خیلی خوششون اومده. ببین، همین موارد رو که فهرست کردم، عرض میکنم خدمت شما: یک ریال جمهوری اسلامی براش هزینه فرهنگی و رسانهای و غیره و ذلک نکرده. جمهوری اسلامی موشک ساخته، زده تو گوش دشمن. نتیجهاش شده این کارها. عنایت الهی یعنی این.
ق- خب، گفتمان اشاعه ایمان جدی شد و ایمان مردم در داخل و خارج تقویت شد. در این جنگ ۱۲ روزه، در داخل اشاعه ایمان تقویت شد، ایمان مردم تقویت شد. در خارج از کشورم، کشورهای اسلامی، مردم خیلیهاشون ایمان براشون جدی شد و خیلی احساس کردن بازگشت به سازوکارهای ایمانی و اسلامی نجاتبخشه براشون. پس گفتمان اشاعهی ایمان هم در این جنگ تقویت شد.
ک- نه فقط پیمان کوروش پارهپاره شد، این پیمانه نابود شد، دیگه نمیتونه عرض اندام کنه. بعد از صفحه روزگار محو شد، بلکه پیمان ابراهیم هم سست شد. پیمان کوروش اومد جمهوری اسلامی رو براندازی کنه، خود این پیمانه نابود شد. پیمان ابراهیم رو هم سست کرد. کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که یکیشون که موشک خوردن، اون قطر، اینا احساس کردن: «بابا، ما بلند شدیم، رفتیم با اسرائیل و با آمریکا بستیم که امنیت داشته باشیم. اون که میآد از ما ۵ تریلیون دلار میگیره، میره. بعد هم نمیتونن از ما دفاع کنن. به ما موشک میزنن. بعد ما چوب دوسر نجس شدیم: هم از اینکه با اسرائیل و با آمریکاییم، تو مردم خودمون و جهان عرب منفوریم. همین که روبروی جمهوری اسلامی هستیم، هر وقت دیگه از این به بعد اراده کنه، داره میزنه تو سر ما».
لذا این مسئله که پیمان ابراهیم هم سست شد در این جنگ، بسیار حائز اهمیت. دیکتاتوریهای عربی و تورانی وضعیت وخیمی پیدا میکنن. حسشون خلاصه: حس اینکه «آقا، ببین، نگاه کن، ایران وایستاده، مقاومت میکنه. شما تو ترکیه و آذربایجان و اردن و سعودی و جای دیگه، شما چرا اینجوری نیستید؟». الهامبخشی ایران که برای سال ۱۴۰۴ در سند چشمانداز ۲۰ ساله دیده شده بود، در سطح جهان محقق شد. امروز ایران الهامبخش. اگر کسی به شما گفت: «آقای این سند چشمانداز ۲۰ ساله که رهبری تصویب کرده، ابلاغ کرده ۱۳۸۲، که از ۱۳۸۴ اجرا بشه تا ۱۴۰۴، شاهبیتش اینه که ایران در سال ۱۴۰۴ باید در منطقه و جهان الهامبخش باشه». الان جمهوری اسلامی به چی الهامبخشه؟ جمهوری اسلامی به مقاومت، به ایستادگی، به اسلام، به ولایت فقیه، به جوانمردی، به عدالت، به قسط، به سازوکارهایی که در سطح جهان چین نداره، ژاپن نداره، کره نداره، آلمان نداره، روسیه نداره، آمریکا نداره، اروپا نداره، آفریقاییها ندارن. مردم دنیا دیگه میدونن جمهوری اسلامی روبرو آمریکا میایسته، کولی نمیده، باج نمیده. الهامبخشه. این نکته الهامبخشی مد نظرتون باشه.
گ- خب، گفتمان جوانمردی در جهان متجلی شد. همه کسانی که به نظم غیر اخلاقی کنونی، یعنی در نظام کپیتالیستی، معترض هستن، از جمهوری اسلامی دفاع کردن. مسئله جنبش جوانمردان و فتوت در داخل و در خارج بحمدالله شکل گرفته و خدا رو شکر این رو باید بسطش داد.
ل- ابرقدرتی ایران نهادینه و تثبیت شد و مقاومت در برابر ۵ ضلعیه آمریکا، اروپا، رژیم یهود، دول مرتجع عرب و وابستگان تورانی به تضمین قدرت ملی و بازدارندگی ایران منجر شد. همه دیگه به احترام ایران کلاه سر برمیدارن. رژیم صهیونی میدونه بیاد اینجا، هر ترقهای در کنه، بمبی بزنه، تروری کنه، خب جمهوری اسلامی هم دستش بازه، میتونه جواب بده. ایالات متحده میدونه که با حریف قدری مواجه که میتونه تو فاصله ۴ روز موازنه وحشت ایجاد کنه، تو فاصله ۸ روز تبدیلش کنه به موازنه قدرت و درگیری رو فرسایشی کنه. با چنین حریف قدری که ۲-۳ بار تو این چند روزه از ایران تمجید کرده تو این سازوکارها، با یک چنین وضعیتی، موضع ابرقدرتی جمهوری اسلامی تو این ۱۲ روز تثبیت شد.
م- حمله آمریکا به تأسیسات اتمی ایران و ناکارآمدی اون که به دعوای رسانهای در آمریکا منجر شده، وجاهت آمریکا رو در چشم مردم درون و بیرون ایران شکست و این دستاورد عظیمی. آمریکا حمله کرد به تأسیسات اتمی ما. حالا مردم قم که گفتن: «والا ما صدایی نشنیدیم». بعدشم که پنتاگون اعلام کرد که: «بابا، این اصلاً فیک بوده. این عملیات که انجام شده، ۳۷ ساعتی که این بی-دو پرواز کردن، اومدن از اون ور آمریکا، اومدن، رفتن ۱۲ هزار کیلومتر، اون طرف تر ایران رو بمباران کردن، برگشتن سر کار بودن». گزارش پنتاگون محرمانه بوده. این زن تو سیانان (CNN) منتشر کرده. اسرائیلیها اومدن یه همچین گزارش رو منتشر کردن مکمل. روزنامه آمریکای نیویورک تایمز بود. چی بود؟ اونم منتشر کرد. هیچی. ترامپ عصبانی شد، اومد فریاد و جیغ و داد که: «اون زنه رو باید بیرون کنید و این تلویزیون رو باهاش برخورد کنید». خلاصه، سر و صدا. این تا دم صبح که من رهگیری و پیگیری کردم. خب، سیانان از موضع این خانومه دفاع کرده که «این تو جریان آزاد اطلاعاتی باید میگفت». و اونجوری شد. و قرار شد این سخنگوی کاخ سفید موضع گرفته که باید با اینها برخورد کنن و مجلس نمیدونم چیکار باید بکنه. گندش در اومده که ماجرای زدن فوردو مثل اینکه خیلی یه کمی زیادی یه چیزی بوده. و بله، این خانم است که توهین کرده بهش ترامپ که باید این رو بگیرید، بندازیدش بیرون و نمیدونم چیکارش کنید.
خب، اینکه آمریکا به تأسیسات اتمی ما حمله کرد و این حمله ناکارآمد بود، الان تو دعوای رسانهای آمریکا رو دچار مشکل کرده. ببینید چی شده: آمریکا قرار بود که ترامپ قرار بود تو لیست گیرندگان جایزه نوبل باشه که تونسته باشه جنگ ایران و اسرائیل و سرش رو به هم بیاره و بعد آقای جهان دیگه لیدرشیپ. نتانیاهو دیگه نزن ایران، خیلی متشکر، تو دیگه نزن، بس کنید، تموم شد. ببینید، من صلح به ارمغان آوردم، جایزه نوبل رو بدید. حالا بعد معلوم شده که کلاً نمایش بوده. الان تو رسانههاشون بر سر اینه که یه نمایشی بوده، زد و بندی شده. اینا جلوی ایران کم آوردن، رفتن به ایران، گفتن: «ببین، اجازه بده ما بیایم، همینجوری دور و بر فردو رو یه ۲ تا بمب بزنیم. تو بگو مثلاً ۵۰ درصد تخریب شده. بعد تو هم بیا متقابلاً ۲ تا بزن توی پایگاه العدید توی قطر. ما اونجا رو خالی میکنیم. بعدم بگو ما زدیم. بعد آتشبس بشه و به خوبی خوشی جمع جور بشه». خب، میشه جنگ قراردادی. دیگه جنگ قرارداد ابرقدرت. کی فیلم گوزنها؟ یادشه؟
ن- پاسخ ایران به حمله آمریکا در موشکباران العدید، دول مرتجع عرب رو مجبور کرد. با این همه تسلیحات خریداری شده و حمایت آمریکا، اینها در برابر قدرت منطقه، یعنی ایران، آسیبپذیر و بیدفاعاند. این نکته، وضع روانشناسی نظامی این کشورها رو در موضع تحقیر چندجانبه ارزیابی میکنه و رقم میزنه به این نکته که عرض کردم. خوب، عنایت داشته باشید. این خیلی مسئله است. تا امارات، سعودی، قطر، بحرین و بقیه متوجه شدن که از این به بعد یه ذره درگیری سطحش بین ایران و آمریکا بالا بره، اینا میشن گوشت قربونی. و همه اونایی که میگفتن: «آقا، نگاه کن، قطر چقدر خوبه، امارات چقدر خوبه، سعودی چقدر خوبه»، از این به بعد تو قدرت ملی این رو ارزیابی کنی.
و- ساختار تسلیحاتی جهان دگرگون شد. همه سراسیمه به بازنگری پرداختن. این جنگ ۱۲ روزه تجربهای عظیم ایجاد کرد که هزاران میلیارد دلار میارزد. وسط جنگ، اردوغان اعلام کرد رسماً که به سرعت ترکیه میره به سمت گسترش سیستم موشکیش. چون فهمید خیلی از ساختارهای تسلیحاتی فایده نداره. موشک داشته باشه، میتونه. موشک که میدونید انحصاری ۴-۵ تا کشور اصلی تو جهان، دیگه بعد همه کشورها اصلاً صاحب موشک نیستن و صنایع بومی موشکی. همه متوجه شدن که شیوه جنگهای قبلی دیگه جواب نمیده و باید با ساختارهای جدید برن جلو. این رو چون ما وسط معرکهاش بودیم، تجاربی که داریم بسیار ارزشمند و هزاران میلیارد دلار میارزه. این رو باید سریع تئوریزه کرد، تبیین کرد، به کار گرفت و استفاده کرد.
ه- ساختار امنیتی نیز دگرگون شد. حالا اون ساختار تسلیحاتی و نظامی بیام سراغ سازمان، دستگاه اطلاعاتی. ساختار امنیتی نیز دگرگون شد. شبکههای سیا و موساد تضعیف شدن و محیط امنیتی ایران برای اونا ناامن شد. مثلاً ۱۹ هندی دستگیر و ۲ کارمند سفارت هند اخراج شد چون برای موساد جاسوسی میکردن. این دست موارد یعنی سواد دفاعی امنیتی مردم به ویژه جوونا ارتقا یافته و نسل جدید تجربه زیست در جنگ رو پیدا کردن. در این ۱۲ روز، سطح سواد نظامی مردم اومد بالا، به خصوص جوونا که علاقه داشتن و جستجو میکردن. سطح سواد امنیتی اومد بالا به ویژه در حوزههای سایبر و ریزپرندهها و غیره و ذلک. چقدر جمهوری اسلامی باید خرج میکرد تا مردم به یک استحکام درونی در نظام میرسیدن از نظر روانی و علمی و آموزش میدیدند که شبکههای اجتماعی چه نوع ناامنیهای داره، مراقب همسایه تون باشید، کوادکوپترها چه مخاطراتی دارن، نمیدونم سیستم بمباران و موشک و توپ و تانک و هواپیما و. مردم سواد نظامیشون به صورت جهشی بالا رفتی. خیلی ارزشمند.
تو این وسط، تو بین این موارد و سازوکارها، ساختار امنیتی هم دگرگون شد. معلوم شد روش جاسوسی-ضد جاسوسیهای قدیمی دیگه جواب نمیده. جاسوس ضد جاسوس با اون چیزایی که تو فیلمهای جیمز باند بوده، فرق داره. الان یک به اصطلاح ولاگر راه میافته، میآد تو یوتیوب، ویدیو پر میکنه، میآد داخل، راحت جاسوسی میکنه، میره. متوجه شدن سیستم اصلاً تغییر کرده و این خیلی دستاورد عظیمی بود. و این تاثیرش رو میگذاره. ضمناً شما مطمئن باشید شبکه سیا صدمه خورده تو این چند روز. شبکهای که موساد ایجاد کرده بود صدمه خورده. شبکهای که ام.آی.سیکس (MI6) ایجاد کرده بود صدمه خورده.
ی- براندازی یعنی پیمان کوروش منتفی شد و انرژی هستهای باقی موند. پس دشمن در جنگ به اهداف خودش نرسید و شکست خورد. اولاً، براندازی یعنی پیمان کوروش که شکست خورد، منتفی شد. انرژی هستهای هم نابود نشد و موند. اینا برای حداکثری که اومده بودن، یعنی براندازی در پیمان کوروش، و حداقلی یعنی نابودی هستهای ایران، در هر دو تا، تو این جنگ در مینیمم و ماکسیموم، در حداقلی حداکثری به نتیجه نرسیدن. این یعنی چی؟ یعنی دشمن به اهدافش نرسید. و وقتی دشمن به اهدافش نرسیده، یعنی شما پیروز شدید.
درباره قوم صدوم در قرآن فرموده که اینا قطع دُبُر شدن، یعنی دیگه دم بریده شدن. یعنی دیگه از اونا به اصطلاح بعد از اونا دیگه امتداد پیدا نکردن. اتفاقی که برای آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ رقم خورد و از این به بعد یواش یواش تشدید میشه. اینا به عذاب قطع دبر به اصطلاح مبتلا میشن. چون اینا رو به روی جبهه حقن، جمهوری اسلامی. به قول شهید حاج قاسم، حرمه. این جمهوری اسلامی که حرم و قدسیه و قداستی داره، بسترساز ظهور حضرت راسش، یک انسان صالحیه. مردمی هم که هوادار این انقلاب اسلامی هستند، مصلحند، رویه رویه انبیاست. کسانی که روبروی این رویه انبیا میایستن، قطع دبر میشن، دنبالشون بریده میشن، اصلاً کلاً منقطع میشن، دیگه ادامه پیدا نمیکنن. این رو تو ذهنتون داشته باشید توی سالها و دهههای آینده. پیامد این رو که عرض کردم، تو این مبحث قرآنی رو در رژیم صهیونیستی و این آمریکاییها ببینید.
اما نکته نهایی چیه؟ تردیدها نسبت به آشتی تحمیلی:
الف- نکته اول اینه که جنگ در مرحله خوبی به آتشبس کشید. هرچند ظرفیت جامعه بیش از این بود و در نیروهای مسلح هنوز نیروهای دریایی وارد عمل نشده بودن. اما همین که دشمن در همین سطح به اهداف خودش نرسید و واکنش سریع و پرحجم ایران دشمن رو متنبه کرد برای یک جنگ در سطح قدرتها کافیه. جنگ اینجوری نیست بزنی بری تا مثلاً به یه سطحی برسه. جنگ اگر به اهداف از پیش تعیین شدهاش برسه، کفایت میکنه. اگر اونا جنگ براشون این بوده که تو ایران براندازی کنن، خب نباید ادامه بدن. اگر انرژی اتمی رو نابود کردن، دیگه نباید ادامه بدن. خب، اونا که به نتیجه شون نرسیدن. ما اگر میخواستیم جلوی این ۲ تا کار رو بگیریم که گرفتیم. و ضمناً میخواستیم اونا رو متنبه کنیم که متنوع کردیم، موازره وحشت ایجاد کردیم، ۶۰۰ تا موشک زدیم اونجا، هزار تا هم پهپاد. اینجا به دلیل اینکه ما به اهداف خودمون رسیدیم و دشمن به اهداف خودش نرسید، ادامه جنگ عاقلانه نیست.
ممکنه کسی بگه: «خب آقا، حالا که تا اینجا اومدیم، بزنیم بره رژیم صهیونیستی هم جمع کنیم». اینجا شما داری یه هدف بزرگتر تعریف میکنی که این هدف الان در این شرایط امکانپذیر نیست. اولاً، جنگ در مرحله خوبی به آتشبس کشید. هرچند ظرفیت جامعه بیش از این بود و در نیروهای مسلح هنوز نیروی دریایی و نیروهای دیگه وارد عمل نشده بودند. بخشی از ظرفیت جمهوری اسلامی اینی بود که دیدید. اما همین که دشمن به اهداف خودش نرسید و واکنش سریع و پرحجم ایران دشمن رو متنبه کرد برای یک جنگ در سطح قدرتها کافیه. پس جنگ رو در رسیدن به اهداف یا غیر اون باید بررسی کنیم، نه اینکه بزنیم بریم تا اون انتها، یعنی اینقدر ادامه بدیم که هست و نیست از بین بریم.
ب- تلقی برخی جنگ، جنگ تا پیروزی نیست، بلکه جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالمه، اون هم مرحله به مرحله است، نه یه باره.
پ- نگرانی از مکر دشمن برای بازسازی و حمله مجدد وارد. این نگرانی. و لذا ستادهای عملیات نظامی با این نگرانیها آشنا و برای اونها تمهید دارن. اینکه دوستان میگن: «آقا، اون الان میره خودش رو بازسازی میکنه، دوباره برمیگرده، میآد». خب، این رو که نظامیها میدونن. چون خود نظامیان این روشها رو بلدن. این نگرانی، ضمن اینکه وارده، اما عنایت داشته باشید اساساً مجموعه نظامی برای این موارد تمهیداتی دارن، طرح و عملیات دارن. از این حیث نگران نباشید.
ت- اما یه شبهه جدی مطرح شده تو رسانهها، مطرح شدن مذاکره با آمریکا بلافاصله پس از آتشبس. خب، اولین بار این مسئله مذاکره رو کی مطرح کرد؟ رئیس جمهور ایران در پیامی که به ولیعهد عربستان داد و مکالمهای که شد، گفت: «ما آمادهایم که بیایم با آمریکا بشینیم سر میز مذاکره، با هم مشکلاتمون رو حل و فصل کنیم». چند ساعت بعد یه مسائلی شروع شد که شبهات رسانه تو ۲۰ ساعت گذشته ناظر به اینه در سطح رسانههای آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی که انتقال از جنگ کودتایی به جنگ قراردادی صورت گرفته با این سناریو:
۱. یعنی جنگ از حالت کودتایی تموم شده، رفته به سمت جنگ قراردادی. ایران و ایالات متحده با هم قرارداد داشتن: یک جنگ قراردادی، انقدر تو بزن، قدر من میزنه. اینجوری جلو بره. این چیزی که الان از ۲۰ ساعت گذشته تو رسانههای آمریکا و رژیم صهیونیستی داره مطرح میشه. بیچاره میکنه ترامپ رو. اگر این جا بیفته سناریوش چیه؟ رژیم یهود و آمریکا در خواسته حداکثری جنگ، یعنی رژیم چنچ، شکست خوردن. پس به خواسته حداقلی یعنی نابودی برنامه هستهای بسنده کردن و برای خروج آبرومندانه از مخمصه جنگ در قالب آتشبس، سناریوی جنگ قراردادی رو مطرح و اجرا کردن. خب، این آبروریزی اول که مجبور شدن برن سراغ جنگ قراردادی. اینکه آبرومندانه از این مخمصه بیان بیرون. حالا که دچار مشکل شدن، نگن: «آقا، ایران از همینجا متوقفش کن.» آبرومندانه.
۲. آمریکا در دفاع از رژیم یهود و برای به اصطلاح نابودی برنامه هستهای ایران، یک حملهی ضعیف به فردو و نطنز کرده و با بی-۲ (B2) اونجا رو بمبارون کرده. آمریکا در دفاع از رژیم یهود و همچنین برای نابودی برنامه هستهای ایران، یه تیر دو نشون کرده، یه حمله ضعیفی به فردو نطنز کرده و با بی-دو اونجا رو بمبارون کرده.
۳. سپس ایران در واکنش به این حمله به صورت قراردادی به تأسیسات العدید و قطر تهاجم موشکی کرده.
۴. آتشبس بین ایران و رژیم برقرار شده مشروط بر اینکه ایران حمله نظامی نهایی رو انجام بده.
۵. اگه ایران این سناریو رو بپذیره، پس از آتشبس بین آمریکا و ایران، مذاکره برای کاهش توان هستهای ایران و کاهش تحریمها برگزار بشه. یعنی مثلاً این پیام رو فرستادن برای ظریف و برای پزشکیان. اینا هم که خوشحالن از اینکه یه همچین اتفاقی بیفته: «آقا، یه ذره تو توان هستهای رو کاهش بده، ما هم یه مقداری تحریمها رو کاهش میدیم. دوباره ی تحریم بشه برای ایران». این رو ببرنش تو قالب برد-برد.
این ۵ محوری که تو رسانهها مطرح شده (که البته بیشتر رسانههای صهیونیستی دارن این ۴-۵ تا رو شارژ میکنن). و حالا چرا خود صهیونیستها افتادن به جون، هم دارن این رو مطرح میکنن؟ ترامپ داره از اون از حزب دموکرات میخوره و مواضعی که اونا گفتن: «آقا، این بمبارونها اونجوری که این ادعا میکنه نبوده». این رو هم که دارن میگن: «آقاجان، آخرش آمریکا و ایران به جنگ قراردادی رسیدن. سر ما اسرائیلیها شیره مالیدن».
ث- رسانهها شواهد رو منتشر کردن:
۱. افشای گزارش پنتاگون درباره شکست حمله هوایی به فردو توسط سیانان.
۲. عصبانیت ترامپ از این افشاگری (خیلی عصبانیه، به اسم به اینا توهین کرده به اسم).
۳. اذعان ترامپ به مذاکره در هفته آینده (که این رو گفتن: «آقا، این داره میگه هفته میخوایم با ایران مذاکره کنیم». همین قراردادیه که بستن با هم).
۴. چراغ سبز ترامپ به فروش نفت ایران به چین (میگن: «اون بخشی که قراره که قراره مراودات اقتصادی صورت بگیره و این آمریکا یه ذره کوتاه بیاد، تحریمها اینه که رسماً تو تریبونها گفته که ایران میتونه به چین نفت بفروشه. چین بیاد نفت رو بخره از ایران. ضمناً ایران میتونه به ما هم نفت بفروشه، با هم مراوده داشته باشیم»). این نکات قند تو دل این اصلاحطلبها آب کرده اصلاً.
این یک آبروریزی بزرگ برای کاخ سفیده که در جنگ قراردادی شکست خورده. یعنی اگر واقعاً جنگ قراردادی برگزار شده باشه و توش شکست خورده باشه، دیگه بدتر از بدتره.
آیا طرف ایرانی درصد بازی تا ۲۷ مهر؟
ج- آیا باید نگران بخش داخلی پیمان کوروش یعنی طیف ایرانشهری درون حاکمیت که وابستگی شدیدی به غرب داره، باید نگران بود از اینا که در پشت پرده درگیر مذاکرات فریب دوم نشده باشن؟ بله. اصلاً ظریف و گروهشون قابل اعتماد نیستن. اینا ممکنه از این اوضاع که فکر میکنن هرج و مرج استفاده کرده باشن، برن ببندن با غرب. به حسن روحانی، جواد ظریف و شبکه ارتباطیشون، اون طرف اصلاً امیدی نیست، اصلاً اعتمادی نیست. این نکته رو مد نظر داشت باشید. این سوال که مطرح، بله، نسبت به این باید نگران بود.
چ- آیا باید نگران مصادره دفاع مقدس جدید از سوی کوروشگراها بود که ایرانشهری رو عامل پیروزی قلمداد کنن، نه اسلامشهری رو؟
پاسخ هر ۳ تا پرسش مثبت. هم باید نسبت به این کاری که در داخل میکنن دارن، دفاع مقدس رو که ماهیت اسلامی داشته، تبدیلش میکنن به کوروشگرایی و ایرانشهری، نسبت به این نگران بود. هم نسبت به اینکه اینا ممکنه برن، بخش داخلی پیمان کوروش، ممکنه برن با غربیها زد و بند کنن، باید نگران بود. یعنی درگیر فریب دوم بشن. بعد بیان بگن: «کلاه رفت سرمون». سر قضیه اسماعیل هنیه، پزشکیان اومد گفت: «ما بیخود اعتماد کردیم، کلاه رفت سرمون». ممکنه دوباره از این کارا بکنن. در اون بخش هم که نظام، آیا بازی میکنه تو قضیه مذاکرات با اینا؟ اگر رفت پای میز مذاکره، یه دلیلش میتونه این باشه که نظام منظورش وقت کشی تا ۲۶ مهر و پایان سازوکار اسنپبکه. این احتمالش خیلی زیاده.
پس این ۳ تا پرسشی که به عنوان ابهام مطرحه، این ۳ تا جدیه. منم قبول دارم. نگرانی درباره اینکه ممکنه اون خودش رو بازسازی کنه، بخواد برای درگیری آماده بشه، وارده. ما اصلاً نباید غفلت کنیم، بگیم: «نه، اینجوری نیست، نمیشه». اون فکر میکنه دیگه راهش باز شده. ما هم که فکر میکنیم دیگه راه باز شده. همون طور که آقا فرمود: «مسئله کارآمدی بود، نه اثربخشی. ما در رژیم زدن رژیم صهیونیستی رسیدیم به اثربخشی. چون قبلاً ثابت شده بود که کارآمدیم. میتونیم بزنیم. این بار درباره زدن قطر، منظور آقا این بود که مسئله اینه که راه باز شد. حالا معلوم شد ما دیگه میتونیم بزنیم. یعنی دیگه دستمون بازه. هر وقت اینا یه تخلفی کنن، آمریکاییها، ما میتونیم پایگاه در دسترسشون رو بزنیم. یعنی ما به مرحلهی کارآمدی رسیدیم. کارآمد: این امکانپذیره که بزنیم. حالا اثر بخشیش بمونه برای بعد. یعنی بعداً میتونیم مشخص کنیم دقیقاً کجا بزنیم که تلفات بگیریم، خسارت بگیریم».
اینکه ما تا ۲۶ مهر چهار ماه آینده گیر داریم، این هیچ شکی درش نیست. از نظر حقوقی، گند دیگه روحانی و ظریف زدن، ما رو وابسته کردن تو این ماجرای اسنپبک مکانیزم ماشه تا ۲۶ مهر ما گیریم. این گرگ کاخ سفید و پیمان کوروش جوری وقتی این اومد سر کار در کاخ سفید و پیمان کوروش رو عملیاتی کرد، به خودش و دیگران ضربه زد که نمیدونست بهار ۱۴۰۴ در شرایطی خاتمه پیدا میکنه که پیمان کوروش پودر میشه و گرگ کاخ سفید برای خودش مصیبت مضاعف درست میکنه. این جنگ در شرایطی شکل گرفت و در شرایطی پایان یافت که هم پیمانان کوروش از پیروان علی (علیه السلام) شکست سختی خوردند. همین طوری که حضرت آقا توضیح دقیقی داد که: «امیدواریم که حضرت حجت از ما راضی باشه و این جنگیدن ما ایشون رو خوشحال کرده باشه. امیدواریم که خود حضرت هم عنایت کنه. هر کسی بلند میشه روبروی امام علی (علیه السلام) و بقیه ائمه، کسی رو اینجا بولد و برجسته میکنه، بذاره روبرو اونا و همپیمان براشون میگیره از موضع شیعیان و پیروان علی (علیه السلام). حضرت دفاع ویژه کنه در مقابل پیروان اونها». روزی که همپیمانان کوروش از پیروان علی (علیه السلام) شکست خوردند، روز عظیمی بود.
موفق و موید باشید انشاءالله. والسلام.
◀️ مشاهده در یوتیوب:
◀️ مشاهده در آپارات: