ویرگول
ورودثبت نام
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷IRAN MY LOVE
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
خواندن ۴۰ دقیقه·۲ ماه پیش

۱۱۴۲ /نهاد مدبرات الامر در عرش الرحمن

💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۴۲

سرفصل: دکترین اسلام (۲۴۷)

ایمان (۵۴)

ایمان به ملائکه (۱)

نهاد مدبرات الامر در عرش الرحمن

برگزارشده در ۱۹ تیر ماه ۱۴۰۴


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین.

به تبع آنچه که در جنگ ۱۲ روزه اخیر اتفاق افتاد که جنگ تأویل‌ها بود، آنچه در این جنگ خیلی چشمگیر و برجسته بود، نقش ملائکه به‌ویژه دو ملک مقرب حضرت جبرئیل امین و حضرت میکائیل - ملک رحمت و رزق - بود. چون این نقش‌ها برجسته نشده و تبیین نشده، متأسفانه فهم دینی در جامعه رقیق شده و یکی از مشکلاتی که برکت را از جامعه می‌برد، همین است که ما غنی‌سازی باورهای دینی را در این حوزه‌ها انجام نمی‌دهیم. یکی از مُعلَّقات هفتگانه ایمان، ایمان به ملائکه است.

خب می‌دانید روندش در جهان‌بینی قرآنی انسان دین‌مدار این است: غیبی است، از غیب ملکی می‌آید. باید به آن ملک ایمان داشت. آن ملک با خودش کتاب می‌آورد، وحی می‌آورد. باید به آن کتاب و وحی ایمان داشت. آن کتاب و وحی را می‌آورد به سینه یک نبی. باید به آن نبی ایمان داشت. آن نبی می‌آید و به ما می‌گوید که به الله ایمان داشته باشیم. حالا باید به الله ایمان داشته باشیم. الله را چگونه ببینیم؟ از طریق نشانه‌هایش (آیات الهی). اگر این اتفاق نیفتد، این روند را طی نکنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟ آخرتی است و باید ایمان به آخرت داشته باشیم که در آنجا حساب و کتاب پس می‌دهیم. این روند خطی هفت‌گانه: ایمان به غیب، ایمان به ملائکه، ایمان به کتاب و آنچه نازل می‌شود، ایمان به انبیا، ایمان به الله، ایمان به آیات الهی و ایمان به آخرت. این روند هفت‌گانه، مراحل و سازوکارهایی را طی می‌کند که طبیعتاً جهان‌بینی انسان مؤمن را شکل می‌دهد.

متعقات ایمان
متعقات ایمان

وقتی به یک انسان مسلمان قرآنی می‌گویند که جهان را چگونه می‌بینی، می‌گوید: این‌گونه. از غیب شروع می‌کند، می‌رسد به آخرت. در این مسیر، یکی از ناشناخته‌ترین‌ها که متأسفانه مظلوم هم واقع شده‌اند، از این مُعلَّقات ایمان، ایمان به ملائکه است.

در این جلسه، من «مدبرات الامر» را که بعضی از مفسرین معتقدند در سوره نازعات، این مدبرات امر که تدبیر می‌کنند امور را، آن ملک‌های مقرب هستند که هر کدامشان هزاران و میلیون‌ها ملک تابعشان هست که سازوکار را رقم می‌زنند، این را برای اینکه در این جنگ ۱۲ روزه جایگاه این مسئله در تفسیر و تأویل برای شما روشن بشود و جهان‌بینی شما به عنوان یک انسان موحد و انسان مسلمان و مؤمن در آن شق دوم بعد از ایمان به غیب، در ایمان به ملائکه، سازوکارش معین و مشخص بشود که این چه روندی دارد، من این مدبرات امر را یک اشاره اجمالی می‌کنم از بحث‌های تفسیری. در حد اینکه شما فقط یک سرنخی دستتان باشد و چارچوب را بشناسید. تفسیر و تأویل وقایعی مثل جنگ ۱۲ روزه اخیر را بدانید با چه خط‌کش و متر و میزانی اندازه بگیرید و ارزیابی کنید.

ما به آن بخش عرش الرحمان و سازوکار عرش الهی که در مورد بقیه سازوکارهای مربوط به حوزه الوهیت است کار نداریم. فقط آن قسمتش که با ما انسان‌ها برمی‌گردد به ما انسان‌ها و جن؛ یعنی جن و انس. برای ما انسان‌ها، برای جن و انس، یک دنیا رقم زده، یک برزخ رقم زده و یک آخرت و عقبا. می‌دانیم که ما در دنیا هستیم، تمام می‌شود دنیا برای ما، می‌میریم، می‌رویم در برزخ. روزی در قیامت حضرت اسرافیل در صور می‌دمد، ما برمی‌خیزیم، همه حساب و کتاب پس می‌دهیم در آن قیامت، یک گروه می‌روند جهنم، یک گروه هم می‌روند بهشت. این ذهنیت عادی و ساده یک انسان مسلمان مؤمن قرآنی.

اما دوره دنیا، دوره برزخ و دوره عقبا و آخرت، ملائکه مأموریت و نقش‌های متفاوت خودشان را دارند. اجمالاً من به ۴ نفر از این ملائک مقرب به اجمال نکات کلی‌شان را عرض می‌کنم. شما یک ذهنیتی از عرش و معاونت‌های حضرت الله در آن نهاد عرش و آن ستاد فرماندهی حضرت الله داشته باشید. مدبرات امر.

مبنا عمل ما چیست؟ «اذا قضی امراً فإنما یقول له کن فیکون». کلا مبنایتان را بگذارید این آیه. هر گاه «اذا» هنگامی که اقتضا می‌کند امری، تقاضایی برایش وجود دارد، مقتضی است. «اذا قضی امراً» امری اقتضا می‌کند، تقاضایی برایش وجود دارد. حضرت الله به او می‌فرماید به آن امر: «یقول له». به او می‌گوید که باش، او می‌باشد. «کن فیکون». تا اینجا شما احساستان بلاواسطه است. یعنی حضرت الله می‌فرماید باش، او می‌باشد. اما از تو چشم ما بی‌واسطه است، ولی در عالم واقع حضرت الله کارگزارانی دارد که وقتی این امر را می‌فرماید و حکم می‌کند تا این بباشد، آن کارگزاران این را محقق می‌کنند. اینها عوامل اجرایی تدبیر حضرت الله هستند. مدبرات امر منظور این است.

پس «اذا قضی امراً» وقتی یک امری اقتضا می‌کند، «یقول له کن فیکون». آن امری که اقتضا می‌کند، حالا به آن می‌فرماید «باش» آن می‌باشد. مدبرات آن امر، آنهایی که آن امر را تدبیر می‌کنند، محقق بشود. ملائک گوناگونی هستند در عرش، معاونت‌های اصلی حضرت الله که ۴ نفر اصلی را که می‌شناسید را من اجمالاً اشاره می‌کنم، شما بقیه را خودتان متوجه بشوید.

ابتدا در دنیا، ما ۲ تا ملک اصلی داریم که دنیا را این ۲ تا ملک برای ما قابل زیست می‌کنند: حضرت جبرئیل امین و حضرت میکائیل. در فلسفه به این می‌گویند معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی. فلسفه چون نمی‌تواند حضرت الله را ببیند، نمی‌تواند ملک را ببیند، فلسفه می‌آید می‌گوید زیست شما در عالم دنیا از ۲ تا بال تشکیل شده: یا اپیستمولوژی (معرفت‌شناسی) یا اونتولوژی (هستی‌شناسی). حالا بعضی فیلسوف‌ها هر ۲ تاشان متخصصند، بعضی فلاسفه بیشتر معرفت‌شناسند، بعضی فلاسفه بیشتر هستی‌شناس (آنتولوژیست) هستند.

اینجا معرفت‌شناسی، از شناخت عقل، شناخت الهامات، شناخت رویا، شناخت هر سازوکاری که در این بخش دارید تا برسد به علم، این توسط حضرت جبرئیل علیه‌السلام و جنودش محقق می‌شود. جبرئیل مظهر اسم هادی و هدایت است. حضرت الله وقتی می‌خواست کسی را هدایت کند، هدایت او از طریق جبرئیل و جنود او انجام می‌شود که حالا عرض می‌کنم: روح‌الامین و ملک عقل. اما در دنیا ما فقط با عالم جعل و نظام معرفت و دریافت و عالم معنا سر و کار نداریم. یک عالم هم داریم عالم ماده است که به آن می‌گویند اونتولوژی (هستی‌شناسی، وجودشناسی). ملک عالم ماده و مناسبات عالم خلق، حضرت میکائیل علیه‌السلام است که ملک رزق است، ملک رحمت است، ملک مناسبات مادی و دنیاست.

هر آنچه شما در نیچر (طبیعت) و فوزیس (فیزیک) و شیمی می‌شناسید، روابط علی و معلولیش را در آزمایشگاه تبیین می‌کنید، اما روابط بین مناسبات عالم مادی توسط حضرت میکائیل و جنودش رقم می‌خورد. ابر شکل گرفتنش توسط حضرت میکائیل، رسیدنش به یک منطقه‌ای و بارشش (باریدن باران) توسط حضرت میکائیل. خاک آماده می‌شود و گیاهی روییده می‌شود. روییدنی‌ها می‌آیند بالا، می‌شوند مزرعه و جنگل توسط حضرت میکائیل. حیوانات زاد و ولد می‌کنند، توالد نسل دارند. انسان‌ها زاد و ولد می‌کنند، توالد نسل دارند که به آن می‌گویند بایولوژی و زیست‌شناسی مولکولی، زیست‌شناسی جانوری، زیست‌شناسی گیاهی. همه این گرایش‌ها، اینها در حیطه اختیار حضرت میکائیل. آنچه رزق شما می‌شود، مربوط به حضرت میکائیل است. اصلاً معروف است که ایشان ملک رزق است. رحمت الهی در هر حوزه‌ای است که شامل حال شما می‌شود. در مسائل مادی مربوط به حضرت میکائیل. اگر در مناسبات عالم، تیری توسط پیامبر پرتاب بشود، این تیر را به اذن الهی باشد، به اذن الهی که باشد، حضرت میکائیل می‌برد و می‌زندش به دشمن.

پس الان یک تصویری از عالمِ وجود دارید. از مناسبات طبیعت و فیزیک و کنش‌ها و واکنش‌ها، می‌دانید که همه کنش‌ها و واکنش‌ها در دریا و زمین و هوا و فضا و سیارات و مناسبات مادی و نباتات و حیوانات و زاد و ولد و همه این چیزهایی که فکرش را می‌کنید، اینها کار حضرت میکائیل است.

گفتم که آنها یک مفهوم دارند به نام «تخنه» در یونانی که امروز آمده به انگلیسی شده تکنیک و تکنولوژی. تخنه و تکنولوژی در عربی می‌شود «فن». در قرآن فن نداریم. چه داریم به جای آن؟ سَبَب. این سَبَبی که شما الان می‌شناسید، که ما به جای تخنه، به جای فن، به جای تکنیک و تکنولوژی، سَبَب داریم. به این کارکرد ملائکه در هستی، در عرش الرحمن می‌گوید سَبَب. یعنی ملائکه مسبب‌اند. حضرت اراده می‌کند کاری انجام بشود. مُسبَب این کاری که حضرت الله انتظار دارد، ملائک اند. ملائکه می‌روند کار را انجام می‌دهند. پس مسبب الاسباب حضرت الله، یک اسبابی دارد که سبب این کارها هستند. سبب‌شناسی مقدم بر مسئله تکنیک و تکنولوژی و این جور سخن‌هاست که مشرفید بهش، قبلاً توضیح دادم.

آیه و آرخه
آیه و آرخه

حالا یک اتفاقی می‌افتد. ما در دنیا یک بخش عالم معنا داریم، یک بخش عالم ماده، یک بخش عالم جعل داریم، یک بخش عالم خلق. این ۲ تا ملک با جنودشان این را برای ما محقق می‌کنند. شما هنگامی دست حضرت الله را می‌بینید که بدانید در نظامات معرفتی و دریافتی و علمی و عقلی و الهامات و حس درونیتان، حضرت جبرئیل و جنودش دارد عمل می‌کند. البته کی درش خدشه می‌کند؟ ابلیس. لذا می‌فرماید وحی که می‌شود یا «تنزل الشیاطین» است یا «تنزیل رب العالمین». یا تنزیل من رب العالمین توسط حضرت الله تنزل یافته، تنزیل یافته یا «تنزل الشیاطین» که در سوره فرقان کامل توضیح داده شده، شما قبلاً آشنا شدید، می‌شناسید. پس تنزیل رب العالمین یا تنزل الشیاطین. گاهی الهاماتی که به ما می‌شود، الهامات شیطانی و ابلیسی است که فرموده در سوره شعرا به چه کسانی وحی می‌شود؟ غاون، افّاک اثیم و آن شعرا و آن گروهی که به آنها این موارد وحی می‌شود. و چه چیزی شکل می‌گیرد؟ هوای نفسشان به قلیان می‌آید. اما در مقابل، تنزیل رب العالمین بر سینه انبیاست، بر سینه پیامبرهاست. و وقتی بر سینه پیامبر نازل می‌شود، عقل را در پیامبران کامل می‌کند و حاکمیت الله شکل می‌گیرد، نه حاکمیت هوا.

تنزیل و تنزل
تنزیل و تنزل

پس ما به ازای آنچه که حضرت جبرئیل امین و جنودش عمل می‌کنند، ابلیس و جنودش هم از این الهامات دارند که متأسفانه آنها بیشتر مخاطب دارند؛ یعنی در مخاطب‌شناسی، آنها بیشتر افراد را جذب می‌کنند.

اما در مقابل، در عالم خلق، حضرت میکائیل هست که مظهر اسم «رب» است. یعنی چی؟ یعنی شما هنگامی که می‌گویید ربوبیت به نسبت عبودیت. شما عبودیت می‌کنید، حضرت الله ربوبیت. این رب و عبد در نسبت با هم وقتی تعریف می‌شود، هر قدر شما عبودیتتان خالص‌تر و کامل‌تر باشد، ربوبیت حضرت الله در مورد شما کامل‌تر است. مثل دیش ماهواره و خود ماهواره. اگر شما این دیش ماهواره را کاملاً همسو با خود ماهواره بگیرید، سیمبل ریت فلان مثلاً، همه‌ی درجه‌هایش را تنظیم کنید. یک ذره کج باشد، یک ذره از نسبت به مدار آن متفاوت باشد، نمی‌گیرد دیگر امواج را. ربوبیت و عبودیت هم این‌گونه است. قلب ما باید کاملاً معطوف به حضرت الله باشد. این نظام ربوبیت-عبودیت در عالم خلق و در عالم ماده، مظهر اسم «رب» می‌شود حضرت میکائیل. مفسرین می‌گویند که ایشان مظهر اسم «رب» است. چون ربوبیت حضرت الله در عالم ماده و عالم خلق و عالم امکان توسط ایشان انجام می‌شود. یعنی وقتی ربوبیت می‌شود، این گیاه‌ها ربوبیت پیدا می‌کنند، تربیت می‌شوند، ادب می‌شوند، می‌رسند، می‌شوند یک درخت می‌شوند، گل و گیاه. آن حیوانات ربوبیت می‌شوند. انسان‌ها اصطناعت می‌شوند، می‌شوند حضرت موسی. همه‌ی این روندی که انجام می‌شود در عالم ماده، توسط میکائیل و جنودش انجام می‌شود. لذا مظهر اسم رب در نسبت بین ربوبیت و عبودیت. که ملک رزق است دیگر. حالا اینجا شما مبحث رزق و کسب را که می‌شناسید، می‌دانید که اگر بیرون چرخه رزقی که حضرت میکائیل به اذن الهی رقم می‌زند، کسی دنبال یک چیزی باشد، می‌شود کسب؛ یعنی بیرون حیطه عمل سازمانی حضرت میکائیل. حضرت میکائیل يَرزُقهُ مِن حَيثُ لَا يَحتَسِب رزق شما کرده از جایی که حسابش را نمی‌کنید. بالاخره میکائیل می‌آورد و جنودش. اگر شما بیرون این چرخه رفتید، جذب کنید، کسب کنید، فاجعه درست کردید، شدید کاسب، شدید مرچنت، شدید مرکانتلیست و رزق را گرفتید ریسک (کلمه رزق به انگلیسی که نوشته می‌شود Risk خوانده می‌شود) رزق را گرفتید ریسک، منکر رزق شدید؛ یعنی منکر میکائیل شدید. و کسی که منکر حضرت میکائیل بشود، منکر حضرت الله شده.

پس با این ۲ تا بال در دوره دنیا آشنا شدیم. آیت دنیا چیست؟ روز است که می‌دانیم حتماً خورشید در آن غروب می‌کند و روز خاتمه پیدا می‌کند. روز. روز من الان مثلاً، دیگر عصر است، دیگر من تقریباً یک کمی دیگر مانده آفتاب عمرم دیگر غروب کند و مثلاً به دم تاریکی برسد و من دیگر تمام شدم، دیگر موهایم سفید است معلوم است. شماها مثلاً ساعت ۱۱ هستید، ساعت ۱۲ هستید، ساعت ۱۳ هستید، ساعت ۱۴ هستید، یا قبل از ظهرید، یا سر ظهرید، یا بعد از ظهر. حالا مثلاً این کوچولوها الان با باباش آمده، آن مثلاً اول صبح است. ولی این دنیا همین روز است و می‌دانید تمام می‌شود. یک طلوعی دارد، یک ظهری دارد، یک غروب. امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید که دنیا جوریه که انگار هیچ وقت نبوده و آخرت جوریه که انگار همیشه بوده. دنیا یک جنسی دارد که بعد که می‌رسید به سن ماه‌ها متوجه می‌شوید که خیلی از این موارد که پشت سرتان بوده بیهوده است. حکیم کار بیهوده نمی‌کند. انسان وقتی حکیمانه زندگی کند، بیهودگی‌ها را از زندگی خودش خواهد زدود. و کسانی که اسیر بیهودگی‌ها در زندگی دنیا می‌شوند، نمی‌دانند که قرآن فرموده که: «إنما الحیوة الدنیا» حیات دنیا چیزی نیست جز لهو و لعب. بچه دارد یک بازی می‌کند با لگو، شما می‌دانید آن برای او ضروری است، ولی شما که نمی‌شینید آن بازی را با بچه انجام دهید، می‌دانید آن لهو و لعب، آن اصلاً بیهوده است. حیات دنیا مثل یک روز است که حتماً خورشید در آن غروب می‌کند.

این دوره دنیا، یک بال معنا دارد، یک بال به اصطلاح ماده، یک بال خلق دارد، یک بال جعل. عالم خلق توسط حضرت میکائیل و عالم جعل توسط حضرت جبرئیل. یکی‌اش مظهر اسم هادی حضرت الله، یکی‌اش مظهر اسم رب حضرت الله. یکی در نسبت ربوبیت و عبودیت ما را کمک می‌کند به اراده الهی، یکی در نسبت بین هدایت و اطاعت. اگر شما اطاعت کنید حضرت الله را: «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم». اگر اطاعت صورت بگیرد، هدایت صورت می‌گیرد. کسی که در مدار اطاعت نیست، حتماً در مدار هدایت نخواهد بود. حضرت جبرئیل و جنودش کسی را می‌توانند کمک کنند در هدایت که در مسیر اطاعت باشد.

تعاون جبرئیل و مکائیل در استعلای جن و انس به اذن الهی در عالم جعل و عالم خلق
تعاون جبرئیل و مکائیل در استعلای جن و انس به اذن الهی در عالم جعل و عالم خلق

حضرت جبرئیل کارش تنزیل و تعریج در عالم جعل است. یعنی نازل می‌کند یک سری سازوکارها را از طرف حضرت الله، و تعریج می‌کند یک سری در نظام عالم ماده و معنا، یک سری چیزها را می‌برد بالا، به عروج می‌رساند. پس تنزیل و تعریج کار ایشان است. ایشان مأمور به تنزیل و تعریج است. یک سری موارد باید بیاورد مثل وحی و الهامات و خبر و پیام بیاورد، یک سری چیزها را باید ببرد بالا، عروج بدهد و به درجه تعالی و عروج برساند در عالم جعل.

اما حضرت میکائیل کارش تنزیل و ترفیع در عالم خلق است. تنزیل می‌دهد مثلاً باران را نازل می‌کند یا هر چیز دیگر، رزق را نازل می‌کند. و بعد که پیامدهای کار مثبتی بود، آنها را ترفیع می‌دهد، می‌برد در عالم بالا.

نمونه‌های بسیار زیادی از وظایف حضرت جبرئیل در آیات و روایات هست. برای اینکه فقط ذهن شما برود به سمت اینکه در عالم جعل چه سازوکارهایی صورت می‌گیرد، ما به ازای آن ذهنیتی که از معرفت‌شناسی غربی در فلسفه دارید:

۱. اولاً آوردن وحی الهی توسط ایشان انجام می‌شده است به انبیا.

۲. الهام الهی توسط ایشان انجام می‌شود. آنکه امام حسین می‌فرمود: «بِأَنْ أَلْهَمْتَنِي مَعْرِفَتَكَ‏» در نیایش عرفه که: من به هیچ چیزی علم و معرفت نداشتم، تو خودت معرفتت را به من الهام کردی. توسط کی الهام می‌کند؟ جنود حضرت جبرئیل.

۳. جعل فرقان: اینکه «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا». شما تقوا بورزید، من خدا در شما جعل می‌کنم فرقان، در نظام معرفت بتوانید فرق بگذارید بین حق و باطل. کی این جعل فرقان انجام می‌دهد از طرف حضرت الله به اذن الهی؟ حضرت جبرئیل و جنودش.

۴. هدایت به سبل و صراط: «والذین جاهدوا فینا» شما جهدتان را برای من خدا انجام دهید، من «لنهدینَّهم سبلنا» شما را هدایت می‌کنم به سبل خودم. این هدایت به سبل توسط حضرت جبرئیل و جنودش انجام می‌شود به عنوان کارگزاران الهی. صراط هم همین است. «اهدنا الصراط المستقیم». اینکه ما هدایت بشویم به صراط مستقیم به حول و قوه الهی در صورتی که تقوا بورزیم، این اتفاق بیفتد، توسط جنود حضرت جبرئیل اتفاق می‌افتد.

۵. دمیدن کلمه الهی: کلمه الهی را مثل روح می‌دمد در آن انسان و روح.

۶. تألیف قلوب مسلمین: این «و أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ‏» که اشاره کردم در این جنگ ۱۲ روزه. روز جمعه، در ۱۰-۱۲ ساعت اول، بعد از اینکه ساعت ۳ صبح، هنگام نماز صبح، رژیم صهیونیستی و کفار آمریکایی زمینه را برای حمله فراهم کردند، دانشمندان و سرداران را ترور کردند، جنگ را شروع کردند، حضرت الله از طریق حضرت جبرئیل و جنودش در همه مردم ایران تألیف قلوب ایجاد کرد. بین مردم و امام مسلمین، تألیف قلوب به وجود آمد. نسبت امت-امامت شکل گرفت. مردم شدند یک امت، همه قلب‌هایشان متحد سمت ولی فقیه. و این کار جنود حضرت جبرئیل. به پیامبر جلیل‌القدر اسلام در آیه ۶۲-۶۳ سوره انفال فرموده که: اگر خدعه کنند در کار تو ای پیامبر، من بر تو کفایت می‌کنم. اگر اسرائیل و آمریکا خدعه کنند و کفار خدعه کنند، من بر تو کفایت می‌کنم. اگر هر آنچه در زمین داشتی، هر چه در زمین بود مال تو بود، همه‌اش را می‌دادی، نمی‌توانستی تألیف قلوب کنی با اینها. من برای تو تألیف قلوب کردم، قلب‌ها را با تو یکی کردم، متحد کردم برای تو. پس تألیف قلوب مسلمین که شما به عنوان یک چشمه از یک آیت دیدیدش در این جنگ ۱۲ روزه اخیر، این توسط حضرت جبرئیل و یارانش انجام می‌شود.

۷. قذف رعب در قلوب: بارها فرموده حضرت الله که من رعب را می‌اندازم در قلب کفار، پرتاب می‌کنم در قلب کفار. رعبی که در قلب کفار می‌افتد، توسط حضرت جبرئیل است.

۸. «ألا بذکر الله تطمئن القلوب»: این اطمینان قلبی که در اثر اینکه شما مدام در ذکر حضرت الله باشید، اطمینان قلبی در شما به وجود می‌آید، تطمئن قلوب شکل می‌گیرد، این کار جنود حضرت جبرئیل.

۹. جعل مودت: اینکه شما را زوج آفریده «لتسکنوا إلیها» برای اینکه به سکینت برسید و بین شما بعد از ازدواج جعل کرده مودت و رحمت را. اینکه بین یک زن و شوهر مودت به وجود می‌آید، این مودت توسط جنود حضرت جبرئیل القا می‌شود در قلب.

۱۰. اینکه علم لدنی از سوی حضرت الله مستقیماً به معصومین داده می‌شود، غیر از آن خود آن وحی، ائمه علم لدنی دارند، علم از طرف حضرت الله دارند دیگر. این علم لدنی را حضرت جبرئیل و جنودش می‌آورند.

۱۱. و اگر الان به حافظتان رجوع کنید و داشته‌های قبلی‌تان در مطالعات قرآنی و مطالعات روایی، این لیست را می‌توانید همین‌جوری کاملش کنید که حضرت جبرئیل و هزاران و صدها هزار و میلیون‌ها نیرویی که دارد، اینها در این سازوکار چه نقشی دارند در مظهر اسم هادی و هدایت الهی.

البته بشر می‌تواند کلاً به این چیزها بی‌تفاوت بشود. خودش بگه آقا من دارم معرفت‌شناسی می‌کنم. اپیستمولوژی خودم مبتنی بر حس و تجربه و ابعاد اکسپریمنتال و آزمون‌پذیر، دارم این چارچوب را مشخص می‌کنم. من هستم دارم می‌اندیشم. «Cogito ergo sum» از این از حرف‌هایی که دکارت زده، قبلا افلاطون، ارسطو زدند، بعداً دکارت و کانت زدند. تو دوره‌های اخیر هم که داده‌اندش دست مثلاً هوش مصنوعی که برایشان چارچوب را تنظیم کند.

اما شما می‌دانید که در فلسفه، پرسش از آرخِه است؛ یعنی چیستی. در حکمت، پرسش از آیه است که منشأاش کیستی. ما نمی‌گوییم معرفت‌شناسی منشأاش چیست، ما می‌گوییم در نظام معرفت و عقل و دریافت و الهام، منشأاش کیست. اگر منشأاش حضرت الله است، پس حضرت الله جنودی دارد، ملائکی دارد، کارگزارانی دارد زیر نظر حضرت جبرئیل امین. آنها خیلی با امانت این‌ها را به ما می‌رسانند. اما وقتی شما فلسفه می‌خوانید، علوم انسانی غربی می‌خوانید، اینها را منشأاش را یک سازوکارهای عجیب و غریبی می‌بینید که آمده در حوزه علمیه هم شده یک چیزی اسم فلسفه اسلامی و... نمی‌دانم، یک سازوکارهایی را دنبال می‌کنند، منطق ارسطو را آورده‌اند، یک سری آیه مالی کرده‌اند که مثلاً بگوییم این هم الان... نه آقا، منشأ نظام دریافت و الهام و معرفت و اطمینان و فرقان و هدایت و همه این‌ها، منشأاش حضرت جبرئیل است.

همان‌طور که پیامبر اسلام خودش منشأ وحی نبود. به پیامبر اسلام از سوی حضرت الله الهام می‌شد توسط جبرئیل. به ائمه الهام می‌شد توسط جبرئیل در آن علم لدنی و جنود جبرئیل. به شما به عنوان انسان مؤمن الهام می‌شود توسط جنود حضرت جبرئیل. این منشأشناسی مهم است. چرا مهم است؟ چون اگر ندانید که آنچه دارد به شما الهام می‌شود از سوی حضرت جبرئیل و جنودش است یا از سوی ابلیس و جنودش، شما درگیر آن دو تا تقسیم‌بندی می‌شوید. در سوره فرقان و در سوره شعرا که می‌فرماید: «تنزل الشیاطین» یا «تنزیل رب العالمین». چون شما نمی‌دانید از طرف کی میاد، فکر می‌کنید خودتان منشأیید. خودتان دارید الان فکر می‌کنید: من می‌اندیشم پس هستم. کی گفته تو می‌اندیشی پس هستی آقای دکارت؟ از کجا معلوم این اندیشیدن، منشأ و شأنش مربوط به ابلیس نبوده باشد؟ این شناخت، این در مسئله کیستی مهم است.

ببینید این نکته را مد نظر داشته باشید: عالم ملکوت، عالم ملائکه است. ما در عالم ناسوتی هستیم، عالم ماده. یک عالمی است به اسم عالم ملکوت که آنجا محل کارگزارانی است به نام حضرت جبرئیل و حضرت میکائیل. و عالم ملکوت، عالم ملائکه است. مثل اینکه شما کف جامعه‌اید. بعد یک مقاماتی هستند در یک دولتی، در یک حکومتی، کارگزار هستند. شما دستتان به آنجا نمی‌رسد، ولی می‌دانید که یک لایه‌ای است از مدیران در نظام دیوان‌سالاری. حضرت الله، یک نظام دیوانی دارد، دیوان‌سالاری، یک نظام بروکراسی و اداری دارد. آن نظام اداری‌اش را به آن می‌گوید ملکوت. نظام ملکوت، مطلقا نظام عقل است. پس عالم ملکوت همان عالم عقل. عالم نظام برنامه‌ریزی است که خدا اول عقل را خلق کرد. عالم ماده، عالم ناسوت را مبتنی بر آن سیستم عامل یعنی عقل خلق کرد. عالم عقل یا عالم ملکوت، عالمی است که کارگزاران خدا آنجا هستند، می‌آیند در زمین ما جن و انس و سایرین را تمشیت می‌کنند، امورشان را از طرف حضرت الله.

حالا ممکنه حضرت الله برای جاهای دیگر از نظام خلقت سازوکارهای دیگری داشته باشد، نه این چیزی که به ما انسان‌ها مربوطه در زمین و در همین سازوکارها، حضرت جبرئیل، حضرت میکائیل و عرش حضرت الله در این نسبت، این می‌شود ملکوت و عالم عقل. ملک عقل، حضرت جبرئیل امین و عقل که مسئله نظام معرفت در دریافت خالص ماست. هر چه از مشتقات عقل بگیرید بیایید در وحی و الهام و مثلاً اطمینان و تألیف قلوب و مودت و هر چه که شما می‌گیرید، اینها توسط جنود حضرت جبرئیل از عالم ملکوت به عالم ما، یعنی عالم ناسوت منتقل می‌شود.

اما در عالم خلق، آن را به آن می‌گویند آنتولوژی، به آن می‌گویند وجودشناسی، هستی‌شناسی. چه عربی بگویید وجود، چه به فارسی بگویید هستی، چه به زمان فلسفه بگویید وجه اونتیک و اونتولوژیک. آن یک منشایی دارد که حضرت الله هست. حضرت الله کارگزارانی دارد به نام میکائیل و جنود حضرت میکائیل. اینها از برگی که شکل می‌گیرد تا خشک می‌شود و می‌افتد، تدبیر می‌کنند امورش را. تا هر چیزی به نام باد و باران و صاعقه و زمین و خورشید و سیاره‌ها و ستاره‌ها و کهکشان‌ها و زاد و ولد و اتم و هسته اتم و نوترون و پروتون و میکروب و نمی‌دانم باکتری و هر چیزی که شما فکرش را کنید. ربط و ارتباط مادی می‌خواهید در علم بیولوژی، علم شیمی، علم فیزیک و هر چیز دیگر برایش تبیین کنید، مربوط به جنود حضرت مکائیل است. این حضرت، حضرت رحمت است، ملک رحمت و ملک رزق است. کارش تنزیل و ترفیع در عالم خلق است.

۱. رزق مِن حَيثُ لَا يَحتَسِب که در سوره طلاق آمده، توسط ایشان انجام می‌شود.

۲. سحاب (ابرها) و نزول باران توسط ایشان انجام می‌شود.

۳. رویاندن نباتات و گیاهان و درختان، گل‌ها، همه کار جنود ایشون است.

۴. توالد نسل حیوانات و انسان‌ها و جن، کار جنود ایشون است.

۵. زدن تیر به هدف و «وَ ما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلٰکِنَّ اللَّهَ رَمىٰ» کار ایشون است.

۶. «لَن تَنَالُواْ ٱلبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ». شما هنگامی که انفاق می‌کنید، نمی‌رسید به برّ و نیکی مگر اینکه آن چیزی را که خیلی دوست دارید انفاق کنید. هنگامی که انفاق می‌کنید چیزی را که خیلی دوست دارید، به شما بر می‌دهد. آن برّی که در عالم خلق نصیب شما می‌شود، به نیکی می‌رسید، کار حضرت میکائیل است.

۷. برکت در مال‌تان. حالا اگر رفتید، العیاذ بالله، دنبال کسب و کاسبی و ربا و هی فکر کردید الان مال‌تان زیاد شد، بعد حضرت الله «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا» می‌بردش ربا را به محاق توسط حضرت میکائیل. اما اگر شما درست عمل کنید در سازوکار رزقتان، رزق شما را به جایی می‌رساند به مسئله برکت. آن برکت در رزق شما کار کیست؟ کار حضرت میکائیل.

باز این آیه تکان‌دهنده تمدنی را یادتان باشد که: «و لو أن أهل القرى». اگر اهل قریه‌ها (شهرها، کشورها) ایمان می‌آوردند و بعد از اینکه ایمان می‌آوردند تقوا می‌ورزیدند، لفتحنا علیهم بر آنان می‌گشودیم برکات؛ یعنی درهای آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم، برکات را بر آنان جاری می‌کردیم از آسمان و زمین. و لو أن أهل القرى اگر این‌گونه بود که اهل قریه‌ها آمنوا ایمان می‌آوردند واتقوا و تقوا می‌ورزیدند، لفتحنا علیهم برکات من السما و الارض می‌گشودیم بر آنان برکات را از آسمان و زمین. ولكن كذبوا ولی تکذیب کردند. گفتند این حرف‌ها چیست؟ این که رزق نیست، ریسک است. ولش کن، می‌رویم کسب می‌کنیم، کاسبی می‌کنیم. چون تکذیب کردند، فأخذناهم ما هم گرفتیمشان بما کانوا یکسبون به آنچه که بودند کاسبی می‌کردند. با همان گرفتیمشان. چون اینجا دخالت کردند در کار حضرت میکائیل.

۸. امکان تسخیر در عالم: «وسخر لكم البحر» سخر لکم مثلاً کهکشان‌ها و ستاره‌ها، اینها که در قرآن فرموده: شما بر همه چیز. همه چیز را به تسخیر شما انسان‌ها درآوردیم. این «سخر لكم البحر» دریا چگونه به تسخیر ما درآمده؟ یا با شنا، یا با غواصی، یا با کشتی، یا با زیردریایی. خب این را کی سازوکارش را در قالب فن و تکنیک و تخنه و تکنولوژی و صنعت به ما داده؟ حضرت الله از طریق سببی به نام ملائکه و جنود حضرت میکائیل.

۹. سعه وجودی: شما وقتی انفاق می‌کنید، سعه وجودی پیدا می‌کنید دیگر. هفتصد برابر سعه وجودی پیدا می‌کنید. سعه وجودی در عالم وجود شما، کار حضرت میکائیل و جنودش.

این ۲ طیف را که بشناسیم، همان‌طور که در ساختار کلی قبلاً هم عرض کردم: بردار عمل اطاعت به هدایت. اگر ما اطاعت کنیم، حضرت جبرئیل ما را به هدایت می‌رساند. این هدایت، بردارش می‌شود رشد، رشادت و رشید شدن هر کس این است. اگر غیر از این باشد، رشد نباشد، می‌شود چی؟ می‌شود غی. غوایت و اغوا. انسان‌ها اگر در مسیر اطاعت از «أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم» نباشند، به هدایت نمی‌رسند توسط حضرت جبرئیل و جنودش. وقتی هدایت نشدند، رشد نمی‌یابند. وقتی رشد نیافتند، یعنی به غی و اغوا رسیدند. این مربوط به عالم جعل است.

اما در نقطه مقابل، در عالم خلق، اگر عبودیت ما درست باشد؛ هدف خلقت ما عبودیت است. دیگر «و ما خلقت الجن والإنس إلا ليعبدون». اگر عبودیت ما درست باشد، ما ربوبیتمان کامل می‌شود که این توسط جنود میکائیل رقم می‌خورد. اینجا بردار عبودیت به ربوبیت می‌شود اصطناعت. موسی: «اصطنعتك لنفسي». تو را ساختم برای خودم. امام علی در نامه ۲۸ نهج البلاغه فرموده: «معاويه، إنّا صنائع ربنا». چون انبیا و ائمه عبودیتشان خالص بوده، در نسبت با ربوبیت، اینها برای حضرت الله اصطناعت شدند. سازوکار اصطناعت مربوط به کیست؟ حضرت میکائیل و جنودش. سازوکار رشادت مربوط به کیست و رشید شدن و رشد یافتن از اطاعت تا هدایت؟ حضرت جبرئیل. آن در عالم جعل است، این در عالم خلق.

اما همان‌طور که می‌بینید، دست‌های کارگزاران خدا، چه حضرت جبرئیل امین، چه حضرت میکائیل عزیز، پشت این سازوکارها هست و چارچوب‌هایش مشخص است.

خب حالا ما با ۲ تا از این ملائکه آشنا شدیم. اما دنیا برای ما تمام می‌شود و روز ما شب می‌شود. وقتی روز ما شب می‌شود، آیت برزخ، شب است. ما می‌رویم در برزخ، یعنی در شب. وقتی رفتیم در شب، بالاخره شب صبح می‌شود دیگر. صبح که بشود، صبح قیامت است دیگر، برمی‌خیزیم آنجا. آیت دوره برزخ، شب است. ملک سوم و جنودش نقششان فعال می‌شود. اینها می‌آیند ما را قبض روح می‌کنند؛ یعنی قبض می‌کنند، می‌بندند، می‌گیرند روح را از ما می‌کَنَند، می‌برند. حضرت عزرائیل که مظهر اسم «ممیت» حضرت الله در نسبت با ممات و حیات، این وظیفه دارد دنیا را بر ما تمام کند و از طرف حضرت الله ما را قبض روح کند. ملک الموت معروف است به ملک الموت، ملک ختم دنیا.

خب حضرت عزرائیل کارش تقبیض و ترفیع است. یعنی اگر حضرت جبرئیل کارش تنزیل و تعریج بود، یا حضرت میکائیل کارش تنزیل و ترفیع بود، ایشان کارش تقبیض، قبض کردن و گرفتن و بعد هم ترفیع ارواح است دیگر. ارواح را می‌برد بالا. در موت و در عالم برزخ، اولاً ایشان قبض روح می‌کند با فوت، بعضی‌ها فوت می‌شوند. «فوت» نمی‌کنند؛ فوت می‌شوند. وفات می‌یابند. مودبانه‌ترش وفات است. به کلمه فوت. فوت شدن. این لاشه و جسد می‌ماند. اصل روح کنده می‌شود، می‌آید بیرون. شما یک کالایی می‌خرید، برای‌تان خیلی ارزشمند. این کارتنش را می‌کَنید یا کادو آوردن، آن کاغذ کادوش را می‌کنید، پاره می‌کنید، می‌ریزید دور، اما خود آن شیء که از تو کارتن آمد بیرون، برای‌تان اهمیت دارد، ارزش دارد. این می‌شود فوت شدن. آن کارتن، آن کاغذ، آن کاغذ کادو، آن جلد، آن جعبه فوت شد. شما آن اصل آن شیئی که آوردند برای‌تان، آن را از توی این آوردید بیرون، این را قبض می‌کنید، برمی‌دارید می‌برید. قبض روح با فوت است که می‌شود موت. گاهی قبض روح با قتل است؛ یعنی جسم اینجا نمانده همین‌جوری قبض روح بشود. تو خواب، تو بیداری، نشسته همین‌جوری درجا قبض روح می‌شود. نه، تصادف می‌کند، تیر می‌خورد، گلوله می‌خورد، زیر آوار می‌ماند، یک بلایی سرش می‌آید و قبض روح می‌شود. آیت دوره موت و دوره فوت، آیتش خواب است. یک شب داریم. شما شب که می‌شود، می‌روید در شب می‌خوابید. ما در شب برزخ. وقتی می‌خوابیم، خواب برادر مرگ است. دیگر در ضرب‌المثل داریم که خواب برادر مرگ است. نوعی موت کوچک و صغیره. هر شب که می‌خوابیم، خواب ما نَوم، آیت در واقع موت است؛ یعنی همین‌طور که می‌خوابیم از همه چیز بی‌خبر می‌شویم و غافل، همین‌طور هم می‌میریم و از همه چیز در عالم دنیا و غیره غافل می‌شویم.

حالا قبض روح با فوت، قبض روح با قتل. یک نمونه دیگرش هم می‌شناسیم، آن هم فشار قبر است که این هم توسط حضرت عزرائیل و جنودش است. یکیش پرسش و پاسخ داخل قبر است، آن هم باز مربوط به جنود حضرت عزرائیل عظیم است و نمونه‌هایی از این دست که می‌توانید بهش اضافه کنید.

اما این خواب بالاخره خاتمه پیدا می‌کند. چون آن شب، شب برزخ تمام می‌شود. وقتی تمام شد، چون شب برزخ بین دو تا روز است؛ بین روز دنیا و روز آخرت و عقبا. حالا یک کسی در صور خودش می‌دمد. همه می‌میرند. همه انسان‌ها، همه جن، همه، همه موجودات می‌میرند. حالا حضرت اسرافیل در صور می‌دمد. وقتی دمید، همه در یک روز در صحرای محشر برمی‌خیزند، قیام می‌کنند. این ملک الحیات که اسرافیل علیه‌السلام مظهر اسم «محیی» در نسبت بین ممات و حیات. حضرت عزرائیل مظهر اسم «ممیت» است، ایشان مظهر اسم «مُحْيِي». آنجا حضرت، حضرت عزرائیل ملک ختم دنیا بود، می‌آید دنیا را برای ما تمام می‌کند. ختم می‌شود دنیا. باطل می‌شود دنیا برای ما. ما رو از دنیا بیرون می‌کند، دستمان از دنیا کوتاه می‌شود، می‌رویم. حضرت اسرافیل، ملک افتتاح عقباست؛ یعنی وقتی در صورش می‌دمد، همه ما قیام می‌کنیم، برمی‌خیزیم. جلسه افتتاحیه عقبا و آخرت است که رقم می‌خورد.

اگر کار حضرت عزرائیل ماموریتش تقبیض و ترفیع است در موت و عالم برزخ، کار حضرت اسرافیل تقویم و تقییم در صحرای محشر است؛ یعنی کاری می‌کند در سازوکار تقویم. در صور می‌دمد، ما قیام می‌کنیم. قیام که کردیم، قامت و قیامت رقم می‌خورد. می‌ایستیم آماده پاسخگویی. اولاً: و نفخ فی الصور در صور می‌دمد برای قیام عمومی و هم جن، هم انس در صحرای محشر جمع می‌شوند. ثانیاً: یک گروهشان آنجا هستند که دعوت می‌کنند به جهنم. می‌رانند گروهی را به جهنم. هل می‌دهند می‌برند جهنم. که اینها جنود حضرت اسرافیل هستند. یک گروه دیگر هستند که دعوت می‌کنند به بهشت. آنجا ایستاده سلام می‌کنند. و قرآن فرموده که سلام می‌کنند، دعوت می‌کنند به بهشت. آنها باز نیروهای حضرت اسرافیل هستند. یک سری‌شان ملائک عذابند در جهنم. لذا بخش حضرت اسرافیل هم ساختارهای خودش را دارد و جوانبی دارد که دیگر از آنجا لایه سوم شروع می‌شود؛ یعنی ما الان دنیا را دیدیم، برزخ را هم دیدیم. روز دوم شروع می‌شود. روز اول که دنیا بود، شب برزخ است برای ما. روز دوم که شروع می‌شود، روز عقبا و آخرت است که آن دیگر پایان ندارد؛ یعنی خورشیدش غروب نمی‌کند. آنجا ملائکه خودش را دارد.

شما اینجا آیات حضرت اسرافیل را در چی می‌بینید؟ صور حضرت اسرافیل را. خروس. خروس که در زبان‌ها، هم در نگاه اوستایی‌ها و یشت‌ها، هم در نگاه اسلامی به آن می‌گویند سروش. این در صبح که بانگ برمی‌دمد و ما را بیدار می‌کند، در واقع این آیت و ترجمانی است از همان صور حضرت اسرافیل.

منظر هر ۴ ملک مقرب چیست؟ منظر حضرت جبرئیل: رشادت و رشید شدن ما انسان‌ها و جن. منظر حضرت میکائیل: این است که تعداد بیشتری از انسان‌ها و اهل جن اصطناعت بشوند. منظر حضرت عزرائیل: وفات. و منظر حضرت اسرافیل: قیامت.

مدبرات الامر در عرش الرحمن
مدبرات الامر در عرش الرحمن

این سازوکاری که به اجمال خدمت شما عرض کردم، شما را به یک جهان‌بینی قرآنی نزدیک می‌کند در متعلق دوم ایمان؛ یعنی ایمان به ملائکه. تعداد ملائکه بسیار بسیار زیاد است. بعضی از ملائکه که کلاً عبادت می‌کنند. هر کدام از من و شما که اینجا هستیم، ملک‌هایی همراه ما هستند: کراماً کاتبین. که اینها ثبت می‌کنند اعمال ما را. آن ملائکه‌ای که ثبت می‌کنند اعمال ما را، یکیشان مربوط به جنود حضرت جبرئیل است، یکیشان مربوط به جنود حضرت میکائیل. اعمال ما وقتی ثبت می‌شود، کتابت می‌شود، این کتاب اعمال ما را در قیامت می‌گذارند جلوی ما. و در جاثیه لحظه‌ای که دیگر دویدیم، خسته شدیم، دستمان زدیم روی زانو، داریم نگاه می‌کنیم روی تابلو اعلانات، نتیجه کار ما را بگویند. در آن سوره جاثیه. آنجا دیگر همه چیز رو می‌شود. هیچ‌کس نسبتی با دیگری احساس نمی‌کند. این پدرش است، آن مادرش، این فرزندش است، نه. همه کاملاً کف صحنه دارند حساب و کتاب پس می‌دهند.

پس یک جهان‌بینی داریم که یک دنیایی داریم، یک روزه. یک برزخی داریم که این روز شده شب. این شب حتماً خاتمه پیدا می‌کند، می‌شود صبح. آن صبح فرداش، صحرای محشر و قیامت. ما قیام می‌کنیم. داخلش یک روزی شروع می‌شود که خاتمه پیدا نمی‌کند. پس یک روز کوتاه داریم، یک روز بلند. وسطشان هم یک برزخ داریم. به این روز کوتاه می‌گوییم دنیا، به آن روز بلند می‌گوییم عقبا و آخرت، به این حد وسطشان می‌گوییم برزخ. ۴ تا ملک داریم، اینها متولی بخش‌های گوناگون‌اند. متولیان دنیا: حضرت جبرئیل و حضرت میکائیل و میلیون‌ها جنودشان هستند که نظام دیوان‌سالاری و نظام اداری و نظام حکمرانی حضرت الله، نظام امر حضرت الله را رقم می‌زنند.

در سوره نازعات وقتی قسم می‌خورد به این ملائکه از اول از آیه ۱ تا آیه ۵ تفسیرپذیر است دیگر. مفسرین در مورد اینکه این ۴ تا آیه معنی‌هاش چیست، انواع روایت‌ها را گفتند که از خود نازعات شروع می‌کند که:کنده می‌شوند و سریع و پرشتاب می‌آیند. تا می‌رسد به فالمدبرات أمرا «والنازعات غرقا». همین‌جوری شما بچینید بیایید تا برسید به آیه ۵. «مدبرات أمر» مفسرین می‌گویند مدبرات امر، این ۴ تا ملک اصلی‌اند. آنهایی که امر حضرت الله را تدبیر می‌کنند برای اجراش. که دیگر حالا آن از اینجا به بعد از این آیه دیگر قضیه آن لحظه قیامت و آن لحظه‌ای که همه وحشت می‌کنند و آن اتفاق‌ها را می‌گوید، بعدش می‌رود سراغ ماجرای حضرت موسی کلیم و اتفاقاتی که فرعون رقم زد و نپذیرفت. که همین اتفاق‌ها برای او می‌افتد. که بعد می‌فرماید در این عبرتی است برای کسانی که بخواهند دریابند. خیلی سوره‌ی تکان‌دهنده‌ای است سوره نازعات.

اما من حیث المجموع، دلیل اینکه در این جلسه به این موضوع پرداختم، اولاً این بود که در این جنگی که رخ داد، ما نگاهمان قرآنی نبود. نگاهمان به اتفاقات و وقایعی که حضرت الله با یک دستش با حضرت جبرئیل آمد تألیف قلوب کرد، با دست دیگرش با حضرت میکائیل ما را فائق کرد به دشمن صهیونیستی و آمریکایی. ما ۲ تا دست خدا را ندیدیم. و این کفران نعمت. اگر نتوانیم این چشم را باز کنیم، چشم دلمان را ببینیم، حتماً دفعات بعد ما را رها می‌کند. کمااینکه در جنگ اول کمک پیامبر، این حضرت میکائیل و چند هزار تا ملک آمدند کمک کردند. بعد که همه رها کردند، در جنگ‌های بعدی پیامبر دیگر حضرت الله کمک نکرد و ضرباتی خوردند مسلمین و در جنگ‌های ائمه و دیگر، اوجش که دیگر کربلاست که دیگر فقط ملائکه آنجا ایستاده بودند گریه می‌کردند.

یک نکته که وظیفه ماست در ابعاد نظری این وقایع و جنگ‌ها، این است که برویم به سمت اینکه قرآنی بیندیشیم و قرآنی زندگی کنیم. اتفاقی که افتاد قرآنی بود. ربطی به رسانه‌ها و کنشگران عرصه عمومی برای ایجاد تألیف قلوب نداشت. رُک.

نیت اولم این بود که شما با پشت صحنه و پشت پرده اتفاقات اخیر و جنگ اخیر آشنا بشوید، آن قسمت‌هاییش که اذن الهی بود. حتی صبح سر سجاده موقع نماز، باز دوباره به حضرت الله عرض کردم که: من زبانم الکن که از ملائکه مقرب تو بگویم. من نه سوادش را دارم، نه درکش را دارم، نه فهمش را دارم. می‌خواهم بروم یک گزارشی از مباحث مفسرین را گزارش بدهم. بگویم این است، این است، این است، این‌گونه است. و اما خودت یک کاری کن با همین جنودت که این مسئله مدبرات الامر مشخص بشود چرا ما حق ملائکه را به جا نمی‌آوریم؟ چرا ما قرآن را مهجور گرفتیم؟ چرا به تو ای حضرت الله ظلم می‌کنیم؟ خودت یک کمکی کن که این موضوع روشن بشود. این آقایان و خانم‌ها خودشان بتوانند این را ببرند بعد بپرورانند. جنود تو در قلب این‌ها عنایت ویژه کنند و کمکشان کنند این موضوع بسط پیدا کند. چون در هیچ جا از نقش حضرت الله در این جنگ به‌ویژه از نقش ملائکه مقرب گفته نمی‌شود و همه چیز را فروکاست می‌کنیم به ارزش‌های مادی. ما یک موشکی ساختیم، زدیم رفت آنجا چه کار کرد. ما یک، ما چی؟ لحظه‌ای که آمد ما را یا با قتل قبض روح کند یا با فوت و وفات. آن موقع متوجه می‌شویم که ما چی بودیم و کی بودیم. اصلاً ما چی هستیم؟ قوی‌تر از محمد باقری، قوی‌تر از غلامعلی رشید، قوی‌تر از حسین سلامی، قوی‌تر از ۳۰ تا سردار. اینها منشأ قدرت بودند، منشأ شلیک موشک بودند، منشأ برنامه‌ریزی و با مشت زدن در دهن دشمن بودند. اما خدا فرمود: ببینید منم. حواس‌تان باشد، کت تن کی است؟ من خدا. لذا حتی اگر ما در جای ارشدترین فرماندهان باشیم، در جای انبیا و ائمه باشیم، باز خدا ملکی دارد می‌فرستد می‌گوید: برو اینها را قبض روح کن.

چرا ما قرآنی زندگی نمی‌کنیم؟ چرا در یک جامعه دینی شأن قرآن را رعایت نمی‌کنیم؟ و حضرت شکایت کرده به حضرت الله که: قوم من قرآن را محجور گرفتند. منظورم این بود که دوستان از مهجور بودن قرآن را در بیاورید، ببینید چگونه می‌شود پشت صحنه را تحلیل کرد. الان بروید در آپارات، بروید در تلگرام، بروید در یوتیوب، پُر است از ویدئوهایی که یک کسانی دو هفته گذشته ویدئو رفتند، چه در برنامه تلویزیونی، چه در این برنامه‌های عمومی‌شان که پشت پرده جنگ ۱۲ روزه، پشت پرده جنگ ۱۲ روزه چی بود؟ حضرت الله بود. جنگ بین کفار یهودی که می‌خواهند با فساد در عالم تمدن بسازند، با پیروان علی علیه‌السلام، حضرت خمینی کبیر و خامنه‌ای عزیز که می‌خواهند با مقوله‌ای به نام اصلاح جامعه تمدن بسازند، نه با فساد. آنان می‌خواهند با فساد، اینها می‌خواهند با اصلاح و صلح جامعه را بسازند. جنگ بین این دو گروه حتماً جنود ماورایی حضرت الله را در پشت سر خودش دارد؛ یعنی حضرت میکائیل و حضرت جبرئیل. پشت پرده این جنگ، این است. این حرف‌های نمی‌دانم چی‌چی. ما یک خبرهایی داریم از سلاح‌ها، از اینکه چه شد، جنگ شد، مذاکرات آن‌گونه شد. اینها را ولش کن. اینها که پشت پرده نیست. اینها که پشت پرده نیست.

لذا نیت اول این بود که شما شأن قرآنی جنگ اخیر را کمی با آن آشنا بشوید. باز تکرار می‌کنم: من زبانی الکن درباره انگاره‌هایی که قرآن عظیم آورده و درباره مصادیقش به نحو اولی زبان من الکن در تبیین و تشریح. فقط گزارش دادم از بحث‌های تفسیر. بروید سراغش، خودتان مباحث بیشتری پیدا می‌کنید. درآمد این جلسه بر این باشد که ما به نسبت آنچه که در این جنگ تنزیل و تأویل رخ داد، نقش ملائکه الهی را بتوانیم تبیین کنیم از منظر ایمان. وقتی قرار است به ۷ تا متعلق ایمان داشته باشیم، یکی از متعلقات؛ یعنی متعلق دوم که ایمان به ملائکه است، باید بشناسیم که به آن ایمان داشته باشیم دیگر. حضرت جبرئیل امین، حضرت میکائیل عزیز، حضرت عزرائیل، حضرت اسرافیل. اینها هیچ‌کدام برای ما شناخته‌شده نیستند. اینها صرفاً یک اسم هستند در زبان ما. ما کتاب ویژه برای اینها نداریم. استاد برای اینها نداریم. اینها شأن و حق این است که برخی افراد ۳۰-۴۰ سال فقط یکی از اینها را مطالعه کنند و با آن زندگی کنند و درباره آن بنویسند، درباره آن تدریس. برای من دردناک است که کسی در جمهوری اسلامی از بیت‌المال حقوق می‌گیرد، می‌رود مثلاً ۳۰ سال مارکس درس می‌دهد، ۴۰ سال کانت درس می‌دهد، هگل درس می‌دهد، دکارت درس می‌دهد، ارسطو درس می‌دهد، افلاطون درس می‌دهد. اما ما کسی را نداریم تخصصی امام علی (علیه‌السلام) را از حیث آکادمیک تدریس کند، امام حسن (علیه‌السلام) را از حیث آکادمیک تدریس کند. کسی را نداریم که جبرئیل امین را تدریس کند. کسی را نداریم که میکائیل عزیز را تدریس کنیم. و این خیلی دردناک است. جهان‌بینی‌ها مخدوش است. مسلمان متدین، روزه می‌گیرد، نماز می‌خواند، زیارت اباعبدالله می‌رود. اما وقتی از او می‌پرسی نگاهت به هستی و عالم چیست؟ نگاهش به هستی و عالم، همین چیزهایی که در دانشگاه خوانده از علوم کفرآمیز غربی که منحصر به همین ۴ روز دنیاست، در شکاکیت.

اما دیدید که آنچه تحت عنوان عالم ملکوت و عالم عقل رقم خورده و از آنجا کارگزاران می‌آیند زندگی ما را سامان می‌دهند و ما را کمک می‌کنند به اذن الهی، که اگر ما غفلت کنیم، ما را رها می‌کنند. و این الهامات از سوی جنود ابلیس خواهد بود. و جنود ابلیس هستند که می‌آیند در عالم خلق دخالت می‌کنند. آیه قرآن داریم که ابلیس و جنودش می‌خواهند عالم خلق را تغییر بدهند. دیدید دیگر طرف مرد است می‌رود می‌شود زن، زن می‌رود می‌شود مرد، انسان است می‌رود ۴ دست و پا درست می‌کند بشود مثل حیوان، گوشش را این‌گونه می‌کند مثل جن دراز بشود، و نمی‌دانم. این کارها را خودش در قرآن گفته که من این کار را می‌کنم. ببینید: «فليغيرن خلق الله». تغییر می‌دهد خلق الله را. خب بالاخره کسانی که این‌گونه می‌روند، خسران دارند دیگر. همان‌طوری که در انتهای آیه فرموده: «ومن يتخذ الشيطان وليا» کسی که شیطان رو می‌گیرد ولی خودش. «من دون الله» که شیطان دون حضرت الله است «فقد خسر خسرانا مبينا». دچار خسران مبین است. پس آنان هم الهام می‌کنند در عالم جعل، هم تغییر می‌دهند در عالم خلق و مخدوش می‌کنند؛ یعنی در کار حضرت جبرئیل و کار حضرت میکائیل خدشه می‌کنند.

من و شمای مسلمان باید مراقب باشیم که کارگزار زندگی ما کیست؟ از طرف حضرت الله است یا از طرف ابلیس؟ میکائیل و جبرئیل است یا جنود ابلیسه؟ کیستی مهم است، نه چیستی. چرا اینقدر در علم به ما می‌گویند بچسبید به چیستی و از کیستی حذر کنید؟ چون منشأ را اگر نگیرید کیستی، قطعاً به انحرافی می‌رسید که امروز تمدن غرب به اینجا رسیده که یک فرعونی مثل ترامپ برایشان حکومت می‌کند. چون خودشان این‌گونه خواسته‌اند. این نکته دوم بود.

نکته سوم، نکته نهایی، مسئله علوم انسانی بود. هنگامی که می‌گوییم آقا علوم انسانی، علوم آدمی. علوم انسانی غربی دیدید چه ابعادی دارد. اما در علوم آدمی، علوم قرآنی، علوم دینی اینهاست. به اینها اشراف پیدا کنید، به اینها مسلط و مجهز بشوید، در اینها غور و غوص کنید. خدا به شما توفیق روزافزون می‌دهد. و همین‌ها را وقتی بنویسید، تنظیم کنید، جهان‌بینی‌ها را شکل دهید، جلو برید. شما علوم آدمی قرآنی را تولید کردید و جامعه از این جهالت آمده بیرون. همه اینهایی که پشت این دیوارها هستند و جهان‌بینی‌شان نسبت به ملائکه، نسبت به عوالم گوناگون از ناسوت و ملکوت و جبروت و لاهوت و این‌ها، نسبت به این‌ها مخدوش است، اشکالشان گردن ماست.

همه اینهایی که بیرون این دیوارها هستند، زندگیشان خراب می‌شود، زندگی معنوی و مادیشان، مقصرش ماییم. همه اینها اگر دچار معضلاتی هستند با ولایت رسول الله، ولایت اولی‌الامر، ولایت ائمه، ولایت حضرت در پرده غیبت و ولایت فقیه، دچار مشکلند، مقصر ما هستیم. ما برای ولی فقیه و امام معصوم بسط ید ایجاد نکردیم که آنان مردم اشراف داشته باشند به قرآن، به مباحث قرآنی، به مباحث تفسیری و به مباحث تأویلی، به این سازوکارهای ملائکه و غیر و ذلک.

اگر مردم چنین معرفتی در علوم انسانی علوم آدمی قرآن‌پایه داشته باشند، که فاصله بین این‌ها با امام معصوم در پرده غیبت و ولی فقیه در عصر حاضر به وجود نمی‌آید. اگر این بسط ید ایجاد نشده برای ولی فقیه و در سطح بالاتر برای امام معصوم، مقصرش ماها هستیم. بالاخره یک کسایی الان دارند زحمت می‌کشند، این برق را از تو نیروگاه رقم زدند تا برسد بالای سر من و شما روشن باشد. یک کسانی انرژی را تولید کردند تا این کولر بتواند کار کند، اینجا خنک بشود. یک کسانی بیرون امنیت و آرامش را به وجود آوردند در نیروی انتظامی تا ما اینجا راحت باشیم بنشینیم مشق معرفت دینی کنیم. یک کسانی زحمت کشیدند در این نانوایی نان پختند که ظهر ماها برویم بخوریم قوت لایموت باشد. هر کس یک زحمتی. همه اینهایی که زحمت کشیدند در طول این چند ساعت که ما بتوانیم اینجا با آرامش بنشینیم این کار را انجام دهیم، گردن ما حق دارند در آخرتشان و ما به آنان بدهکاریم. رُک. کم‌کاری نانوایی و کم‌کاری پلیس و کم‌کاری اداره برق و همه این‌ها به چشم می‌آید، اما کم‌کاری ما به چشم نمی‌آید.

در لایه سوم، انتظارات از این جلسه امروز: مسئله علوم آدمی و توجه به اینکه چطور می‌شود از دل مباحث تفسیری در قرآن علوم آدمی را تبیین کرد و نظام تمدنی را شکل داد. این خواسته سوم بود که اشاره کردم به اجمال خدمت شما عزیزان. و طبعاً با اجزای این به صورت کلی آشنا شدید. خودتان حالا به بحث‌های کلی در تفسیر تسنیم و سایر مباحث تفسیری مراجعه کنید، نکات کامل‌تر و جامع‌تری را بهش دست پیدا می‌کنید.

اما کاش یک روزگاری برسد که ما در ایران هزاران نفر مَلَک‌شناس داشته باشیم، موسسات متعدد مطالعات جبرئیل و میکائیل و عزرائیل و اسرافیل و کراماً کاتبین و انواع ملک‌ها را متخصصینی داشته باشیم، کسانی که درباره این‌ها فیلم‌ها ساخته باشند، متخصص باشند، اندیشه‌ورزی کرده باشند. از کودکان مرحله پیش‌دبستانی تا پیرمرد پیرزن‌های ما، همه ملائکه را به خوبی بشناسند. ان‌شاءالله یک چنین روزی روزگاری بخواهد برسد. لازمه‌اش توجهات نسل شما به راه‌های صحیح اندیشه‌ورزی و تعقل است. نه اینکه سراغ علوم غربی بروید بخواهید با یافته‌های گمراهان راه خودتان را پیدا کنید. این سه تا خواسته:

یک، مسئله جنگی که گذشت و تبیین پشت پرده این جنگ از زاویه عمل دو ملک مقرب حضرت جبرئیل و میکائیل.

دو، از منظر اینکه اوجب واجبات (حکم فقهی که اعلام شد دو سال پیش، امسال دومین سالگردش است) در بخش اینکه حفظ ایمان مردم اوجب واجبات است. یکی از متعلقات هفت‌گانه ایمان مردم، ایمان به ملائکه است. چطور ایمان مردم را حفظ کنیم؟ ما هنوز در خودمان و مردم ایمان به وجود نیاورده‌ایم در مورد ملائکه که بخواهیم برویم حفظش کنیم. تبیین این بود.

و سوم هم اینکه دوستان، این علوم آدمی است، علوم قرآنی است. علوم انسانی نیست، Humanities Science نیست. چون آن Animalities Science علوم حیوانی است. اما این علوم الهی وقتی کمی نزدیک می‌شوید به بحث‌های قرآنی و تفسیری، حالا خود قرآن عظیم به شما این چارچوب‌ها را می‌دهد.

البته باید سر سجاده عاجزانه از آن بخواهید و بخواهیم تا ناب و خالصش را به ما هم الهام کند. ان‌شاءالله که خدا به همه ما توفیق بدهد که قدردان حضرت الله، شاکر حضرت الله و انبیای عظام، ملائکه مقرب و سایر ملائکه، ائمه اطهار علیهم‌السلام، و قدردان نعمت عظیم جمهوری معظم اسلامی و شهدای گرانقدرش باشیم. خدا به ماها توفیق بدهد که مرگ دشمنان خودش را به دست ما قرار بده و مرگ ما را به دست دشمنان خودش قرار بده.

موفق و موید باشید ان شاالله. والسلام.


https://www.aparat.com/v/sfh9hkj

◀️ مشاهده در یوتیوب:

youtu.be/N9bcaNK92FU

◀️ مشاهده در آپارات:

aparat.com/v/sfh9hkj

علوم انسانیعزرائیلفرشته
۲
۰
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
IRAN MY LOVE
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید