ویرگول
ورودثبت نام
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷IRAN MY LOVE
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
خواندن ۴۰ دقیقه·۲ ماه پیش

۱۱۴۱ /ادوار عقب‌نشینی [پس‌روی]

💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۴۱

سرفصل: مهندسی سیاسی (۴۹)

ادوار عقب‌نشینی [پس‌روی]

روایت شووینیستی از جنگ ۱۲ روزه

برگزارشده در ۱۹ تیر ماه ۱۴۰۴


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین.

ما در مهندسی سیاسی، یکی از نکات و سازوکارهایی که در سیاست در هر جامعه و کشوری می‌بینیم، مسئله عقب‌نشینی از ایدئولوژی و عقب‌نشینی از استراتژی‌ها و عقب‌نشینی از تاکتیک‌هاست. حالا اصطلاح معروف نظامی «عقب‌نشینی تاکتیکی» که زیاد روی زبان‌ها هست، البته کلمه «عقب‌نشینی تاکتیکی» غلط است. واژه قرآنی «عقب» و «تعقیب» و «تعاقب» بعد اصطلاح «عقب‌نشینی» به فارسی می‌شود «پس‌روی»؛ یعنی مقولهٔ «پسروی» واژه دقیق‌تری است. چون «عقب‌نشینی» اصطلاح درستی نیست. یعنی آنچه که از روبه‌روی کسی می‌آید، در عربی می‌شود «اقبال» و آنچه که از پشت سرشان می‌آید می‌شود «ادبار». اقبال و ادبار. وقتی که کلمه «عقب» را که سایهٔ انسان است و «تعاقب» را و «تعقیب» را و این موارد را حمله بر این کنند که به سمت عقب رفتن و عقب‌نشینی کردن، خب این خیلی جوابگو نیست.

اما به هر جهت، سوای از این غلط مصطلح واژه ترکیبی عربی «عقب» با «نشینی» فارسی که درستش می‌شود «پسروی»؛ نظامی‌ها وقتی نمی‌توانند یک موضعی را نگه دارند، می‌آیند عقب یا اصطلاحاً پسروی می‌کنند به جای پیشروی. پسروی که انجام می‌دهند، گاهی تاکتیکی است؛ یعنی زمین را می‌دهند، موضع را می‌دهند، پسروی می‌کنند تا شرایط مساعدی پیدا بشود، مجدداً حمله کنند و آن موضع را پس بگیرند. به این می‌گویند «پسروی تاکتیکی» یا آنچه که در اینجا الان باب شده «عقب‌نشینی تاکتیکی».

اما گاهی این پسروی، استراتژیکی است. یعنی یک مواضع استراتژیکی در سطح کلان، یک کشوری اخذ شده، حالا مقامات آن کشور باید پسروی کنند. به این معنا که یک مواضعی دارند، از مواضعشان عقب بنشینند به اصطلاح رایج. در دیپلماسی، در سیاست خارجی به یک نسبت، در سیاست داخلی به یک نسبت، در طرح‌های اقتصادی به یک نسبت، در سیاست‌های فرهنگی-اجتماعی به یک نسبت، یک استراتژی اتخاذ شده بود، حالا با ناکامی روبروست و باید پسروی کنیم. «پسروی استراتژیک».

نکته‌ای را که تقریباً یک ماه قبل رهبری روی آن انگشت گذاشت که، یکی دو ماه قبل که اگر از یک موضع، عقب‌نشینی غیرتاکتیکی صورت بگیرد، آن مشکلاتی دارد که عذاب الهی را در پی دارد و غضب الهی را به دنبال دارد. گاهی شما مجبورید در میدان جنگ از آن موضع و خاکریز و تپه و کوه و پلی که در اختیار دارید، پسروی کنید، بیایید تا فرصتی پیش بیاید، تجدید قوا کنید، مجدداً بروید پس بگیرید. اینجا اصطلاحاً «پسروی تاکتیکی» است. اگر غیرتاکتیکی باشد، به دلایل دیگری غیر از این، شما پسروی کنید و اصطلاحاً عقب بنشینید، این غضب الهی را در پی دارد.

حالا یک سطح می‌بریمش بالاتر از سطح تاکتیک؛ اصلاً دیگر دعوا در میدان جنگ نیست که تاکتیکی باشد. در مورد کلیت آن جنگ است. آنجا هم اگر عقب‌نشینی غیراستراتژیکی صورت بگیرد، غضب الهی هم آنجا استراتژیک می‌شود. یعنی خدا یک بار تاکتیکی غضب می‌کند، یک بار استراتژیکی غضب می‌کند. اما از همه مهم‌تر، هنگامی که شما دعوای تاکتیک و استراتژی ندارید، در سطح ایدئولوژی درگیرید. اگر در مقابل دشمن، در مقابل شیطان، در مقابل جبهه باطل، از مبانی ایدئولوژیک عقب‌نشینی کنید، آنجا دیگر عذاب، یک عذاب معمولی نیست. ممکن است کسی عقب‌نشینی تاکتیکی کرده، عقب‌نشینی استراتژیکی کرده، این عذاب و غضب الهی و عذاب الهی که شامل حالش می‌شود، موقتی باشد، بشود بعداً با استغفار حل کرد، با توبه حل کرد. اما اگر ایدئولوژیکی شد و از اساس و بنیان، آن عقب‌نشینی از موضع حق به موضع باطل رفت، موضع باطل را اتخاذ کرد، از موضع عقل رفت به موضع جهل، از موضع ایمان رفت به موضع کفر، این دیگر عقب‌نشینی محسوب نمی‌شود. عقب‌نشینی ایدئولوژیکی که یک روزی بگوییم برگردد، اساساً شما این امکان را ندارید که در موقعیت و موضع کفر و باطل قرار بگیرید و بعد این را عقب‌نشینی تلقی کنید.

اگر چنین اتفاقی افتاد، تبعیت از قواعد کفار است. در آن رویکرد ایدئولوژیک و در حکم «فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا». هنگامی که حکم شده که به رسول جلیل‌القدر اسلام که اطاعت از قواعد کفار نمی‌کنی ها و در این اطاعت نکردن، یقه‌شان را می‌گیری، با آنان جهاد می‌کنی، جهادا کبیرا. هیچ‌گاه شما مجاز نخواهید بود که از قواعد الهی عقب‌نشینی کنید، بروید قواعد کفار را پیاده کنید. بعد که قواعد کفار را پیاده کردید، بعد بگویید خب حالا شرایط پیش آمده، چاره‌ای نداریم، بعد برمی‌گردیم دیگر.

حالا کفار آمده‌اند یک قواعدی داده‌اند به نام «ربا» در نظام بانکی که آن ربا جنگ با خداست. شما بگویید حالا یک مدتی ما یک نظام مالی ربوی را رقم می‌زنیم یا خودمان رباخواری می‌کنیم یا اصلاً می‌رویم یک سیستم رباخواری را ایجاد می‌کنیم. بعد سر فرصت، منابع مالیمان خوب شد، یک کمی هم مشکلات جامعه خوب شد، بعد یک سری از این علما را می‌گذاریم بروند یک نظام مالی درست کنند که ربوی نباشد، بعد برمی‌گردیم می‌آییم. بعد دهنمان آب می‌کشیم.

تو دوره کودکی و نوجوانی ما قبل از انقلاب، این عرق‌فروشی‌هایی که سر چهارراه‌ها بودند، عرقی داشتند به اسم «عرق سگی». بعد آبجو و عرق و از این چیزها می‌خوردند. بعد هم اگر شما دیده باشید که الاغ می‌ایستد مثل سرپا ادرار می‌کند، آنجایی که ادرار می‌کند کف می‌کند، روی ادرارش کف می‌کند. خب ما که تو محیط‌های نیمچه‌روستایی و نیمچه‌شهری بودیم، آن الاغ‌ها را روزها می‌دیدیم چجوری ادرار می‌کردند، کف می‌کرد. بعد این ظرف‌های لیوان‌های بزرگ، گیلاس‌های بزرگ آبجو، اینها هم که می‌دیدیم که رویش کف می‌کرد، یک احساس قیاس و اصطلاحاً اصل «این-همانی» برای ما شکل می‌داد که آن الاغ که سرپا می‌ایستد ادرار می‌کند، آن زیر روی خاک‌ها کف می‌کند، این شبیه همین گیلاس آبجویی و این عرق سگی‌ها. این آبجویی که اینها می‌خوردند کف می‌کرد رویش. بله، از جلو این مغازه‌هایشان که رد می‌شدید، این یارو همینجوری می‌ریخت کف می‌کرد توی لیوان گنده. رد می‌شد. بعد ما در اصل این‌همانی، اینها را قرینه‌سازی می‌کردیم تو ذهنمان. خب بعد طرف شاگرد مغازه‌اش مثلاً یک جوان لندهوری بود رفته بود فرض کنید عرق سگی خورده بود، آمده بود، بعد صاحب‌کارش یک دو تا فحش بهش می‌داد، بعد می‌گفتش که حالا برو دهنت را آب بکش، وضو بگیر، برو نماز بخوان. سر ظهر بود. این «دهنت را آب بکش» منظور این است که حالا رفتی یک زهرماری هم خوردی، نوشیدی، دهنت را آب بکش. عقب‌نشینی فوق‌تاکتیکی! یعنی می‌رفته مسکرات می‌خورده، حالا ظاهرش این است که دهنت را آب بکش. این هم از سازوکارهای فرهنگ ۵۰ سال پیش.

حالا اینکه بعضی‌ها در جمهوری اسلامی مثلاً تصور کنند می‌شود یک حرامی بَیِنی در حد جنگ با خدا را آورد، اجرا کرد، بعد بگوییم یک روزی سر فرصت، بعداً حالا یک دکانی هم درست می‌کنیم آن گوشه موشه‌ها به اسم شورای فقهی بانک و بورس، تا انقلاب مهدی(عج)، اینها همجوری با حوصله یک تلاش‌هایی کنند، شاید توانستند یک چیزایی را، این سیستم ربوی را، یک چیزایی را درست کنند. مثل اینکه شما بگی آقا گوشت خوک خوردنش حرام است، بعد یک شورای فقهی ذبح گوشت خوک داشته باشی، حالا به انحای مختلف این را ذبحش کنی و بعد می‌گوید حالا فعلاً کبدش مثلاً الان حلال شد. بعد مثلاً بگویید کله‌پاچه آن خوک حلال شد، بدید کله‌پاچه‌پزی مثلاً بخوردش. بعد آن کبدش را جیگرش، آن‌ها را بدی به جیگرکی. بگی آقا الان جیگرش را حلال کردی؟ یک تیکه تیکه شورای فقهی گوشت خوک، ذبح گوشت خوک! این را خوک را قطعه قطعه اصلاحش کند.

مثل اینکه شورای فقهی بانک و بورس داشته باشد. حالا اساس نظام بانکی بر خلق پول، پول فیات، پول بدون پشتوانه است که این اصلاً ربای مطلقه است. حالا یک جماعتی را بگذارند آقا اینها یک سری آیت‌الله که اینها تو شورای فقهی بانک و بورس بخوان یک روزی تا قیام قیامت تلاش کنند، مثلاً شاید یک کاری کردن. حالا هم مجلس خیالش راحت است که یک سری از علما را گذاشته‌اند آنجا یک کاری کنند. هم یک سری‌ها تو دولت خیالشان راحت است. تو بانک مرکزی هم که، هر کسی میاد می‌شود بانک مرکزی، رئیس بانک مرکزی یکی از کارهایی که می‌کند، به این حجت‌الاسلام‌ها یکی یک حکم دکترا می‌دهد. یعنی تو این حکم‌هایی که رئیس بانک مرکزی می‌زند، این حجت‌الاسلام‌ها را، حجت‌الاسلام دکترها را منصوب می‌کند، همه را با قید آیت‌الله! یعنی طرف از بند چیز استفاده می‌کند و. آیت‌الله! شما دیگر الان ما حکم دادیم به شما، شما بنشینید بگویید ما این خوکی را که داریم ذبح می‌کنیم، چگونه اسلامی ذبحش کنیم؟! یا... اینجا شما عقب‌نشینی ایدئولوژیکی کردید.

و عقب‌نشینی ایدئولوژیکی هیچ جوری زمینه ظهور و بروز ندارد. حالا ممکن است شما بگویید آقا پس حکم فقهی مثلاً تقیه چی می‌شود؟ یک کسی یک جایی ظهور و بروز نمی‌دهد اعتقادی که دارد را برای اینکه بقا مثلاً مسلمین را رقم بزند، آن کتمان است، عقب‌نشینی نیست. عقب‌نشینی یعنی اینکه شما جمهوری اسلامی داشته باشید، بعد سیستم بانکت خلق پول کند، بعد وقتی به آن عالمان دین هم اعتراض می‌کنی، می‌گویند آقا لیبرالیسم خوب است، بد اجرا می‌شود. غربی‌ها آمریکایی بلد نیستند، ما الان داریم درستش می‌کنیم.

اینجایی که شخص رهبری تأکید می‌کند که این دانش ذاتاً مسموم است. حالا آخوندهایی که می‌روند این دانش‌های ذاتاً مسموم را می‌خوانند، می‌شوند آخوندای مسموم. یعنی حجت‌الاسلام دکتر. رهبری گفته خطر دانش‌های ذاتاً مسموم. این علوم انسانی غربی ذاتاً مسموم، ذاتش مسموم. وقتی حالا این مسموم است، یک فرد عادی می‌رود مسموم می‌شود، سم را نشر می‌دهد. یک کسی که روحانی است می‌رود مسموم می‌شود. آن کسی که فرد معمولی است می‌رود مسموم می‌شود، مردم ازش انتظار ندارند که سمی که دارند دریافت می‌کنند مثلاً اعتراض کنند چرا ما را مسموم کردید؟ می‌گویند خب این رفته بالاخره؛ شیش‌تیغه‌ است و کراواتی و فکلی و سوسوله و رفته مثلاً یک چیزی خوانده، دکترا گرفته آمده. اما وقتی حجت‌الاسلام دکتر، حرف ولی فقیه برایش اصلاً معنی ندارد، بلند می‌شود می‌رود مثلاً افتخار می‌کند به کلمهٔ «دکتر» بعد از آن لفظ حجت‌الاسلام. و حجت مسلمانی مردم بودنش. خب این می‌آید با لباس دین، متدینین را مسموم می‌کند. حالا یک دوجین از آنها را برمی‌دارند می‌گذارند مثلاً یک طرف، یک دوجین از آنها را می‌گذارند یک طرف دیگر.

عقب‌نشینی ایدئولوژیکی که عذاب وحشتناک الهی برای صدر تا ذیل آن نظام را در پی دارد، این است که شما یک تشکیلات داشته باشید به اسم بانک، صبح شب خلق پول کند. خودشان هم در غرب می‌گویند این سیستم مطلقاً ربوی است. بعد مثلاً تو جمهوری اسلامی یک چهار تا روحانی هم که رفتند دانش‌های ذاتاً مسموم را خوانده‌اند، دکترا گرفته‌اند، آمده‌اند و در پهنهٔ نظام فقهی در حوزه و در پهنهٔ نظام علمی در دانشگاه، مطلقاً هیچ ظهور و بروزی هم ندارند این جماعت. یعنی افرادی نیستند که قطب فکری محسوب بشوند و مرجعیت عینی داشته باشند. همه‌ی ساختار حکومت هم دستشان است دیگر. اینها مجمع تشخیص هستند، دانشگاه‌ها به اسم ائمه هستند، مجلس هستند، خبرگان رهبری هستند، هر جایی هم که فکر کنید. یعنی نمی‌توانند بگویند که آقا یک جایی دست ما نبوده.

اما آن عقب‌نشینی فلان گردان، فلان تیپ، فلان لشکر از فلان تپه و فلان رودخانه و فلان پل و فلان خاکریز تو خط مقدم، به چشم شما می‌آید. آقا آن فرمانده مجبور به عقب‌نشینی شد، پسروی کرد، حالا بیاید تجدید قوا کند، بره پس بگیرد. بیش از ۹۹ درصد عقب‌نشینی‌ها منجر به این که شما برگردید پس بگیرید، نمی‌شود. حالا یک اصطلاح قشنگی را به کار می‌برند که «زمین می‌دهیم، زمان می‌خریم». میاییم عقب تجدید قوا می‌کنیم، بازسازی می‌کنیم، دوباره برمی‌گردیم می‌رویم پس می‌گیریم. غالباً در همه جنگ‌ها در طول تاریخ، عقب‌نشینی که صورت گرفته، اجازه بازپس‌گیری موضع داده نشده. دلیلش این است که آن کسی که شما را وادار به عقب‌نشینی می‌کند و به شما حمله کرده، شما الان مجبور شدید زمین را بدهید که زمان بخرید، بروید عقب، او یک نکته‌ای را در مسائل تاکتیکی و استراتژیکی می‌داند و آن هم اصل «تعاقب» است. می‌داند که شما ممکن است عقب‌روی کردید، پسروی کردید، رفتید خط سوم، چهارم، پنجم، آن عقب ممکن است سازماندهی بشوید، بازسازی کنید، تقویت بشوید، برگردید بیایید و پس بگیرید ازش. در نتیجه، او وظیفه دارد طبق اصول تاکتیکی در اصل تعاقب بیفتد دنبال شما، شما را اینقدر تعقیب کند، در «بکاو و بکش»، انقدر شما را پیگیری کند به اصطلاح «سرچ اند دیستروی»، «سرچ اند دیسروی»، «سرچ اند دیستروی»، «بکاو و بکش»، «بکاو و بکش» نگذارد شما فرصت پیدا کنید، سازماندهی بشید، برگردید بیایید. لذا این جوکی که می‌شنوید، این جوک برای خنک کردن دل آن فرماندهانی است که تو دانشکده فرماندهی ستاد این چیز را آموزش می‌بینند. ولی از من این را بشنوید که استثنائی در تاریخ مواردی بوده، کسانی عقب‌نشینی کردند، پسروی کردند، توانستند سازماندهی کنند، برگردند بیایند پس بگیرند موضعی را که از دست داده‌اند. لذا جدی نگیرید. مثلاً از نظر عقلی خودتان را فریب ندهید، بگویید خب بله یک زمینه‌ای هم بشر در تجربه‌اش گذاشته برای اینکه یک موقعی که نمی‌توانی، زمین را بده، زمان را بگیر و مجدداً خودت را سازماندهی کن، برگرد بیا. فکری که تو داری می‌کنی، دشمنت هم همین فکر را می‌کند. او می‌داند که شما داری می‌روی عقب که سازماندهی کنی، می‌افتد دنبالت، نمی‌گذارد سازماندهی کنی، میاد شیرازه سیستمت را می‌پاشاند.

پس عقب‌نشینی تکنیکی، عقب‌نشینی تاکتیکی، عقب‌نشینی استراتژیکی و عقب‌نشینی ایدئولوژیکی. غربی‌ها این چهارتا را دارند: تکنیکی، تاکتیکی، استراتژیکی و ایدئولوژیکی. حالا اینها وقتی می‌آریمش در نظام اسلام و نگاه اسلام، این پسروی‌ها، پسروی‌های اعتقادی، مثلاً در آن «فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا» که به پیامبر فرموده به هیچ وجه حق پسروی نداری. حق نداری بگی عجالتاً من از فعلاً از قواعد کفار در نظام مالی بانکداری ربوی تبعیت می‌کنم تا بعد. حق ندارید شما از علوم تثلیثی و شرک‌آلود غربی تبعیت کنی، بگی بعداً یک نسلی می‌روند تو این دانشگاه‌ها تربیت می‌شوند، از این علوم تثلیثی می‌خوانند، می‌آیند اینها مصادر امور را درس می‌گیرند، من با اینها بعداً ما علوم اسلامی دینی تولید می‌کنیم. وقتی که اینها معتقدند انسان حیوان است، علومی که انسان را حیوان می‌داند و تلقیش از بشری، یک باغ وحش است. صدها نفرشان، فیلسوفانشان در ۲۷۰۰ سال گذشته گفتند انسان حیوان است. عالم یک طبیعت است، طبیعت یک آغل حیوانات و گوسفندان بیشتر نیست. ما فعلاً یک نسلی را می‌گذاریم برود این چیزها را بخواند، بعد وقتی آمد بهش می‌گوییم که تو بیا از این حیوان‌انگاری عبور کن. خب تو رفته این را سر کلاس‌های مدرسه و دانشگاه، بهش حقنه کرده‌ای که تو حیوانی. و وقتی القا شده بهش حیوان است و این مدارج حیوان بودن و حیوان شدن را بدون اینکه اعتراض کند پذیرفته. وقتی دیپلم گرفته در حد دیپلم باور کرده که حیوان است. وقتی لیسانس گرفته در حد لیسانس باور کرده که حیوان است، اعتراض هم نکرده. وقتی که فوق‌لیسانس گرفته در حد فوق‌لیسانس باور کرده که حیوان است، اصلاً اعتراض نکرده. آمده جلوتر دکترا گرفته، در سطح دکتری دیگر. دکترای حیوان بودن گرفته و باور کرده که حیوان است. الان بهش بگی آقا مگه تو حیوانی؟ خانم مگه تو حیوانی؟ بهش برمی‌خورد. اما در طول دوره مدرسه و در طول دوره دانشگاه که بهش گفتند تو حیوانی، حیوان ناطقی، حیوان ضاحکی، حیوان ابزارسازی، حیوان مدنی الطبعی، همین مزخرفاتی که تو علوم انسانی غربی و علوم غیرانسانی‌شان به انسان‌ها خطاب کردند، طرف وقتی رسیده به درجه دکتری، دیگر باور کرده که حیوان است و دیگر غیرتش اخته شده از اینکه بخواهد حالا برگردد، بگوید من دیگر حیوان نیستم، می‌خواهم انسان باشم.


حالا چنین کسی، چنین مجموعه‌ای، چنین جامعه‌ای، چنین حکومتی حالا می‌گوید آقا ما یک سری را فرستادیم رفتند، رفتند علوم تثلیثی را خواندند، علوم غیرتوحیدی. با اینها، الان می‌خواهیم بیاییم تحول در علوم ایجاد کنیم، علوم انسانی اسلامی توحیدی. یک سری را فرستادیم رفتند دانش حیوانی خواندند، الان مسلط شدند به حیوانی، دیگر باور کردند که حیوان هستند. آن فیلمی که قبل از انقلاب بود، امام دیده بود، خوشش آمده بود، فیلم «گاو» مش حسن و اینها. بعد آن عزت‌الله انتظامی، آن نقش آن کسی را بازی کرده بود که گاوش حالا از دست رفته بود، بعد باور کرده بود که خودش گاو است. کسی که علوم انسانی حیوانی را می‌خواند و باور می‌کند که حیوان است، حس همان نقش عزت‌الله انتظامی را دارد دیگر. گاو مش حسن، وقتی بهش می‌گفتند، می‌گفت من مش حسن نیستم، من گاو مش حسنم. حالا اینها هم وقتی می‌رسند به درجه دکتری، وقتی باور کردند در رشته‌شان که حیوان هستند، خوی حیوانی و طبع حیوانی پیدا کردن در لایه دوم وجود خودشان. در نقش انسان در قرآن ماندن، یعنی از صدرشان رسیدن به شغافشان، از شغافشان نمی‌توانند بروند به قلب و فوادشان، تو همان لایه حیوانی خودشان ماندن.

اینجا در عقب‌نشینی ایدئولوژیک یا به تعبیر دینی‌اش عقب‌نشینی اعتقادی، شما عقب‌نشینی کردی، میلیون‌ها کودک و نوجوان و جوان و دختر و پسر را فرستادی توی دانشگاه‌ها و مدارس، تبدیلشان کردی به حیوان که یک روزی اینهایی که حالا رفتند، اخته شده فکر و ذهنشان، حالا از طریق اینها شما علوم انسانی اسلامی تولید کنی. لذا ۳۰ ساله دارد حکومت زور می‌زند از این دانشگاه علوم انسانی اسلامی در بیاورد. خب دانشگاهی که اول بردی اخته‌شان کردی، اینها دیگر قدرت زاد و ولد و تولید مثل ندارند. حالا هی می‌آیند همایش می‌گذارند، اسلامی کردن علوم. الان ۳۰ سال است که تلویزیون برنامه‌ای دارد تو شبکه چهار، همیشه ۲ نفر می‌آورد، هر هفته می‌گذارد که آیا علوم انسانی امکان تولید دارد یا ندارد. یکی‌شان موافق است، یکی‌شان مخالف. ۳۰ سال است فعلاً توی شبکه چهار تلویزیون هزاران ساعت برنامه گذاشته‌اند در مورد اینکه می‌شود یا نمی‌شود. همه دستگاه‌های رسمی حکومت هم عقب‌نشینی کردند دیگر.

پس آنچه مسئله است در عقب‌نشینی‌ها، عقب‌نشینی اعتقادی یا عقب‌نشینی ایدئولوژیکی، نوعی از عقب‌نشینی است که شما ممکن است در ایدئولوژی‌های مدرن رویزیونیسم باشید. یعنی ویژن شما اگر اینجاست، ریویژن (Revision) کنید به این ور. مثلاً مارکسیست بودید، تغییر ایدئولوژی بدهید بشوید لیبرالیست. به این می‌گویند ریویژن، یعنی ویژن‌تان، چشم‌اندازتان را عوض کنید، ریویژن یا رویزیونیسم اتفاق بیفتد. ولی شما در نگاه اعتقادی و توحیدی نمی‌توانید همچین کاری بکنید، بعد بگویید من ریویژن کردم از اسلام به لیبرالیسم، از اسلام به کفر، از اسلام به الحاد، از حق به باطل برای مدتی عقب‌نشینی می‌کنم، بعد یک فضایی درست می‌شود، بعد برمی‌گردیم. شما دیگر برنمی‌گردید. چون حکم پیامبر این است که حق نداری این کار را بکنی. «فلا تطع الکافرین» اصلاً از قول کفار اطاعت نکن و در این اطاعت نکردن، با آنان جهاد کن، جهادا کبیرا. پس جهاد صغیر و سازوکارهای دیگر مربوط آنجا. چیزی که بهش مربوط می‌شود، عقب‌نشینی تاکتیکی و استراتژیکی است. اما در جهاد کبیر، ممانعت از عقب‌نشینی ایدئولوژیکی. شما از مبانی اعتقادی حق ندارید عقب‌نشینی کنید.

شما نمی‌توانید بگویید ما یک مدتی فعلاً بانکداری ربوی را بگذاریم بماند، بعد مردم را رباخوار کردیم، مردم را به جنگ با خدا کشوندیم، چون خدا تو قرآن تأکید کرده که ربا جنگ با خداست، بعداً سر فرصت مردمی که به جنگ خدا فرستادید، بعد خدا تو جنگ با خدا لت و پار شدن و هلاک شدن وعذاب شدن، حالا می‌آیم یک نظام مالی غیرربوی ایجاد می‌کنم، مردم را نجات می‌دهم. پس خب دقت کنید این جمله‌ای که رهبری تحت عنوان «عقب‌نشینی غیرتاکتیکی» و پیامدش که عذاب الهی و غضب الهی مطرح کردند، حالا ایشون عام تاکتیکی آورد، یعنی هر نوع عقب‌نشینی. ولی شما که مشق استراتژی می‌کنید، می‌دانید یک سطح تکنیکی داریم. پس عقب‌نشینی تکنیکی داریم. یک سطح تاکتیکی داریم، عقب‌نشینی تاکتیکی داریم. یک سطح استراتژیکی داریم، عقب‌نشینی استراتژیکی داریم. یک سطح ایدئولوژیک داریم. در تفکر غرب می‌شود عقب‌نشینی ایدئولوژیک. عقب‌نشینی تکنیکی، عقب‌نشینی فردی است دیگر. حالا کسی دارد تو شیاپچانگ تکواندو یا روی مثلاً تشک جودو یا تشک کشتی یا کاراته یا رینگ مشت‌زنی فردی و یک نفری عقب‌نشینی می‌کند، این می‌شود عقب‌نشینی تکنیکی. حالا اگر زیاد عقب‌نشینی کند که از تشک می‌رود بیرون، از زمین بازی می‌رود بیرون، کلاً امتیاز منفی می‌گیرد. اما یک بار عقب‌نشینی تاکتیکی است، یک بار عقب‌نشینی و پسروی استراتژیکی، یک بار ایدئولوژیکی.

در مهندسی سیاسی، در انقلاب‌ها و در جوامع گوناگون، شناخت عقب‌نشینی بسیار حائز اهمیت. دلیل اینکه من امروز مجبور شدم این موضوع را بهش بپردازم، به دلیل اینکه یک دفعه همه جو عمومی کشور شد ملی‌گرایی و ناسیونالیسم و شوونیسم و ریسیسم و همه شدن وطن‌پرست و نژادپرست و ناسیونالیست و ... چی شد؟ اینکه شخص امام راحل همیشه می‌گفت که ملی‌گرایی اصلاً سم است، ما قبول نداریم و کفر است. شرک است. مقام معظم رهبری می‌گفت ملی‌گرایی بد است. و پس به این نکته دقت کنید که عقب‌نشینی غیرتاکتیکی غضب الهی را در بر دارد.

شما به عنوان اندیشه‌ورز تفکر استراتژیک در دین، باید این جمله را تئوریزه کنید به قول غربی‌ها، بنشینید درباره‌اش نظریه‌پردازی کنید که اولاً عقب‌نشینی چیست؟ ثانیاً عقب‌نشینی تاکتیکی چه وجوهی دارد؟ ثالثاً عقب‌نشینی تاکتیکی چرا؟ عقب‌نشینی غیرتاکتیکی چرا منشأ اتفاقی می‌شود به نام غضب الهی؟ این ۳ تا بخش را باید تبیین کنید: عقب‌نشینی را، تاکتیکی را، عقب‌نشینی غیرتاکتیکی را و آن غضب الهی را در پی دارد. اولاً غضب الهی چیست که شامل حال عقب‌نشینی می‌شود؟ بعدش هم از همه مهم‌تر این است که دلیل اینکه خدا غضب می‌کند چیست؟ در سیاست‌ورزی در جامعه دینی و در حکومت دینی، ما از چه چیزهایی اگر عقب‌نشینی کنیم، غضب الهی را در پی دارد؟ چرا ائمه مجبور شدند عقب‌نشینی کنند از بعضی از مواضع؟

اصلاً خود اینکه حضرت الان در پرده غیبت است، امام عصر(عج)، یک دلیل اصلیش این است که ایشون عقب‌نشینی کرده دیگر. این الان یک عقب‌نشینی تاکتیکی، عقب‌نشینی استراتژیکی. چرا امام علی مجبور به عقب‌نشینی شد؟ چرا امام حسن مجبور به عقب‌نشینی شد در سطح استراتژیک و آن آشتی را پذیرفت و مجبور شد برود آشتی کند؟ عقب‌نشینی تک‌تک ائمه برای چه بوده؟ اینها باید تبیین بشود. یعنی این را باید تبیین کنید. بعد مردمی که فشار آوردند به ائمه، اینها را وادار به عقب‌نشینی کردند، یا مردمی که دور ائمه را خالی کردند تا ائمه و انبیا مجبور به عقب‌نشینی شدند، آن مردم باید یک جایی حساب پس بدهند. آنجا عذاب شاملشان می‌شود. چون مورد غضب خدا واقع می‌شوند.

برای اینکه ذهن شما چنگ بخورد و مجهز و مسلط بشوید به ابعاد عقب‌نشینی‌ها در تاریخ ۴۷ سال گذشته بعد از انقلاب، من ۵-۶ نمونه عقب‌نشینی‌هایی که در دورهٔ ۴۶ سال بعد از انقلاب انجام شده، ۷-۴۶ سال گذشته را برمی‌شمارم. تعدادی از عقب‌نشینی‌های امام و تعدادی از عقب‌نشینی‌های آقا را. اینها را برمی‌شمارم.

به عقب‌نشینی‌ها در سیاست می‌گویند: دو گام به پیش، یک گام به پس. دو گام به پیش، یک گام به پس. حالا شما اگر تازه بپذیرید که عقب‌نشینی را تاکتیکی انجام بدهید، یعنی یک دو گام بروید جلو، بعد مجبور بشوید یک گام بیایید عقب، دوباره تجدید قوا کنید، زمان بخرید، دو گام بروید به پیش، باز دوباره شرایطی پیش بیاید مجبور بشوید یک گام بیایید عقب. ساختار شبیه دندان‌های اره است. یعنی شبیه دندان‌های اره که یک مقداری می‌رود جلو، دوباره یک قوس دارد برمی‌گردد عقب. ساختارش در مباحث جامعه‌شناس سیاسی این‌طور است.

ما نخستین عقب‌نشینی استراتژیکی را که در دوره اول انقلاب شاهد بودیم، علی‌رغم مخالفت امام با لیبرالیسم، این بود که دولت موقت دست بازرگان افتاد که دبیرکل حزب لیبرال نهضت آزادی بود. و علی‌رغم مخالفت امام با ملی‌گرایی و ناسیونالیسم، نخستین رئیس‌جمهور کشور هم سال بعد در ۵۸ کشور را دست گرفت که از حزب مصدقی جبهه ملی بود. یعنی لیبرالیسم نهضت آزادی و ناسیونالیسم و ملی‌گرای جبهه ملی. اینها ۵۸، ۵۹ و بخشی از یک چهارم سال ۶۰ را در اختیار داشتند. امام بعداً هم تأکید فرمود که من هیچ‌وقت موافق این افراد نبودم. هم درباره منتظری، ایشون بعداً فرمود که من با قائم‌مقامی این فرد موافق نبودم. هم در مورد بنی‌صدر ایشون همین را گفتند. هم در مورد بازرگان.

اما مِن حیث المجموع به چه دلیل امام در ابتدای انقلاب مجبور شد بعد از پیروزی انقلاب از نظر سیاسی اجازه بدهد که دولت موقت را بازرگان تشکیل بدهد و از نظر سیاست کلان بنی‌صدر رئیس‌جمهور اول باشد؟ این عقب‌نشینی، عقب‌نشینی ایدئولوژیک نبود. امام از بنیان‌های اعتقادی اسلام و انقلاب عقب ننشست. امام عقب‌نشینی استراتژیکی کرد که در رأس قوه مجریه در نخست‌وزیری و در رأس قوه مجریه در ریاست جمهوری، این دو فرد لیبرال و ناسیونالیست قرار بگیرند، خودشان را نشان بدهند. مهم‌ترین ویژگی‌شان این بود: ابتدا اینکه می‌گفتند ما مسئله‌مان ایران است، اسلام نیست. بازرگان می‌گفت که آقای خمینی ایران را برای اسلام می‌خواهد، ما اسلام را برای ایران می‌خواهیم. خب این در تعارض با اصل حرکت اسلام و انقلاب و قرآن بود. امام از بنیان‌های اعتقادی عقب‌نشینی نکرد و وقتی هم که اینها چون خیلی غرب‌گرا بودند، طرفدار آمریکا بودند، لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام تصرف شد، بازرگان استعفا داد که چرا شما متعرض آمریکا شدید. شبیه همین اقداماتی که امروز اصلاح‌طلبان با وجود این که آمریکا تحریم کرده، سر میز مذاکره زده، زیر مذاکره و حمله نظامی کرده، با وجود این موارد، هنوز راه افتاده‌اند اصلاح‌طلب‌ها می‌گویند که آقا باید بریم مذاکره کنیم. همین روحیه‌ای که الان از اصلاح‌طلب‌ها می‌بینید، آن موقع بازرگان داشتید.

بنی‌صدر که روی کار آمد، همین دو تا کاراکتر را داشت: اولاً از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی لیبرال بود، می‌گفت که اسلام را بگذاریم کنار، لیبرالیسم را پیاده کنیم. با وجودی که کتاب اقتصاد توحیدی می‌نوشت و هفته‌ای یک شب در تلویزیون اقتصاد توحیدی پای تابلو درس می‌داد. ویژگی دومش این بود که بالاخره غرب‌زده بود دیگر، عامل سرویس C.I.A بود و برای غرب کار می‌کرد. امام عقب‌نشینی استراتژیکی کرد، اجازه داد این دو نفر مسئولیت‌ها را دست بگیرند در کشور. اما عقب‌نشینی ایدئولوژیکی نکرد. امام از بنیان‌های اعتقادی اسلام عقب ننشست و کاملاً روبروی اینها ایستاد. روبروی اینها ایستاد. خب اینها درگیری‌هایی داشتند. مجلس عدم کفایت بنی‌صدر را صادر کرد و امام بنی‌صدر را از ریاست جمهوری خلع کرد. آنها بعد کشور را به آتش کشیدند. یعنی گروهک رجوی که همراه بنی‌صدر بودند، اعلام جنگ مسلحانه کردند و کشت و کشتاری راه انداختند، تابستان ۶۰. و هنوز هم این دنبالچه‌هایشان هستند دیگر. بالاخره این پادوی رژیم صدام شدند، در عملیات گوناگون آمدند در دفاع مقدس علیه نیروهای خودی عمل کردند، بعد شدن عامل سعودی و رئیس استخبارات سعودی رفت با مریم رجوی جلساتی گرفت و پولشان را داد و آنها برای رژیم سعودی کار کردند. الان هم که برای آمریکا و سازمان C.I.A کار می‌کنند. رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و جان بولتون و همچنین مایک پنس معاون اول ترامپ در دوره ریاست جمهوری قبلی‌اش، در همایش‌های گوناگون اینها شرکت می‌کنند و علناً از اینها حمایت می‌کنند.

این نکته‌ای که عرض کردم از این منظر بود که امام از نظر اعتقادی و به تعبیر غربی‌ها ایدئولوژیک عقب‌نشینی نکرد، اما در سطح تاکتیکی و همچنین استراتژیکی عقب‌نشینی کرد، اجازه داد که دولت دست بازرگان باشد، اینها نشان بدهند که حالا که انقلاب شده می‌خواهند چیکار کنند، ماهیت غرب‌گرا و لیبرال خودشان را نشان بدهند. یا بنی‌صدر ماهیت خود را نشان بدهد. پس این عقب‌نشینی اول سیاسی بود، ۳ سال استمرار داشت، به شکل خونینی خاتمه پیدا کرد. از آن روز به بعد هم این حرکت خونین ادامه دارد. شما همچنان این ماجرا را، خباثت گروهک بنی‌صدر و جریان ملی‌گرای ملی-مصدقی بنی‌صدر و یارانش و آن حرکت انحرافی و فکری نهضت آزادی و جریان بازرگان را کماکان بعد از چهل و خرده‌ای سال از آن دوره می‌شناسید.

عقب‌نشینی دوم دفاعی بود. بالاخره شعاری که داده شد و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» یک حکمی دارد قرآن. و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه، انقدر مقاتله کنید که فتنه به اصطلاح کلاً نباشد دیگر. «لا تکون» یعنی نباشد فتنه «و یکون الدین کلّه لله» و باشد دین کلاً برای الله، همان دین اسلام. عقب‌نشینی دوم دفاعی بود. در عقب‌نشینی دوم که دفاعی بود، همان‌طور که می‌دانید امام فرمود «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه». مقاتله کنید تا فتنه از روی کره زمین حذف بشود و فقط دین باشد، اسلام برای الله. آیه این است دیگر. البته به یک روایت بعضی از مفسرین تأکید می‌کنن که این آیه برای هنگامه ظهور و دوره آخرالزمان است. بخشی از مفسرین نظرشان این است که این آیه با این شدت و غلظتش مربوط به ظهور است.

منتها در دهه اول انقلاب این بود که باید مقاتله صورت بگیره تا فتنه نباشه و باشه دین کلّاً لله، برای الله. همهٔ مناسبات دین و اعتقادات معطوف به الله باشد. و شعار عمومی این بود که ذیل این آیه را که می‌نوشتند رو دیوارها، ذیلش می‌نوشتند «جنگ جنگ تا پیروزی». و بعد در تابع این نکته، این مسئله مطرح بود در جنگ تا پیروزی که اگر امام فرمود اگر این جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم. خب یک دفعه یک اتفاقی افتاد، امام قطعنامه را پذیرفت. پس چی شد جنگ جنگ تا پیروزی؟ پس چی شد «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه»؟ پس چی شد اگر این جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم؟ خب خیلی‌ها اعتقاداتشان خراب شد، دچار مشکل شدند با اسلام و نظام، دچار مشکل شدند که چرا عقب‌نشینی صورت گرفت. قطعنامه ۵۹۸ را امام مجبور شد بپذیرد. فرمود من جام زهر نوشیدم. این اتفاقی که افتاد، آن جریانی که جام زهر را به امام نوشاند و حرکتش را جلو برد، برای امام بسط ید ایجاد نکرد. شرایطی را رقم زد که امام عقب‌نشینی کرد از اینکه «خرمشهر آمدیم، کربلا می‌آییم، قدس خواهیم آمد». این عقب‌نشینی ضربات بسیار سنگینی از نظر روانی و اجتماعی زد. خب خیلی‌ها از وسط راه دیگر بی‌تفاوت مسائل دین و انقلاب و غیره و ذلک شدن. و این عقب‌نشینی دفاعی در جام زهر توسط هاشمی و دیگران رقم خورد. این عقب‌نشینی دوم شاخص امام راحل بود. یعنی امام راحل یک عقب‌نشینی سیاسی داشت، یک عقب‌نشینی دفاعی. هیچ‌کدومش هم ایدئولوژیک نبود. عقب‌نشینی‌های استراتژیک بود. حالا در پیام قطعنامه اگر اونجا این رو ببینید، اونجا دقیقاً ایشون توضیح داده که برای چی.

عقب‌نشینی سوم، هنگامی بود که قرار بود اسلام پیاده بشه و جامعه دینی بشه و ما اون چیزی که تو دفاع مقدس انجام داده بودیم بیاریمش تو اجتماع و فرهنگ و اقتصاد و سیاست پیاده‌اش کنیم. زیست مردمی دفاعی و کاملاً مناسب. خب، آقای هاشمی رفت یه وامی از صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و اینجور جاها گرفت. آورد لیبرالیزم رو پیاده کرد. طرح‌های موسوم به توسعه، نظریه توسعه غربی رو پذیرفت، آورد پیاده کرد و کشور رو به سمت بورژوازی برد. شخص رهبری اعتراض کرد تو بعضی از موارد. بعداً در دهه بعدش رهبری اومد گفت من اصلاً با مفهوم توسعه غربی مشکل دارم. چون مفهوم پیشرفت رو گذاشت جای این، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به جای الگوی توسعه. اما رهبری مجبور به عقب‌نشینی شد. هاشمی نظرش این بود باید بسازیم و سد و جاده و اتوبان و غیره و ذلک. کاری کرد که ۳۰ سال بعد پسرش اومد گفتش که پدرم بنیان‌گذار بورژوازی درون نظام جمهوری اسلامی و طبقه متوسط بورژواست، نظام لیبرالی. و بعداً براش توی حزب کارگزاران چند جلد کتاب نوشتن تحت عنوان «بورژوازی اسلامی».

یعنی خیانتی که آقای هاشمی و اعوان و انصارش کردند که امام به منتظری نامه نوشت ۲-۳ ماه قبل از رحلتش و منتظری رو عزل کرد. اونجا نوشت: «تو بعد از من این کشور رو می‌دی دستت لیبرال‌ها و تا من زنده هستم نخواهم گذاشت این کشور به دست لیبرال‌ها بیفته.» بعد از امام راحل، هاشمی کشور رو به دست لیبرال‌ها انداخت و کشور رو لیبرالیزه کرد. ۳۰ سال بعد بابت این کاری که کرده بودن با افتخار اومد گفتش که بچه‌هاش اومدن گفتن که پدر ما بنیان‌گذار بورژوازی اسلامیه. خب، این عقب‌نشینی که اولین عقب‌نشینی مقام معظم رهبری محسوب می‌شد در قضیه بورژوازی هاشمی و نظریه‌های توسعه هاشمی، اثرات خودش رو ۳۰ سال بعد نشون داد در اون چیزی که شد فتنه «زن، زندگی، آزادی» و زندگی بورژوازی و رهاسازی اخلاقی و غیره و ذلک. اما اونجا ولی فقیه مجبور به عقب‌نشینی شد. چون نه افراد فکری دانشگاهی، نه افراد حوزوی، بنیان‌های اعتقادی و مطلوب حکمرانی مناسبی از دل دین در نیاورده بودند که به جای بورژوازی هاشمی پیاده بشه. ظاهر سد بود، سد ساختن، جاده ساختن، اتوبان زدن، شهرک ساختن. اما در باطنش این سازوکار داشت به سمت بورژوازی و نظام لیبرالی میل می‌کرد.

۷۶ که این حرکت جاش رو داد به دوره خاتمی. بورژوازی هاشمی. از دل بورژوازی هاشمی، سیویل سوسایتی خاتمی دراومد. مسئله اینه که گفتگوی بین اسلام با غرب. ما باید عقب‌نشینی کنیم. هیچی از اینور به غرب نمی‌دادن، بلکه از اون طرف چند کامیون کتاب آوردن اینجا، کتاب‌های فلسفی اروپایی‌ها، غربی‌ها، شرقی‌ها، جامعه‌شناسی‌هاشون، همه چیزا رو آوردن ترجمه کردن، اسمش رو گذاشتن گفتگوی تمدن‌ها، جامعه مدنی. سیویل سوسایتی، جامعه مدنی یا سیویل سوسایتی همونه که حالا چپ‌های اینا که یورگن هابرماس رو یه موقع اواخر دوره خاتمی آوردن ایران. هابرماس می‌گه سیویل سوسایتی یا جامعه مدنی همون بورژویی سوسایتیه، یعنی جامعهٔ بورژوایی. پس جامعهٔ بورژوایی رو کی پایش رو گذاشته بود؟ هاشمی. کی میوه‌اش را چید؟ خاتمی. اما نگفتن بورژویی سوسایتی، گفتن سیویل سوسایتی، جامعه مدنی. جامعه‌ای که حالا توده جامعه دیگه مرچنت شده بودن، مرکانتیلیست شده بودن، سوداگر شده بودن. خوی مردم رو از یک خوی مردم ایثارگر دفاع مقدس، هاشمی و خاتمی تبدیل کردن به خوی مردم مرچنت، مردم کاسب، مردم سوداگر. و این مرکانتیلیسم هاشمی اومد با پروژه سیاسی خاتمی ترکیب شد، یک معجون خطرناکی دراومد. البته در دوره ۸ ساله خاتمی اقتصادش دست همون حزب کارگزاران بود، یعنی همون دنبالچه‌های هاشمی. اما بورژوازی هاشمی به جامعه مدنی خاتمی که رسید، دوباره ولی فقیه مجبور به عقب‌نشینی شد.

یک اومدن گفتن حقوق بشر به جای حقوق الله. همهٔ دانشکده‌های حقوق دپارتمان حقوق بشر رو انداختن، رشته فوق‌لیسانس حقوق بشر رو تو ایران شکل دادن، گروه‌های حقوق بشری تشکیل شد. غافل از اینکه هیچ‌کس تو حکومت دینی از حق خدا دفاع نمی‌کرد. حق خدا رو گذاشتن زمین، چسبیدن به حق بشر، اونم حق همجنس‌بازا و حق بهایی‌ها و حق نمی‌دونم قاچاقچی‌های مواد مخدر رو. پروژه حقوق بشر، پروژه سیویل سوسایتی، جامعه مدنی، جامعه بورژوازی، پروژه دموکراتیزه کردن و زدن ولایت فقیه، پروژه سازوکارهای مربوط به به اصطلاح گفتگوی تمدن‌ها. جوی رو درست کردند که ولی فقیه مجبور شد عقب‌نشینی کنه در بعضی از این حوزه‌ها و بیاد مسئله جامعه مهدوی رو رو به روی جامعهٔ مدنی مطرح کنه و نکاتی از این دست. اما ضرباتی که خاتمی زد و ولی فقیه از نظر سیاسی مجبور به عقب‌نشینی شده بود، اون ضربات هنوز هم اثراتش باقیست.

این اومد رسید به دوره روحانی، به دوره حسن روحانی که رسید. حسن روحانی آمد با مسئله کاسبی تحریم. این مسئله رو مطرح کرد که می‌ریم می‌گیم کاسبان تحریم، منظورشون خودشون بودن از نظر کاسبان تحریم‌ها. یعنی می‌خواستن با تحریم کاسبی کنن، بگن ما می‌خوایم کار تحریم رو برداریم، بذارید ما یه کارایی بکنیم. اما به دیگران می‌گیم دیگران کاسبان تحریم‌اند که نمی‌ذارن شما مردم زندگیتون خوب بشه. ما اومدیم تحریم رو برداریم. با تحریم کاسبی کردن، اسمش رو گذاشتن برجام. هی رفتن نشستن مذاکره کردن، اومدن، به قول مقام معظم رهبری چند وقت پیش می‌گفت نشستن، بلند شدن، برخاستند، خندیدن، بغل کردن، چه کار کردن. همه چیزایی که رهبری بهشون گفت منظور اینا بودن دیگه، اینا اصلاً این کارا رو کردن. تهش چی شد به نظر شما؟ رهبری مجبور شد علی‌رغم اینکه معتقد مذاکره فایده نداره، علی‌رغم اینکه معتقد این موارد به نتیجه نمی‌رسه، بعد اومد گفتش که حد یقف کجاست؟ بالاخره اینا دارن هی تحریم می‌کنن، تهدید می‌کنن، این مذاکرات کی قراره به نتیجه برسه؟ اما به تعبیر رهبری، این دهه، دهه ۹۰، دهه خسارت بود. اما ولی فقیه مجبور به عقب‌نشینی شد. چون جا انداخته بودن که مردم آب خوردن. شما هم اگه می‌خواد حل بشه مشکلش تو هر شهری بستگی به رفع تحریم داره. مردم رو شرطی کردند. خب، این عقب‌نشینی موسوم به برجام بود.

الان سندروم برجام یه بیماری سیاسیه در جامعه ما. ببینید، یک کلمه است در علوم امنیتی به اسم سندروم استکهلم. استکهلم پایتخت کشور سوئده، ۳۰-۴۰ سال پیش یک عملیات تروریستی در یک ساختمونی در استکهلم انجام شد. چند روز طول کشید. گروگان‌ها که گروگان گرفته شده بودن و نیروهای رهایی گروگان عملیات نکردن اینا رو آزاد کنن. یه مدتی این تروریست‌ها با این گروگان‌ها زندگی کردن تو اون حالت وضعیت نابسامان امنیتی. این لحظه‌ای که نیروهای ضدتروریست اومدن عملیات کنن بیان داخل، همه گروگان‌ها شدن طرفدار تروریست‌ها، کمک کردن به تروریست‌ها. اسم این رو گذاشتن تو روانشناسی استراتژیک سندرم استکهلم. یعنی اگر یه کسی با دشمنش در یه شرایطی ممزوج بشه، بعد یه مدت خوی دشمنش رو می‌گیره.

اینکه در غزه این اسیرای اسرائیلی، دختر و پسرشون وقتی آزاد می‌شدن به بچه‌های حماس حس سمپاتی و حس خوبی داشتن. خب، اونا رسانه‌هاشون می‌گفتن اینا از بیماری سندروم استکهلم دارن رنج می‌برن. یه سندرومی رخ داده. در تفکر استراتژیک، تو روانشناسی استراتژیک ایرانی‌ها، به اسم سندروم برجام. کلاً بخشی از جامعه ایرانی الان آلوده است به این بیماری. یعنی یه حسی داره آمریکا بیاد اینجا رو شخمم بزنه، بمبارون کنه، سلاح اتمی هم بزنه، همه مردمم بکشه، یک میلیارد برابر بیشتر تحریم کنه، هر کاری کنه، فردای اون بمبارون اینا از زیر بمبارون بلند می‌شن، گرد و خاک هاشون رو می‌تکونن می‌گن خب کجا باید بریم مذاکره کنیم. یعنی چیزی که الان آقای رئیس‌جمهور می‌گه، آقای رئیس دولت می‌گه، آقایون خانم‌های ۱۸۰ نفر که نامه نوشتن که باید بریم مذاکره کنیم. و نمی‌دونم عناصر دولتشون رو. جبهه اصلاحات دیروز بیانیه داده. اینا ۱۷-۱۸ تا حزبند که جمعشون می‌شن جبهه اصلاحات. بیانیه دادن که شما چرا بلند شدید با آژانس رابطه‌تون رو قطع کردید؟ بذارید آژانس بیاد جاسوسی کنه و همه چی رو از بین ببره. یعنی از رئیس‌جمهور تا خود دولت تا خود اصلاح‌طلبا همشون، تا آدم‌های دانشگاهی و غیره و ذلکشون. همشون الان اسیر سندروم چی هستن؟ سندروم برجام. یعنی این بیماری رو دارن که ما باید بریم مذاکره کنیم، هرجوری شده. سندروم برجام این بیماری دهه‌های دیگه هم از جامعه ایران رخت بر نمی‌بنده. انسان ایرانی آلوده شد به یک بیماری که دشمنش وقتی بدترین ضرباتم بهش بزنه، دوباره از مذاکره می‌گه. خب، این نیاز به مطالعه داره در وجوه روان‌شناختیش که چرا اینجوری شده. همون‌طور که اونا سندروم استکهلم رو مطالعه کردن، برای کتاب‌ها نوشتن، فیلم‌ها ساختن، ارزیابی‌های... یعنی کارای پیمایشی کردن، سندروم برجام هم همین‌طوری شد.

اما نکته چیه؟ این عقب‌نشینی ماهیت سیاسی نداشت، ماهیت دیپلماسی و دیپلماتیک داشت. ولی بلافاصله بعد از سال ۱۴۰۰، وقتی دولت مرحوم شهید رئیسی سر کار آمد، یک سال بعدش که فتنه «زن، زندگی، آزادی» شد، متأسفانه یک دفعه یک رهاسازی اجتماعی و حجاب‌زدایی صورت گرفت. و در این عقب‌نشینی که دیگه عقب‌نشینی استراتژیکی نبود، عقب‌نشینی اعتقادی بود. چون دربارهٔ اون مسائل سیاسی اول انقلاب و دفاعی و اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک، اون لایه‌های قبلی که دیدید، ما این جوری حکم فقهی صریح نداشتیم. اما اینجا ولی فقیه رسماً اومد گفت آقا بی‌حجابی حرام شرعی و سیاسی است. حرام شرعی است و حرام سیاسی. با این وجود، از این حرام شرعی و حرام سیاسی عقب‌نشینی صورت گرفت. عقب‌نشینی که ادعا کردن تاکتیکیه. مرحوم شهید رئیسی در دیدار خانواده شهدا و اینا، توی اصطلاح تالار کنفرانس اسلامی، رسماً اونجا گفت این موقتیه، ما بعداً جمع می‌کنیم. خب، من می‌دونستم نمی‌تونن جمع کنن. اما این عقب‌نشینی اجتماعی که ولی فقیه مجبور شد عقب‌نشینی کنه علی‌رغم حکم صریح خود ایشون در مورد حرام بودن سیاسی و حرام بودن شرعیه بی‌حجابی، اما بدنه جامعه‌ی مدیران مرحوم شهید رئیسی و دستگاه‌های مختلف، کلاً این عقب‌نشینی رو نهادینه کردن و رهاسازی اجتماعی تثبیت شد. بعد از شهادت ایشون و رفتن دولت ایشون، دولت لیبرال بعدی که اومد سر کار، مطلقاً زیر بار نرفت که این موضوع رو باهاش برخورد کنه. و بعدشم حتی مجلس وقتی لایحه داد، اصلاً حتی حاضر نشد لایحه رو اجرا کنه.

این عقب‌نشینی چندم بود؟ عقب‌نشینی ششم. عقب‌نشینی نهایی که در طول یک ماه گذشته صورت گرفته. یک جنگی انجام شد، کشور دفاع کرد. وقتی کشور دفاع کرد، حضرت الله عنایت کرد. جبرئیل امین با جنودش آمد. در مردم قلب‌های مردم تالیف قلوب انجام داد. اونطوری که در آیه ۶۲، ۶۳ و ۶۴ سوره انفال توضیح فرموده دربارهٔ حضرت رسول. و اونجا این تالیف قلوب رو حضرت الله از طریق جنود حضرت جبرئیل انجام داد. مردم قلبشون با ولی فقیه یکی شد و امت شکل گرفت. این شد یه امت اسلامی از طریق قلب‌های یه‌پارچه. حالا اونی که کمتر دینی بود، اونی که بیشتر دینی بود، مرد، زن، جوون. اما این رو برداشتن گفتن نه، این ربطی به اسلام نداشته، این الان دیگه ملی‌گرایی. حالا که مردم متحد شدن، منسجم شدن، این نشنالیتی و ملی‌گرایی. آقا چه ربطی داره؟ این مربوط به تالیف قلوب در قرآن.

از طرف دیگه هم حضرت الله یه عنایتی کرد از طریق جنود حضرت میکائیل. این موشک‌ها رو برد کوبید به حفاظت‌شده‌ترین نقطه کره زمین، یعنی فراز سرزمین اشغالی فلسطین. با ۴-۵ رده سیستم دفاعی ضدموشکی که همه دانش فیزیک و مکانیک و الکترونیک و کامپیوتر و همه دانش بشری جمع شده. همه اون ابعاد علمی شناخته‌شده و رایجی که می‌شناسید در علم مکانیک، علم ریاضی، علم کامپیوتر، علم فیزیک، در همهٔ دانش‌های گوناگون، انباشت اون دانش‌ها، جمع شده اون تکنولوژی رو شکل داده. حضرت الله از طریق میکائیل معظم علیه‌السلام و جنودش، همهٔ اینا رو درنوردید. که خودش به پیامبر فرموده: «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لَکِنَّ اللَّهَ رَمَى». من خودم این تیر رو زدم. تو نزدی. خب، این اتفاقات عظیم افتاد.

به جای اینکه این در جامعه شکل بگیره که آقا، اون قسمت اول تالیف قلوبی که شد، انسجام به وجود اومد، این انسجام تو قرآن اسمش تالیف قلوبه. اینم فقط کار حضرت الله‌ست. پیامبر هم نمی‌تونه همچین کاری بکنه، امام معصوم هم نمی‌تونه این کار رو بکنه. ولی فقیه و دستگاه‌های تلویزیونی صدا و سیما و عناصر سخن برای کف صحنه‌اش که نمی‌تونن تالیف قلوب کنن. این انسجام چجوری به وجود اومد؟ یعنی اینا همینجوری که خود به خود همه اومدن هماهنگ شدن با هم تو نظام، یکپارچگی به وجود اومد، این ارادهٔ الهی است. در نگرش توحیدی باید بدونی که کار خدا بود. خدا تعریف قلوب ایجاد کرد. اینجا امت شکل گرفته. خدا زد تو سر دشمن، موشک‌ها رو برد کوبید به اونا، در اونا وحشت ایجاد کرد، از شما دفاع کرد. این ۲ دست به خدا رو اگر ببینی متوجه می‌شی اهمیت امت و امامت یعنی چی.

اومدن عقب‌نشینی کردن از مفهوم امت و امامت. گفتن این الان دیگه ملته، نیشنه. عقب نشینی کنید. عقب‌نشینی کردن. ولی فقیه هم به عقب‌نشینی وادار کردن. همشون عقب‌نشینی کردن. امت‌گرایی کنار، دین کجا؟ کنار، اسلام کجا؟ کنار، خدا کنار. نه رئیس‌جمهور در بیانیه‌اش از خدا گفت، نه هیئت دولت در متنی که نوشتن از خدا و ائمه و ملائکه گفتن، نه عناصر وزارتخونه‌هاشون. از وزارت ارشاد تا وزارت بهداشت درمانشون که تو بیانیه‌هاشون ربطش دادن. اون یکی تو وزارت ارشاد ربطش داد به ملی‌گرایی و میهن‌دوستی. اون یکی هم در وزارت بهداشت درمان ربطشون دادن به کوروش و آرش. این عقب‌نشینی تا جایی که رهبری در حسینیه امام خمینی، هنگامی که برای بعد از جنگ شما برای اولین بار شب عاشورا آمدن که در جمع عزاداران باشن، اونجا به یه مداحی گفتن که آقا اون «ای ایران» رو، اون نوحه ایران رو بخون که.

تعارضی بین اسلام و ایران وجود نداره. ایران یک ظرفیه که مردم ایران محتوا و مولکول‌های آب اون ظرف‌اند که اسلام اسانس و جوهر اونه. الان شما این شربت رو ببینید از ۳ جز تشکیل شده: لیوانش که می‌شه سرزمین ایران، مولکول‌های آب که می‌شن مردم ایران، و رنگی که شما رنگ و طعمی که الان این شربت داره، این رنگ، رنگ و طعم. اگر مثلاً شربت فرض کنید پرتقال باشه، اسانس جوهر پرتقال داشته باشه، اون اسلام. می‌شد به جای این جوهر و اسانس پرتقال، مثلاً لیمو باشه، مثلاً انار باشه، مثلاً دوغ باشه یا هر چیز دیگه‌ای. این ۳ جز: لیوان، مولکول‌های آب داخلش، و جوهر و رنگ و طعمش. اینا ۳ تاست: ایران اون لیوان، اون ظرفه؛ مردم ایران اون مولکول‌های آبن؛ و اون جوهر و رنگی که مردم ایران دارن یعنی اسلام. اومده به مردم ایران رنگ و طعم داده، رنگ و طعمی که انحصاریه، ملت‌های دیگه‌ای این رو ندارن.

سیاست تحمیلی / دو گام به پیش - یک گام به پس
سیاست تحمیلی / دو گام به پیش - یک گام به پس

اما عقب‌نشینی که انجام شد و جا انداختن که اسلام، پس دیگه از اسلام نگید. یعنی رئیس قوه قضائیه اومد نشست تلویزیون، شب ششم-هفتم جنگ، گفت در جمع دوستان بودیم (منظور حالا مسئولین کلان کشور)، گفتم خب ایران اسلامی، گفتن نه آقای اژه‌ای، نگو ایران اسلامی، بگو ایران ملی. دیگه حتی رئیس قوه قضاییه تو جمهوری اسلامی تو جلسات مسئولین جرئت نمی‌کنه بگه ایران اسلامی. میاد رو آنتن تلویزیون می‌گه به من گفتن که نگو ایران اسلامی. این عقب‌نشینی که صورت گرفت و اتفاقی که افتاد و ایران‌گرایی مطرح شد. البته جامعه ایرانی جلو رفت، انسجام کار خودش رو می‌کنه. اما هر ۷-۸ مرحله‌ای که از ابتدای انقلاب تا الان ولی فقیه مجبور به عقب‌نشینی شده، برای جامعه ایرانی خسارت بوده.

یعنی اگر عمل بازرگان و بنی‌صدر امام رو در حوزه سیاسی به عقب‌نشینی نمی‌کشوند توی لیبرالیسم و امام مجبور به درگیری با اون نمی‌شد، کشور دچار خسارت نمی‌شد. اگر در دفاع مقدس اینا کاری نمی‌کردن که امام جام زهر رو بنوشه. اگر در عرصه توسعه و مسائل اقتصادی آقای هاشمی و دولت هیچ کاری نمی‌کردن که ساخت و ساز به بورژوازی ختم بشه و ولی فقیه عقب‌نشینی کنه، مجبور به عقب‌نشینی بشه و بعد بگه من با نظریه‌های توسعهٔ غربی مشکل دارم. اگر از نظر سیاسی خاتمی کاری نمی‌کرد در بحث جامعه مدنی و مسئله ادعاهای حقوق بشری و غیره و ذلک، عقب‌نشینی رو می‌کرد از دین و کاری نمی‌کرد ولی فقیه مجبور به عقب‌نشینی بشه، هی بیاد کامنت بذاره و بحث‌های اینا رو اصلاح کنه و غیره و ذلک. اگر در عرصه دیپلماسی حسن روحانی خباثت نمی‌کرد و با برجام بازی و مواردی از این دست ولی فقیه رو در دیپلماسی به عقب‌نشینی نمی‌کشوند که بعداً ولی فقیه ۲-۳ بار اعتراض کنه، یه بار بیاد بگه دهه ۹۰ کلاً دهه خسارت بود، یه بار دیگه بیاد بگه رفتند و آمدند و نشستند و گفتند و خندیدند و بغل کردند و این کار رو کردن، اون کار رو کردن، به هیچ نتیجه‌ای نرسیدن. و اگر در دوره مرحوم شهید رئیسی این رهاسازی اجتماعی و عقب‌نشینی صورت نمی‌گرفت و الان هم این عقب‌نشینی شوونیستی انجام نمی‌شد و انجام نشه، حرکت نظام مبتنی بر اسلام حرکت خوبیه. اما هر کدوم از این عقب‌نشینی‌های ولی فقیه خسارت‌هایی پشتش بوده برای جامعه ایرانی که تبعاتش رو بعداً در عقب‌نشینی یعنی زمینه عقب‌نشینی بعدی شده.

پس الان شما وقتی این جمله رهبری رو می‌شنوید که «عقب‌نشینی غیر تاکتیکی غضب الهی را در پی دارد»، بسیاری از عقب‌نشینی‌های ولی فقیه مثل ائمه و مثل انبیا که عقب‌نشینی می‌کردن، تاکتیکیه. اما چه عاملی رو باید انسان مسلمان بهش فکر کنه که در اثر اون عامل، ولی فقیه هیچ وقت مجبور به عقب‌نشینی نشه؟ الان داریم مجهولات حکمرانی اسلامی در نظام ولایت فقیه و نظام امامت و امت رو بررسی می‌کنیم. ما داریم می‌گیم آقا، در ۷-۴۶ سال گذشته، ولی فقیه ۷-۶ بار مجبور به عقب‌نشینی‌های کلان شده که براش اگر بسط ید ایجاد کرده بودند، این اتفاق نمی‌افتاد.

ما الان می‌گیم که مطالعه این عقب‌نشینی‌ها و تبیین ابعاد این عقب‌نشینی‌ها برای ما یک درس جدی داره. اون درس جدی هم اینه که ما در آینده چه کنیم که ولی فقیه در فراز و فرود دولت‌ها مجبور به عقب‌نشینی‌های تاکتیکی، عقب‌نشینی‌های استراتژیکی و خدای نخواسته عقب‌نشینی‌های اعتقادی نشه. این سوال رو الان نمی‌خوان بهش پاسخ بدن. اما می‌خوام در کاشت ذهنی برای شما این مسئله شکل بگیره در نظام مهندسی سیاسی که اگر این مشکل و معضل حل نشه؛ در این عقب‌نشینی‌ها که کما که در دوره انبیا بوده، عقب‌نشینی‌هایی انبیا داشتن، در دورهٔ ائمه بوده، امام علی علیه‌السلام گاهی عقب‌نشینی داشته، امام حسن گاهی عقب‌نشینی داشته، اصلاً خود پدیدهٔ غیبت کبری، غیبت کبری حضرت یک عقب‌نشینی محسوب می‌شه، عقب‌نشینی زمانی. خب اگر قراره این مشکل حل بشه، ما از چه راهی باید وارد بشیم این مشکلات و معضلات رو حل کنیم؟ این الان به عنوان یک دغدغه باید مطرح بشه. در موردش باید مطالعات تاریخی دقیقی انجام بشه، ابعاد روایی و ابعاد قرآنی و تفسیریش مشخص بشه تا ما بتونیم این مرحله رو به خوبی پشت سر بگذاریم.

دلیل اینکه من به این موضوع پرداختم، چون نسل جوان دچار یک بحران‌های روحی شده که چرا بعد ۱۲ روز آتش‌بس رو پذیرفتیم؟ چرا الان ایران‌گرایی باب شده؟ چرا الان آقا مجبوره اینجوری عمل کنه؟ چرا دوباره دارن از مذاکره می‌گن؟ چرا الان نمی‌دونم مسئله صلح‌طلب بودن ترامپ و اینکه ترامپ به قول آقای رئیس دولت ایران، ترامپ می‌تونه بیاد در منطقه صلح ایجاد کنه. حالا رئیس دولت جمهوری اسلامی می‌گه که ترامپ می‌تونه بیاد صلح ایجاد کنه. صلح و به اصطلاح آرامش. نتانیاهو هم همین رو میگه. نتانیاهو هم اعلام کرده که من برای صلح‌طلبی آقای ترامپ درخواست جایزه صلح نوبل کردم. خب، این موارد رو وقتی جوونای متدین می‌شنوند که عقب‌نشینی قبلی ولی فقیه رو در جریان نیستن، اینا باورهاشون دچار مشکل می‌شه. از نظر اعتقادی احساس می‌کنن ای وای، ولی فقیه هر وقت یه مسئله پیش می‌آد مجبور به عقب‌نشینی از دین و از سازوکارهای دیگه. اینا یا به خود دین مظنون می‌شن، یا به خود ولی فقیه مظنون می‌شن، یا به کارآمدی اسلام شک می‌کنن و بحران اعتقادی، روحی، روانی پیدا می‌کنن. این اتفاقاتی که تو سال ۵۹-۶۰ افتاد، یه گروه رو ریخت. در اون عقب‌نشینی سال ۶۷، یه گروه رو ریخت. ۱۰ سال طول کشید تا افسردگی سیاسی پذیرش قطعنامه تموم بشه. ۱۰ سال. در مهندسی سیاسی، تبیین این عقب‌نشینی‌ها بسیار مهمه. آنچه در دوره انبیا و در دورهٔ ائمه (علیهما السلام) عقب‌نشینی‌هایی بوده، اینا باید مطالعه بشه، از توشون درس‌هایی در بیاد برای این چارچوب‌ها. پشتوانه قرآنی و تفسیر زیر این عقب‌نشینی‌ها باید روشن بشه. چون بالاخره این ۷-۴۶ سال حکومت اسلامی بی‌سابقه است در دوره انبیا ائمه. حالا که برای اولین باره، پس ما باید این رو ذره‌ذره با حوصله تئوریزه کنیم تا اون نکات جدی دست پیدا کنیم.

موفق و موید باشید ان شاالله. والسلام.


https://www.aparat.com/v/pvw7tis

◀️ مشاهده در یوتیوب:

youtu.be/3yo_punVvWU

◀️ مشاهده در آپارات:

aparat.com/v/pvw7tis

جامعه مدنیعلوم انسانیبانک مرکزیحقوق بشر
۲
۰
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
IRAN MY LOVE
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید