ویرگول
ورودثبت نام
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷IRAN MY LOVE
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
خواندن ۳۹ دقیقه·۱ ماه پیش

۱۱۴۹ /نفوذ صهیونیستی

💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۴۹

سرفصل: تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک یهود (۲۳)

رژیم صهیونیستی (۱۷)

نفوذ صهیونیستی

برگزارشده در ۶ شهریور ماه ۱۴۰۴


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین.

در تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک یهود در دورهٔ مدرن، مسئلهٔ اساسی تبیین این نکته است که اساساً یهود معتقدند که قوم برگزیده‌اند و مجازند که با فساد بر دیگران حکومت کنند. «کاسموپولیتیسیم»، یعنی جهان‌وطن، همه چیز را برای خودش می‌داند و خودش را در هدف‌گذاری استراتژیکش حاکم بر جهان آینده می‌داند و مباح می‌داند هر روش و ساز و کار و ابزاری را برای رسیدن به این هدف: هدف حکومت جهانی یهود.

هرچند بن‌مایهٔ ادیان ابراهیمی به خصوص از سفر حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام از شهر اور و نجف تا فلسطین استفاده می‌کند، و هرچند تلاش می‌کند که اثبات کند که در دورهٔ فرزند حضرت ابراهیم، یعنی اسحاق، و فرزند حضرت اسحاق، یعنی یعقوب، یهود یک برند الهی گرفته از حضرت الله. آن هم این بوده که با یعقوب، خدا کشتی گرفته؛ اولش یعقوب نمی‌دانسته که این خداست — این فرد غریبه‌ای که باهاش پنجه در پنجه انداخته — بعد اواخرش فهمیده که این خداست. از خدا تأییدیه گرفته؛ تأییدیه‌اش مقوله‌ایست به نام «مقاوم در برابر خدا»، و کلمهٔ «اسرائیل» از همین کلمه مشکلات شروع می‌شود.

یعنی از کلمهٔ «اسرائیل» که در کتاب مقدسشان در کتب عهد عتیق توضیح داده‌اند که، یعنی ماجرا را که توضیح دادند، اونجا تشریح کردن کلمهٔ «اسرائیل» یعنی چی، و از دل این کلمه مشکلات درمی‌آید. یعنی کسانی که یهودی نیستند، از خود این کلمه مشکلاتشان شروع می‌شود. و شما باید بدانید جهان‌بینی طرف مقابلتان کیست، تا شما متوجه نشوید، در اطلاعات استراتژیک دشمن شما چطور فکر می‌کند، نگاهش به هستی و عالم چیست.

شما یک لفظ عامی به نام «خدا» در نظر داشته باشید. وقتی می‌گویید «خدا»، تصور کنید که «الله» مسلمان‌ها خداست، «یهوه» یهود خداست، آن «گاد» در تلقی مسیحی‌ها خداست، و همین‌طوری بشمرید، برید دیگه سمت هندوها و بودیست‌ها و کنفوسیوسیست‌ها، سمت هر کس رفتید، انگار همهٔ خدایشان با هم مشترکه؛ «خدا» یک مقولهٔ واحدیه؛ حالا شاخه‌های مختلف شده.

این خطا در تلقی جهان‌بینی موجب می‌شود شما ندانید که افتراق بین نحله‌ها با چه شاخص‌هایی سنجیده می‌شود. این افتراق و فرقی که وجود دارد بین این نحله‌ها در این است که اساساً خدای هر کدام از نحله‌های زمینی یا نحله‌های ادیان ابراهیمی با هم متفاوت‌اند. به این دلیل که کلمهٔ فارسی «خدا» غلط‌اندازه و منحرف‌کننده است؛ چون اساساً «الله» تبارک و تعالی به این ظرف کوچکِ کلمهٔ «خدا» نمی‌گنجد.

ویژگی اصلی حضرت الله این است که «بعید التصور» نمی‌شود تصورش کرد، اما «یهوه» در یهود قابل تصور آمده، اومده زمین کشتی گرفته؛ یعنی کاملاً عینی است، یعنی یک هیبت انسانی دارد. اینکه بعداً حتی حضرت موسی کلیم هم اصرار داشت به حضرت الله که: «من تو را ببینم». یعنی آمد ایستاد، همان کنار آن درخت در کوه طور، و صدای حضرت الله را که شنید، بعد آمد گفت: «أرِنی، من ببینمت». خب، الله تبارک و تعالی فرمود: «لن تَرانی، نمی‌توانی من را ببینی».

این از دورهٔ یعقوب تا دورهٔ حضرت موسی این روند ادامه پیدا می‌کند. حتی وقتی بنی‌اسرائیل را حضرت موسی منتقل می‌کند به بیرون از مصر و می‌آورد تو صحرای سینا، تا بره کوه طور را برگرداند، همه گوساله‌پرست می‌شوند. چرا؟ چون انتظار داشتند آن خدای یهود را تَعَینی ببینند. از این ظرفیت استفاده کرد و از این دغدغه، استفاده کرد سامری گوساله را برایشان ساخت و مردم را گوساله‌پرست کرد.

مشکل یهود از روز اول، از دورهٔ حضرت یعقوب به این‌سو این بوده که همیشه می‌خواسته‌اند خدا را تَعَینی ببینند با چشم سر. که حتی حضرت موسی هم می‌گوید: «یه کاری کن من ببینمت!». این انحراف به عنوان یک جهان‌بینی آمده، تبدیل شده به فرهنگ. و وقتی خدا فروکاسته شده به یک آدم در حد یک آدمی که چشم و گوش و دست و سر و پا و این‌جور ابعاد انسانی دارد، شما با کسی روبرو هستید به عنوان یهودی که این یهودی، خدایش تَعَینی است.

اما شما به عنوان مسلمان، خدایتان «بعید التصور» است؛ اصلاً نمی‌شود تصورش کرد. صدها اسم حضرت الله را شما به عنوان صفت فرا می‌گیرید؛ آن ۹۹ تای اصلی را که فرا می‌گیرید به عنوان صفات حضرت الله، به عنوان «أسماء حسنی» فرا می‌گیرید که حضرت الله مثلاً «حکیم»، «علیم»، «متین» است. این صفات حضرت الله و اسم‌هایش را که یاد می‌گیرید، یک ذهنیتی پیدا می‌کنید، اما نمی‌توانید حضرت الله را تصور کنید؛ «بعید التصور» است. امکان تصور حضرت الله را ندارید.

اگر خدایی باشد که به تصور بیاید، آن دیگر ماهیت به اصطلاح معرفتی‌اش مخدوش شده است در شما. حضرت الله «بعید التصور» است. اما وقتی شما آشنا می‌شوید با جهان‌بینی یهود که خدا تَعَینی است. برای یهود درخت کذایی ممنوعه درخت عینی بوده در بیرون. آدم و حوا رفتن از اون درخت ممنوعه بیرون میوه چیدند و خوردند این سیب و هبوط کردند سقوط کردند. در صورتی که اون درخت تعینی نیست، به تعبیر شهید مطهری اون درخت سمبلیک است. اون درخت ماهیت ذهنی دارد ولی وقتی شما با تفکر یهود آشنا می‌شوید که خدا را یهوه را تعینی می گیرد. درخته را تعینی و بیرونی می‌گیرد.

بسیاری از ساز و کارهای غیبی مربوط به عالم غیب و عالم ماورا را تَعَینی می‌کند. از دل این نگاه تَعَینی بعداً علوم تَعَینی امروز فیزیکی درمی‌آید، علوم متریالیستی و ماده‌گرای امروز درمی‌آید. چون اصل اول — یعنی ایمان به غیب — کاملاً در تلقی یهود مخدوش است. یهود، هر انگاره‌ی غیبی را تَعَین و تجسدِ مادی بهش می‌دهد، بعد می‌پذیرد.

یعنی در منابع هفت‌گانهٔ ایمان:

  • ایمان به غیب

  • ایمان به ملائکه

  • ایمان به کتاب و وحی

  • ایمان به الله

  • ایمان به انبیا

  • ایمان به آیات

  • و در نهایت ایمان به آخرت.

متعلقات ایمان
متعلقات ایمان

انحراف از اینجا شروع می‌شود که یهود اول انگاره‌های قیدی را می‌آورد، تَعَینی می‌کند و بعد باور می‌کند. و در مرحلهٔ انتقالش به دیگری، از همین تَعَین شروع می‌کند. یعنی خدایی که معرفی می‌کند، خدای تَعَینی مثل انسان، سر و چشم و گوش و دست و پا دارد. درخت ممنوعه‌ را که آدم و حوا ازش خوردند، درخت را تَعَینی می‌کند: «یه درختی گوشهٔ باغی بود، اینا رفتند نزدیکش شدند، ابلیس وسوسه‌شون کرده، رفتند از اون درخت خوردند».

غیب برای انسان یهودی معنی ندارد. وقتی کسی ایمان به غیب نداشته باشد، حالا چطوری ایمان به ملائک پیدا می‌کند که از غیب ملائکه می‌آیند؟ ملائکه هم تَعَین و تجسد بهشون می‌دهد: «دختران خدا که بال دارند»، که نکوهش شده است قضیه. گاهی به قدری خشم خدا را برمی‌انگیزد این تلقی که ملائکه تَعَینی‌اند و بال دارند و مثلاً مثل همین دخترها هستند و این حرف‌ها که انگار حس عذاب دست می‌دهد، یعنی این‌قدر خشم خدا را در پی دارد.

پس جهان‌بینی یهود، جهان‌بینی تَعَینی است. یهود مشکل دارد در ایمان به غیب. از اول دنبال این بودند که خدا را تَعَینی ببینند. علی النهایه هم یه خدایی تو تصور کردن که آمده کشتی گرفته، همون رو گذاشتند رو اسم دین خودشون: «بنی‌اسرائیل» یعنی فرزندان کسی که با خدا کشتی گرفته، «مقاوم در برابر خدا» است، خدا نتوانسته ضربهٔ فنی‌اش کند.

شما الان تصور کنید در یه همچین جامعه‌ای زندگی می‌کنید که دور‌و‌بری‌های شما همه این‌جوری‌ باشند؛ خواهر‌ و برادر شما و اقوام شما همه حسشون این باشد که: «ما یه پیامبری داشتیم خدا رو شکست داده در تشک کشتی مثلاً بعد حالا ما بنی‌اسرائیلیم، ما فرزندان اونی هستیم که خدا رو شکست داده است.» چه حسی به نظر شما از نظر فرهنگی‌ بهشان دست می‌دهد؟ وقتی به یک کودک یهودی توضیح می‌دهند که یعقوب کی بوده؟ «یعقوب» به اصطلاح «جاکوب»، به اصطلاح «جیکوب»، «یاکوب» این اسم‌های مختلفی که از این کلمهٔ عبری «یعقوب» در می‌آورند.

این فیلم سینمایی را ببینید اسمش رو «یعقوب» The Man کسی که Who Fought with God با خدا مبارزه کرد. داخل این فیلم، در آن سکانسی که با خدا کشتی می‌گیرد، خیلی نکتهٔ جالبی دارد: خدا بلونده! یعنی قشنگ شیر‌مالیده، سرِ غربی‌ها، اروپایی‌ها؛ که این حضرت یعقوب که ظاهر سامی دارد و مثل عرب‌ها است و موهاش مثلاً مشکی است و دستار سفید رو سرش است، وقتی با آن خدایی روبرو می‌شود، شما آن خدا را خیلی رومی می‌بینید، آن شخصیت‌هایی که تو فیلم‌های رومی هستند، داخل این فیلم این‌جوری‌ست: یعنی خدا بلونده، چشم آبی‌ست، یعنی خدا سفیدپوسته، موهاش بوره و چشم‌هاشم آبی‌ست. بعد روشش هم تو مبارزه ناجوانمردانه است. خیلی صحنهٔ خنده‌داری‌ است.

حالا اجمالاً وقتی ما با یک چنین تفکری روبرو هستیم، این تفکر، این جهان‌بینی، نوع محاجه‌اش با شما، شما رو بیرون از یهود که می‌بیند، شما رو اصلاً انسان قبول ندارد. شما رو قائل به این نیست که شما حق‌و‌حقوقی دارید؛ شما رو این‌جوری تلقی می‌کنند که شما آفریده شدید برای این‌که ابزار دست این‌ها باشید.

این با نگاه اسلام و قرآن، با نگاه معصومین ما (سلام الله علیهم) در تقابل است. که دغدغهٔ پیامبر ما، رسول جلیل‌القدر اسلام، دغدغهٔ تک‌تک ائمه، و دغدغهٔ مصلحیدن و صالحین مسلمان و شیعه این است که همهٔ مردم نجات پیدا کنند. تلاش می‌شود که همه نجات پیدا کنند.

در قرآن، خدا به رسول اعظم می‌فرماید: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ» «چرا داری جونت رو می‌ذاری سر این‌که ایمان بیارند؟ خب اگه نیاوردن، نیاوردن! من می‌دونم چی‌کار کنم با اینا.» اما اصرار مسلمین شیعه و امامیه بر این‌که از راه اصلاح، جامعه را به سعادت برسانند، نه از راه فساد. این یک وادی است. یک پارادایم هم آنی‌ست که یهود می‌خواهد غالب باشد بر جهان، و دیگران از راه فساد.

اگر ندانیم که ۶۵ بار در قرآن تأکید شده که: «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» — «ایمان داشته باشید، عمل صالح انجام بدید». ۶۵ بار «ایمان، عمل صالح؛ ایمان، عمل صالح». یهود ایمانش که ناقص است، هیچ‌، مطلقاً معتقد به عمل صالح نیست. توجیه‌پذیره براش برای این‌که غلبه کنه بر دیگران، همه‌جور فسادی رو زمینه‌سازی کنه.

خب می‌شه چارچوب نظری در تاریخ‌ طرح‌ریزی استراتژیک یهود مبتنی بر این چارچوب نظری و به قول غربی‌ها پارادایمی که دارن. دستورالعملی که موساد در سرویس امنیت خارجی‌شون داره، به هر فسادی دامن می‌زنه تا بتونه غلبه پیدا کنه بر دشمنانِ یهود.

تمایز علم مبارزهٔ صهیونیسم و یهود با علم مبارزهٔ اسلام و تشیع در این است که ما به جنگ متقیانه معتقدیم به جنگ اهل تقوا. اینا به دو دسته جنگ از فلسفهٔ نظامی‌شون معتقدند: «جنگ کثیف» و جنگ justful «جنگ عادلانه».

اینا از دل کتاب مقدسشون یه چیز درآورده. یهودی‌ها و مسیحی‌ها تو غرب، تو فلسفهٔ نظامی بهش می‌گن «جنگ عادلانه». کاری که جورج دبلیو بوش علیه به قول خودشون القاعده در افغانستان کرد، افغانستان را اشغال کرد و بعد آمدند صدام رو ۲ سال بعدش ورداشتند و عراق را اشغال کردند. جورج بوش می‌گفت: «ما مبتنی بر دکترین جنگ عادلانه، داریم جنگ پیش‌دستانه می‌کنیم؛ یعنی کاری که داریم می‌کنیم عادلانه است، برای این‌که بعداً این صدام نتونه یه سلاحی بسازه، بیاد آمریکا رو مثلاً بزنه.»

نوع دیگه‌ای در فلسفهٔ نظامی‌شون دارن که مبتنی بر نگاه یهوده، به نام «جنگ کثیف»: جنگ کثیف یا اصطلاحاً قدرت کثیف یا تروریزم کثیف یا کودتای کثیف، سیاست کثیف، فرهنگ کثیف، اقتصاد کثیف. در یک کلام، جنگ کثیف به جنگی گفته می‌شود که در آن شما هیچ خط قرمزی را در طرف مقابلتان نمی‌بینید. به هر کثافت‌کاری، به هر بی‌اخلاقی‌گری، به هر بی‌عدالتی و ظلمی که فکرش رو بکنید، اینا متوسل می‌شن و عمل می‌کنند. هر دروغ، هر نیرنگ، هر مکر، هر خدعه، به هر چیزی که به ذهن بشر برسه — صواب و ناصواب — عمل می‌کنند.

این بود که صدراعظم آلمان اعلام کرد که اسرائیل وظیفه دارد در جنگ علیه ایران، بخش جنگ کثیف رو اعمال کنه، و ما اروپایی‌ها — سه کشور تروئیکای اروپایی و ایالات متحده — بخش مثلاً جنگ عادلانه‌اش رو. یعنی: کار کثیف توسط اسرائیل انجام بشه؛ کار غیرکثیف و پاکیزه و عادلانه‌اش توسط آمریکا و اروپا انجام بشه.

این کاری که الان می‌کنند: پروندهٔ ایران رو تو قضیهٔ «اسنپ‌بَک» دوباره دارن فعال می‌کنند، بفرستن شورای امنیت و تحریم‌های کذایی رو دوباره برگردونن. این مثلاً کار تمیزه، چارچوب حقوقی، قانونی، مرتب، موجه، عادلانه justful جنگ عادلانه، کار عادلانه حقوقیه. ببین، شما ایرانی‌ها رعایت نکردید، پس این «اسنپ‌بَک»، یعنی مکانیزم ماشه فعال می‌شه.

اما کار کثیف، جنگ کثیف، ترور کثیف، اعمال قدرت کثیف؛ این جوهرهٔ فلسفهٔ نظامی یهوده. همه چیز براشون مُباح است تا جایی که براشون مُباح به دروغ بیان بگن: «یه پیامبری با خدا کشتی گرفته، خدا رو زده زمین، خدا بهش گفته: بهت برکت می‌دم. تو دیگه از این به بعد یعقوب نیستی، اسرائیلی — مقاوم در برابر خدا». پس فرزندان یعقوب به بعد، دیگه اسمشون «بنی‌اسرائیل» یعنی کسانی که خدا زورش نرسیده به اون.

ما تقسیم‌بندی جنگ در فلسفهٔ نظامی به «جنگ کثیف» و «جنگ عادلانه» رو نداریم. ما در تلقی اسلام، «جنگ متقیانه» رو داریم؛ جنگ اهل تقوا سازوکاری است که مثلاً در سورهٔ توبه می‌فرماید، و جای دیگه مثلاً این ماه‌های حرام — این چهار ماه حرامی که جنگ در آن‌ها حرامه — می‌فرماید: «خب اینا مثلاً فراموش کردن، جابه‌جا می‌کنن، به حسب منافعشون یه موقع میان می‌گن این ماه حرامه، بعد ماه دیگه. یه جوری که منفعتشون باشه این ماه‌های حرام رو که میان اعمال می‌کنن.»

یه جایی هم مثلاً فراموش‌کردن فرض کنید. این فراموشی به سازوکار کفرآمیزشون منتج می‌شه. در این ماه‌ها نجنگید، اما اگر اونا در این ماه‌ها اومدن با شما جنگیدن — از کلمهٔ «كَافَّةً» استفاده می‌کنه — اگر اینا اومدن در این ماه‌ها با شما جنگیدن، شما باهاشون بجنگید. نه این‌که شما تو ماه‌هایی که حرامه نباید بجنگید، بمونید تا اونا بیان به شما حمله کنن، هست‌ و‌ نیست مسلمین رو از بین ببرن. شما باهاشون بجنگید، اما تقوا رو رعایت کنید. شرط می‌گذاره. بله، می‌فرماید تقوا رو رعایت کنید. پس خط قرمز در حکمت جنگی و مقاتله در اسلام «تقوا» است حتی در مقابل دشمنان و کافران. پس جنگ متقیانه که اساس حکمت جنگی و نظامی مسلمین محسوب می‌شود در قرآن در مقابل نوع جنگ اون‌هاست.

بله، طبق این آیه می‌بینید می‌فرماید: «إِنَّمَا النَسِي» یعنی اینا به اصطلاح فراموش کردند. که این فراموشی «زِيَادَة فی الْكُفْرِ» یعنی این کاری که کردن، یه همچین ساز و کاری براشون ایجاد می‌کنه. و در آیهٔ بعدیش می‌فرماید: خب اینا می‌رن به سمت این‌که تو این ماه‌ها بیان به شما حمله کنن. شما چیکار باید بکنید؟ می‌ره آیه بعدی، تأکید می‌فرماید که طبیعتاً شما باید متقابلاً با این‌ها بجنگید، اما تقوا رو رعایت کنید یعنی معیارتون تقوا باشه.

پس یک جنگ متقیانه داریم. شما در جنگ، اسلوب‌تون اسلوب تقواست. تقوا یعنی این‌که خودتون از چشم خدا می‌پایید؛ هر چیزی رو خدا حرام می‌دانه، جایز نمی‌دونه، شما در جنگ اعمال نمی‌کنید. نسبت به زنان، کودکان، پیرها، آن‌هایی که میانه‌جنگ دست از کفرشون برمی‌دارن به سمت اسلام میان، و هر کس دیگری، شما رعایت می‌کنید. با اسرا. اما برای یهود هیچ خط قرمز تقوایی وجود ندارد. بهش می‌گن «جنگ کثیف». حالا من بعداً سر فرصت مبنای فلسفی جنگ کثیف و مصادیقش رو، ان‌شاءالله اگه رسیدم، از متون خودشون تدریس می‌کنم که باهاش آشنا بشید.

اما یه چهرهٔ دیگه‌ای تو کتاب مقدسشون دارن براش، اونم «جنگ عادلانه» است. پس جنگ عادلانه، جنگ کثیف — این هر دو تاش چنین تقسیم‌بندی مربوط به مسیحی‌ها و یهودیان است. در اسلام ما شاخص‌مون در حکمت جنگ و قدرت نظامی «تقوا» است. به مر این آیات و آنچه که مفسرین روایاتی رو در مویدات این آیات آوردن و تنظیم کردن، این جهان‌بینی باید برای شما روشن بشه. یهودی‌ها کثیف می‌جنگن؛ همه چی براشون مُباح است. هر کاری، هر مکری، هر نیرنگی، هر خدعه‌ای، هر روشی، هر ابزاری. «بقا به هر قیمت». مسیحی‌ها میان حقوقیش می‌کنند، عادلانه‌اش می‌کنند «جنگ عادلانه»؛ اون کار خطاشون رو می‌برن، معیار حقوقی بهش می‌دن. جنگ، مشروع. نگاه و چارچوب‌نگاه مسیحیت و یهود برای شما روشن شد.

اسلام اما یه چیز دیگه است. اسلام می‌گه معیار تقواست و جنگ متقیانه. همین ساز و کاری است که قاسم سلیمانی می‌ره تو خونهٔ کسی در سرزمین‌های اشغال‌شده با تروریست‌های داعش. شب اونجا بودن وقتی میان بیرون، فردا یادداشتی می‌ذاره، پول می‌ذاره، عذرخواهی می‌کنه از صاحب‌خونه‌ای که خونه‌اش خراب شده: «ببخشید ما اومدیم تو خونه‌تون مستقر شدیم، یه شب خوابیدیم، حلال کنید، راضی باشید.» جنگ متقیانه جنگی است که کسی حرمت‌ها و شاخص‌هایی که حضرت الله مقرر کرده رو مبنا قرار می‌دهد.

الان در تاریخ‌ طرح‌ریزی استراتژیک یهود، شما با این شاخص آشنا شدید. این شاخص رو بیاریم در رژیم صهیونیستی در دورهٔ مدرن. رژیم صهیونیستی هم از همین روش تبعیت می‌کند. این‌که مجموعاً ۱۵ میلیون نفرند در کرهٔ زمین یهودی‌ها و در سرزمین‌های اشغالی یه عددی در حد ۸-۹ میلیون نفرند. یک جمعیت ۸-۹ میلیون‌نفری، چگونه جمعیت ۲ میلیارد نفری مسلمین رو این‌گونه ذلیل کرده؟ چگونه ۲ میلیارد نفر جمعیت غرب رو در آمریکای لاتین، آمریکای شمالی و اروپا ذلیل کرده؟ چگونه شرقی‌ها رو ژاپنی‌ها، کره‌ای‌ها و شرقی‌ها رو تو چنگ خودش گرفته؟ چگونه هند رو با بیش از ۱ میلیارد نفر تو چنگ خودش گرفته؟ این جمعیت حداقل که به تعبیر قرآن یه موقع قوم برگزیده بودند و الان فسادشون اینا رو نابود کرده. چرا این کارا رو می‌کنند؟ چجوری این کار رو می‌کنند؟ از راه فساد.

چون اصلاح و صلاح خیلی سخته: اصلاح فرد و اصلاح جامعه و اصلاح خود خیلی دشواره، اما فاسد کردن خود و فاسد کردن جامعه و فاسد کردن دیگران اصلاً کار دشواری نیست. یه قلم ربایی که ایجاد کردن با سیستم بانکی که این یهودی‌ها به وجود آوردند. الان از دورهٔ حضرت سلیمان به این‌طرف، اینا ربا رو بسط دادن، نظام مالی دنیا رو فاسد کردن. کسی بخواد این نظام مالی رو اصلاح کنه، بسیار کار عظیمی روبروش هست. اما فاسد کردن مردم که مردم نیازمندن پول بهشون بدید، نزولش رو بگیره خب معلومه که کار ساده‌ای.

این‌که اخلاق جنسی رو اصلاح کنی، دشواره؛ هوا و هوس انسان‌ها هدف گرفته می‌شه، اما کسی روی هوا و هوس انسان‌ها در شهواتشون اسکی کنه و این رو ورداره ببره مثلاً به سمت فسق و فجور، کار سختی نکرده، کار مشکلی نداره، دشواری وجود نداره.

یهود صنعت فحشا رو تو چنگ خودش داره، صنعت ربا رو تو چنگ خودش داره، دانش‌های ذاتاً مسموم رو تو چنگ خودش داره، تَعَین‌گرایی رو تو چنگ خودش داره. مسئله‌اش سحر و جادو است. سحر و جادو هم امروز چارچوب علمی پیدا کرده، نظریه‌های علمی، تکنولوژی و این ساز و کارهای دیگه. همون کاری که سامری با گوساله کرد.

اما کسی که بخواد اصلاح کنه، مجبوره همه این ساز و کارها رو دربنورده، مجبوره همه این‌ها رو بذاره کنار، اصلاح کنه. تمایز قوم برگزیده‌ای به نام یهود با قوم برگزیدهٔ دیگه‌ای به نام شیعه که تشیع از زاویهٔ اصلاح وارد می‌شه. مسئله‌اش اینه: «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» ایمان بیارید کفایت نمی‌کنه، عمل صالح باید پشتش باشه. در مقابل جریان برگزیده‌ای که شاه‌بیت کارش فساده. اولاً ایمانشون مخدوش است. ثانیاً عمل الصالحات ندارن، عمل الفاسدات دارن. مفسدن. مُفْسِد فِي الْأَرْضِ. خب این مبانی نظریه‌شون.

اما وقتی وارد عمل می‌شه مثلاً سازمان موساد (امنیت خارجی رژیم صهیونیستی) در ۸۰ سال گذشته، این سازمان چگونه از این دکترین بهره برده؟ چگونه با استفاده از ساز و کار فساد، نفوذ کرده، چسبیده مثل زالو به پیکر یک جامعهٔ سیاسی و یک دولتی، اون دولت رو واژگون کرده، کودتا کرده، اونا رو به اصطلاح چنگ خودش گرفته و دگردیسی به وجود آورده؟

اولاً مطالعهٔ این نکته به شما این ذهنیت رو می‌ده که با اون به قول خودشون «پارادایم یهود» آشنا بشید، در هدف اصلی رو توجیه می‌کنه: «به هر قیمتی حاکم بشن».

دوم، درس‌هایی داره برای ما؛ چون امروز دشمن اصلی ما صهیونیزم، دشمن اصلی ما یهود و ایالات متحده است. اونا از این ظرفیت بهره می‌برن؛ باید روش و شگردهایشون رو شناخت.

چون ما از این روش‌ها نمی‌تونیم استفاده کنیم. شرعاً و عقلاً اجازه نداریم وارد یه همچین حیطه‌هایی بشیم. معناش این نیست که ما عاجزیم، ما اجازه نداریم. لذا وقتی مجاز نیستیم و عقلاً و شرعاً حق نداریم چنین کاری کنیم، او انگار دست بالا رو داره برای نفوذ کردن و برای تقرب حاصل کردن و تعاقب ایجاد کردن و ورود به جامعهٔ مسلمین و شیعیان.

این دو تا نکته: یکی آشنایی با جهان‌بینی، دومی آشنایی با شگردهای اینا در نفوذ. ما رو به جایی می‌رسونه که بدونیم با کی طرفیم، این دشمن چه کار می‌کنه، این دشمن از چه راه‌هایی به ما نزدیک می‌شه. بعد از این‌که این موضوع روشن شد، شما می‌تونید به مصونیت امنیتی جامعهٔ خودی فکر کنید. جامعه هنگامی مصونیت پیدا می‌کنه که بدونه همچین دشمنی داره و این دشمن راه‌های احاطه و تسلطش بر شماها، روش‌های فساد‌آلوده‌.

شما اگر «تقوای عمومی» رو در جامعه جاری کنید، به حسب تقوای عمومی این دشمن نمی‌تونه در شما نفوذ کنه. «قاعدهٔ نفی سبیل» قاعدهٔ فقهی «نفی سبیل» طبق آیه‌ای که در قرآن فرموده: «من هیچ راهی قرار ندادم که کفار بر شما مؤمنین و مسلمین سلطه و سیطره داشته باشن» «وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا». اگر کفار و دشمنان خدا آمدند بر شما مسلط شدن، اون راه رو شما خودت ایجاد کردی. ما اگر می‌خوایم ساختار جامعه رو ایمن کنیم و ضد نفوذ کنیم، قاعدهٔ فقهی اون «قاعدهٔ نفی سبیل» است.

در قاعدهٔ نفی سبیل، الله جل جلاله هیچ راهی قرار نداده که اونا بر ما سلطه و سیطره داشته باشن. راهی به وجود اومد، ما خودمون ایجادش کردیم. ما وقتی که آگاه شدیم، آشنا شدیم که اونا روششون چیه و چه راهی رو ایجاد می‌کنن، و ما اون راه رو تسهیل می‌کنیم براشون، خودمون اون راه‌ها رو وقتی بستیم، عملاً اینا امکان تسلط بر ما رو ندارن. این می‌شه دکترین ضد نفوذ در قاعدهٔ فقهی «نفی سبیل»، یعنی قاعدهٔ فقهی نفی سبیل در این آیه در قرآن، مبنای ضد نفوذ. می‌خواییم این رو با جدیت تبیین کنیم.

مورد مطالعاتی مربوط به بیش از ۶۰ سال پیشه: «الی کوهن» که با نام جایگزین کامل به اصطلاح «امین ثابت» نفوذ کرد در سوریه از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۵، به مدت ۴-۵ سال ماموریت رو انجام داد. از ۳۵ سالگی تا ۴۰ سالگی که دستگیر شد و اعدام شد. به عنوان یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرونده‌های نفوذ در سازمان‌های اطلاعاتی جهان تدریس می‌شه. به عنوان پرسر‌و‌صداترین پروندهٔ جاسوسی که اون فرد جاسوس دستگیر شد و اعدام شد و ضربه‌ای بود بر پیکرهٔ عمل سازمان موساد این حائز اهمیت. نکته‌اش اینه که از دورهٔ حیات رژیم صهیونیستی کمتر از ۲۰ سال می‌گذشت. در ۱۹۴۷-۱۹۴۸ اینا رژیم صهیونیستی رو شکل دادن. حالا یکی دوتا جنگ هم از سر گذروندن. کمتر از ۲۰ سال بعد این رو می‌بینن که سوریه رو نمی‌شناسن، باید نفوذ کنن تو سوریه، تو حکومت سوریه و اونجا دگرگونی و تغییراتی به وجود بیارن، اطلاعات هم کسب کنن، بتونن سلطه داشته باشن.

مدام در این سریال گفته می‌شه که آب مبنای حیاته. یه دریاچه‌ای هست در شمال فلسطین اشغالی و جنوب سوریه و سمت جنوب‌شرقی لبنان به اسم دریاچهٔ طبریه که اونا بهش می‌گن «جلیلیه»، همین یهودی‌ها می‌گن جلیلیه، اینا می‌گن طبریه. دلیل تسلط رژیم صهیونیستی بر بلندی‌های جولان اینه که بلندی‌ها و تپه‌های جولان مشرف به اون منبع آب، و رژیم صهیونیستی منبع آب رو نداشته باشه، نابود می‌شه.

خب اینا رفته بودن دریاچه رو گرفته بودن — سوری‌ها از بلندی‌های جولان به اونجا مشرف بودن. این فرد رو می‌فرستن، نفوذ می‌کنه داخل حکومت سوریه، تغییراتی رو ایجاد می‌کنه و در جریان پروژه‌های اینا در بلندی‌های جولان قرار می‌گیره مبتنی بر اطلاعاتی که این می‌آره. اینا بعداً حمله می‌کنن و بلندی‌های جولان رو می‌گیرن و الان بیش از ۵۰ ساله که بلندی‌های جولان دست رژیم صهیونیستی با تغییراتی هم که در سوریه انجام شد و این جریان تروریست جولانی آمد حاکم شد بر دمشق دیگه کلاً واگذار شد. دیگه کلاً ماجرای تپه‌های اشغالی جولان دیگه کلاً برای همیشه دست رژیم صهیونیستی قرار شد بمونه و سوریه عقب‌نشینی کرد از این حوزه.

شناخت این‌که این نفوذ چجوری انجام شده؛ همهٔ اتفاقاتی که داخل این فیلم می‌بینید که مبتنی بر کتاب اصلی زندگی کوهن این فیلم ساخته شده توسط خود رژیم صهیونیستی همین چند سال گذشته. آنچه حائز اهمیت اینه که تکنیک‌ها همون تکنیک‌هاست، ابزارش تغییر کرده. گفتم دیگه مثلاً اونجا «مورس» استفاده می‌شد داخل این فیلم، ساعت ۸ صبح و ساعت ۸ شب در دو وعده این باید پیام رو بفرسته برای موساد از دستگاه مورس استفاده می‌کرد: «خط نقطه خط نقطه خط نقطه».

خب الان دیگه به جای مورس، شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینا که اکثراً به رژیم صهیونیستی هم وابستگی دارن مثل واتس‌اپ، مثل مثلاً اینستاگرام، مثل خود این تلگرام، مثل ایکس (توییتر) اینا همه در اختیار رژیم صهیونیستی، اونجا استفاده می‌شه و. ولی شگردها همونه‌ست. یعنی چی؟ یعنی باز دوباره برای نزدیک‌شدن از اتاق بازرگانی‌ها و تجارت استفاده می‌کنند. چون موجه‌ترین افراد تجارند. از تجارت استفاده کنه.

دوم، وقتی وارد می‌شن، مهمونی تشکیل می‌دن و از روش مهمونی بهره می‌برن. مهمونی تشکیل می‌دن و مهمونی‌های عمومی داخل سفارتخونه‌ها «شکار توی سفارتخونه‌هاست». مهمونی داخل سفارتخونه‌ها، مهمونی‌های سیاسی

لایه‌ی سوم، حالا زنای بدکاره رو شناسایی می‌کنن، از اینا یه تیم تشکیل می‌دن، اینا رو تو چنگ خودشون می‌گیرن، از طریق اینا این مردای شاخص رو شکار می‌کنن، شناسایی می‌کنن، کنار هر کدوم از این مردها یک زن فاسد قرار می‌دن، اونا رو می‌کشونن تو محیط‌های خودشون.

و خیلی جالبه داخل این فیلم مثلاً مجری برنامهٔ رادیویی چون اون موقع رادیو خیلی مهم بوده، تلویزیون هنوز خیلی بردی نداشته. مجری رادیویی خیلی تأثیرگذار بوده یه مجری رادیو بوده به اسم «جورج». این رو وقتی دولت عوض می‌شه می‌آرن، می‌کنن وزیر فرهنگ. اونجا به وزیر فرهنگ می‌گن «وزیر اینفورمیشن» یعنی وزیر اطلاعات، وزیر فرهنگ. این وزیر فرهنگه یه خانمی رو برمی‌داره، می‌آره جایی که می‌خواد این خونهٔ خودش رو در اختیار این قرار می‌ده. همون ساعتی که می‌آد، می‌ره خونهٔ خودش، این این می‌ره تو اتاق این توی اون وزارتخونه جاسوسی می‌کنه. یعنی اسناد سری که اومده اونجا، همه رو می‌ره عکس می‌گیره. حالا ظاهرش اینه که او درخواست می‌کنه که «خونت رو در اختیار من بگذار» اما کار اینه‌ست.

اینا میان فضا درست می‌کنن، مدیران رو به فساد می‌کشونن، از راه فاسد کردن وزیر‌ها و مقامات اون حکومت، می‌رن تو ساعت‌هایی که اونا نیستن، می‌رن توی دفاترشون، جاسوسی می‌کنن. یا وقتی می‌خواد در ۱۹۶۳ کودتا بشه، کودتایی شد که «القدسی» که رئیس‌جمهور بود و نزدیک بودن یه گرایش‌هایی بود بین اینا با مصر، و حالا می‌خواست اون تشدید بشه اون حالت با جمال عبدالناصر.

این «میشل عفلق» که یک تئوریسینی بود مسیحی در سوریه، این یه حزبی ایجاد کرد به نام «حزب بعث» حزب برانگیختگی. حزب بعث، ناسیونالیزم عربی رو با سوسیالیزم ترکیب کرد؛ یه ایدئولوژی درست کرد که به اسلام هم احترام می‌ذاشت. میشل عفلق این حزب رو که درست کرد، با یه کسی به نام به اصطلاح «بیطار» کار رو جلو برد. بعداً با هم دچار اختلاف شدن. این کار در سوریه به نتیجه رسید، بعد در عراق به نتیجه رسید. دو تا کشور شدن صاحب حزب بعث.

بعد بین به اصطلاح «حافظ اسد» تو دوره‌های بعد، حافظ اسد با صدام حسین سر این‌که کدومشون بعثی‌ترن، اختلاف پیش اومد. حافظ اسد طرفدار ایران بود، صدام ضد ایران بود. لذا دو تا شاخهٔ متفاوت حزب بعث به وجود اومد. اما اون چیزی که حائز اهمیته اینه که چطور رژیم القدسی رو سرنگون می‌کنن.

«امین الحافظ» یه شخصیتی که به همین جریان بعث نزدیک بود و اون جریان مثلاً ایجاد وحدت عربی بین مصر و سوریه، این کارش ضعیف می‌شه، اینا رو برا می‌ذارن، می‌فرستنش در کشور آرژانتین به عنوان سفیر و وابستهٔ نظامی سفارتخانه. این وقتی می‌ره اونجا، این الی کوهن رو از اسرائیل می‌فرستن تو آرژانتین به عنوان تاجر عرب. این به عنوان چون توی آرژانتین عرب‌ها زیادن — عرب‌های سوری و عرب‌های لبنانی خیلی زیادن — به صورت سنتی از خیلی قبل هم در آرژانتین هستن، و اصلاً تاجرای عرب سوری و لبنانی اونجا میدون دارن.

می‌رن اونجا، پول پهن می‌کنن توی آرژانتین، این نزدیک می‌شه به اینا و تو پارتی‌ها و مهمونی‌های سفارتخانه شرکت می‌کنه. اونجا قاپ همین ژنرال رو «امین الحافظ» رو می‌دزده. با این دوست می‌شه، از این گواهی می‌گیره که بیاد داخل سوریه کار اقتصادی کنه «مثلاً سرزمین پدریشه». این‌جوری جا‌انداختن. یه شرکتی هم براش درست کردن داخل خود آرژانتین — شرکت صوری. یه تشکیلاتی هم درست کردن براش صوری داخل زوریخ سوئیس که موساد این رو تدارک ایجاد کرده. وقتی سوری‌ها مشکوک می‌شن، زنگ می‌زنن به اون شرکت، اون شرکته به اسم همین به اصطلاح «ثابت امین» پاسخگوست. چقدر قشنگ صحنه‌سازی می‌کنن! اعتماد این رو جلب می‌کنن. از طریق این، وارد سوریه می‌شه.

توی سوریه، وقتی قراره کودتا صورت بگیره، شب کودتا میشل عفلق و همین به اصطلاح امین حافظ، از این می‌خواد که یه پارتی با زنای مستهجن تشکیل بده. فرماندهٔ کل ارتش سوریه رو می‌آرن اونجا. از طریق برادرزاده‌اش، یه ستوان فاسدیه. این فرماندهان رو می‌آرن اونجا، همه رو سرگرم کثافت‌کاری می‌کنن. اینا که مست لایعقل دارن کثافت‌کاری می‌کنن کودتا می‌شه و کشور قدرت می‌افته دست جریان امین الحافظ و میشل عفلق. ۱۹۶۳. یعنی از دوره‌ای که عملیات رو شروع کرده، تقریباً دو سال و نیم.

این ۱۹۵۷ درگیر کارای موساد می‌شه. یه دور پسش می‌زنن، چون مصری‌الاصله. موقعی که تو مصر کارای صهیونیستی می‌کرده علیه دولت جمال عبدالناصر، اونجا دستگیر شده، سابقه داره ممکنه لو بره اگه این رو بخوان به کار بگیرن. اما خیلی اشتیاق داره که برای اسرائیل کار کنه. زنش عراقی‌الاصل — یهودی عراقی‌الاصل — خودش یهودی مصریه، زنش یهودی عراقیه — زنش اسمش «نادیا»ست.

این بعد از این‌که ۱۹۵۷ درگیر کارای موساد می‌شه، برادرش هم مامور موساده این خبر نداره. اما در ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ به کارگیری می‌شه. در ۱۹۵۹ — ۱۹۶۰ که به کارگیری می‌شه، ۶ هفته آموزش می‌بینه، بعد از اونجا منتقلش می‌کنن به آرژانتین. از آرژانتین و سوئیس می‌آد می‌ره توی سوریه. توسط کسی که یک به‌اصطلاح شیخ ملاکی که این شیخ ملاک و صاحب‌زمین در کشور سوریه، زنش یهودیه. یعنی همه عوامل قشنگ موساد می‌چینه. این قشنگ وارد خاک سوریه می‌شه، می‌آد می‌ره رو به روی ساختمون دوم ستاد ارتش سوریه. یعنی اگه مثلاً ستاد اصلی ستاد مشترک اصلی رو شما یک در نظر بگیرید، یه جای دیگه شهر ستاد دومشون بوده. می‌رن روبرو اون، مشرف بر اون خونه براش می‌گیرن ۵ خوابه. و شروع می‌کنه ۱۹۶۰ که این بازی شروع بشه تا ۱۹۶۳ که کودتا می‌شه. تو ۳ سال، انقدر نفوذ کرده که برای کودتا، همه اعضای اصلی حکومت قبلی رو این جمع می‌کنه، چهار تا زن بدکاره می‌ذاره کنارشون، اینا سر کار که دیگه عرق بخورن و مثلاً مشروب بنوشن و تو عالم هپروت، اونا کودتا می‌کنن.

چرا اینا در جنگ‌های کودتایی در کشورهای مختلف که خودشون رو برنده می‌دونن، فکر می‌کردن تو جنگ این دفعه هم می‌تونن تو جمهوری اسلامی بیان چهار تا فرمانده رو بزنن. چون این فرماندهان که نمی‌تونن ببرن تو پارتی فاسد کنن، بیان فرماندهان رو بزنن، بعد به بقیه هم پیامک بدن، بقیه رو بترسونن، بعد کودتا بشه و جمع بشه بره. روی این حساب نکرده بودن که جمهوری اسلامی استحکام درونیش به خاطر ساختار تقوای بسیاری از مدیرانشه و این فرق می‌کنه با کشورهای دیگه.

خب ۱۹۶۳ این کودتا صورت می‌گیره. جریان میشل عفلق و به‌خصوص جریان امین الحافظ میان سر کار. اینا تا چند سال بعد هستن که بعداً امین الحافظ متوجه می‌شه که این جاسوسه. قراره بشه قائم‌مقام یا معاون وزیر دفاع. قرار بشه معاون وزیر دفاع. انقدر نفوذ کرده به عنوان یهودی توی سیستم. یعنی وقتی یه کسی به این سادگی تو یه بازه زمانی کوتاه ۲-۳ ساله، اومده جوری با آموزش‌هایی که دیده، جوری قشنگ تونسته با فساد نفوذ کنه در سیستم که اومده الان کاندیداست که بشه معاون وزیر دفاع.

حالا اون موقع وضع به‌اصطلاح فرمانده نیروی هوایی کیه؟ حافظ اسد، پدر همین بشار اسد، فرمانده نیروی هوایی بوده که بعد از این ماجرا اون می‌شه وزیر دفاع و بعدش اونم خودش کودتا می‌کنه. از ۱۹۷۱ به بعد تقریباً ۷-۸ سال بعد از این ماجرا، اون می‌شه رئیس‌جمهور سوریه. یه دوره طولانی رئیس‌جمهور بود، بعد پسرش بشار اسد شد رئیس‌جمهور.

آنچه حیرت‌انگیزه اینه که در یک بازه زمانی کوتاه، یه فرد ۳۵ ساله به ارکان یک حکومت نفوذ کرد، این حکومت فاسد رو از همون ظرفیت فسادش استفاده کرد، اطلاعاتش رو کسب کرد برد. روس‌ها اومدن کمک اینا و کنترل کردن و توی جنگ الکترونیک متوجه شدن که این یه کسی داره از اینجا با مورس، اصطلاحاً با دستگاه به مورس اطلاعات رو می‌ده و بالاخره تونستن شناسایی کنن. درس‌های بسیار زیادی داره.

بازی حقوق بشری که شما الان می‌بینید، تا یک ضد انقلابی، یک قاچاقچی می‌خواد اعدام بشه تو ایران، فوری جریانات حقوق بشری یا اپوزیسیون سر و صداشون در می‌آد. مسبوق به سابقه است. بعد از اینکه این جاسوسی کرده، حالا می‌خوان اعدامش کنن. زنش رو برداشتن بردن توی فرانسه، کنفرانس مطبوعاتی تشکیل دادن، یه وکیل فرانسوی رو آوردن. وکیل فرانسوی یه صحبت می‌کنه، خودش اینجوری معرفی می‌کنه، می‌گه من وکیل حقوق بشری هستم و اومدیم از نظر حقوق بشر از این دفاع کنیم. حالا اینجا می‌شن بشر و بعد ازشون دفاع کرد. پاپ رو وادار کردن که وساطت کنه که جلو اعدام رو بگیره. خروشچف، صدر هیئت‌رئیسه شوروی رو واسطه کردن که جلو اعدام رو بگیره. یعنی حالا تو بازی حقوق بشری دقیقاً همین چیزی که امروز اتفاق می‌افته.

تو بازی حقوق بشری میان، نه به اعدام رو هشتگ می‌کنن. حالا هی بگو بابا این کسی می‌خواد اعدام بشه، تروریست، چند نفر رو قبلاً شهید کرده، این اصلاً جنس کارش اینجوریه. نه دیگه، نه به اعدام و یه سری سلبریتی رو می‌ندازن جلو، یه سری وکیل و حقوقدان و یک سری استاد دانشگاه و یک سری فرد موجه رو می‌ندازن جلو، کار رو انجام می‌دن. تکنیک‌ها همونه، فقط ابزار و تجهیزاتش عوض شده.

وقتی شما با روش دشمن آشنا بشید، حالا بهتر می‌تونید با دشمن مواجهه صورت بدید. به این می‌گن اطلاعات استراتژیک. دشمن چطور فکر می‌کنه؟ دشمن در مورد ما چطور فکر می‌کنه؟ دشمن جهان‌بینیش چیه؟ دشمن درباره ما چه ذهنیتی داره؟ وقتی شما این رو بدونید، می‌دونید که مذاکره با اینا فایده نداره، جنگیدن با اینا باید با قاطعیت باشه و می‌دونید که اینا به کمتر از نابودی شما راضی نمی‌شن.

حالا قرآن فرموده که اینا تا شما رو به دین خودشون در نیارن، دست از سر شما برنمی‌دارن و از شما راضی نمی‌شن. من می‌گم با این ساختاری که اینا الان پیدا کردند، یه گام رفتن جلو، اساساً تا شما رو نابود نکنن دست از سر شما برنمی‌دارن. شما حاضر نیستی فاسد بشی، شما رو باید نابود کنه. دیگران که حاضرن فاسد بشن، فاسدشون می‌کنن، می‌گیرن تو چنگ خودشون.

این یعنی همه علوم سیاسی، همه حقوق بین‌الملل، همه‌ی روابط بین‌الملل، وقتی اراده یک طرف دعوا اینه که تو رو فاسد کنه و بعد نابودت کنه، دیگه حقوق بین‌الملل معنی نداره، روابط بین‌الملل معنی نداره، قواعد علوم سیاسی معنی نداره.

مامور شماره ۸۸، الی کوهن، مصری‌الاصل که البته پدرش و جدش سوری بودن، براش ساز و کار ایجاد کردن، کاملاً نفوذش دادن. این نفوذ رو ببینید و نکات کلی و محورهای جمع‌بندی رو من بعدش ان‌شاءالله عرض می‌کنم. بفرمایید.

🎬 پخش سریال جاسوس - ۶ قسمت

The Spy (TV Mini Series 2019) Episode 1-6

۱. در سال‌های نیمه نخست دهه ۱۹۶۰، رژیم اسرائیل یک جاسوس به نام الی کوهن رو به دمشق سوریه اعزام کرد تا به ارکان حکومت نفوذ کنه و سیاست‌های رژیم یهود رو اعمال کنه.

۲. دهه ۱۹۶۰، دهه تضعیف ناصر در مصر، دهه کندی در آمریکا و دهه خروشچف در شوروی و دهه‌ی اوج مائو در چین بود. در رژیم یهود هم لوی اشکول نخست‌وزیر محسوب می‌شد.

۳. در سوریه، ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیستی بعث میشل عفلق در حال پیدایش بود. القدسی رئیس‌جمهور بود و رژیم یهود برای تسخیر بلندی‌های جولان و کنترل آب‌های طبریه و رودخانه‌های منطقه با سوریه می‌جنگید.

۴. الی کوهن، یهودی مصری‌الاصل، آموزش دید و موساد اون رو به آرژانتین اعزام کرد تا در جامعه عرب لبنانی سوریه‌ای بوئنوس‌آیرس نفوذ کنه و از اونجا سکویی بسازه برای پرتاب به سوریه. برای او دفتر شرکت صوری امین ثابت رو در زوریخ ایجاد کردن. الی کوهن عادی‌سازی شد و به کامل امین ثابت تبدیل شد.

۵. به امین الحافظ در آرژانتین نزدیک شد و در کودتای او علیه القدسی همراهی کرد.

۶. پوشش اولیه او در واقع یک ملاک سوری بود که همسر یهودی داشت. الارد.

۷. با تجار سوری رابطه گرفت و با دختر یکی از این‌ها، یعنی ابومحمود (یعنی صالحه) رابطه عاطفی پیدا کرد، علی‌رغم اینکه همسر و دو تا دختر در سرزمین‌های اشغالی داشت.

۸. خانه بزرگی در نزدیکی ستاد دوم ارتش سوریه براش گرفتن. در خانه خودش با تشکیل پارتی‌های مستهجن جنسی برای مقامات سوریه، از اون‌ها عکس و صوت می‌گرفت و برای موساد ارسال می‌کرد. شبیه همین کاری که الان توی آمریکا می‌کنن، اون قضیه جفری اپستین. در شب کودتای امین الحافظ، پارتی جنسی برقرار کرد و فرمانده ارتش سوریه و تعدادی از مقامات رو با تعدادی از فواحش سرگرم کرد.

همانند اقدام انگلیسی‌ها در سواحل خلیج فارس در خوزستان که افسران نیروی دریایی پهلوی را در پارتی سرگرم کردن و در غفلت اون‌ها، نیروی دریایی رضاخان رو منهدم نمودن. یه همچین پارتی، شب حمله به ایران برگزار شد و مجموعه نیروی دریایی رضاخان رو دعوتشون کردن توی یک پارتی که انگلیس‌ها یا کارکنان شرکت نفت انگلیس با زن‌هاشون و دخترهاشون تدارک دیده بودن.

یک افسری بود که بیرون بود، متوجه شد که تو اون شب قراره حمله بشه و دوید که بیاد به اینا اطلاع بده توی اون باشگاه شرکت نفت در آبادان، ولی دیگه دیر شده بود و کشتنش. این شهید بایندر که در نیروی دریایی یک ناو به اسمش هست، این تنها بازمانده‌ی اون صحنه است. بقیه مست کرده بودن و در اون وضعیت نابسامان بودن. تکنیک انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها و غیره اینه که از این جلسه‌های فساد برگزار می‌کنن و دشمنشون رو زمین‌گیر می‌کنن.

وزرا رو هم برای اعمال جنسی نامشروع به خانه خودش می‌کشوند و خودش در همون ساعات به دفتر اون وزرا می‌رفت و از اسناد سری عکسبرداری می‌کرد. این ماجرای جزیره‌ی جفری اپستین در یهود. یک دکترین که با فساد اخلاقی دشمن خودش رو مدیریت می‌کنه.

۹. به ستوان ماذی ظاهرالدین که جوانی لاابالی بود نزدیک شد و از طریق او به عموی او، ژنرال الدین که فرمانده در ارتش بود، نفوذ کرد. از جوانان لاابالی مقامات هر کشور برای نفوذ در اون‌ها استفاده می‌کنه که این یک هشدار جدی است. دیدید به چه شکلی این اتفاق افتاد.

۱۰. مدیریت تجارت و ترانزیت تجهیزات حساس و ردیابی‌شونده رو از مبدا (یعنی مثلاً اون پمپ‌های آب که گرفتن از یوگسلاوی) تا مقصد (یعنی سوریه) رو توسط موساد مدیریت می‌کردن. که این نمونه شما در ماجرای اخیر پیجرها دیدید که از لحظه‌ای که سفارش داده شده، تو اون کشور خریداری شده، اینا موادگذاریش کردن، پله پله رسوندن و اومده رسیده دست اعضای حزب‌الله و بعد هم عملیات انهدام رو انجام دادن.

مدیریت بر ساز و کار تجارت، یکی از کارهای جنگ کثیف ایناست که حرفه‌ای انجام می‌شه. اتاق‌های بازرگانی، کانون عملیات موساد. آیا از نفوذ اون در نظام بازرگانی ایران کسی برآورد داره؟ اون هم در شرایط جنگ تجاری، ارزی و محاصره اقتصادی. ما که تحریم اقتصادی هستیم و قریب یک میلیون معامله‌ی تجاری ما رو با کشورهای مختلف، در واقع اون مجموعه وزارت خزانه‌داری آمریکا به هم زده و عدد داره. تا قبل از احمدی‌نژاد تقریباً ۲۸۰،۰۰۰ معامله ما رو به هم زده بودند. در دوره احمدی‌نژاد خب این شدت گرفت. در دوره روحانی به اوج خودش رسید و در سال‌های اخیر که دیگه کاملاً از شماره خارج شده.

چطور ممکنه اینا با این کیفیت رو تجارت و تجارت آزاد سوریه اون موقع که تحریم نبوده، ردیابی می‌ذاشتن و اون ساز و کار تجاریشون رو بین کشورها ردیابی می‌کردن. چطور ممکنه سیستم تجاری ما رو تحت کنترل نداشته باشن؟ وقتی یک طبقه‌ی ساختمون وزارت خزانه‌داری آمریکا، یک طبقه‌اش، قرارگاه ویژه‌ایست برای ردیابی معاملات ایران در سراسر دنیا و تحریم ایران و اجرای جنگ ارزی علیه ایران؛ ما یک دستگاه اطلاعاتی کامل در حد سازمان اطلاعات سپاه یا کل وزارت اطلاعات، فقط برای جنگ ارزی و محاصره اقتصادی نیاز داشتیم. اینکه یک بخش کوچیکی در وزارت اطلاعات معاونت اقتصادی باشه یا یک بخش کوچیکی در سازمان اطلاعات سپاه مثلاً این مجموعه اقتصادیش باشه، اینجوری نمی‌شه کار کرد. اونا جدی گرفتن.

اونا وزارت خزانه‌داریشون یه بخش اصلیش تبیین این قضایاست و اعداد چند صد هزار تا. یعنی شما یک قرارداد می‌بندید مثلاً چند صد هزار اتومبیل بیاد، این یه قرارداد، این یه قرارداد رو به هم می‌زنه. یه قرارداد می‌بندید مثلاً واگن‌های فلان خریداری بشه، این یه دونه رو به هم می‌زنن. یه قرارداد می‌خواد منعقد کنید برای... ببینید منظور از عدد میلیونی، قراردادهایی که به هم خورده توی تحریم، مثلاً هر دونه‌اش یه قرارداد اینجوری.

۱۱. چگونگی انتقال اسناد و مدارک توی گلدان‌ها و میزها و وسایل مبلمان و روزنامه‌ها که معرف حضورتون بود، با چه تکنیکی می‌فرستادن اروپا، از اروپا برمی‌گشت می‌رفت اسرائیل.

۱۲. جزئیات امنیتی که نمونه‌هاش رو دیدید:

مردم‌داری امین ثابت به سرعت با توده‌ی تجار و نخبگان آشنا و دوست شد، رابطه گرفت. سرعت ارتباط‌گیری یه همچین آدمایی شما رو باید مشکوک کنه.

تو پارتی سفارت سوریه در آرژانتین، اون عکاسه وقتی عکس گرفت از همه افراد، این همه عکس‌های افرادی که اونجا حاضر بودن رو نیاز داشت، دوربین عکاسی طرف رو دزدید.

در هنگامه تظاهرات مردم خشمگین در حمله‌ی رژیم یهود، فوراً کوهن برای شرکت در تظاهرات و نمایش خودش تو صحنه به خیابون رفته.

خب اون روز انتقال پیام با مورس بوده، امروز این پیام‌ها به صورت کد شده تو فضای سایبر منتقل می‌شه و خیلی سریع‌تر می‌رسه.

رصد و ردیابی واردات و صادرات کشور هدف، یعنی جاسوسی تجاری، کاملاً توی این موارد دیده شد.

نزدیک شدن به کسایی که انگیزه دارن تا قدرت رو به دست بگیرن. از اسرائیل بهش گفتن که این ژنرال امین الحافظ می‌تونه آماده بشه که کشور رو دست بگیره. داخل فیلم نمی‌گن که اینا رفتن بهش گفتن ترغیبش کنن. البته دو سه تا چشمه دیدید که خیلی از اون تعریف می‌کرد و می‌گفت این خوبه، می‌خواد عمل کنه. که اونم خوشش اومده بود ازش تعریف می‌کرد.

اینا وقتی یه کسی ظرفیتش رو داره، می‌رن زیر پاش می‌شینن، می‌گن تو بلند شو کودتا کن بشو رئیس‌جمهور.

از این جهت نزدیک شدن به کسایی که انگیزه دارن تا قدرت رو به دست بگیرن و تحریک اونا، مانند ترغیب اپوزیسیون ایران و اصلاح‌طلبان درون نظام، یکی از شگردهاشون.

۱۰ سال دیگه برگردید به امروز، ۶ شهریور ۱۴۰۴. من مرده، شماها زنده، آقایون، خانم‌ها، این جنگ یک کودتا بود، کودتایی که نظام جمهوری اسلامی رو بزنه، کیو حاکم کنه؟ باند حسن روحانی و اصلاح‌طلب‌ها رو. سپاه و آقا رو بزنه. جمهوری اسلامی همین دولت ناکارآمدی که هست، آمریکا همین رو دوست داره، یه همچین چیز بی‌خاصیتی بمونه.

دیدید بمباران اون شلال رو اول انجام داد، اون شبکه آبرسانی رو که اینا با بدبختی ایجاد کردن، ۶۰ سال پیش داشتن، سوریه رو بمباران می‌کردن، هنوزم دارن سوریه رو بمباران می‌کنن. اینا یه جایی می‌خوان آسمونش ول باشه، هر روز بیان تا شما یه برجستگی ایجاد کردی، بزنن نابودش کنن. کی این کار رو می‌کنه برای اینا؟ اصلاح‌طلب‌ها دیگه. اینا دنبال رضا پهلوی نیستن، اینا دنبال رجوی و به اصطلاح زن مریم رجوی نیستن، اینا اونا رو نشون می‌دن که همه حواسشون بره به اون طرف. اصلش از روز اول اینا دنبال این بودن که اصلاح‌طلب‌ها حاکم بشن. چون دنبال این بودن که اصلاح‌طلب‌ها رو حاکم کنن بر این کشور. هر کی جلو اصلاح‌طلب‌ها ایستاده، زدنش.

لذا قاسم سلیمانی می‌تونست ۲-۳ سال بعدش بشه رئیس‌جمهور، زدنش. رئیسی اومد شد رئیس‌جمهور، گفتن ممکنه بشه رهبر، زدنش. امیرعبداللهیان یه روز ممکن بود بشه رئیس‌جمهور، زدنش. حاجی‌زاده ممکن بود بشه رئیس‌جمهور، زدنش. هر کی ممکنه سد راه این اصلاح‌طلب‌ها بشه، آمریکا و اسرائیل می‌زننش تا این اصلاح‌طلب‌های کوتوله و کوچیک... اینا یک کشور دست اینا باشه، آمریکا همینا رو می‌خواد.

۱۳. خب روش‌های امروز سیا و موساد، همون روش‌های ۶۰ سال پیش که توی فیلم دیدید، فقط تجهیزات اون امروزی شده.

۱۴. تکنیک وکیل حقوق بشری، تکنیک جالب موساد در فرانسه بوده ۶۵ سال پیش. نادیا کوهن، زن عراقی‌الاصل کوهن رو به پاریس بردن و در یک مصاحبه مطبوعاتی، وکیل فرانسوی کوهن خودش رو وکیل حقوق بشری معرفی کرد. هزار جور کثافت‌کاری کردن، حالا اومدن طرف رو دفاع حقوق بشری کنن.

مثلاً اگر هم طرف اعدام شد، بگن تو اون کشور نقض حقوق بشر شده. هیچ کس دیگه نپرسه که شما چجوری یه کسی رو به عنوان جاسوس فرستادید اونجا، به اونا ضربه زده، نفوذ می‌کنن، جاسوسی می‌کنن، یک جامعه رو فاسد و ضعیف می‌کنن و وقتی که دستگیر می‌شن، حالا لشکر مدافعان حقوقی اونا فعال می‌شه. مانند نمایش‌های حقوق بشری امروز غربی‌ها.

خب شما الان این تکنیک رو می‌شناسید. می‌دونید که همین الان، همین الان که ما خدمت شما هستیم، ۳ تا زن عضو گروه‌های جدایی‌طلب و تروریستی کرد تو لیست اعدامن. از وریا غفوری که بلند شده پست گذاشته، عکس این رو منتشر کرده که اعدام نکنید. تا خیلی‌های دیگه.

شما فردا این رو اعدام می‌کنید، می‌گن جمهوری اسلامی حکومت سرکوب و اعدام. چون شما نمی‌تونی جا بندازی که این دخترا تروریستن. قبل از اینکه حکم رو اعلام کنی، ۳ تا فیلم مستند کوتاه ۵ دقیقه‌ای بساز، تک‌تکشون و تصاویری که اسلحه دستشونه، درگیری‌های تروریستی بودن، اون فیلم‌ها رو اول تو جامعه منتشر کن، بعد بیا حکم رو اعلام کن. خب اونا پیش‌دستی می‌کنن با وضعیت حقوق بشری، تو میری زیر سوال و این یک مشکل کلیدیه.

علی ای‌حال آنچه در این فیلم مطرح بود، این بود که نفوذ صهیونیستی با نفوذ‌های دیگه فرق داره. شما در مقوله و مفهوم نفوذ، این نکته رو زیاد شنیدید که آقا نفوذ. بعد تصورتون اینه که وقتی در ریاضیات می‌گید ۲ به علاوه ۲ مساویست با ۴، همه جا ثابت، تو همه‌ی تلقی‌ها و باورهای انسان‌ها ۲ برابر ۲ مساویست با ۴، پس حتماً نفوذ هم همه جا ثابته قواره‌هاش. نه دوستان، نفوذ صهیونیستی با نفوذ مثلاً کریستینیستی (مسیحی) با نفوذ اسلامی فرق دارن. نفوذ بودایی با نفوذ هندو فرق داره. این تمایزها رو باید بشناسیم.

حالا نفوذ صهیونیستی چه ویژگی داشت؟ نفوذ صهیونیستی بسیار مستهجنه، هدف براشون وسیله رو توجیه می‌کنه، همه جور فسق و فجوری رو مباح می‌دونن برای خودشون، به هر روشی متوسل می‌شن. این نوع نفوذ برای اینکه جلوش رو بگیرید، یک حفاظ بیشتر نداره، اونم اسمش تقواست.

چون طبق قاعده فقهی نفی سبیل، خدا هیچ راهی قرار نداده که فاسدین یا ابلیس یا به‌اصطلاح شیاطین جنی و انسی بر شما سیطره داشته باشن به عنوان مومن. اگر راهی ایجاد شد، اون راه رو شما خودتون ایجاد کردید.

ابر دکترین انقلاب اسلامی
ابر دکترین انقلاب اسلامی

تقوا به ما چه قابلیتی می‌ده؟ تقوا و یه لایه بالاترش، ورع تقوا و ورع، به شما چی می‌ده؟ امکان این رو می‌ده که شما نفوذناپذیر بشید. در عربی نفوذناپذیر می‌شه کلمه عزیز. عزیز یعنی نفوذناپذیر. ذلیل یعنی نفوذپذیر. تمایز این شیشه که آب رو بریزید روش، توش نفوذ نمی‌کنه، که عزیزه. و این موکت تو کف تالار که خلال و فرجش کاملاً مشخصه، وقتی آب بریزید تو تار و پودش نفوذ می‌کنه، اون ذلیله. موکته، این شیشه عزیز.

کسی که راهی وجود نداره بر نفوذ به اون، اون عزیز. این بستن راه‌های نفوذ اسمش چیه؟ تو قرآن تقوا. غلط ترجمه کردن مترجمین، نوشتن ترس از خدا. تقوا که ترس از خدا نیست، تقوا یعنی خویشتن‌پایی. خودتو بپایی از چشم خدا. از این رو، نفوذ صهیونیستی ابعادش برای شما تا حدودی روشن شد، دیدید که چه تمایزهای داره.

راه مقابله با نفوذ صهیونیستی فقط یک کلمه است: تقوای الهی. این تقوای الهی کاری می‌کنه که مدیر آلوده به فساد اخلاقی و جنسی نشه که بتونن براش پارتی بذارن، ببرن در واقع سرش رو کنن زیر آب. آلودگی‌های مالی نداشته باشه با یک وسیله‌ی شیک و یک خونه و یک سوئیچ یک ماشین و نمی‌دونم ساز و کارهای این چنینی، خراب دشمن نشه. و کسی نتونه با زبون‌بازی به این نزدیک بشه، از نظر عاطفی باهاش دوست بشه و روش تاثیر بذاره.

امر
امر

تقوا که آمد، انسان عزیز الله می‌شه، از هر کی و هر چی غیر الله فاصله می‌گیره. البته توکل اونجا اصالت داره، دیگه به قول حافظ:

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست / راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

انسانی که برای زیست انقلابی، برای زمینه‌سازی ظهور، برای تحقق تمدن نوین اسلامی تلاش می‌کنه، این بالاتر از تقوا باید توکل داشته باشه، وکالت بده به حضرت الله که "توکل علی الله". و بالاتر از وکالت، تفویض امر کنه به الله که «وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ».

اگر این اتفاق افتاد، شما هیچ نگرانی از نفوذ صهیونیست‌ها نداشته باشید. اگر قاعده فقهی نفی سبیل از وجه امنیتی، اخلاقی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به خوبی برای جامعه مخاطب شما تبیین بشه، مبتنی بر فقط همین یه دونه قاعده فقهی، شما مطمئن باشید که جامعه نفوذناپذیر بشه.

موفق و موید باشید ان شاالله. والسلام.


aparat.com/v/tskz04s

◀️ مشاهده در یوتیوب:

youtu.be/EXw5_s2B2G0

◀️ مشاهده در آپارات(همراه با سریال جاسوس):

aparat.com/v/tskz04s

رژیم صهیونیستینفوذاسرائیلجاسوسکودتا
۳
۰
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
IRAN MY LOVE
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید