ویرگول
ورودثبت نام
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷IRAN MY LOVE
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
خواندن ۸۸ دقیقه·۲ روز پیش

۱۱۶۶ /ونزوئلا؛ نخستین قربانی دکترین دونروئه

💠 کلبه کرامت - جلسه ۱۱۶۶

سرفصل: جنگ سرد جدید (۲۱)

ونزوئلا؛ نخستین قربانی دکترین دونروئه

برگزارشده در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین.

وقایعی که این هفته اتفاق افتاد، هم ماجرای ونزوئلا و ربودن مادورو، هم آشوب‌های داخل ایران و درگیری‌های جنگ سرد جدید، مجدداً ما رو بر آن داشت که این جلسه هم یک بخش دیگه‌ای از مباحث جنگ سرد جدید رو بهش بپردازیم و موقعیت ونزوئلا در جنگ سرد جدید و تأثیر اون بر ایران و سایر کشورها رو مورد بررسی قرار بدیم که ببینیم وارد چه مرحله‌ای شدیم.

خب، ما با ورود به سال ۲۰۲۶ وارد ششمین سال جنگ سرد جدید شدیم و مستحضرید که جهان به ۲ قطب غربی و شرقی تقسیم شد. اما با اتفاقاتی که اخیراً در ونزوئلا رخ داد و موضع دونالد ترامپ، مسئله این شد که نیم‌کره غربی در مقابل نیم‌کره شرقی. و با درخواست از ونزوئلا برای اینکه چین، مستشاران چین، مستشاران روسی و مستشاران ایرانی رو از اونجا اخراج کنه و با ادعای اینکه نیم‌کره غربی محدوده نفوذ ایالات متحده است و نباید کشور دیگه‌ای در نیم‌کره غربی ظهور و بروز داشته باشد.

سه جانبه‌گرایی در جنگ سرد جدید ۲۰۴۰ ~ ۲۰۲۰
سه جانبه‌گرایی در جنگ سرد جدید ۲۰۴۰ ~ ۲۰۲۰

پس اگر قبلاً غرب و شرق، مثلاً در محدوده اروپا تفکیک می‌شد با دیوار برلین: اروپای غربی، اروپای شرقی. بعد اون‌ور اقیانوس اطلس، آمریکا و کانادا. این طرف هم بعد از اروپای شرقی، روسیه. جهان به ۲ قطب غربی و شرقی در ۲ تا ۳ تا قاره تقسیم می‌شد. اما این‌که مثل یک سیب، کره زمین رو به ۲ نیم‌کره غربی و شرقی تقسیم کنن و بگه که محدوده نفوذ ما نیم‌کره غربی است، شامل اروپا و قاره آمریکا و ۲ تا اقیانوس اطلس و آرام و استرالیا، نیوزیلند، این قسمت رو بگیره نیم‌کره غربی، بقیه هم بگیره نیم‌کره شرقی. بگه اینجا محدوده نفوذ منه، کسی حق نداره تو این محدوده تردد کنه. سر همین نفتکشی که دیروز گرفتن، با کمک انگلیسی‌ها گرفتن آمریکایی‌ها که پرچم روسیه روش بوده، خب به روسیه هشدار داده که این محدوده نیم‌کره غربی دست ماست، هر نفتکشی رد بشه و نفتش مربوط به ونزوئلا بود باشه، ما اون رو مصادره می‌کنیم و خط حد تعیین کرده دیگه. نیم‌کره غربی، نیم‌کره شرقی. این تقسیم‌بندی که داره رخ می‌ده و اتفاقاتی که داره می‌افته، طبعاً جنگ سرد رو وارد یک پروسه جدیدی می‌کنه که با شتاب بیشتری باید روند تحولات رو دید. چون این‌قدر شتاب تحولات زیاده که طبعاً ارزیابی‌ها از این هفته تا هفته بعد ناقص می‌شه.

اصلی‌ترین نکته هم اینه که دونالد ترامپ، همون‌طوری که دوگین در کتابی که نوشت چندی پیش تحت عنوان "انقلاب ترامپ" (Trump Revolution) این مسئله رو مطرح کرد که نظم کلاسیک شناخته‌شده ۷۰-۸۰ سال گذشته با آمدن ترامپ کاملاً به هم می‌ریزه و یک نظم جدیدی شکل می‌گیره. این نظم جدیدی که شکل می‌گیره ساختارهای گذشته رو نداره. خب دیدیم که درسته دیگه. چون دیروز اعلام کردند که از ۶۶ پیمان بین‌المللی می‌خواد خارج بشه ترامپ. و هر چه که تحت عنوان پیمان‌های پیشینی و طرح‌های پیشینی قبلاً مطرح شده بود و در سازمان ملل و نهادهای تابع سازمان ملل به تصویب رسیده بود، همه رو ناکارآمد می‌دونه و می‌خواد آمریکا رو از اونا خارج کنه. دیگه آمریکا هیچ تعهدی نداشته باشه. در واقع سازمان ملل در نیویورک، اما دیگه نیویورک مرکزیتی برای اداره جهان نداره و سازمان ملل دیگه نقشی نداره، چون اصلاً خود آمریکا دیگه قبولش نداره.

حالا ۶۶ موردی که اعلام شد دیروز، باید عناوین و اسامیش و قوانینش مشخص بشه ببینیم از کدوم معاهدات قراره که خارج بشه آمریکا. اما من‌حیث المجموع، یک نظم فرسوده و کهنه و مندرس و ناکارآمدی در نظام بین‌الملل و حقوق بین‌الملل وجود داره که این نظم مندرس و فرسوده و کهنه توسط دونالد ترامپ داره پاره می‌شه و منهدم می‌شه و مثل یک پوسته مندرس کنده می‌شه و یک نظم جدیدی رو داره شکل می‌ده با شعار «اول آمریکا». لذا هر چیزی که از نظم قبلی یک‌جوری گیره و قلاب بوده به آمریکا و آمریکا رو زمین‌گیر کرده، خودش رو داره از اونا آزاد می‌کنه.

اولش از مشکلات اتحادیه اروپاست و ناکارآمدی اتحادیه اروپا. چون اتحادیه اروپا، خب بالاخره انرژی نداره دیگه. نه منابع زیرزمینی زیادی داره، یک قاره کوچیکه. نه انرژی داره، طبیعتاً سربار دیگه. هم سربار از جهت منابع اولیه، هم سربار از جهت انرژی. فقط یک چیزی که داره، یک مقداری زیرساخت تکنولوژی داره. خب آمریکا تو این قضیه نمی‌خواد هزینه بده بابت اروپا. نتیجه‌اش این شده که گفته خب شما باید در امنیتتون هزینه امنیت رو بدید. من امنیت شما رو از طریق ناتو دارم تأمین می‌کنم، پولش رو باید بدید. ضمن اینکه ادعای ارضی هم داره دیگه. می‌گه باید اون گرینلند رو در بالای اروپا به من بدید، من اون رو به اصطلاح برای خودم می‌خوام. طبعاً این رویکرد اروپا رو رنجونده و اروپایی‌ها احساس می‌کنن خودشون باید مستقل بشن رو پای خودشون.

به ژاپن و کره جنوبی هم گفت که هزینه امنیتتون رو باید بدید. خب یک پول کلانی رو از این ۲ تا گرفت: یک تریلیون دلار از ژاپن، ۶۰۰ میلیارد دلار هم از کره جنوبی. به بقیه کشورها هم که تعرفه بست، به‌خصوص به چین و هند. و ونزوئلا رو هم که رئیس‌جمهورش رو دزدید برد، و جریان جدید حاکم بر ونزوئلا رو تهدید کرد که نفتتون مال ماست. و وزیر انرژیشون، وزیر خارجه‌شون، سناتورها و کنگره‌من‌های متعددشون و به‌خصوص خود ترامپ در این چند روز بارها اعلام کردند که مالک اصلی نفت ونزوئلا آمریکاست و آمریکا خودش این رو خرج می‌کنه، خودش هزینه می‌کنه، اختیارش دست ایناست.

و ونزوئلا بالاخره بیش از ۲۰ سال بود که تحریم بود دیگه. از ۱۳۸۱ کودتا شد علیه چاوز در ونزوئلا و کودتای آمریکایی و شکست خورد. آمریکایی‌ها تحریمش کردند. با وجود اینکه خب بیشترین منابع نفت رو داره، اما نمی‌تونست نفت بفروشه و نتیجه‌اش این شده بود که کشور تو این ۲ دهه فقیر شده بود. منتها در این مرحله، چین که تونسته بود در ۲۰ سال گذشته یک نفت ارزانی رو ببره و کمک شده بود به زیرساخت تکنولوژی و تجارتش. چون بیش از ۲۰ ساله که ونزوئلا تحریم بوده، نفت ارزون می‌داده به چین. ایران هم که تحریمه، نفتش رو با قیمت پایین‌تری از بازار جهانی می‌ده به چین. روسیه هم که در ۴-۵ سال گذشته درگیر این جنگ اوکراین شد، اون هم با قیمت بسیار پایین‌تری نفتش رو داره می‌ده به چین.

چین از ۳ تا منبع ایران، روسیه و ونزوئلا نفت و گاز ارزون وارد می‌کرد. کالایی که تولید می‌کرد، طبعاً یک مزیت نسبی براش محسوب می‌شد: منابع انرژی ارزون، تولید کالا در حجم گسترده و فروشش به کشورهای مختلف از جمله به اروپا و خود آمریکا. این امتیاز رو از چین گرفت. یعنی اومد آمریکا با این کاری که در ونزوئلا کرد و الان هم درخواست کرده که چینی‌ها و ایرانی‌ها و روس‌ها اخراج بشن، این موقعیت ویژه رو از کشور چین گرفت. و خب بخشی از این‌پس، تابع این جنگ تجاری یعنی جنگ تجاری-اقتصادی بین آمریکا و غرب با چین، یک بخشش طبیعتاً در این حوزه دیده شد.

ترامپ اعلام کرد که ما بعد از ۲۰۰ سال، دکترین مونروئه رو تبدیلش کردیم به دکترین "دونروئه". یعنی ۲ تا حرف اول اسم خودش یعنی "دونالد" رو گذاشت (یعنی ابتدای این کلمه) و بعد ۲ تا حرف اول لقب مونرو رو برداشت. دکترین جیمز مونروئه شد دکترین دونروئه ترکیبی از مونروی قبلی و موقعیت فعلی دونالد ترامپ.

در ۲۰۰ سال گذشته، دکترین جیمز مونروئه ناظر به این بود که قاره آمریکا، کلاً از بالا از کانادا تا بیاد پایین در آرژانتین و شیلی، به‌ویژه آمریکای لاتین و آمریکای مرکزی، این قاره حیاط خلوت ایالات متحده است و کسی حق نداره در حیاط خلوت ایالات متحده حضور داشته باشه (قدرت فرا قاره‌ای). البته اون موقع منظور از قدرت فرا قاره‌ای، اروپا بود. مثلاً پرتغال و اسپانیا و انگلیس و فرانسه. که این کشورهای غربی که اون موقع استعمارگر بودن، یک سری‌شون تو آفریقا کشورهایی رو استعمار کرده بودن (مثل بلژیک، مثل خود ایتالیا، مثل فرانسه یا مثل انگلیس). اینا بخش‌هایی از قاره آفریقا رو اشغال کرده بودند و استعمار کرده بودند. خب بعضی‌هاشون هم که رفته بودن در آسیا. یعنی انگلیسی‌ها در هند بودن، پرتغالی‌ها در همین منطقه ما بودند در تنگه هرمز، در همین جزیره هرمز، هلندی‌ها در اندونزی بودن. خب اینا چون رفته بودن در قاره آسیا یک جای مختلفی رو گرفته بودن، آمریکا اعلام کرد که محدوده قاره آمریکا صرفاً در اختیار ایالات متحده است و قدرت‌های بیرونی یعنی اروپایی‌ها حق ندارن بیاند اونجا رو بگیرند.

بعد که دیگه در قرن بیستم قدرت‌های اروپایی تضعیف شدن و شوروی سر برآورد، آمریکایی‌ها در دکترین جیمز مونروئه مخالف این بودن که روس‌ها و شوروی سابق بیاد در کشورهای آمریکای لاتین مستقر بشه. خب شنیدید در ۱۹۶۲ بحران موشکی کوبا که شروع شد، آمریکایی‌ها اومدن در ترکیه موشک‌های بالستیک و اتمی‌شون رو بذارن زیر گوش شوروی. شوروی هم برای دفاع از کوبا، موشک‌های اتمی رو برد گذاشت در کشور کوبا. بحران موشکی کوبا که در طول ۱۳ هفته، جهان رو برد در آستانه یک جنگ اتمی بین شوروی و آمریکا که برآورد این بود که ۲۰۰ میلیون نفر در اون جنگ کشته می‌شدند. در بحران موشکی کوبا یک اتفاق خیلی مهمی افتاد و این بود که برای اولین بار یک قدرت فرا قاره‌ای اومده بود، حالا سلاح‌های اتمیش هم آورده بود، تو آمریکای مرکزی گذاشته بود، در جزیره کوبا، زیر گوش ایالات متحده، یک فاصله کمی داره با ایالت فلوریدا. خب بحران موشکی کوبا با توافقی که ۲ طرف کردن که سلاح‌هاشون رو از ترکیه و کوبا عقب بکشن، اون بحران موشکی ختم به خیر شد. اما آمریکایی‌ها کوتاه نیومدن از اینکه قدرت فرا قاره‌ای دیگه نیاد در آمریکای لاتین.

بعد از این دوره که چین در ۲۰ سال گذشته به یک موقعیت ممتازی رسید، و راه نفوذش هم سرمایه‌گذاری گسترده اقتصادی در زیرساخت‌های کشورهای هدف بود، حضور روسیه در بخش‌های نظامی، و حضور ایران در بخش‌های تجاری-اقتصادی، و حضور چین در زیرساخت‌های اقتصادی آمریکای لاتین، ایالات متحده رو اذیت کرد. در ۲۰ سال گذشته، ۳ کشور روسیه، چین، ایران به‌ویژه در کشورهایی مثل بولیوی، در خود کوبا و علی‌الخصوص در خود همین ونزوئلا دست به تحرکاتی زدند از نظر اقتصادی و حضور که آمریکا اینا رو مزاحم تلقی می‌کرد. می‌گفت در حیاط خلوت من آمریکا که می‌شه آمریکای لاتین، شما حق ندارید بیایید. همون چیزی که در ۴-۳ روز گذشته بارها اعلام کردند که ونزوئلا باید مستشاران ایرانی و روسی و چینی رو از اینجا اخراجشون کنه. خب الان دکترین مونروئه تبدیل شده به دکترین "دونروئه" و با قدرت به اصطلاح نظامی برتر خودش داره چین و روسیه رو از اونجا می‌ندازه بیرون.

و در همین هفته گذشته خب خیلی شاخ و شونه کشیده. بعد از دزدیدن نیکلاس مادورو و همسرش، آمریکایی‌ها بلافاصله برای کوبا خط و نشان کشیدن، برای کلمبیا خط و نشان کشیدن، برای بولیوی خط و نشان کشیدن، و برای مکزیک. یعنی گفتن که این ۴ تا کشور هم در دستور کار هست که باهاشون برخورد بشه، از جمله با نیکاراگوئه. پس قراره که دکترین کلاسیک ۲۰۰ سال گذشته جیمز مونروئه پوست بندازه و تبدیل بشه به یک دکترین جدید "دونروئه". قراره که چین و روسیه که سرمایه‌گذاری گسترده اونجا داشتن در بخش نظامی و بخش اقتصادی، اخراج بشن. ایران هم که یک حضور تجاری داشته، ایران هم اونجا تعدیل بشه و آمریکایی‌ها کل قاره رو در دست خودشون بگیرن.

حالا همون‌طوری که قبلاً هم شنیدید در چند ماه گذشته که دونالد ترامپ بارها به کانادا گفته که تو باید بشی استان مثلاً پنجاه و نمی‌دونم چندم آمریکا، اینا خب فقط به آمریکای لاتین نظر ندارن، بلکه به شمال آمریکای شمالی هم نظر دارن و کشور آنگلوساکسون کانادا رو قراره ضمیمه بکنند به خاک ایالات متحده. در طول یک سال گذشته که دونالد ترامپ سر کار اومده، اول کشور پاناما و کانال پاناما رو در اختیار گرفت. چون در این مدت چین رفته بود اونجا سرمایه‌گذاری کرده بود در کانال پاناما و برای آمریکا این هزینه‌بر بود. لذا اولین کاری که کرد، اومد سر کار چند ماه پیش، اول چین رو انداخت بیرون از کشور پاناما و پاناما و تنگه پاناما رو گرفته دست خودش. اقدام بعدیش این بود که خط و نشان کشید برای کانادا که کانادا باید جز ایالت‌های آمریکا بشه. و اقدام سومش هم این بود که اومد ونزوئلا رو اشغال کرد از نظر تجاری و اقتصادی و سیاسی، تموم شده.

حالا اینکه در سال ۲۰۲۶ همون‌طور که گفته شده با مکزیک می‌خواد برخورد کنه، با کلمبیا برخورد کنه، با نیکاراگوئه برخورد کنه و به‌خصوص با کوبا، این اتفاقاتی که می‌افته و از جمله با بولیوی. این ۵-۴ تا کشور دیگه آمریکای لاتین و آمریکای مرکزی هم در طول ۲۰۲۶ باهاشون برخورد بشه یا نه، بستگی به شرایط داخل آمریکا و شرایط خود منطقه داره. اما به‌هرجهت، همون‌طور که عرض کردم، قراره که در جنگ سرد جدید، چهره جهان عموماً و منطقه نیم‌کره غربی خصوصاً تغییر کنه و برگرده به ساختار سیاست کلاسیک.

اینکه در دوره فروپاشی شوروی و بعد از اون گفته شد که به جای تانک‌های نظامی که آرایش می‌گرفتن تو جنگ سرد روبروی همدیگه، اگر به جای تعداد تانک‌های طرفین، مجموعه شرکت‌های تجاری و اقتصادی حضور داشته باشن، برن توی کشورهای همدیگه، هر کجا روابط تجاری گسترده باشه، به جای تانک، تراکتور بره. یعنی تراکتور صادر کنن، کمباین صادر کنن، لودر، بولدوزر صادر کنن، کار عمرانی و کشاورزی بره اونجا انجام بشه، جنگ دیگه صورت نمی‌گیره. این فرض خوش‌بینانه که در دهه ۱۹۹۰ بعد از فروپاشی شوروی در جهان مطرح شد و اینکه دیگه «ژئومیلیتاری» و «ژئواستراتژی» جاش رو می‌ده به «ژئواکونومی»، اقتصاد میاد روی زمین همه چیز رو تعریف می‌کنه، نه نظامی‌گری. این فرض خوش‌بینانه تا سال ۲۰۰۰ ادامه داشت تو ۱۰ سال. خب دوباره جمهوری‌خواه اومدن سر کار، جورج بوشه پسر، جنگ تمدن‌ها رو که شروع کرد، آمد افغانستان رو گرفت و عراق رو گرفت به بهانه مبارزه با القاعده، در سر ماجرای ۱۱ سپتامبر. از اونجا دوباره نظامی‌گری شروع شد. اما خیلی‌ها در جهان نمی‌خواستن قبول کنن.

حتی در ایران در سال‌های اخیر دیدید که دوباره توییت می‌زدن که در دوره اخیر دیگه عصر گفتمان شروع شده، نه عصر موشک. سیاستمداران پیر و کارکشته‌ای که دوره جنگ‌های کلاسیک رو دیده بودن، دوره شکوفایی اقتصادی عصر پسا پیمان ماستریخت در اتحادیه اروپا رو دیده بودن. پایه اون چیزی که بعداً اتحادیه اروپا یک پیمانی بود در هلند به اسم پیمان ماستریخت که بازار مشترک اروپایی دوره جنگ سرد اومد تبدیل شد به یک چیزی به نام اتحادیه اروپا. خب اینا اون دوره جنگ سرد و دوره قبلش جنگ جهانی رو دیده بودن، دوره جنگ‌های نظامی و دوره بعدش هم که در پسا پیمان ماستریخت و تشکیل اتحادیه اروپا، اقتصاد اومد جای نظامی‌گری رو گرفت، این دوره رو دیده بودن. اما بلافاصله بعدش عصر جنگ‌ها شروع شد و دوباره افغانستان و عراق و جاهای دیگه، آمریکا اومد لشکرکشی نظامی کرد و حرکت نظامی رو بسط داد. اما با این وجود، سیاستمداران کارکشته توییت می‌زدن که عصر موشک نیست، عصر پوشک است. و از این فضای شبه‌روشنفکری مریض، از ملت‌های مختلف به‌ویژه از ملت ما، روحیه مقاومت و ایستادگی رو گرفتند.

همیشه گفتم بزرگ‌ترین تهاجم فرهنگی، علوم انسانی در دانشگاه‌هاست. بالاخره اون تهاجم فرهنگی که در شبکه‌های اجتماعی هست، اون بخشی از سبک زندگی. اون تهاجم فرهنگی که در رسانه‌ها هست، اون تهاجم فرهنگی که در مثلاً فرض کنید موسیقی هست، اون تهاجم فرهنگی که در سینما هست، اینا یک کارکردهای خلسه‌آوری داره و در حوزه وهمه. اما عمیق‌تر از اینا، اون تهاجم فرهنگی‌ایه که به شناخت تبدیل می‌شه، تهاجم فرهنگی که شناخت رو شکل می‌ده، علوم انسانی دیگه. شما وقتی درگیر علوم انسانی هستید، مجبورید همون فرضیه و نظریه رو بخونید و برید امتحان بدید. کسی که با حوصله ۴ سال لیسانس گرفته، ۳ سال فوق‌لیسانس گرفته، ۳ سال دکتری گرفته، یعنی ۱۰ سال در معرض تهاجم فرهنگی یک نظام معرفتی و شناختی بوده که اون اومده شخصیت این رو شکل داده.

خب چرا یک سیاستمدارانی رسماً می‌گفتن دوره جنگ‌های نظامی تموم شده، اقتصاد اصالت داره؟ و چه چیزی رو تضمین اون اصالت اقتصاد می‌دونستند؟ همین علوم انسانی در حوزه حقوق بین‌الملل، روابط بین‌الملل، سیاست بین‌الملل و نظریه‌هایی که بود. یک کسایی می‌رفتن تو دانشگاه‌ها، اینا رو می‌خوندن، می‌آمدند بیرون، بعد می‌گفتن اصلاً شما نگران نباشید، اتفاقی بیفته سازمان ملل میاد جلوی آمریکا رو می‌گیره، جلو روسیه رو می‌گیره، جلو رژیم صهیونیستی رو می‌گیره، هر کسی تخلف کنه جلوش رو می‌گیره. با این ذهنیت که در سیاست داخلی حضور پلیس و حضور قاضی زمینه ایجاد نظم مبتنی بر قانون رو رقم می‌زد، افراد فکر می‌کردند در عرصه بین‌المللی هم یک پلیس بین‌المللی هست که نیروهای کلاه‌آبی سازمان مللند و یک مجموعه‌ای است به نام شورای امنیت سازمان ملل و خود سازمان ملل که اونجا حق شما رو می‌گیرند. هرقدر شما می‌خواستی بگی بابا اصلاً سازمان ملل رو شکل دادن برای اینکه تا یک جایی که دستشون می‌رسه بدون روکش و لعاب قانون، کارشون رو جلو ببرن. از یک جای دیگه‌ای که کاری که دارن انجام می‌دن خیلی دیگه کار کثیفه.

همون‌طوری که قبلاً عرض کردم، تعریف این‌ها از جنگ کثیف یا سیاست کثیف یا اقدام کثیف همونی که قبلاً در فرهنگ ایرانی‌ها مرسوم بود به اینکه «سیاست پدرسوختگی داره»، پدرسوختگی در سیاست رو غربی‌ها بهش می‌گن سیاست کثیف، در جنگ بهش می‌گن جنگ کثیف. کما اینکه در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، صدراعظم آلمان اعلام کرد که ما غربی‌ها یک بخش جنگ کثیف داریم که همیشه بخش جنگ کثیف ما غربی‌ها رو اسرائیل انجام می‌ده برای ما. بعد که بهش اعتراض کردن چرا لو دادی، مجدداً مصاحبه کرد گفتش که درست گفتم. باید مشخص بشه که ما قسمت تمیزِ جنگ‌ها و سیاست رو انجام می‌دیم، ما اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها. بخش کثیف این جنگ رو کی انجام می‌ده؟ مشخصاً یک مجموعه‌ای به نام رژیم صهیونیستی.

حالا شناخت این نکته حائز اهمیته که تا جایی که بتونن، مثلاً کار کثیفشون رو خودشون رنگ و لعاب مشروع بهش بدن، خودشون انجامش می‌دن. از یک جایی به بعد برای اینکه نرند زیر سؤال که دارن دیکتاتورمآبانه در جهان عمل می‌کنن و جهان‌خواری می‌کنند، می‌برن رنگ و لعاب قانون بین‌الملل و حقوق بین‌الملل و سازمان ملل بهش می‌دن که بارها اینجا اشاره کردم. مثلاً در مفاد حقوقی «DDR»، وقتی قراره یک ملتی رو خلع سلاح کنن که اون ملت مقاومت نکنه، روبروی اینا یک پروژه حقوقی «DDR» تعریف می‌کنن از گردن خودشون ساقط می‌کنن. یعنی قراره حزب‌الله لبنان مقاومت کنه در مقابل اشغالگران، قراره حماس مقاومت کنه در مقابل اشغالگران، قراره نیروهای محمد فرح عیدید در سومالی در مقابل اشغالگران آمریکایی در سال ۱-۱۳۷۰ مقاومت کنه، مثلاً مجاهدین افغانی می‌خوان در مقابل اشغالگران مقاومت کنن. چجوری باید اینا رو خلع سلاح کرد تا کشورشون رو بگیری؟ راهش یک پروژه قانونیه.

لذا آنچه را که حضوری اگر برند به‌زور در سومالی، در افغانستان، در لبنان یا در فلسطین یا هر جای دیگه‌ای گروه چریکی مقاومت رو خلع سلاح کنند، هم هزینه داره، هم کشت و کشتار می‌شه، هم نیرو از دست می‌دند، تلفاتشون می‌ره بالا، ممکن هم شکست بخورند. مثل اتفاقی که براشون در کشور سومالی افتاد و با آبروریزی نیروهاشون به‌خصوص دلتا فورس و اینا رو کشیدن بیرون، تو دوره اواخر دوره جورج بوش پدر و اوایل دوره بیل کلینتون که از روش یک فیلم سینمایی هم ساخته شد به اسم «Black Hawk Down» که قبلاً اینجا بررسی کردیم.

خب چرا این کار رو بکنند؟ این کاری که می‌خوان انجام بدند، یک گروه چریکی رو از خاصیت بندازن که مقاومت نکنه در مقابل تجاوزکاری این‌ها، می‌برن تو سازمان ملل یک قانونی تصویب می‌کنن به نام قانون «دی‌دی‌آر» (Disarmament و Demobilization و Reintegration). خب با «DDR» گروه‌های مقاومت رو از حالت مقاومت تهی می‌کنند.

حالا اگر خواستن کشوری رو تعدیل کنند توان دفاعی-امنیتیش رو و به رژیم‌چنج بکشونن، اون را SSR می‌کنند «Security Sector Reform» می‌کنند یا «Security System Reform». که مثلاً در سوریه پروژه «SSR» انجام شد، در ونزوئلا الان پروژه «SSR» انجام شده، در ایران پروژه «SSR» در دستور کار که یک دوره‌اش برجام بود، دوره اخیرش که الان ادامه داره. اگر حزب‌الله لبنان مد نظر باشه که خلع سلاح بشه که الان برایش ضرب‌الاجل می‌ذارن برای خلع سلاحش، اون اسمش می‌ره تو سازمان ملل، می‌شه «DDR». اگر ایران، سوریه یا ونزوئلا رو بخوان تهی کنند از توان مقاومت، روبروی غرب به این می‌گن «SSR».

یعنی کار کثیفشون رو برای اینکه طرف مقابل در مقابل (به قول خودشون) جهان آزاد قرار بگیره و جهان (به اصطلاح کشورهای جهانی) و خودشون می‌گن جامعه جهانی، بردن اونجا تو سازمان ملل، به خودشون وجاهت جهانی دادن. هر کی مخالفشون باشه، گروه چریکی باشه «DDR»ش می‌کنن، کشوری باشه «SSR»ش می‌کنن.

خب وقتی می‌گه که آقا این «SSR» هیچ وقت به درد تو نمی‌خوره، تو که نمی‌خوای مثلاً بری آمریکا رو «SSR» کنی، انگلیس رو «SSR» کنی، تو که نمی‌خوای بلند شی بری گروه مثلاً مخالفی باشه علیه غرب رو یا علیه خودت رو ببری «DDR» کنی. سازمان منافقین یا پژاک، اینا گروه‌هایی هستند که مخالف جمهوری اسلامی‌اند. جمهوری اسلامی هیچ وقت نمی‌تونه از قواعد سازمان ملل در «DDR» اینا بهره بگیره. یعنی وقت جمهوری اسلامی نمی‌تونه درخواست کنه که آقا سازمان منافقین «DDR» بشه، اسلحه‌اش رو بذاره کنار، دست به کارهای تروریستی نزنه، پژاک «DDR» بشه، جندالشیطان در جنوب شرق «DDR» بشه، و سازمان ملل بیاد تأیید کنه، بگه بله الان این کاری که ایران می‌خواد انجام بده در سیستان و بلوچستان، در کردستان، در کاری که در آلبانی داره انجام می‌شه توسط منافقین، جمهوری اسلامی بره اونجا «DDR» کنه، اینا رو اول اسلحه رو ازشون بگیره، «Disarmament» کنه، بعد که اسلحه ازشون گرفت، «Demobilization» کنه، از حالت بسیج‌شدگی خارجشون کنه، بعد «Reintegration» کنه، یعنی برشون گردونه به زندگی عادی. هیچ وقت سازمان ملل اجازه نمی‌ده به شما شما برید مثلاً در کشور آلبانی که منافقین اونجا مقر دارن، پادگان دارن، این کار رو باهاشون انجام بدیم. اما اگر در یک کشوری غیرغربی یک پادگانی باشه مثل پادگان سازمان منافقین در کشور آلبانی، آمریکا و اروپا و سازمان ملل می‌آن می‌گن شما حامی تروریست هستید، تروریست‌ها رو آوردید در کشورتون پناه دادید. اما اینکه تو دروازه اروپا، در کشور آلبانی با خرج آمریکایی‌ها تشکیلات برای منافقین ایجاد شده و رودی جولیانی (شهردار سابق نیویورک)، مایک پنس (معاون دوره اول دونالد ترامپ) و کسای دیگه می‌رن در مراسم اینا شرکت می‌کنن، این دیگه حمایت از تروریسم نیست.

این‌جوری نیست که سازمان ملل بیاد به شما بگه شما اجازه دارید سازمان منافقین رو «DDR» کنی، شما اجازه داری پژاک رو «DDR» کنی، شما اجازه داری در بلوچستان جندالشیطان رو «DDR» کنید. اما اونا اونجایی که به نفع و منفعت خودشونه، می‌رن یک قوانینی تصویب می‌کنن در سازمان ملل. که وقتی نمی‌خوان با زور اسلحه وارد بشن و هزینه داشته باشه، می‌برن تو مفاد حقوقی. می‌گن حالا لبنان باید «DDR» بشه، حماس باید «DDR» بشه، جهاد اسلامی باید «DDR» بشه، انصارالله یمن باید «DDR» بشه، حشد شعبی باید «DDR» بشه. جمهوری اسلامی باید چی بشه؟ باید «SSR» بشه، «سکیوریتی سکتور ریفورم» بشه، اصلاح کنه ساختار امنیتیش رو، «سکیوریتی سیستم ریفورم» بشه، سیستم امنیتیش رو اصلاح کنه، سپاه رو کلاً می‌ذارن جزو گروه‌های تروریستی و مسائلی که کم و بیش مستحضرید.

پس در جنگ‌های کلاسیک تا دوره جنگ جهانی دوم، تسخیر راحت بود. هر کشوری بلند می‌شد این قرارداد بین‌المللی رو که بین خودشون بود رو (بین چند تا کشور بود رو) به هم می‌زد و جنگ رو راه می‌انداخت. حالا یک بار می‌شد جنگ مثلاً جهانی اول، سر کشته شدن ولیعهد اتریش در سارایوو یا ترور زمینه جنگ جهانی شد در سارایوو در بوسنی و هرزگووین. یک بارم یک درگیری بین آلمان با لهستان و جاهای دیگه و اشغال اتریش زمینه‌ای شد که جنگ جهانی دوم توسط هیتلر آغاز شد. اینها جنگ‌های کلاسیک بود. هر کی زورش زیادتر بود، می‌ریخت کشورهای دیگه رو می‌گرفت. خب اینا جامعه ملل درست کرده بودن، بعد جنگ جهانی دوم اسمش رو گذاشتن سازمان ملل. رفتن اونجا یک حق وتو برای خودشون در نظر گرفتن و ۷۰ ساله ۸۰ ساله دارن بر جهان حکومت می‌کنن با همون قوانین ۷۰-۸۰ سال گذشته. خب این قوانین دیگه جواب نمی‌ده. الان دیگه سازمان ملل برای آمریکا اون کارکرد قبلی رو نداره، لذا گذاشتنش کنار. سازمان ملل رو گذاشتن کنار و الان سازمان ملل رو دور می‌زنن. یعنی کارایی که می‌کنن به تصویب سازمان ملل نمی‌رسه. رک، هر چی دلشون می‌خواد، هر کاری می‌خوان انجام می‌دن. از کی هم این مرسوم شد؟ از قضیه حمله به عراق.

در حمله به عراق، فرانسه که ۳۶ میلیارد دلار از دولت صدام طلب داشت، احساس کرد اگر انگلیس و آمریکا جنگ علیه صدام رو شروع کنند، این ۳۶ میلیارد دلاری که طلبکاره از بین می‌ره. لذا ژاک شیراک، رئیس‌جمهور فرانسه، همه تلاشش رو کرد که این جنگ رو بکشونه توی شورای امنیت سازمان ملل و اونجا وتوش کنه با حق وتوی فرانسه. تونی بلر در انگلیس و جورج دبلیو بوش در آمریکا، این رو گذاشتنش سر کنار، همون در سازمان ملل بمونه، بدون اجازه سازمان ملل و شورای امنیت، اومدن رفتن حمله کردند به صدام و عراق رو اشغال کردند. در ۱۳۸۲ وقتی این اتفاق افتاد (۲۲ سال پیش)، معلوم شد دیگه سازمان ملل و شورای امنیت به درد ایالات متحده نمی‌خوره و آمریکا ازش عبور کرده. خب ۲۲ سال گذشته، الان این وضعیت بدتر شده. دیگه اصلاً سازمان ملل به دردشون نمی‌خوره، مگر نیاز داشته باشن یک جلسه‌ای بگیرن، محکوم کنند.

حالا اخیراً ۲-۳ هفته پیش یک جلسه‌ای گرفتن علیه ایران که چرا ایران به گروسی و تیم بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه نمی‌ده که بیان اونجایی که بمباران شده رو بازدید کنن. خب گروسی محکوم نکرد. اصلاً آژانس محکوم نکرد. خب چجوری تو حق داری بیای تأسیسات ما رو بازدید کنی؟ برای اینکه یک فشاری بیاد به ایران، یک جلسه‌ای گرفتن و آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها همه یک مواضعی علیه ایران گرفتن که ایران باید سریع اجازه بده مثلاً بازدید صورت بگیره و... سازمان ملل برای این می‌خوان کارکرد دیگه نداره. سازمان ملل هیچ وقت به درد ماها نخورده، هیچ وقت.

پس دوره‌ای که جنگ جهانی اول یا جنگ جهانی دوم شکل می‌گرفت به شکل کلاسیک، هر که زور بیشتری داشت راه می‌افتاد، رویکرد امپریالیستی داشت. یک روزی هیتلر رویکرد امپریالیستی داشت، می‌گفت من فضای حیاتی‌ام تنگه و باید جای بیشتری داشته باشم. ژاپن همون موقع رویکرد امپریالیستی داشت، می‌گفت من جایی که دارم تنگه، فضای بیشتری می‌خوام. ریخت منچوری رو گرفت، تا وسط روسیه اومد، نصف چین رو گرفت، اون فیلیپین رو گرفت، همه این کشورها رو رفت گرفت. آخر سر هم آمریکایی‌ها با بمب اتم... دیگه جنگ تموم شده بود، آمریکایی‌ها چند روز بعد از پایان جنگ، یک بمب اتم زدن تو هیروشیما، بعدش هم زدن تو ناکازاکی و اونجا رو گرفتن تو چنگ خودشون. الان ۷۰-۸۰ ساله که به عنوان یکی از ایالت‌های آمریکا، ژاپن مستعمره آمریکاست و هیچ وقت هم آمریکایی‌ها عذرخواهی نکردند. به همین سادگی. این نظم داره تغییر می‌کنه، این نظم دیگه الان جواب نمی‌ده.

تو این مدتی که جنگ سرد قبلی بود و بعدش هم که شوروی پاشید، دوره‌ای شروع شد که این دوره رو ما تحت عنوان «دوره اصالت اقتصاد» می‌شناسیم. عصری بود که آمدند به ما گفتند که آقا دیگه تلاش اقتصادی اصالت دارد. دیگه تانک نمی‌ره، تراکتور می‌ره. به جای اینکه تانک‌ها برن تو سرزمین دیگران، شما باید تراکتور بسازید، تراکتورها بره تو کشورهای دیگه، کشاورزی کنه، کامیون‌ها و لودر، بولدوزرها برن جاده بسازن، فرآیند عمرانی به وجود بیارن، عصر شکل‌گیری اتحادیه اروپا، شرکت‌های دانش‌بنیان، کنار گذاشتن قدرت کلاسیک نظامی. از این دست جوک‌های شبه‌روشنفکری.

در این دوره با این مباحث فضای روشنفکری بود که... اون موقع من مدیر توسعه نیروی دریایی بودم. یعنی در عصری ما می‌خواستیم طراحی توسعه کنیم برای قدرت دفاعی کشور که به ما می‌گفتند ببین جنگ دیگه تموم شده، دیگه تو دنیا تانک‌ها رو ذوب می‌کنند، تانک‌ها رو می‌برن آب می‌کنن با تراکتور بسازن، ناوها رو می‌برن ذوب می‌کنن باهاش نفت‌کش مثلاً بسازن تو دریا، توپ‌ها و هواپیماها رو می‌برن ذوب می‌کنن، دیگه دوره‌ای نیست که جنگ بشه، شما چرا وقتتون رو گذاشتید رو این حرفا؟ باید رفت تو فضای اقتصاد.

خب یک سرزمینی بوده مال سرخپوست‌ها، گرفتن پوست کله سرخپوست‌ها رو کندن، اسمش رو گذاشتن آمریکا. بعد در طول ۲۰۰ سال گذشته هم آمریکای لاتین غارت کردن، آمریکای مرکزی رو غارت کردن. در ۱۰۰ سال گذشته اومدن ریختن دنیا، آسیا رو غارت کردن، آفریقا رو غارت کردن. الان هم که شما دارید می‌بینید در ابتدای سال ۲۰۲۶ میلادی، رسماً می‌ریزن بزرگ‌ترین منبع نفتی جهان که مربوط به ونزوئلاست رو مصادره کردن برای خودشون. ۴۰-۲۳۰ ساله کشور آمریکا به وجود اومده. در سال ۱۸۰۳ که توماس جفرسون آمریکای یکپارچه رو اعلام کرده، بر پایه ظلم شکل گرفته. بر پایه ظلم و غارت دیگران رسیده به اینجا. در ابتدای سال ۲۰۲۶ میلادی با غارت جهان و نفت ونزوئلا، شرایط برای خودش ایجاد کرده.

بعد یک احمق‌هایی به اسم استاد علوم انسانی بلند می‌شن می‌رن تو دانشگاه‌ها می‌گن که ببینید آمریکایی‌ها به خاطر دموکراسی به اینجا رسیدن، آمریکایی‌ها به خاطر نمی‌دونم چه و چه و چه به اینجا رسیدن. کسی نمی‌گه که آمریکایی‌ها دزدن، آمریکایی‌ها غارتگرن. شما در یک سال اول دولت ترامپ دیدید، خودش گفت من در یک سال اول ۲۱ تریلیون دلار در جهان دوشیدم آوردم برای اقتصاد آمریکا: ۲۱ هزار میلیارد دلار، ۱٫۴ تریلیون دلار از امارات، ۱٫۲ تریلیون دلار از قطر، ۱٫۶ تریلیون دلار از عربستان در ۲ نوبت (یک ۶۰۰ میلیارد دلار اینجا حضوری ازش گرفت، بعد بردش بن‌سلمان رو تو کاخ سفید، یک هزار میلیارد هم اونجا ازش گرفت)، یک ۷۰۰ میلیارد بحرین اونجا سپرده‌گذاری داشت تو بانک‌های آمریکا، رسماً بهشون گفت این به دردتون نمی‌خوره، مال من. همین‌طوری که الان داره به ونزوئلا می‌گه نفت‌تون مال من. نخست‌وزیر ژاپن رفت در مراسم معارفه‌اش شرکت کنه، همونجا بهش گفتش که هزار میلیارد دلار جرینگی به ما بده. به کره جنوبی گفتش که ۳۵۰ میلیارد دلار باید بدی، پول پایگاه‌هاتون هم باید بدی. ۳۵۰ میلیارد دیگه گفته بود رو وقتی بلند شد رفت اونجا ازشون ۶۰۰ میلیارد دلار گرفت. با گردن‌کلفتی، با پول زور. بعد خودش سرجمع زد، سخنرانی کرد، گفت من ۲۱ تریلیون دلار از جهان دوشیدم، آوردم اقتصاد آمریکا رو درست کنم. الانم که نفت اصلی دنیا رو برده.

بعد این مال غارت‌شده، این نفت غارت‌شده، این منابع غارت‌شده می‌ره تو گلوی ۳۳۰ میلیون زالو (۳۳۰ میلیون آمریکایی) که اونجا هست. و چون این مال حرام می‌ره، اینه که اینا تو صنعت پورن اولند. یعنی وقتی مال حرام میاد، خب اول زناست و بعدش هم ربا. حضرت فرمود که وقتی زنا و ربا آمد، دیگه اونجا زیر و رو می‌شه دیگه. آمریکا به عنوان مرجع ربا در جهان و مرجع زنا در جهان و مرجع قمار در جهان و مرجع شرب خمر در جهان و مرکز ظلم در جهان، همونیه که اون پیر عظیم (ابتدای انقلاب) فرمود که آمریکا تروریسته به الذات، ذاتش تروریستیه، شیطان بزرگه، ام الفساد قرن و استکبار جهانی. شما معنی استکبار جهانی رو الان دارید می‌بینید. مقام کبریایی برای خودش قائله ترامپ.

آمریکای امام راحل (ره)
آمریکای امام راحل (ره)

لذا ذره‌ای پیشرفت در آمریکا، برج‌ها و تابلوهای نئون و امکانات تکنولوژیک و هالیوود و دانشگاه‌هاش و اینا، ذره‌ای اگر این موارد چشم یک کسی رو بگیره و اون بگه خب اینکه یک برتری دارن اینا، نگاه کنه یک برتری دارند، این نشان‌دهنده ضعف عقل اون فرد و فقدان ایمان در اون فرده.

چون یک معلمی، کارگری، یک خونه‌ای داره ۶۰-۷۰ متری کلنگی. خب می‌دونی چجوری درآمد داره دیگه؟ یا کارگر یا معلم، دوزار ده شاهی بیشتر دستشون رو نمی‌گیره، یک زندگی ساده‌ای داره. بغلش یک کاخی ساخته شده، یک دزدی‌ایه. حالا یا بورس‌بازی می‌کنه، یا پول گذاشته تو بانک، رو پولش میاد رباخواری می‌کنه، یا ارز می‌گیره که بره یک چیزی رو وارد کنه، ارز رو نمی‌بره به اصطلاح چیزی باهاش وارد کنه. می‌بره تو بازار آزاد می‌فروشه‌اش به ریال، یک ثروتی به هم می‌زنه، میاد یک چیزی درست می‌کنه یک کاخ عظیمی. خودش و زنش و بچه‌هاش هم پورشه سوار می‌شن و ماشین‌های بالای ۱۰۰ میلیارد و سر و وضع لباسشون برند و این حرفا. و شما می‌گی نگاه می‌کنی به زندگی اون معلمه، به زندگی اون کارگره، بعد نگاه می‌کنی به زندگی اون، می‌گی ببین زندگی یعنی این. نگاه کن تفریحاتشون سر جای خودشه، خورد و خوراکشون سر جای خودشه، سفرهای خارجیشون سر جای خودشه. عزیزم این دزدیده به اینجا رسیده. شما وقتی که می‌دونی این با دزدی و قالتاق‌بازی و گرفتن ارز و آزاد فروختنش و هر پدرسوخته‌گری که تو فکرش رو بکنی انجام داده تا به این ثروت رسیده، این هیچی‌اش درست نیست. حالا تو اگر نظم زندگی این، سر و وضع و پرستیژ این، اعتبار این، لباس برند این، اتومبیل پیشرفته این، و رعایت آداب یک فرد متمول و جنتلمن رو از این دیدی بعد گفتی: آقا نگاه کن ایشون چجوریه، آقای فلانی معلم، کارگره، نگاه سر و وضعش. نه لباس برند تنشه، ماشینشون هم که یک پراید داغون هاچ‌بک داره، وضعیتشون هم نگاه کن، نه سفر خارجی می‌رن، این چه زندگی‌ایه شما دارید؟ نه تعطیلاتی دارید، نه سفر. ببین زندگی چجوریه.

ببین اون، از صدر تا ذیل اون زندگی، از ب بسم‌اللهش تا نون و الضالینش، حرامه. چرا باید چشم تو رو بگیره؟ آمریکا از ب بسم‌الله تشکیلش، اساسش بر ظلم بوده، بر حرام بوده. هر جزئی از ساختار آمریکا چشم شما رو بگیره، هالیوودش بگیره، موسیقیش بگیره، تکنولوژیش بگیره، سایبرش بگیره، شبکه‌های اجتماعیش بگیره، اینش بگیره، اونش بگیره، تکنولوژی نظامیش، هر چیزش توجه شما رو جلب کنه، شما اون رو خوب بدانید، اون نشانه و شاخصی از جهل و کفر در شماست. جهله، عقل نیست، چون این «افلا تعقلون» و «افلا یعقلون» در شما رخ نداده، با خودت نمی‌تونی فکر کنی. که این زده تو سر افغانستان، اگر ۴ نفر هم فکر داشتن تو جوانان افغانی، مجبور شدن به جای امنی باشه به نام آمریکا، برن اونجا، فکرشون رو بدن به آمریکایی‌ها. زدن تو سر ایرانی‌ها، اینا رو تحریم کردن، ۴ نفر بلند شدن رفتن تو دانشگاه آمریکا، برای آمریکا این کار رو کردن. زدن تو سر پاکستانیه، زدن تو سر هندیه، زدن تو سر چینیه، زدن تو سر ترکیه‌ایه، زدن تو سر عراقیه. از اینا جوانهاشون بلند شدن به اسم فرار مغزها رفتن اونجا، این تکنولوژی‌ها رو رقم زدن. همونی که این ژاپنی‌الاصل فیزیکدان معروف تو آمریکا (در اون ویدیوش) می‌گه، می‌گه که سیلیکون ولی که همون دره تکنولوژیک و تجاری اصلی در کالیفرنیاست، می‌گه سیلیکون ولی از بالا تا پایینش اگر ژاپنی‌ها و چینی‌ها و ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها و ترکیه‌ای‌ها و مصری‌ها و هندی‌ها و اینها رو ازش برداری، آمریکایی توش نیست. که اصل ویدئو رو یک موقعی من اینجا پخش کردم. بله، همین که می‌بینید. این خودش ژاپنی‌الاصل، این یکی از ۴-۵ نفر فیزیکدان‌های اصلی آمریکاست. ببینید ژاپنیه اصلا آمریکایی نیست.

اما وقتی قراره یک کسایی بیان آمریکا رو بزک کنند، به اسم استاد دانشگاه، به اسم سلبریتی در عرصه فرهنگ و هنر و ورزش، به اسم سیاستمدار، چشمشون رو می‌بندن بر اینکه ایالات متحده چجوری شد ایالات متحده. اولاً مبناش که کندن پوست کله سرخپوست‌ها بود، سرزمین سرخپوست‌ها غارت کردن. اینا پرتغالی‌ها، اسپانیایی‌ها، انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها ریختن توی دریا، اومدن، رفتن آفریقا رو غارت کردن، آسیا رو غارت کردن. این کشور سیاه‌پوست‌ها رو گرفتن، اسمش رو گذاشتن استرالیا ۲۰۰ سال پیش. سرزمین سرخپوست‌ها رو گرفتن، غارتش کردن، اسمش رو گذاشتن قاره آمریکا. فقط از قاره آفریقا در ۴۰۰ سال، ۷۷۷ تریلیون دلار ثروت بردند. سندی که سازمان ملل منتشر کرده. این چیزی هم که شما می‌بینید روی پرده مال بی‌بی‌سی. ببینید این مال بی‌بی‌سیه. بی‌بی‌سی اعلام کرده سازمان ملل در ۱۹۹۱ در شهر آکرا (پایتخت غنا) یک همایشی برگزار کرد که مشخص کنه چقدر منابع روزمینی و زیرزمینی و منابع انسانی آفریقا غارت شده توسط اروپایی‌ها و بعدش هم آمریکایی‌ها. عددی که اون پایین می‌بینید، ۷۷۷ تریلیون دلاره. ۷۷۷ هزار میلیارد دلار اروپای کوچک از آفریقای سیاه دزدید و بعد که ایالات متحده داشتن می‌خواستن شکل بدند، اینا رو منابع انسانی رو بردن اونجا، این سیاه‌پوست‌ها رو و با این‌ها قاره آمریکا رو ساختن.

حالا تو دهه ۱۹۶۰-۱۹۷۰ قبل از انقلاب ما، مثلاً فیلم «کلبه عمو تام» ساخته می‌شد، اون ماجراهای تام سایر و هاکلبری فین و اونایی که مارک تواین اینا نوشته بودن، ۱۰۰ سال مثلاً قبل که سیاه‌پوست‌ها چه مشکلاتی داشتن اون موقع برده بود دیگه. اصلاً یک جنگی در آمریکا شد، جنگ نسبت به برده‌داری، جنگ شمال به جنوب، جنگ داخلی آمریکا. خب این رو وقتی یک نوجوانی نداند در جوانی و نوجوانی دختر و پسری که این چیزا رو آشنا نشه، فکر می‌کنه اینا دین رو کنار گذاشتن به این رشد رسیدن، اینا با دموکراسی به اینجا رسیدن. وقتی از کودکی این‌ها رو با دقت، با آرامش، با ظرافت برای بچه‌ها تبیین نکنید، خب معلومه که همچین اتفاقی می‌افته.

در ابتدای سال ۲۰۲۶ میلادی، می‌ریزن کشور ونزوئلا رو، در یک عملیات ویژه رئیس‌جمهور و زنش رو کت‌بسته برمی‌دارن، می‌برن. آقا حقوق بین‌الملل کو؟ روابط بین‌الملل کو؟ سیاست بین‌الملل کو؟ سازمان ملل کو؟ شما مبتنی بر چه مفادی، کی به شما گفته مبارزه کنید با قاچاق مواد مخدر که خودت رو مدعی مبارزه با مواد مخدر می‌دونی، در کشوری که هیچ ربطی نداره این ماجرا بهش، یک انگی تهمتی می‌زنی، برمی‌داری به بهانه اون می‌ریزی اونجا، محاصره دریایی می‌کنی و رئیس‌جمهور اونجا رو می‌بری، بعدش می‌گی می‌خوام محاکمه‌اش کنم، دادگاه براش تشکیل می‌دی. خب نباید کسی که حقوق می‌خونه در این ماجرا تردید کنه، نباید کسی که روابط بین‌الملل می‌خونه یا سیاست بین‌الملل می‌خونه در این موارد تردید کنه؟

نخست‌وزیر اسلواکی پریروز در یک برنامه تلویزیونی موضع گرفته، در ۴-۵ دقیقه گفته: «سازمان ملل که مرد. چیزی به نام حقوق بین‌الملل و روابط بین‌الملل هم وجود نداره. ما هم فقط ما رهبران کشورهای دنیا نظاره‌گریم. قدرت‌های جهانی مثل آمریکا، نه دموکراسی براشون مطرحه، نه حقوق بشر، نه قوانین بین‌المللی، هر کاری دلشون بخواد می‌کنن. ماها فقط نظاره‌گریم.» دیکتاتوری جهانی رو تشریح کرده. می‌گه فقط خوبی ترامپ اینه که این‌دفعه نگفت می‌خوایم بریم دموکراسی ببریم، این‌دفعه دیگه نگفت به خاطر حقوق بشر داریم می‌ریم، گفت که داریم می‌ریم که نفت اونجا رو غارت کنیم ببریم. همه به من توصیه کردن این حرفا رو نرو بزن، می‌خوایم معاهداتی داریم با آمریکا، اونا خراب نشه. ولی من وجدانم اجازه نمی‌ده، باید اعتراض کنم. این جهانیه که ساخته شده، بشنوید مواضع نخست‌وزیر اسلواکی رو. اینا یک کشور بودن چک و اسلواکی، الان شده فقط کشور اسلواکی.

پخش مصاحبه رابرت فیکو نخست وزیر اسلوواکی با APT

خب، این جهان امروزه. در جهان امروز شما دارید می‌بینید که آمریکایی‌ها دیگه نقاب رو کنار گذاشتن. به سادگی نشون می‌دن که میان اشغال می‌کنن، غارت می‌کنن، زور می‌گن. البته این جای خوشحالی داره از این جهت که دیگه استادان دانشگاه در حوزه مباحث روشنفکری نمی‌تونند هی مدام پیشرفت در آمریکا رو چماق کنن، بزنن تو سر دیگران که آقا ببینید اقتصاد علم است، مبتنی بر گزاره‌های علمی. در علم اقتصاد جهان اداره می‌شود. شما دیدید اقتصاد علم نیست. اقتصادی که آمریکا داره اجرا می‌کنه، دزدیه. مگر اینکه بگویید دزدی علم است، غارتگری علم است، امپریالیزم علم است. که امپریالیزم علم نیست، امپریالیسم ایدئولوژیه. ایدئولوژی امپریالیزم یعنی جهان‌خواری. یعنی یک جایی چاه ویل، از این اطرافش همه چیز باید ریخته بشه داخل اون تا اون رو پا بمونه.

۳۳۰ میلیون آمریکایی تخم‌دو‌زرده‌ کردند از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون هندی و یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون چینی، بیشتر مصرف دارن. نفت دنیا باید برای اینا باشه، همه چیز دست اینا باشه. برای بودجه نظامی امسال اعلام کرده یک تریلیون دلار کمه، ترامپ گفته باید یک و نیم تریلیون دلار بودجه نظامی آمریکا باشه، یعنی ۱۵۰۰ میلیارد دلار. خب اگر کسی با حداقل عقل و حداقل ایمان به پیکره نظام سلطه نگاه کنه، متوجه می‌شه که ایالات متحده باطله. و وقتی باطله، پدیده و مجموعه باطل رو تقدیر نمی‌کنه، تقدیس نمی‌کنه. اما متأسفم که این جمله رو بگم، مسلمون و غیرمسلمون، مؤمن و غیرمؤمن، زن و مرد، پیر و جوان در جامعه ایرانی عاشق زندگی تو آمریکا. لذا هر مسلمانی که بره مالیات بده به آمریکایی‌ها، عوارض بده به آمریکایی‌ها، با کار فکری و علمی و تکنولوژیک آب به آسیاب این دزدای جهانی بریزه و هزار و یک مسئله دیگه، این بعداً در قیامت باید جواب بده.

هر کس تقدیر کنه آمریکایی‌ها رو، تقدیس کنه، تقدیس فرعون کرده. خب شما می‌دونید اشکال شرعی داره که نااهل رو شما ستایش کنید. یک کسی نااهله، یه فردی نااهله، نالایقه، فرد نالایق رو اگر شما ستایش کنید، اشکال شرعی داره. یعنی شما در وصف یک فرد نالایقی یک سخنانی بگید که ای فلانی تو مثلاً خیلی فلان، تو خیلی اصلاً کارت درسته تو خیلی، تقدیر کنی، تقدیس کنی و یک فرد نالایق رو جوری ببری بالا، این اشکال داره شرعاً. مدح نالایق اشکال شرعی داره، یک فرد نالایق رو شما مدح کنی، اشکال شرعی داره. به همین نسبت، جامعه نالایق رو اگر مدح کردی، تقدیس کردی، هی نشستی تو تلویزیون گفتی این‌جوری که نمی‌شه کشور رو اداره کرد. در ممالک پیشرفته... ببخشید آقای دکتر، منظورتون از ممالک پیشرفته کجاست؟ در ایالات متحده؟ آهان منظورتون از مواردی که پیشرفته، ایالات متحده است. می‌ره سر کلاس تو دانشگاه: این‌جوری نیست؟ ببینید اینایی که الان دارم به شما درس می‌دم. در ممالک پیشرفته... ببخشید استاد، ممالک پیشرفته منظورتون کجاست؟ در آمریکا؟

مدح جامعه نالایق، مدح یک نظامی که زده تو سر دیگران. کسی اونجا فکر نکنه بلند شه تو آمریکا کار تکنولوژیک کنه، بره اونجا کارگر فنی بشه، بره اونجا به عنوان استاد دانشگاه تکنولوژیک، شهروند درجه ۲ باشه. بهش می‌گن مثلاً کله سیاه، موی مشکی داره، خاورمیانه‌ای، نمی‌دونم فلان، تحقیرش کنه. اما سر کیفه که داره تو آمریکا زندگی می‌کنه که مثلاً آمریکاییه، که دیگه نصف اسمش رو مثلاً حذف کرده. حالا خیلی از این ایرانی‌ها که رفتن اونجا، اسم‌هاشون رو مثلاً نصف می‌کنن. مثلاً مازیار، بهش می‌گن مثلاً «ماز»، نمی‌دونم چی چیه. یک اداهایی درمی‌ارن. بعد خیلی سبک زندگی غربی رو. معروفه که ایرانی‌ها از خود آمریکایی‌ها سبک زندگی آمریکایی رو بیشتر رعایت می‌کنن. به‌خصوص در کالیفرنیا، به‌خصوص تو خود لس‌آنجلس. ژاپنی‌ها یک ذره فرهنگشون رو حفظ می‌کنن، چینی‌ها همون‌طور، ویتنامی‌ها همون‌طور، کشورهای عربی همون‌طور. ایرانی‌ها چنان سریع ذوب می‌شند در فرهنگ آمریکایی، که الان شما برای ابلیس نوشابه باز می‌کنید؟ می‌گید خب یک جاهایی از کیفیت کارش هم خوبه، مدیریتش قوی بوده ها خدا وکیلی. این‌جوری می‌گید؟ خب نمی‌گید ابلیس صفر تا صد کارش، اون ۶۰۰۰ سال عبادتی هم که داشته رو شما رد می‌کنی، می‌گی بد بود.

لذا اگر امروز شما با بهت و حیرت ایستاده‌اید، می‌بینید چیزی به نام دموکراسی آمریکایی مطرح نیست که هرکس بر سرنوشت خودش و مالکیت بر آنچه که در سرزمینش هست تسلط داشته باشه. آمریکایی‌ها میان، رئیس‌جمهوری که انتخاب کردی رو، گوشش رو می‌گیرند، با زنش نصف شب تو رختخواب می‌کشن بیرون، می‌برنش، محاکمه‌اش می‌کنن، تحقیرت می‌کنن. وقتی ماشین داره تو خیابون‌های نیویورک می‌ره، در ماشین رو باز می‌کنن که تحقیر کنن ملت‌های آمریکای لاتین رو. ببین این رئیس‌جمهور قد بلند رشید که برای ما رجز می‌خوند رو آوردیم داریم این‌جوری تحقیرش می‌کنیم، غل و زنجیر بستیم به دست و پاش، می‌بریم که نشون بدیم که هر کی رو کره زمین جرئت کنه روبروی ما آمریکایی‌ها بایسته، پدرش رو درمیاریم. عرب‌ها زودتر باشید، پول رو بدید بیاد. ژاپنیا، چشم بادومی‌ها، کره‌ای‌ها، هر کی هم دانشی تکنولوژی چیزی داره بلند بیاد تو آمریکا، برای ما کار رو تولید کنه. همونی که گفتن ضحاک چه کار می‌کرد، مغز سر جوونا رو می‌دادن اون مارهای دوش ضحاک بخوره. مارهای دوش ضحاک می‌شه دانشگاه‌های آمریکا که جوون کشورهای دیگه باید برن مغزشون رو بدن دست اینا.

نتیجه طبیعی‌اش می‌شه چی؟ اگر جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته تونسته بود، حب به دنیا رو بزنه، حب به غرب زده شده بود. چون غرب خود دنیاست. فرمود: «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَه». فرمود حب الدنیا رأس کل خطیئه، رأس همه خطاها حب به دنیاست. و دنیا کجاست؟ آمریکاست، اروپای غربیه. حالا حب به آمریکا، حب به اروپای غربی، حب به غرب و حب به سبک زندگی غربی، امکانات غربی، رویه‌های غربی، حب دنیاست. یعنی بزرگ‌ترین خطا. اما خب در جوامع بشری عموماً و در داخل ایران خصوصاً رایج که خیلی‌ها حب به غرب دارن و با زندگی در اونجا، با مالیات و عوارض دادن در اونجا، با کار کردن در نظام صنعتی و فکری و دانشگاهی و علمی و غیره و ذلک آمریکا و اروپا، آب به آسیاب اونا می‌ریزن، اون‌ها رو میارن بالا، آجر رو آجر تو اون جامعه می‌ذارند، سازوکار اونا رو تقویت می‌کنن که اونا بتونن بر دیگران غلبه داشته باشن و چیره بشند.

حب الدنیا
حب الدنیا

پس عقل و ایمان حکم می‌کنه که انسان نسبت به غرب بغض داشته باشه و کم جامعه خودش و سختی جامعه خودش رو به زیاده جامعه کفر و جامعه ظلم غلبه بده. آقا چرا به جامعه آمریکا می‌گه جامعه کفر؟ جامعه آمریکا به شدت جامعه مذهبی، مردمشون کلیسا می‌رن، مسیحی‌هاشون، مسلمونا هم اونجا خیلی کارشون درسته. فراتر از کفر، ظلمه، شرکه. شرک ظلمه. فرمود لقمان به پسرش که شرک نورز که «اِنَّ الشِّرکَ لَظُلمٌ عَظیم». جامعه آمریکا یک جامعه مشرکانه است. ظلم مرتکب می‌شه. ظلم یعنی چی؟ یعنی سهم هر کس رو ندی بهش. اگر سهم خودت رو ندادی، سهم دیگران رو ندادی، سهم خدا رو هم ندادی، شما ظلم مرتکب شدی. قسط یعنی چی؟ قسط یعنی سهم هر کس، هر چی هست باید بهش بپردازی. یک سهمی خودت داری، قسط در مورد خودت. یک سهمی دیگران دارن، باید اون رو بپردازی، می‌شه قسط در مورد دیگران. یک سهمی خدا داره، باید اون رو بپردازیم، می‌شه قسط در مورد خدا. کسی که ظلمت نفسی، به خودش ظلم می‌کنه، به دیگران ظلم می‌کنه و به خدا ظلم می‌کنه. یعنی سهم خدا رو نداده، سهم دیگران هم نداده، سهم خودش هم نداده. خب شما وقتی سهم دیگران رو نمی‌دی، بعد بلند می‌شی می‌ری سرزمین دیگران رو غارت می‌کنی، نفتش رو به زور می‌گیری برای خودت، خب تو ظلم مرتکب شدی دیگه. این ظلم تو ریشه در شرک داره. تو یک اِنّانیتی برای خودت قائلی به عنوان مقام استکباری که می‌گه: «آمریکا اول»، «آمریکا استکبار جهانی است». اصل عالمه، همه چیز برای آمریکایی‌ها. بعد زور هم می‌گی، ستم می‌کنی. هر کس در دلش یا در زبانش کار توی آمریکا و ترامپ رو تأیید کنه، او هم در جرگه‌ی تو است.

این چیزایی که الان شما توی شبکه‌های اجتماعی می‌بینید، کامنت‌هایی که در ایکس می‌بینید، کامنت‌هایی که در تلگرام می‌بینید، کامنت‌هایی که در پست‌های یوتیوب و جاهای دیگه می‌بینید که برخی در کشورهای مختلف رفتار و اعمال دونالد ترامپ رو تأیید می‌کنن، اینا به همون کفر و ظلم و به همون فسق و فجور و به همون جنایت عاملن. این‌جوری نمی‌شه کسی صرفاً ادعا کنه بعد بگه خب الان ما داریم از موضع آمریکا دفاع می‌کنیم ولی ضمناً دینمون هم داریم، تو کشورمون یک مشکلاتی هست، در عراق مشکلاتی هست، در پاکستان مشکلاتی هست، در ایران مشکلاتی هست، در مصر مشکلاتی هست، در ترکیه مشکلاتی هست، ولی اونجا خیلی خوبه، غرب خیلی عالیه، ترامپ کار خوبی کرد، یک دیکتاتور رو مثلاً برداشت. الان کار خود ترامپ دیکتاتوری نیست؟ یعنی مادورو دیکتاتور بود اما ترامپ دیکتاتور نیست؟ اسد دیکتاتور بود اما ترامپ دیکتاتور نیست؟ قذافی دیکتاتور بود اما ترامپ دیکتاتور نیست؟

از این جهت، این اتفاقی که افتاد از یک جهت باید به فال نیک گرفت، اونم اینه که زمینه‌ای شد برای اینکه نقاب از چهره ایالات متحده و رویکرد مزوّرانه‌اش در اینکه «ناجی جهان» است و «سبک زندگی‌اش رهایی‌بخش» است و «اصل نظم عالم در اونجاست» این شکست، هیبت فرعون شکست و نقاب کنار زده. علناً دیگه می‌گه که موضعش، موضع هژمونی‌طلب و استیلا و سلطه و سیطره بر دیگران و چپاول و غارت دیگران است. اینه که نخست‌وزیر اسلواکی می‌گه که خوبی ترامپ اینه که دیگه مثل رئیس‌جمهور قبلی آمریکا ادعای حقوق بشر و دموکراسی نمی‌کنه.

نماینده ترامپ در منطقه غرب آسیا، در جهان عرب، یک ماه پیش مصاحبه کرد اینجا و گفت برای این منطقه دموکراسی به درد نمی‌خوره و نظام سلطنتی خیرخواهانه خوبه. یعنی چی؟ نظام عربستان رو گرفته، نظام سلطنتی خیرخواهانه، برای امارات نظام سلطنتی خیرخواهانه، برای قطر نظام سلطنتی خیرخواهانه، برای اردن، کویت، بحرین، مراکش، نظام سلطنتی خیرخواهانه. لذا معتقده که تجویزی که آمریکا می‌کنه... آمریکایی‌ها سال ۱۳۸۰ اومدن در افغانستان و عراق که برای جهان اسلام دموکراسی بیارن، اما الان نماینده رئیس‌جمهور آمریکا می‌گه اصلاً ما دیگه برای این منطقه دموکراسی مد نظر نداریم، برای هیچ‌کدوم از کشورهای منطقه دموکراسی مد نظر نداریم. اونی که هست، نظام سلطنت خیرخواهانه است. حالا از کشورهای عربی میاد بیرون، در جایی به نام ایران، برای ایران هم نظام سلطنتی خیرخواهانه رو در نظر گرفتند.

بعد همینایی که ۲۰ سال گذشته، ۳۰ سال گذشته جمهوری اسلامی رو متهم می‌کردن به فقدان دموکراسی و دیکتاتورمآبی، الان همین که جمهوری اسلامی اعمال می‌کرده رو قبول ندارن، می‌گن این دموکراسی نیست. بعد می‌خوان الان پسر پهلوی رو بیارن با شعار دموکراسی خیرخواهانه. یعنی آمریکا کلاً از مبانی قدرت نرمش برگشته. لیبرالیسم می‌گفت، آزادی می‌گفت، می‌خوام آزادی بیارم، «سیویل سوسایتی» و جامعه مدنی بیارم، لایه‌های میان جامعه شکل بگیرن، حقوق بشر رعایت بشه و هر کس یک رأی، دموکراسی. هر ۴ تاش رو گذاشته زیر پا. مستقیم به اون کشور می‌گه نفتت مال منه. حالا از اینجا به بعد هر کاری می‌خواید بکنید، دموکراسی و هر چیزی داشته باشید.

می‌گفتش که انگلیسی اومده بود تو دوره استعمار تو ایران، دید مؤذن داره از مناره و گلدسته اذان می‌گه، گفته داره چی می‌گه؟ گفته اذان می‌گه. گفت خطری برای ما داره؟ گفت خب فعلاً نداره. گفت آقا کارش ندارم. یعنی هر چیزی براشون خطر باشه. حامد کرزی، رئیس‌جمهور دست‌نشانده آمریکایی‌ها تو دور اول افغانستان، در یک مصاحبه تلویزیونیش می‌گه که آمریکایی‌ها... خبرنگار می‌گه که چی شد تو یه موقعی گریه کردی جلو دوربین؟ می‌گه: هر روز بمباران می‌کردن عروسی و غیرعروسی و می‌کشتن. می‌گه من بهشون می‌گفتم که شما چرا این کار رو می‌کنید؟ چرا کار تروریستی می‌کنید؟ می‌گفتن این‌که تروریسم نیست، ما زدیم بمباران کردیم، حالا شاید اشتباه کردیم. می‌گفتم پس تروریسم چیه؟ می‌گفتن تروریسم فقط کاریه که علیه ما آمریکایی‌ها بشه. هر اقدامی علیه ما آمریکایی‌ها بشود، اون اسمش تروریسم. اما اگر ماها زدیم شما افغانی‌ها رو مثلاً صدمه زدیم، از دید ما آمریکایی‌ها این تروریسم نیست. می‌گه من بر این عجز و بر این ناتوانی خودم و ملت خودم گریه کردم.

چقدر باید زحمت بکشی به جامعه دانشگاهی یک ملت، عناصر رسانه‌ای، عناصر هنری‌اش و غیره بگی که آقا تعریف اونا از تروریسم یک چیز دیگه است، تعریف اونا از دموکراسی یک چیز دیگه است، تعریف اونا از حقوق بشر یک چیز دیگه است. از اونا فقط انسان سفیدپوست آنگلوساکسون غربی رو قبول دارن، تو رو اصلاً انسان نمی‌شناسن. اما خب این اتفاق متأسفانه افتاده دیگه. و این اتفاق رو باید جهاد کرد. جهاد کبیر. که «ای پیامبر از قواعد کفار تبعیت نمی‌کنی» ها، در اینکه تبعیت نمی‌کنی از اون قواعد کفار، باهاشون جهاد می‌کنی، جهاد کبیر. مشکل جمهوری اسلامی اینه که درش جهاد صغیر جدی گرفته می‌شه، موشک بزنی مثلاً به دشمن، اما جهاد کبیر جدی گرفته نمی‌شه. اون کسانی که موشک و پهپاد و توان جدی برای عمل در جنگ مبتنی بر جهاد صغیر رو جدی می‌گیرن، همونا دستشون بیاد در جهاد کبیر، قواعد دشمن رو می‌پذیرن. راحت می‌رن دانشگاه‌های این‌چنینی، دکترای اون رشته‌ها رو می‌گیرن، قواعد اونا رو خوب می‌دونند. توجیهشون هم اینه که خوبی‌های اونا رو می‌گیریم با خوبی‌های خودمون گره می‌زنیم، التقاط می‌کنیم. این الان می‌شه فاز روشنفکری.

اما خب خدا رو شکر، آمریکایی‌ها یک همچین اشتباهی کردن و علنی کردن، نقاب کنار زدن و رسماً گفتن که تروریستن، دزدن، غارتگرند، چپاول می‌کنن. و ما هم دیگه داریم این نکته رو که هر کی بلند شد گفت آقا ممالک پیشرفته این‌جوری عمل می‌کنند. آمریکایی‌ها اگر بدون اینکه دیگران رو چپاول کنن تونستن شکم ۳۳۰ میلیون نفر رو سیر کنن، راست می‌گن. آمریکایی که بیش از ۵۰ میلیون نفرش تو خیابون‌ها می‌خوابن و وضعیت زندگی بسیار نامناسبی دارن. نه در ایالت‌های وسط آمریکا، توی فیلادلفیا، توی جاهای دیگه. حالا شما می‌تونید تو یوتیوب پر از ویدئوهاشون هست که مردم کنار خیابون زندگی می‌کنن. در خیلی از مناطق لس‌آنجلس، متروخوابی و کارتن‌خوابی و مشکلات دیگه.

۲۱ تریلیون دلار از جهان غارت کرده، برده برای زندگی مردم آمریکا، نفت کشورهای عربی و ونزوئلا و جای دیگه رو غارت کرده، به همه جای دنیا زور می‌گه، اما برکت نداره. لذا تو خود آمریکا وضعیت زندگی‌شون خراب‌تر از اون حرف‌هایی است که ایرانی‌های تو آمریکا به شما نشون می‌دن یا تو فیلم‌های سینمایی آمریکا نشون داده می‌شه. صد دفعه بنده خدا آقای طالب‌زاده تو برنامه زنده تلویزیونی روی آنتن می‌گفتش که بابا آمریکا رو از فیلمای سینماییش نشناسید. آمریکا چیزی که تو فیلمای سینماییش نشون می‌ده نیست، وضعیت فاجعه‌بار زندگی مردم آمریکا یک چیز دیگه است.

منتهای مراتب اگر آمریکا ۲۱ تریلیون دلار در سال اول ریاست‌جمهوری رئیس‌جمهورش از جهان غارت نکرد، نفت دیگران را ندزدید، زور نگفت، جنگ راه نینداخت، تونست زندگی مردم آمریکا رو اداره کنه، اون موقع ما می‌گیم آمریکا مدلش خوبه. ارجاع می‌دم... من این رو بارها توی رسانه‌ها گفتم، سر جلسات کلاس هم کامل تدریس کردم، از قول سیسیل رودز، ابتدای کتاب «تراست مغزهای امپراتوری» این رو نوشته. قبل از ورود به قرن بیستم. می‌گه: امروز داشتم توی لندن از فلان محله با درشکه رد می‌شدم، دیدم که کارگران تجمع کردن و گرسنه‌اند و اعتصاب کردن، اعتراض دارن. با خودم اندیشیدم که اگر می‌خواهیم این ۴۰ میلیون سکنه بریتانیا (انگلیس اون موقع جمعیتش ۴۰ میلیون نفر بود) رو سیر کنیم و این‌ها شورش نکنند، چاره‌ای نداریم جز اینکه امپریالیست بمانیم. یعنی هند رو غارت می‌کنیم میاریم الان، چون اون موقع داشتن هند رو غارت می‌کردند. آفریقا رو داریم غارت می‌کنیم، از سراسر دنیا داریم غارت می‌کنیم میاریم، سرزمین کوچکی به نام انگلیس رو سیر کنیم. انگلیس یک‌ششم ایران خاک داره، اندازه سیستان و بلوچستان ماست. بلا نسبت سیستان و بلوچستان که نام ننگین انگلیس و بریتانیا رو بیاریم به سرزمین بلوچستان ایران. این کشوری که اون موقع ۴۰ میلیون جمعیت داشته، همه هند رو غارت می‌کردن، آفریقا رو غارت می‌کردن، جاهای مختلف دنیا رو غارت می‌کردن، شکم اون‌ها رو سیر کنند.

در گزارش سازمان ملل از اون ۷۷۷ تریلیون دلار که غارت شده، اومده توی غرب، توی اروپا و آمریکا، می‌گه ۱۸۵ تریلیون دلارش غارت توسط انگلیس بوده. بعد در کتاب «امپراتوری» نیال فرگوسن. فرگوسن اونجا می‌گه که فرض بگیرید الان این کاری که سازمان ملل کرده، یک همچین ارزیابی‌ای انجام شد و گفتن ۷۷۷ تریلیون دلار غارت شده، آفریقایی‌ها مطالبه کنن، بگن برگردونید. مثلاً به انگلیس بگن ۱۸۵ تریلیون دلار رو برگردون. انگلیس چجوری می‌خواد ۱۸۵ هزار میلیارد دلار رو برگردونه؟ دزدی کردن دیگه، رد مال باید بشه دیگه. خب دادگاه باید تشکیل بدن، کسی که پول مردم رو خورده باید برش گردونه. می‌گه که ما این امکان رو نداریم. ۱۸۵ تریلیون دلار فقط انگلیس برده، باید با ۱۸۵ تریلیون دلار می‌شده یک بهشت دیگه. این الان وضع اقتصادی انگلیس.

آمریکایی که ۲۱ هزار میلیارد دلار در یک سال از دنیا دوشیده برده، چرا الان آمریکا کارتن‌خواب داره؟ چرا الان آمریکا مشکل معیشتی و اقتصادی داره؟ این چه وضع مثلاً سقوط ارزش خود دلار آمریکاست؟ چون پول بی‌برکت دیگه. از راه دزدی برده دیگه، رزقشون که نبوده، کاسبی کردن. دزد، کاسبیه دیگه. لذا آیه قرآن اینه که مرد سارق و زن سارق رو دستشون رو قطع کنید بابت آنچه کسب کردند. یعنی دزدی یک جور کاسبیه. حالا کاسبی آمریکایی‌ها کلاً دزدیه دیگه.

تمدن باطل که تکنولوژیش مبناست، علمش مبناست، دانشگاهش مبناست، نظام نظامی‌گری‌اش مبناست، سایبرش مبناست، همه چیزش مبناست. این سازوکار باطل داره خودش رو فرو می‌پاشونه و این مظاهر خودش رو نشون داد و این باید دیده بشه. اصل عبرت در این نکته اینه که جامعه ما احساس نکنه برای روی پا موندن و تقویت خودش باید همون راهی رو بره که غرب رفته. جامعه ما باید بداند که اگر می‌خواد به سبیل حق و طریق الی الله و صراط مستقیم وارد بشه، دقیقاً ۱۸۰ درجه برعکس مسیری است که غربی‌ها رفتن. نمی‌شه شما همون مسیر رو بری، بعد اسلام مالی‌اش کنی، بگی من می‌خوام با این تمدن نوین اسلامی شکل بدم.

علی ای‌حال، آنچه اتفاق افتاد و آمریکایی‌ها مادورو رو دستگیر کردن، بردند، شرایطی رو به وجود آوردن که نیم‌کره غربی الان دیگه در طیول آمریکاست و ترامپ برنامه جدی داره که با شعار به اصطلاح اساسی «اول آمریکا»، شرایطی رو شکل بده که همه چیز در جهان در نظم آینده، تو ۵۰ سال آینده، ۴۰ سال آینده، ۲۰ سال آینده یا ۱۰۰ سال آینده، بر مدار آمریکا بچرخه. جهان، عصاره‌اش و شیره‌اش کشیده بشه، بیاد بریزه تو گلوی ۳۰۰ میلیون آمریکایی، ۳۰۰ میلیون آمریکایی زالو، ۳۰۰ میلیون آمریکایی مفت‌خور، ۳۰۰ میلیون آمریکایی فاسد، ۳۰۰ میلیون آمریکایی که سلول سلول بدنشون از مال حرام شکل گرفته. به این دلیل است که علم کفرشون بالاتر است، به این دلیل است که صنعت پورنشون بیداد می‌کنه، به این دلیل است که رباط و تار و پود وجودشونه.

اگر یک آمریکایی انسان سالمی باشه، بخواد یک سلول سالم تو وجودش باشه، باید از سرزمین آمریکا بیاد بیرون. آمریکا هیچ‌جوری اصلاح‌پذیر نیست. این سرزمین مثل قوم لوط می‌مونه، باید خدا زیر و روش کنه. این سرزمین مثل سرزمین نوح می‌مونه، خدا باید طوفان بیاره، کلش رو شستشو کنه. قابل اصلاح نیست.

فقط از آفریقا ۷۷۷ تریلیون دلار اروپایی‌ها و غربی‌ها و آمریکایی‌ها دزدیدن بردند. خود قاره سرخپوست‌ها رو گرفتن چقدر بوده به نظر شما؟ اگر از یک تیکه آفریقا ۷۷۷ تریلیون دلار غارت کردن بردند، اصلاً رفتن کل این سرزمین رو گرفتن، قیمتش چقدره؟ کفش ۱۰۰۰ تریلیون دلار. یعنی تمدن غرب یک چیزی در حدود ۱۰۰۰ تریلیون دلار غارت کرده. از سرخپوست‌ها، اسمش رو گذاشته آمریکا، اسمش رو گذاشته آرژانتین، اسمش رو گذاشته کانادا، اسمش رو گذاشته مکزیک. حالا با اون روحیه که دارن، اومدن فلسطین هم گرفتن. می‌گن که ما که رفتیم سرزمین سیاه‌پوست‌ها رو گرفتیم، اسمش رو گذاشتیم استرالیا، کسی اعتراض نکرد. اونا رو گرفتیم کشتیم، اسم سرزمینش رو گذاشتیم نیوزیلند، کسی اعتراض نکرد. سرخپوست‌ها رو نابود کردیم، کانادا و آمریکا و مکزیک و غیره و ذلک رو به وجود آوردیم، کسی اعتراض نکرد. حالا اومدیم تو این سرزمین، می‌خوایم اینجا رو بگیریم به اسم اینکه اینجا چند هزار سال پیش ما رد شدیم، چرا نمی‌ذارید ما اینجا رو بگیریم؟ الان با این شعار اومدن فلسطین رو (به قول خودشون) بالا بکشن.

اما به‌هرجهت، تمدن غرب با این کارایی که کرده، به‌خصوص آمریکایی‌ها، نابودی رو برای خودش رقم زده. و شما از این به بعد در این سر و صدای آمریکا و در این هیاهویی که ایجاد کرده ترامپ، با گردن‌کلفتی داره بقای آمریکای فاسد رو می‌خواد تضمین کنه، شما از این به بعد افول روزافزون ایالات متحده رو می‌بینید. چون سنت الهی تغییر‌بردار نیست. قرآن ۲ تا آیه داره، می‌فرماید سنت الهی تبدیل‌بردار نیست. سنت الهی اینه که کسی که با ظلم، ربا، زنا، جنایت، غارت، دزدی، شرک، کفر، یک نظام اجتماعی به وجود آورد، فرمود «فَاخناهم بما کانوا یکسبون»، می‌گیرمتون به همین چیزی که کسب کردید. یعنی با همین چیزی که کسب کردند، خدا می‌گیردشون و نابودشون می‌کنه.

اما ۲ تا نکته فنی برای شما به عنوان طلبه علوم استراتژیک و حکمت حکمرانی آشنایی باهاش ضروریه:

اولاً اینکه سناریوهاشون برای مواجهه نظامی رو در رو با کشور ونزوئلا چی بود؟ قبلاً گفته بودم که آمریکایی‌ها مبتنی بر جنگ‌های کودتایی عمل می‌کنند. اما قبلش یک آرایش نظامی متفاوتی رو پیشنهاد داده بودند. خود اجرای عملیات چطور بوده؟ یعنی چجوری اینا برنامه‌ریزی کردن و اومدن در کاراکاس و مادورو رو دستگیر کردن؟

خب، بخش عمده‌اش برمی‌گرده به عملیات سازمان CIA. سازمان سیا عوامل نفوذی داشته در ارتش ونزوئلا و به‌خصوص در گروه‌های محافظتی ونزوئلا. کوبایی‌ها اونجا بودن که محافظت کنن و حفاظت کنن. مجموعاً حدود ۸۰ نفر کشته شده در اون عملیات تا اینا ورود کردن و مادورو رو دستگیر کردن. این قطعه حدود تقریباً ۷-۸ دقیقه است. این قطعه رو ببینیم، چگونگی عملیاتی که انجام شده رو با ابعاد تاکتیکی آشنا بشیم. باز اشاره می‌کنم که این رو که آمریکایی‌ها ساختن، بخش قابل توجهش برای عملیات روانیه. ولی آنچه مطرحه اینه که شما با شیوه جنگ‌های کودتایی بیشتر آشنا می‌شید.

ذهنیتی که شما از کودتا دارید اینه که مثلاً در دوره حکومت سرهنگ‌ها که در آمریکای لاتین و آفریقا، سرهنگ‌ها کودتا می‌کردن در دهه ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، کودتا از درون سازمان‌های سیاسی و نظامی انجام می‌شد. یک شبه، وفاداران یک گروه جدیدی می‌اومدن، اون گروه قبلی رو قتل‌عام می‌کردن، دستگیر می‌کردن، شبانه کودتا می‌شد. اما جنگ‌های کودتایی نوعی جنگه که نمیاد سرزمین رو بگیره، نمیاد به اصطلاح خودش رو درگیر آرایش نظامی کنه، جبهه تشکیل بده (کاری که روسیه کرد رفت داخل اوکراین به روش جنگ کلاسیک). بلکه میان همون عناصر هیئت حاکمه رو از بین می‌برن، زمینه رو آماده می‌کنن برای گروه بعدی. به اینا می‌گن جنگ‌های کودتایی.

مکاتب جنگ
مکاتب جنگ

شاخص‌ترینی که انجام شده، یکی در مورد آربنز بوده، یک دونه دیگه انجام دادن در ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) علیه مانوئل نوریگا در همین کشور کوچک پاناما. متهمش کردن به قاچاق مواد مخدر. گفتن که اون موقع می‌گفتن نوریگا، مانوئل نوریگا، مرد قدرتمند پاناما، هی این رو تاکید می‌کردن. این مانوئل نوریگا رو متهم کردن به قاچاق مواد مخدر، همین اتهامی که به مادورو زدند. در ۱۳۶۸ حمله کردن به پاناما و در یک جنگ کودتایی نوریگا رو دزدیدن بردند در آمریکا، محاکمه‌اش کردن، یک مدت زندانی نگهش داشتن، از زندان آزادش کردن، مرد. یعنی تا از زندان آزاد شد، یک مدت بعدش (حالا چه بیماری براش ایجاد کرده بودن) مرد. اما آمریکا سیطره‌اش بر پاناما تثبیت شد تا دوره‌های اخیر که این جریان جدید حاکم رفته بودن سمت چین و به چین امکان سرمایه‌گذاری داده بودن که مجدداً با روی کار آمدن ترامپ در یک سال گذشته، اولین جایی رو که رفت پس گرفت، همان نقش ثابت آمریکایی‌ها در کشور پاناما بود.

پس نمونه جنگ کودتایی دیگه‌ای که مبتنی بر ادعای مواد مخدر بوده، در ۱۳۶۸ مانوئل نوریگا در پاناما بوده. این دفعه این رو علیه مادورو با همون بهانه اجرا کردن. در جنگ ۱۲ روزه‌ای که علیه ایران اجرا شد توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستی از جنگ کودتایی استفاده کردند که رهبر معظم انقلاب رو بزنند، فرماندهان سپاه رو هم بزنند. عملیات ایذایی‌شون هم دانشمندان هسته‌ای بود که مثلاً تصور این باشه که قراره به خاطر پرونده هسته‌ای و تأسیسات اتمی این جنگ انجام شده باشه. تأسیسات اتمی رو زدن، دانشمند هسته‌ای هم زدن. اما اصل هدفشون فرماندهان سپاه و مقام معظم رهبری بود. که خب در این جنگ کودتایی که یکی از پیچیده‌ترین جنگ‌های کودتایی تاریخ محسوب می‌شه، شکست خوردن. و بلافاصله در کمتر از ۱۴-۱۵ ساعت، پاسخ به حملاتی که انجام شده بود، پاسخ‌هایی داده شد، موشک‌باران از ایران شروع شد. ۱۲ روز این جنگ طول کشید که با ریز جزئیاتش در جریانید و اون جنگ کودتایی شکست خورد.

این جنگ کودتایی که علیه مادورو انجام دادن، نیروی زمینی، دریایی، سپاه تفنگداران دریایی و نیروی هوایی آمریکا همه با هم درگیر بودن. این رو برای خودشون یک برگ برنده و پیروزی قلمداد می‌کنن. در طول یک هفته گذشته صدها ویدئو در مورد دلتا فورس منتشر کردن و بزرگ‌نمایی کردن. خب دلتا فورس اولین بار که شکست خورد، در طبس بود که کلی جنازه گذاشت، ۷-۸ جنازه گذاشت و فرار کرد رفت. در موگادیشو شکست بسیار سختی خورد. گفتم فیلم «بلک‌هاوک داون» رو ساختن که اونا با چه افتضاحی (زمانی که ژنرال محمد فرح عیدید اون موقع توی سومالی حاکم بود) شکست خوردن. دلتا در عملیات‌های خودش در افغانستان اصلاً موفق نبود. آخرین جایی که عملیات کرد و شکست خورد، در غزه بود. در غزه شکست خورد و با افتضاح از سرزمین‌های اشغالی فلسطین خارج شد.

ما با ۳-۴ نمونه از واحدهای ویژه اینا قبلاً درگیر بودیم. دلتا فورس در طبس شکست خورد در ۱۳۵۹ ( در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹). «Seal Navy» که از دلتا فورس قوی‌تره، ۳ بار توسط نیروهای ما دستگیر شدن در ۱۳۸۲ و در ۱۳۹۴ که دستگیر شدن و زانو زدن جلوی نیروهای ما و عذرخواهی کردن جلو دوربین. ضعف ایمانشون، برخلاف هیکل ورزیده‌شون. ضعف ایمان و ترسشون به قدری زیاده که وقتی نیروی مؤمن روبروشون قرار می‌گیره، این‌ها خودشون رو خراب می‌کنند. از هر ۲-۳ مرحله‌ای که اینا دستگیر شدن، فیلم‌هایی تهیه شده از اینکه شلوارشون رو خیس کردن برای روز مبادای جنگ‌های مستقیم، که کماندوهای شما این‌ان، وقتی دستگیر می‌شن خودشون رو خیس می‌کنن. اما به‌هرجهت، در طول یک هفته گذشته تبلیغ بسیار بسیار زیادی دارن در مورد دلتا فورس می‌کنن که این الان می‌خواد (نمی‌دونم) چیکار کنه. یک تبلیغات عجیب و غریبی، تصاویر منتشر کردن از اینکه اینا ریختن توی مسکو و پوتین رو گرفتن دارن می‌برن. یعنی به جای عکس مادورو که دستگیر شده، پوتین رو گذاشتن. حجم بیشتری ویدئو تهیه کردن در مورد شی‌جین‌پینگ که اینا ریختن توی پکن، شی‌جین‌پینگ رو دستگیر کردن. تصاویری منتشر کردن غربی‌ها که اینا ریختن تو تهران، مثلاً آقا رو دستگیر کردن. لذا در پروپاگاندا، در عملیات روانی پشتیبانی عملیات نظامی، یک کاری انجام دادن در ونزوئلا. حالا کلی پشتش اقدامات تبلیغاتی انجام دادن که خودشون رو تثبیت کنن.

ما با ادعای خودشون، با ساختار عملیات روانیشون، نوع عملیاتی که اجرا شده در سطح تاکتیکی رو در چند دقیقه ببینیم که بعد من نکاتش رو عرض کنم.

پخش ویدیویی از کانال یوتیوب AiTelly در مورد عملیات دستگیری مادورو

بله اینجا در طرح تاکتیکی عملیات اشاره مستقیم کرد که مأمورین سازمان سیا از خیلی قبل اونجا بودن، در حلقه اول، دوم، سوم محافظین و افراد مادورو نفوذ کرده بودن و اصل تقرب رو رعایت کرده بودند، نزدیک شده بودند و حالا می‌تونستند مختصات دقیق مکان رو بگن و برنامه‌ها رو مشخص کنن که دقیقاً دلتا بره همون جا و دستگیرش کنه. حالا بخش قابل توجهی از مواردی که اینجا توضیح داده شد، اینا غالباً عملیات روانی است. اما به‌هرجهت، نه مسئله مواد مخدر این‌قدر برجسته بوده، نه ساختار عملیاتی که الان این‌قدر روی اون مانور می‌کنن. بالاخره نفوذی بوده و هماهنگی‌های نفوذی‌ها و مبتنی بر هماهنگی نفوذی‌ها این عملیات انجام شده. منتهاش باید بزرگ‌نمایی کنن در موردش تا بتونن کشورهای دیگه رو بترسونن، سایر کشورهای آمریکای لاتین رو و کار رو به مرحله‌ای برسونن که دیگران ازشون بترسن و هژمونی آمریکا شکل بگیره.

خب طبیعتاً این از این جهت مسائلی داره که در یکی ۳-۲ سال آینده براش فیلم‌های سینمایی می‌سازن، سریال‌ها می‌سازن، بزرگ‌نمایی می‌کنن و تاریخ رو اون‌جوری که دوست دارن می‌نویسن. چون همیشه گفتن که تاریخ رو قوم پیروز می‌نویسه. اما خب به‌هرجهت، با راستی‌آزمایی‌هایی که می‌شه انجام داد و نکات فنی و تکنیکی که داره و ابعاد دیگه و مقایسه‌اش با نمونه عملیات دیگه‌ای که جای دیگه انجام شده، می‌شه مشخص کرد که نوع عملیات اصلاً چجوری بوده. اما بیشتر از اینکه نیروهای ویژه و ارتش آمریکا مؤثر بوده باشند، سازمان سیا مؤثر بوده. چون بالاخره ونزوئلا نیروهای به اصطلاح غرب‌گرایی که حاضر باشن همکاری کنن با ایالات متحده زیاد داره. مثل داخل ایران که خب جریانات لیبرال و غرب‌گرا و اصلاح‌طلب کاملاً هماهنگ با آمریکایی‌ها عمل می‌کنن. اونا هم یک همچین سازوکاری دارن و اطلاعات رو منعکس کردن، منتقل کردن و تأثیر خودشون رو گذاشتن.

این از این جهت خب طبیعتاً حائز اهمیت است. چه پیامدهایی داره این اتفاقی که افتاد؟ پیامد اولیه‌اش اینه که آمریکا با تسلطش (به قول خودش) بر نیم‌کره غربی در دکترین جدید "دونروئه" (به جای جیمز مونروئه، "دونالد و مونروئه")، در دکترین جدید آمریکایی‌ها، تسلطشون بر حیاط خلوت خودشون یعنی آمریکای لاتین رو می‌خوان با قدرت‌نمایی نهادینه کنن. از این به بعد هم مقابله می‌کنن، هر کس بخواد مثلاً اونجا عرض اندام کنه، یک همچین ادعایی دارن. این پیامدش یعنی جهان آمریکای لاتین کاملاً زیر چتر ایالات متحده است و یک دیکتاتوری ویژه‌ای رو اعمال می‌کنه. این کشورها آزاد نیستند با اروپایی‌ها کار کنن، این کشورها آزاد نیستند با چین و هند کار کنن، این کشورها آزاد نیستند با روسیه یا ایران کار کنن. و وقتی که کانالیزه می‌شن، محدود می‌شن، خب یعنی در واقع تحت دیکتاتوری ایالات متحده قرار می‌گیرن.

پیامد دومش اینه که در این اتفاقی که افتاد، چین از نفت سنگین و ارزان ونزوئلا محروم شد. وابستگیش طبیعتاً به ایران بیشتر خواهد شد از این به بعد و به روسیه بیشتر خواهد شد. چون بالاخره نفت سنگین باید وارد کنه دیگه. نفت سنگینی که از ایران باید وارد کنه یا از جاهای دیگه، طبعاً جایگزین اون نفتی است که از ونزوئلا وارد می‌کرده.

مسئله سوم اینه که ایران در کمتر از یک سال ۲ تا از متحدینش رو از دست داد دیگه. یعنی سوریه رو از دست داد، در این هفته هم که ونزوئلا رو از دست داد. در کنار تضعیف موقعیت حزب‌الله در لبنان و تضعیف موقعیت حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، از دست دادن سوریه و سپس از دست دادن ونزوئلا برای ایران طبیعتاً تبعات امنیتی داره و این یک پیامد دیگه‌ایست که خب مد نظر است.

مسئله بعدی، مسئله روسیه است. روسیه در این ماجرا مثل چین و مثل ایران ضرر کرد و تحت تأثیر قرار گرفت از مشکلاتی که پیش اومده.

پیامد بعدی در این جنگی که رخ داد، همون‌طور که مستحضرید، با ادعایی که ایلان ماسک چندی قبل انجام داد که ادعا کرد که به جای پول فیات (پول فیات، پول بدون پشتوانه است دیگه، پولی که اسکناس چاپ می‌شه پشتش طلا نیست) گفت نفت می‌آد جای فیات رو می‌گیره. خب، این حرف، حرف جدیدی نیست. دقیقاً ۵۰ سال پیش، همین موقع، مبتنی بر دکترین ایگنوتوس، که مقاله‌ای بود که هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت ایالات متحده با اسم مستعار ایگنوتوس این مقاله رو منتشر کرد، که مقولهٔ پترودلار (دلارهای نفتی) مطرح شد و اینکه پشتوانه دلار آمریکا از این به بعد نفته.

در ۱۹۷۱، نیکسون نشست توی تلویزیون، ارتباط طلا با دلار رو قطع کرد. اعلام کرد که دلار آمریکا تو دنیا معتبره، نیازی نداره ما پشتش طلا داشته باشیم. این کاغذی که چاپ می‌کنیم خودش معتبره در دنیا. پس آن اندازه‌ای که طلا داریم باید دلار چاپ کنیم، غلطه. ارتباط دلار با طلا قطع. از این به بعد بدون نیاز به پشتوانه طلا، ما هر قدر بخوایم دلار چاپ می‌کنیم. به این می‌گن پول فیات. مخفف اسکناس بدون پشتوانه. خب، این سقوط دلار رو جدی‌تر کرد. وقتی شما کاغذ چاپ می‌کنید. انگار یه کاسه ماست دارید بریزید داخل یک پارچ، تنگ، می‌شه دوغ؛ اما اگر این کاسه ماست رو ریختید داخل حوض یا ریختیدش داخل یک استخر، خب با یه کاسه ماست که نمی‌شه یک استخر رو تبدیل کرد به استخر دوغ. وقتی که اسکناس چاپ می‌کنن، ارزش پول ملی می‌آد پایین، رقیق می‌شه دیگه. انگار اون ظرف ماست و شلنگ آب رو گرفتی داخلش، هی همینجوری داره رقیق می‌شه.

۴ سال این وضعیت ادامه داشت، از ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵. در طرحی که هنری کیسینجر به عنوان وزیر خارجه ارائه کرد، تحت عنوان ایگنوتوس، گفت نفت کشورهای منطقه غرب آسیا، که ۲ تا متحد اصلیشون یعنی عربستان (ملک خالد) و ایران (محمدرضا پهلوی)، این ۲ تا باید این بار رو به دوش می‌کشیدن. نفت این ۲ کشور پشتوانه دلار آمریکاست. پترودلار، دلار نفتی. یعنی چی؟ دلار آمریکا پشتش طلا نیست دیگه. همه معاملات نفتی دنیا وقتی از کانال دلار انجام بشود، می‌شود پشتیبانی دلار. مبتنی بر این، اول ملک خالد امضا کرد. ۴۸ ساعت بعدش، شاه ایران امضا کرد و به این ماجرا پیوست. بعد، یه پدیده‌ای شکل گرفت به نام اوپک. کشورهای صادرکننده نفت، که همین ونزوئلا، ایران، سعودی، امارات، قطر، عراق و چند تا کشور دیگه جمع شدن، اوپک رو تشکیل دادن. اوپک قواعدی که پذیرفت، قواعد آمریکایی فروش نفت صرفاً با دلار بود.

خب، ۱۹۷۳ جنگ اعراب و اسرائیل که شکست سخت مصر رو در پی داشت، همه کشورهای عربی نفت رو بستن به روی آمریکا. دلار آمریکا دچار مشکل شد. نفت رفت قیمتش بالا. فقط شاه ایران نفت می‌فروخت. بعد از این جنگ، قیمت نفت که بالا مونده بود، زمینه‌ای شد برای اینکه در ذهن کیسینجر این خلجان بکند که بهترین کار اینه که نفت کشورهای صادرکننده رو بذارن پشتوانه دلار آمریکا. ۲ سال روی این کار کرد. در ۱۹۷۵ این رو تو یه مقاله‌ای منتشر کرد و آمریکایی‌ها از ۱۹۷۵ تا الان که اول سال ۲۰۲۶ است، به مدت ۵۰ سال اسکناس چاپ کردن با پشتوانهٔ نفت.

خب، قذافی یه دوره‌ای تصمیم گرفت که دلار رو بذاره کنار، فروش نفت و گازش مبتنی بر ارزهای دیگه باشه. خب، برنامه‌ریزی کردن و به سقوط کشوندنش در این قضیه بیداری اسلامی. عراق یه دوره‌ای صدام وقتی مشکل پیدا کرده بود و تحریم شده بود، رفت به سمت ارزهای جایگزین و روش‌های جایگزین و تهاتر در نفت. حمله به عراق و نابودی صدام رو گذاشتن در دستور کار. درباره ایران، چون آمریکا با ایران ارتباط نداشت و دیگه بر نفت ایران تسلط نداشت، در پروژه ایگنوتوس آمریکا اومد درباره ایران یه پدیده تعریف کرد به نام «U-Turn» (دور برگردون). هر کس در جهان بخواد نفت ایران رو بخره، اول باید یه برگه بفرسته برای آمریکایی‌ها. مثلاً آلمان، مثلا فرض کنید کره جنوبی که من می‌خوام ۱ میلیون بشکه نفت بخرم. این رو می‌فرسته برای آمریکا. وزارت خزانه‌داری آمریکا مجوز صادر می‌کنه که تو ۱ میلیون بشکه نفت از ایران بخر، ولی پول رو بریز به حساب ما در یک بانک آمریکایی. بعد از بانک آمریکایی دلار بگیر، دلار به ایران بده، نفت و بشکه نفت رو بگیر.

این چرخهٔ یو ترن رو که شما ببینید، در چرخه اصلی یو ترن می‌گه که مثلاً آلمان می‌خواد ۱ میلیون بشکه نفت بخره، یورو رو باید بده به یه بانک آمریکایی، اون یورو چنج بشه به دلار، برگرده بیاد در چرخه، بسته دلار رو بده، بشکه نفت رو بگیره. این کجا می‌شه دور برگردون؟ اونجایی که یورو تبدیل می‌شه به دلار. قطره‌ای نفت نباید در کره زمین فروش بره مگر با دلار آمریکا. هرکس جرئت کنه دلار آمریکا رو از معاملات نفتی بذاره کنار، همان‌طور که سال گذشته همین موقع که ترامپ تازه وارد کاخ سفید شده بود، اعلام کرد که اگر کشوری بدون مبنای دلار نفت رو خرید و فروش کنه، آمریکا بهش حمله نظامی خواهد کرد. نمونه صدام، نمونهٔ قذافی و اخیراً مادورو، و نمونهٔ جمهوری اسلامی در یو ترن، مواردی است که نشون می‌ده آمریکایی‌ها نقطه‌ی ضعفشون در پترودلاره.

یکی از پیامدهای دستگیری مادورو و تسلط آمریکایی‌ها بر این منابع عظیم نفت ونزوئلا اینه که تا یه اطلاع ثانویه‌ای، این‌ها وضعیت خودشون (به جای پشتوانه طلا) پشتوانه دلار رو فرض می‌کنن که تضمین کردن و لذا اینکه با قیمت ارزون می‌داد به چین یا تهاتر می‌کرد با ایران، جلوش رو گرفتن دیگه. یکی از پیامدش هم اینه که... حالا اینکه ایلان ماسک چند ماه قبل اعلام کرد که فیات می‌ره کنار و نفت پشتوانه دلار آمریکاست، اولاً این حرف جدید نبود، مال ۵۰ سال پیش کیسینجره در اون مقاله ایگنوتوس. ثانیاً مسئله‌شون این بود که این هوش مصنوعی و این ظرفیت‌های جدید سایبر که به وجود اومده، اینا به شدت انرژی نیاز دارن. یعنی شما می‌دونید الان هرچه که بشر وابستگیش به هوش مصنوعی و سازوکارهای سایبر بیشتر می‌شه، این تکنولوژی انرژی نیاز داره، انرژی که بتونه برقی رو رقم بزنه تا این سیستم‌های سایبر کار کنن، به خصوص هوش مصنوعی کار کنه که می‌بلعه اصلاً انرژی رو. تکیه بر انرژی فسیلی یعنی نفت، بسیار براشون اهمیت و ارزش داره چون ارزونه دیگه.

رقابت چین و آمریکا در هوش مصنوعی و در حوزه سایبر، یک بخشش برمی‌گرده به منابع اولیه‌شون. آیا آمریکا بیشتر منابع نفت قابل اطمینان داره در درازمدت برای پشتوانه ظرفیت هوش مصنوعیش، یا چینی‌ها؟ خب چینی‌ها که نفتی ندارن. آمریکا خودش نفت داره، نفت سنگین کانادا و نفت شل رو هم که می‌گیره، نفت منطقه خاورمیانه به قول اونا منطقه غرب آسیا رو (از نفت عراق تا عربستان یعنی آرامکو و غیره) هم که تو دستشونه، حالا نفت ونزوئلا هم دستشونه. در موازنه منابع اولیه در زنجیره تولید، آمریکایی‌ها از چینی‌ها زدن جلو در این ماجرای ونزوئلا. این پیامد بعدی بود.

یک پیامد جدی این ماجرا اینه که فوری گزاره‌نمایی شد که بعد از مادورو می‌خوان برن کیو رو بگیرن. خب خود ترامپ گفت. کوبا، مکزیک، کلمبیا و نیکاراگوئه. در شرق اروپا، کشورهای اروپای شرقی در طول ۳-۴ شب گذشته صدها ویدئو تولید کردن در اینکه این عملیات رو دلتا فورس در مسکو انجام می‌ده برای دستگیری پوتین. در کشور تایوان که زبانشون چینیه، مثل خود چینی‌ها صدها ویدئو تهیه کردن درباره اینکه عملیات بعدی علیه شی جی پینگ و دلتا فورس در پکن وارد عمل شده و مثلاً فرض کنید شی جی پینگ رو گرفته و بعد شی جی پینگ ترسیده. و یه تعداد زیادی هم هندی‌ها، همین تایوانی‌ها، اوکراینی‌ها و رژیم صهیونیستی تهیه کردن. ده‌ها موردش رو من ۲-۳ شب گذشته دیدم. تهیه کردن درباره اینکه عملیات بعدی تو تهرانه علیه رهبران ایران.

یکی از پیامدهای این عملیاتی که انجام شد در ونزوئلا این بود که هر ۳ تا قطب (یعنی هم روس‌ها، هم چینی‌ها، هم ایرانی‌ها) شدن تارگت و هدف جریان مخالفشون، اپوزیسیونشون و کشورهای مقابلشون که خب مثلاً نفر بعدی به جای رئیس‌جمهور ونزوئلا، رئیس‌جمهور چینه، رئیس‌جمهور روسیه است و نکاتی از این دست. تعداد این ویدیوها هم خیلی زیاده.

حالا اون نکته‌ای که خیلی حائز اهمیت اینه که شما از بیرون وقتی نگاه می‌کنید، روسیه رو به صورت ویترینی بدون عیب و نقص ممکنه ببینید. از بیرون که نگاه می‌کنید، چین رو یه ابرقدرت می‌شناسید که بدون عیب و نقص مشکلی نداره. بعد می‌بینید یه اتفاقاتی این‌جوری می‌افته. از چین هیچ بخاری بلند نمی‌شه، از روسیه هیچ بخاری بلند نمی‌شه. شما داخل ایرانید، می‌دونید که ایران بخش واقعی قدرتش چقدره، چقدر توان داره. یه اتفاقی می‌افته مثل مثلاً جنگ ۱۲ روزه، چجوری واکنش نشون می‌ده. چون داخل مجموعه‌اید، اطلاع دارید، انتظارتون از قدرت ملی کشور اسطوره‌ای و افسانه‌ای نیست، واقعیه. اما ذهنیتی که مخاطب دارد در جهان که «آقا چین یه ابرقدرت، روسیه ابرقدرته». کامنت‌های این ویدئوها رو که می‌بینید، به خصوص اون‌هایی که تایوانی‌ها با زبان چینی تهیه کردن، تعداد خیلی زیاده. خب، چینی‌ها اومدن اونجا کامنت گذاشتند. چین ۱ میلیارد و ۳۰۰-۴۰۰ میلیون نفره. تقریباً ۱۰۰ میلیون نفر عضو حزب کمونیسته و مثلاً ۱ میلیارد و مثلا ۲۰۰ میلیون نفرشون بیرون حزب کمونیستند. طرح تجزیه چین که منطقه مثلاً تبت و اون قسمت‌ها یه طرف، اون قسمتی که سمت مغول‌هاست یه طرف، اون قسمت منچوری یه طرف، منطقه کانتون یه طرف، سین کیانگ چین یه طرف. اینکه چین با ضرب و زور قدرت نظامی و اون ساختار متمرکز سیاسی حزب کمونیست، چین رو یکپارچه نگه داشته، چین برای تجزیه آماده است و مردم این مناطق توی این ویدئوهایی که تایوانی‌ها کار کردن به زبان چینی (و تعدادشون هم خیلی زیاده در هفته گذشته) اونجا اومدن فرض کنید مناطق الف، ب، جیم، دال در هر کدوم از مناطق چین که مخالف شی جی پینگ و دولت پکن هستن، مسئله‌شون این شده که چجوری می‌شه مثلاً زودتر ترامپ دستور بده دلتا فورس بیاد شی جی پینگ رو بگیره تا هر کدوم از این مناطق چین تبدیل بشن به یک کشور مستقل.

پس، اینکه چین در اتفاقات این‌چنینی که می‌افته تحرکی نداره و فقط تهدید می‌کنه و بیانیه می‌ده. خب همه می‌گفتن که چین چرا در ماجرای سوریه سکوت کرد؟ چین بالاخره منافعی داشت در سوریه، نباید اجازه می‌داد سوریه به این سادگی از دستش بره. داشت سرمایه‌گذاری گسترده‌ای اونجا می‌کرد. هنگام جنگ رژیم صهیونیستی و ایالات متحده علیه ایران، خب به رسانه‌های گوناگون جهان می‌گفتند که چین باید سریع بیاد کمک ایران، چون اگر ایران سقوط کنه، روسیه و چین پشت سرش به صورت دومینووار خواهند ریخت. اما واقعیتش اینه که چین از درون دچار مشکلات جدیه. یعنی یک میلیارد و ۳۰۰-۴۰۰ میلیون چینی یکپارچه نیستن. ۱۰۰ میلیون نفرش عضو حزب کمونیست، کمتر از ۱۰ درصد جمعیت چین هماهنگن با ساختار حکومت و کنترل از دست چین خارج بشه، نه جمعیت رو می‌تونه کنترل کنه، نه مناطق گوناگونی که آماده جدایی‌طلب‌اند.

حالا شما کجا اهمیت اینا رو متوجه می‌شید؟ وقتی کامنت‌های اینا رو می‌بینید. یعنی ویدئوهایی که تایوانی‌ها کار کردن، حجم بسیار زیادی کامنت از داخل چین اونجا گذاشته می‌شه که «خوبه ترامپ مثلاً این دلتا فورس رو بفرسته شی جی پینگ رو بگیره، فلان منطقه جدا بشه، فلان استان جدا بشه، فلان بخش جدا بشه». پس آمریکایی‌ها یک برنامه کلیدی دارن برای تجزیه چین و چین کاملاً از این حیث متزلزله. خیلی برای من مهم بود بعد از اینکه عراقچی رفت (بعد از جنگ ۱۲ روزه) به چین، در دیدار با شی جی پینگ وقتی برگشت، شی جی پینگ یک توییتی زد. چون شی جی پینگ غالباً مثل ترامپ و دیگران نیست که هر روز دست به توییت باشه. توییتی که شی جی پینگ زده بود خیلی برای من مسئله بود. یعنی من فکر کنم یکی دو بار هم اینجا عرض کردم که اونجا می‌گه که شما کسانی هستید که توانستید در تحریم «نیشن بسازید» یعنی بسازید یک نیشن، nation-building کنید، ملت‌سازی کنید. ببینید رئیس‌جمهور چین به وزیر امور خارجه ایران گفته که این تحریم‌ها شرایطی برای شما ایجاد کردن، «How to build a nation» تونستید بسازید، یک نیشن. خب اهمیت این در چیه؟ ما nation-building کردیم، ملت‌سازی کردیم. ملت‌سازی که کردید یعنی قومیت‌های گوناگون در کنار هم راحت می‌تونن زندگی کنند، هر چند که کشور شما با تنوع قومی تلاش بشه که جدایی‌طلبی صورت بگیره. ارزش این ملت‌سازی و nation-building رو کی می‌دونه؟ چین که به شدت از این حیث دچار مشکله. یعنی اگر این فشار حزب کمونیست نباشه، این تیره‌ها و مناطق و استان‌های گوناگون چین هیچ سنخیتی با هم ندارن. غیر از زبان ماندرینشون، آماده‌اند که در اندک زمانی از هم جدا بشن. لذا در توییتش می‌گه که شما تونستید در عصر تحریم nation بسازید و این nation در این جنگ به درد شما خورد. یک ملت یکپارچه‌ای که وقتی بهش حمله شد مقاومت کرد و تو ۱۲ روز دشمن رو وادار کرد به آتش‌بس.

پس، اینکه شما تصور می‌کنید حالا چین بازار دنیا رو گرفته، قدرت اقتصادیه، قدرت نظامیه، حق وتو داره در سازمان ملل، منابع درآمدی‌اش بسیار بالاست، الان چین هر لحظه می‌تونه دست به یه جنگی بزنه. چین اگر درگیر یک جنگی بشه که نتونه اون ساختار داخلی رو حفظ کنه، تیکه‌تیکه می‌شه و به شدت وضعیت برای جدایی‌طلبی مناطق مختلف چین فراهمه. تو کامنت‌هاشون خیلی خوب دیده می‌شه. من فکر می‌کنم بالای مثلاً ۳۰-۴۰ هزارتا از این کامنت‌ها رو با دقت توی این ویدیوهاشون دیدم و این ۶-۷ تا منطقه بزرگی که استان‌های خیلی بزرگی‌اند که آماده‌ی جداشدن هستن، ضعف کلیدی چین رو نشون داد. معلوم شد که آمریکایی‌ها و سازمان سیا برنامه جدی دارن. یعنی تو هر درگیری با چین، چین روی مسئله جدایی‌طلبی و مسئله تجزیه‌اش حساب جدی باز شده.

همین وضعیت شکننده رو شما در کشور روسیه می‌بینید. روسیه هم مشکلات عمده‌ای در داخل خودش داره و در بحث‌های جدایی‌طلبی. از پیامدهای این جنگی که رخ داد و جنگ کودتایی و ربودن مادورو در کاراکاس در ونزوئلا این بود که جدایی‌طلبان و گروه‌هایی که در چین آماده هستن که یه اتفاقی در چین بیفته، سریع چین رو متلاشی کنن. یعنی چین درگیر یه جنگی مثل جنگ ۱۲ روزه ما بشه، بسیاری از مناطق چین اعلام خودمختاری می‌کنن. خب جالبه که چینی‌ها هم یه گروهی دارن اپوزیسیون که تو خاک آمریکاست، جریان «کومینتانگ» که یه پاشون توی این تایوان بوده تو دورهٔ چیانگ کای‌شک. بعد همان‌طور که این جریانات برانداز داخلی و جدایی‌طلب‌ها تو کامنت‌هاشون می‌نویسن که اینایی که رفتن تو اروپا و آمریکا، فردای بعد از این اتفاقات، اونا نیان یه سهمی برای خودشون مطالبه کنن. تو کامنت‌های چینی‌ها هم همین هست. این جریان کومینتانگ که از مثلاً دوره مائو به بعد فرار کردن و رفتن تو آمریکا، زندگی خوبی برای خودشون داشتن. فردا چین آزاد شد (می‌گن آزاد شد) چین آزاد شد و تجزیه شد، هر کدوم از این گروه‌ها برگردند. ایران از الان برای فردای بعد از چین و برگشت گروه‌های اپوزیسیون داخل خاک آمریکا سر و صدا دارن. خیلی چیز عجیبیه.

همین وضعیت در مورد روس‌ها هم وجود داره. یعنی شما تصور می‌کنید فقط در مورد ایرانه که یه گروه دنبال تجزیه ایرانن، یه گروه دنبال برگردوندن مثلاً رژیم سابق‌اند، یه گروه اپوزیسیون‌های طیف‌های مختلفن که داخلی‌ها می‌گن اونا نشستن کنار گود، می‌گن لنگش کن، اونا می‌خوان بیان داخل کشور منفعت خودشون رو ببرن، دعوایی سر این ساختار منافع، تضاد منافع. همین وضعیتی که نسبت به اپوزیسیون داخلی و خارجی ایران و تنوعشون و مسئله جدایی‌طلبی وجود داره، تقریباً این رو مثلاً ۵۰ برابر کنید در مورد چین، یا این رو مثلاً شما ۲۰ برابرش کنید در مورد روسیه است. به این دلیله که روس‌ها و چینی‌ها وقتی یه قطب قدرتی مثل ونزوئلا از دستشون می‌ره، فقط بیانیه می‌دن، هیچ کاری نمی‌تونن بکنند، چون از درون مشکل دارن و آمریکا این رو می‌دونه.

نه اینکه خود آمریکا وضعیتش خیلی خوب باشه دیگه. آمریکا هم اینه دیگه. کلاه‌هایی که تو آمریکا فروش می‌رود اینه دیگه. اینه که به اصطلاح California Republic جمهوری کالیفرنیا. حالا تگزاس که از نظر جدا شدن شرایطش مهیاست. ولی اینکه کالیفرنیا دنبال مستقل شدن، اینکه هر کدوم از ایالات متحده آماده تجزیه هستن. یکی از این شلنگ‌تخته‌انداختن‌های ترامپ برای اینکه کانادا رو بیاره جزو خودش و گرینلند رو بیاره جزو خودش و این کار رو انجام بده، برای اینکه نذارن آمریکا تجزیه بشه. خب شما می‌دونید که بریتانیا آماده تجزیه به ۴ کشور مستقله. در اون انتخابات، اسکاتلند که منطقه ولز و منطقه ایرلند و منطقهٔ انگلند جدا می‌شن. انگلیس تجزیه می‌شه به ۴ کشور. شما می‌دونید کانادا: بخش فرانسوی‌زبانش از کبک به این طرف، به سمت بخش انگلیسی‌زبانش یعنی از ونکوور در منتهاالیه غرب کانادا تا برسه همین مونترال و اوتاوا، آماده جداشدن این طرف از هالیفاکس تا کبک (این منطقه فرانسوی‌زبانش) اون طرف هم انگلیسی‌زبانش. کانادا آماده تجزیه است. آمریکا آماده تجزیه است. انگلیس آماده تجزیه است. اما شما کمتر می‌دونید که این وضعیت در مورد چین بدتره. چین شرایط تجزیه‌اش خیلی جدی‌تره یا روسیه شرایط تجزیه‌اش خیلی جدی‌تره.

اینه که آنچه در مورد داخل ایران مطرح می‌شه که «آقا مشکل اقتصادی هست و ارز کیفیتش نامناسبه». خب این بقیه کشورها هم دارن دیگه. خود آمریکا هم ارزش دلار تو خود آمریکا کلی سقوط کرده. چیزی که خیلی روش مانور داده نمی‌شه اینه که ارزش دلار تو ۱۰۰ سال گذشته تو خود آمریکا جوری سقوط کرده که ۱۰۰ سال پیش مثلاً ۹۷ درصد ارزش داشته، الان رسیده زیر ۱۰ درصد نسبت به سال‌های قبلش. اصلاً نمودار داره.

اما وضعیت چین و روسیه به قدری حاد است که شما از چین و روسیه انتظار نداشته باشید بیرون از منافع ملیشون ایثار کنن در مورد کشور دیگه‌ای. لذا وقتی یه چیزی مثل سوریه پیش می‌آد، روس‌ها و چینی‌ها می‌رن معامله می‌کنن، سهمشون رو می‌گیرن. آمریکایی‌ها می‌گن که خب ببینید ایران رو نمی‌شه باهاش معامله کرد، ولی توی روسیه و توی چین رو که می‌شه باهات معامله کرد. به چین می‌گن اینجا تو سوریه سرمایه‌گذاری کردید، ما خسارت این سرمایه‌گذاری رو یه جای دیگه بهت می‌دیم. به روس‌ها هم می‌گن که تو اسد رو ببر، اینجا پایگاه دریایی طرطوس هم دستت باشه، تعاملاتی هم داشته باش، ولی خودت دیگه درگیر اینجا نکن. ما در قضیه اوکراین هوات رو داریم. در ونزوئلا هم این اتفاق افتاده. لذا در ماجرای ونزوئلا، اینکه دیدید چینی‌ها حرکتی انجام ندادن، چون اپوزیسیون چین می‌گه که آمریکا چرا الان نمی‌ری شی جی پینگ رو دستگیر کنی مثل مادورو، ورداری ببری آمریکا، این رو ببرش تا چین تجزیه بشه. همشون ساک و چمدون‌هاشون رو بستن که پس‌فردا برمی‌گردن چین و هر کدوم یه کشور مستقلی برای خودشون اونجا ایجاد می‌کنن. مثل اپوزیسیون ایران که ۴۷ ساله چمدونش بسته است می‌خواد بیاد، همین امروز می‌آد، فردا می‌آد. ایران همین‌جوری داره براندازی می‌شه. شما تو شبکه‌های اجتماعی می‌رید، «جمهوری اسلامی براندازی شده است».

علی ای حال در پیامدهای گوناگون این جنگی که رخ داد و مادورو دستگیر شد و منتقل شد، زد و بندی که حالا دولتی که اونجا مونده احتمالاً انجام داده با آمریکایی‌ها، توافقاتی که شده، سخنانی که از آمریکایی‌ها مطرح می‌شه برای آینده فروش نفت اونجا و سرنوشت اون‌ها و نکاتی از این دست، نشون می‌ده که بین هیئت‌حاکمه بعد از مادورو با رژیم آمریکا یه تبانی‌هایی صورت گرفته، یا بین بدنه ارتششون، بین روسیه و چین با آمریکا سر ونزوئلا یه تفاهماتی صورت گرفته. اما علی‌ای حال، این یعنی اون نکته‌ای که بارها عرض کردم: در قضیه جنگ سرد جدید، این ۲ گروه شرق و غرب، حالا این‌قدر جابه‌جا می‌کنن مهره‌هاشون رو تا یه نظمی شکل بگیره برای چند دهه. و خب طبیعتاً این اتفاق الان داره می‌افته.

۱. در ۲۰۰ سال اخیر، دکترین جیمز مونروئه، پایه سیاست آمریکا در قاره آمریکا به ویژه در آمریکای لاتین بوده. دکترینی که عملاً آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین رو حیاط‌خلوت ایالات متحده اعلام کرده.

۲. مبتنی بر این دکترین، آمریکا با کودتاهای متعدد موسوم به «کودتای سرهنگان» در همه کشورهای آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین مداخله کرده و همه جنبش‌های رهایی‌بخش رو سرکوب نموده. و از این روست که چه گوارا در آمریکای لاتین بسیار الهام‌بخش بوده و هست. اصلا شخصیت چه گوارا که این تقابل رو شما می‌بینید در فرهنگ‌های گوناگون ازش اهمیتش به دلیل وجود یه همچین ایستادگی روبه‌روی آمریکایی‌ها بوده.

۳. هر کشوری که با آمریکا زاویه‌ای پیدا کرد، آمریکا اون رو تحریم نمود و سپس در اون کشور کودتا کرد.

۴. کوبای کاسترو، کشور بولیوی، شیلی سالوادور آلنده، گواتمالا، کشور نیکاراگوئه که جنبش ساندینیستا اونجا حاکم شد و دنیل اورتگا، و ضرباتی که آمریکایی‌ها به نیکاراگوئه زدن، کشور آرژانتین و غیره. همه از دکترین مونرو زخم خوردن. بیش از ۱۹ کودتا آمریکایی‌ها در این کشورها در آمریکای لاتین انجام دادن، ۱۹ کودتا. و همه یک‌صدا چه گوارای کمونیست رو تقدیس کردن و تقدیس می‌کنن.

بله، این کودتاهایی است که در ۵۰-۶۰ سال گذشته آمریکایی‌ها در این مناطق انجام دادن. آمریکایی‌ها ید طولا و تجربه بسیار زیادی در رژیم‌چنج دارن، در تغییر حکومت‌ها. هر حکومتی که با آمریکایی‌ها هماهنگ نباشه، رژیم‌چنج می‌کنن، تغییرش می‌دن. و فرهنگ سیاسی آمریکا یه بخشیش فرهنگ رژیم‌چنجه. شما باید وقتی می‌خواید مثلاً مطالعات آمریکا رو انجام بدید، در آمریکاشناسی مثلاً می‌رسید به کلمه رژیم‌چنج. رژیم‌چنج از دید شما بده که یه رژیمی رو عوض کنن، اما بخشی از فرهنگ سیاسی آمریکایی‌ها رژیم‌چنجه. آمریکایی این کار رو انجام می‌دن، شما باید این رو بشناسید که نمونه‌هاش رو مطالعه کنید. این هر کدوم از اینا فیلم سینمایی داره، کتاب براش نوشته شده. و این نمونه اخیری که اتفاق افتاد در کشور ونزوئلا، خب از این دست کارها اینا زیاد انجام دادن. اما یک جریانی روبروی اینا ایستاد، مثل جریان بولیواری، همین چاوز. یک جریانی روبروی اینا ایستاد، مثل جریان ساندینیستا در نیکاراگوئه، همین دانیل اورتگا که آمد ایران. یک نمونه‌ای از اینا اتفاق افتاد که در کوبا توسط فیدل کاسترو اجرا شد و یه آرژانتینی اومد کمکش به اسم چه گوارا که خب اون بسیار الهام‌بخش بود، هنوز هم الهام‌بخشه، هنوز هم این اهمیت ویژه رو داره. حالا یه قطعه موسیقی دارن که یه خانمی خونده خیلی معروفه.

پخش موزیک ویدیو Hasta Siempre از Nathalie Cardone

این فضایی که الان آمریکایی‌ها شروع کردن علیه آمریکای لاتین، مجدداً این ادبیات رهایی‌بخش برجسته می‌شه و خب حائز اهمیت.

۵. در جنگ سرد جدید که وارد ششمین سال اون شدیم، جنگ کودتایی علیه ونزوئلا دکترین مونروئه رو احیا کرد.

۶. ترامپ با قرار دادن ۲ حرف اول نام خود به جای ۲ حرف اول لقب مونروئه، ترکیب «دونروئه» رو ساخت و عملیات ربودن مادورو از کاراکاس رو آغاز سلسله اقدامات جدیدی مبتنی بر «دکترین جدید دونروئه» نامید. او بلافاصله برای مکزیک، کوبا، کلمبیا و نیکاراگوئه خط و نشان کشید و تهدید کرد که آن‌ها در فهرست برخورد قرار دارند.

۷. کلمهٔ «نیم‌کره غربی زمین» که در هفته اخیر از زبان مقامات رژیم ترامپ شنیده شده، حاکی از اینه که دکترین دونروئه محدود به قاره آمریکا نیست و نیم‌کره غربی زمین شامل اروپا، اقیانوس اطلس، قاره آمریکا، اقیانوس آرام و اقیانوسیه رو در بر داره. چون بلافاصله پس از ربودن نیکلاس مادورو، ترامپ به تهدید اروپا و ضرورت واگذاری جزیره گرینلند به ایالات متحده پرداخت که واکنش مقامات رژیم‌های اروپایی از دانمارک تا فرانسه رو در پی داشت.

۸. با اعلام دکترین دونروئه، جنگ سرد جدید به ۲ قطبی «۲ نیم‌کره» رسید: نیم‌کره غربی و نیم‌کره شرقی. نیم‌کره غربی قطب آمریکایی و نیم‌کره شرقی قطب آسیایی (ایران، چین، روسیه) و عملاً اصطلاح ۲ نیم‌کره در نظام ۲ قطبی جدید رسمیت یافت.

۹. دونالد ترامپ مدعی شد که با دولت جدید کاراکاس به تفاهم رسیده که مستشاران ایرانی، چینی و روسی که بیرون قاره هستند رو اخراج کنه، و همچنین کوبایی‌هایی که داخل خود قاره هستند. اینا رو از ونزوئلا اخراج کنه که به معنی «آمریکای لاتین بدون شرقی‌ها»ست.

۱۰. آیا آمریکا سلسله‌ای از برنامه‌های رژیم‌چنج رو برای آمریکای لاتین در دست اجرا داره؟ آمریکا برای بقای خودش تا کجا در جهان یکه‌تازی می‌کنه؟ تصویری که از آمریکا در جهان در حال مخابره است (یک دیکتاتوری جهانی و غاصب و غارتگر) چقدر مطلوب خود آمریکا و آمریکایی‌هاست؟

۱۱. نخست‌وزیر اسلواکی رسماً به این رویه اعتراض کرد و در برابر آن اظهار عجز نمود و از بی‌عرضه بودن سازمان ملل نالید. پس، آمریکا دیگه پشت شعارهای شیک و فریبنده دموکراسی و حقوق بشر پنهان نمی‌شه و علناً از تصاحب سرزمین و نفت دیگران می‌گه. این یک گام به پیش و یک مرحله از برداشتن نقاب از چهره رژیم دیکتاتور ایالات متحده است.

۱۲. خب، آمریکا برای مواجهه با ونزوئلا چه سناریوهایی رو ارائه کرده؟ در عملیات و پروپاگاندا، آمریکایی‌ها این رو می‌بینیم که چگونه این‌ها برنامه‌ریزی کردن برای یک محاصره دریایی گسترده و سرکوب نقاط قوت نظامی ایالات متحده و برنامه‌ریزی برای اینکه در میان‌مدت و درازمدت، قطره‌ای نفت از ونزوئلا خارج نشه مگر اینکه در چنبره و کنترل نیروی مسلح آمریکا باشه (که ویدیوی اون رو دیدیم).

۱۳. بهانه برای حمله در آمریکای لاتین همیشه اون مواد مخدر بوده. در سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) آمریکا خواست که موقعیت خودش در پاناما رو تقویت کند، لذا مانوئل نوریگا رو با ۲ عنوان «دیکتاتور» و «قاچاقچی مواد مخدر» تخریب کرد و در یک جنگ کودتایی ربود. در ۱۳۷۰، یک فیلم سینمایی برای توجیه این اقدامات خودش در آمریکای لاتین ساخت که با نام «دلتا فورس ۲» معرفی شد. در دلتا فورس ۲ که چاک نوریس بازی کرده، (البته دلتا فورس یک رو هم چاک نوریس بازی کرده)، اصل دلتا فورس ۲ در ۱۳۷۰ وقتی ساخته شد، در یک کشور آمریکای لاتینی (که لزوماً همین کشور پاناما هم نبود)، قاچاقچیان مواد مخدر برای آمریکا دردسر درست کردن، خود نیروهای مسلح آمریکا هم دچار مشکل شدن. حالا تیم ویژه دلتا فورس اعزام می‌شه، می‌ره و اینا رو می‌کشه و اون سرکرده رو برمی‌داره می‌آره. پس یک، از عملیات در مورد آربنز تا عملیات در مورد مانوئل نوریگا تا عملیات در مورد مادورو، همیشه اون رو متهم می‌کنن به قاچاق مواد مخدر، می‌رن ورمی‌دارن می‌آرنش. کار دومشون چیه؟ کار دوم اینه که فیلم سینمایی براش می‌سازن که توجیه کنن این کار رو. فیلم سینمایی دلتا فورس ۲ رو ببینید، چون مد نظر داشتم که یه جلسه کلاً اون فیلم رو پخش کنم. و این شیوهٔ بهانه‌جویی که حالا در جهان اسلام می‌گن «تروریست» طرف و «دیکتاتور»، در آمریکای لاتین می‌گن «دیکتاتور» و «قاچاقچی مواد مخدر». یعنی بهانه‌های شناخته شده آمریکا در ۵۰ سال، ۱۰۰ سال گذشته رو باید بشناسید، بدونید اینا از چه قواعدی تبعیت می‌کنن.

در دلتا فورس ۱، از صحرای طبس شروع می‌کنه، از طبس می‌رن بیرون که دیگه شکست خوردن. بعد می‌رن دوباره دلتا بازسازی می‌شه، بعد این دلتا فورس ۲ میان، می‌رن همین قاچاقچی‌ها رو می‌گیرن که فضاسازی بود بعد از اون کاری که کرده بودن در کشور پاناما. می‌خواستن بگن که ما به خاطر مبارزه با مواد مخدر همچین کاری می‌کنیم. لذا این تکمله‌های عملیات روانیشون رو همیشه مد نظر داشته باشید، چطور از طریق فیلم سینمایی و سریال، اون کاری رو که دارن انجام می‌دن رو تثبیت می‌کنن. در ۱۳۷۰، یک فیلم سینمایی برای توجیه این اقدامات خود در آمریکای لاتین ساخت که به نام دلتا فورس ۲ معروف شد و مانند همین عملیات اخیر علیه مادورو در ونزوئلا، از نیروی دلتا استفاده شد. در هفته اخیر، مجدداً درباره دلتا فورس افسانه‌سرایی‌های زیادی آغاز شده. اما این نیروها در طبس، افغانستان، غزه، سومالی و رزمگاه‌های دیگه واقعاً بد عمل کردن و شکست خوردن. بیش از آن‌چه که ارزش عملیاتی این‌ها در صحنه مشخص باشه، عملیات روانی برای ترسوندن جوامع دیگه مطرحه.

۱۴. ربودن مادورو چگونه رقم خورد؟ با یک جنگ کودتایی دیگه، مانند عملیات علیه نوریگا و همچنین جنگ کودتایی شکست‌خورده ۱۲ روزه علیه جمهوری اسلامی. سناریوی ادعای آمریکا رو تو این چارچوب مطالعه کردیم در اون ویدئویی که همین مجموعه Telly ساخته دیدیم. که ادعا می‌کنن با چه شکلی نیروی دلتا تو کاراکاس وارد شد، از طریق جاسوس‌ها هماهنگ کرد و این رو دزدید.

۱۵. خب، الان یک نکته مطرح اینه که این به چه سازوکاری رقم خورده.

الف- اولاً بهانه کاذب یعنی قاچاق مواد مخدر. این نکته اوله: یه بهانه کاذبی تراشیدن که حالا «صدام داره سلاح اتمی تولید می‌کنه»، «جمهوری اسلامی داره سلاح اتمی تولید می‌کنه»، «مادورو قاچاقچی مواد مخدره». یعنی به هر کس یک انگی می‌زنند: یکی تروریسته، یکی دیکتاتوره، یکی قاچاق مواد مخدر می‌کنه و بعد به اون بهانه میان عمل می‌کنن. اصل بهانه‌جویی و بهانه‌گیری در تفکر استراتژیک غربی‌ها به ویژه آمریکایی‌ها، این اصل رو باید بشناسید. جمله مقام معظم رهبری هم همیشه یادتون باشه، ایشون می‌گه که «حد یقه بهانه‌ها تا کجاست؟ اینا هی هر روز بهانه می‌گیرن. از این بهانه می‌رن سراغ یه بهانه‌ای. شما مشخص کنید حد یقه فشار آمریکا و بهانه‌ها تا کجاست، این بهانه‌ها کجا دیگه متوقف می‌شه.» این رو مد نظر داشته باشید.

مسئله بهانه که در تاریخ استراتژیکشون بوده، دیگه از همون ماجرای حمله به قلعه تروا در نبرد تروی (که تو فیلم تروا هم دیده شد) بهانه چی بود؟ دزدیدن اون زن (هلن) توسط پاریس. پسره پاریس اون زن رو با خودش دزدید آورد توی قلعه‌ی تروا. اینا از یونان اومدن که انتقام بگیرن. بهانه دیگه. همیشه یک بهانه‌ای وجود داره. پس بهانه کاذب اینجا چی بوده؟ قاچاق مواد مخدر.

ب- اینجا عملیات ربایش رهبر قانونی یک کشور، این یک افتضاح روابط بین‌الملل و سیاست بین‌الملل و حقوق بین‌الملل است.

پ- مورد بعدی: نمایش مضحک محاکمه او و همسرش. که یعنی ما داریم کار قانونی می‌کنیم، یک متهم رو آوردیم برای اینکه یک ملت رو محاکمه کنن، یک قوم رو محاکمه کنن، یک سرزمین رو محاکمه کنن، یه قاره رو محاکمه کنن. اون فرد رو می‌برن با غل و زنجیر محاکمه‌اش می‌کنن تا به کارشون وجاهت قانونی بدن و اونا رو تحقیر کنن. غافل از اینکه تحقیر ملت‌ها بعدا برمی‌گرده به خودشون و کار رو خطرناک می‌کنه، به ویژه که ملتی رو که تحقیرش می‌کنیم قبلاً اسطوره‌هایی داشته، قهرمان‌هایی داشته که مقاومت کردن تا کشته شدن و امروز براش موسیقی حماسی می‌سازن و اون موسیقی حماسی زنده است. در کشورهای اسپانیایی‌زبان آمریکای لاتین و آمریکای مرکزی، اون موسیقی هی بازتولید می‌شه. یعنی وقتی یک جامعه‌ای رو تحقیرش می‌کنی، برمی‌گرده علیه خودت.

ت- مسئله بعدی: ادعای مالکیت بر نفت و خاک ونزوئلا که به طور گسترده این چند روز گذشته ترامپ گفته، وزیر خارجه‌اش گفته، سناتورها و کنگره‌من‌های گوناگونشون گفتن، و از جمله وزیر انرژیشون که این دیگه نفت اونجا مال ماست و برای همیشه دیگه دست ماست، و رسماً اعلام کرد که ما مالک مطلق‌العنان قاره آمریکاییم (آمریکای لاتین).

ث- اینکه همه این‌ها در کنار هم یعنی قوانین بین‌المللی کشک. و هر کس قدرت نداشته باشه، سلاح نداشته باشه، موشک نداشته باشه، نیروی مسلح منسجم نداشته باشه، انسجام وحدت ملی نداشته باشه، این بلا سرش می‌آد. منابع روزمینی و زیرزمینیشون رو می‌گیرند دست خودشون، یه تیکه استخوان هم می‌ندازن جلو اون ملت می‌گن برو سر کار و رفت تا ۵۰ سال، ۶۰ سال، ۱۰۰ سال دیگه.

اگر هم تو اون کشور کسی مغزی، توانایی، استعدادی بود، باید بلند شه بره برای همون آمریکایی‌ها کار کنه و اون‌ها رو توانمند کنه. من بازم تکرار می‌کنم نسبت به اینکه کسانی علاقه دارند، ای به خدا می‌ریم اونجا یه چیزی یاد می‌گیریم، می‌آیم بعد به درد کشورمون می‌رسیم. من دارم می‌گم این تجربه ۴۷ سال گذشته غلط بوده. لذا دوستان مراقب باشند باید دندان اینکه کسی علاقه داره به آمریکا و اروپا رو این دندون رو کشید تو جامعه و نسبت به این حساسیت داشت.

۱۶. پیامدهای این اتفاق چی بود؟ پیامدهای این عملیات تروریستی آمریکا و گروگان‌گیری، آدم‌رباییش.

الف- اولیش اینه که وحشت رژیم‌های ضعیف قاره آمریکای لاتین و خفقان قاره‌ای در خود قاره آمریکای لاتین و اروپا. همه احساس وحشت کردن که ممکنه همین برخورد رو با اونا انجام بده. چون رسماً اعلام کرد هم به آمریکای لاتینی‌ها تشر زد، هم به اروپایی‌ها مثل دانمارک و این ور اون ور که اون گرینلند رو زود باشید بدید به من. پس این کاری که کرده همه رو ترسونده.

ب- نکته دومش خشم نسل جدیده. نسل جدید از دیکتاتوری جهانی شیطان بزرگ یعنی استکبار جهانی، تروریست‌ به‌الذات و ام الفساد قرن در سطح جهان به خشم اومده و این یک دستاورد عظیم در حوزه قدرت نرم برای جمهوری اسلامیه. جهان رو ترسوندن از خودشون و از وجهه ترسوندن و مرعوب کردن. وارد شدن بهش می‌گن النصر به رعب. از راه محبت و تسخیر قلب‌ها وارد نشدن. اینا یه موقعی می‌گفتن The Battle for Hearts and Minds، نبردی برای تسخیر قلب‌ها و ذهن‌ها. قلب رو با حب و بغض می‌گیرن و ذهن و با شک و یقین. اینا کل قواعد جنگ نرم خودشون هم گذاشتن کنار. دیگه قلب‌ها رو با وحشت می‌گیرن، با رعب می‌گیرن. قلب‌ها رو با مقوله‌ای به نام حب نمی‌گیرن و این یک گام مؤثر و پیروزی جدی برای جمهوری اسلامی است.

امروز در سراسر دنیا پرچم آمریکا رو آتیش می‌زنند. اساساً در ایکس وقتی ترند شد شعار انگلیسی مرگ بر آمریکا، همه گفتن دنیا، جهان اقتدا کرده به جمهوری اسلامی. اینکه در جهان شعار انگلیسی مرگ بر آمریکا داده می‌شه، اینکه از پاریس در فرانسه تا برلین، از ایالات متحده تا کشورهای آمریکای لاتین پرچم آمریکا رو می‌سوزونن. که دیگه باید گفت مثلاً مراقب باشن این فیلمارو صادق زیباکلام و سریع‌القلم و روحانی و اینا نبینن، چون حتماً سکته می‌زنن. خیلی خطرناکه براشون که می‌رن بابا الان جمهوری اسلامی یه پرچم آمریکا رو آتیش می‌زده، الان همه کشورها دیگه دارن آتیش می‌زنن. از تو خود آمریکا تا توی فرانسه الان شعار مرگ بر آمریکا دیگه فقط دست جمهوری اسلامی نیست که آقای داوری اردکانی ۳۳ سال وقتش رو بذاره در شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یکی از افتخارات زندگیش بگه: «من جلوی شعار مرگ بر آمریکا رو در شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفتم.» الان مسئله اصلی اینه که در سراسر دنیا همه دارن شعار مرگ بر آمریکا رو می‌گن. اینا بسیار حائز اهمیت.

پ- نکته سوم: تضعیف موضع چین، روسیه و ایران در آمریکای لاتینه. پیامد این دستگیری مادورو این شد که موضع ایران و چین و روسیه در آمریکای لاتین به‌شدت تضعیف شد.

ت- پیامد چهارم: وابستگی بیشتر چین به نفت سنگین ایرانه.

ث- پیامد پنجم: عملیات روانی هواداران رژیم آمریکا برای استمرار این سلسله عملیات تروریستی و کودتایی برای رژیم‌چنج در کشورهای دیگه است.

۱) در آمریکای لاتین یه گروهی شروع کردن این رو به اصطلاح فیلم‌هایی می‌سازند و گمانه‌زنی می‌کنن در مورد کوبا، در مورد مکزیک، در مورد نیکاراگوئه، دانیل اورتگا و دیگران و در مورد بولیوی. اما در سطح آمریکای لاتین که ازش بگذریم که خب خیلی اون غرب‌گراها فکر می‌کنن الان باید اون رژیم‌ها، رژیم‌های مورد نظری که مخالف آمریکا هستند جابه‌جا بشن.

۲) در سطح تایوان، ژاپن و کشورهای جنوب شرق آسیا علیه چین حجم زیادی عملیات روانی شروع شده که یه همچین کاری هم آمریکا علیه شی جی پینگ انجام می‌ده. کلی براش با هوش مصنوعی فیلم ویژه ساختن، چه حالا به صورت طنز، چه به شکل واقعی و آرزوهای سیاسی‌شون.

۳) در سطح منطقه غرب آسیا توسط رژیم صهیونیستی و بعضی از عوامل کشورهای عربی ضد جمهوری اسلامی و به‌ویژه در هند، به‌ویژه در هند علیه ایران تعداد زیادی در ۵-۴ روز گذشته با هوش مصنوعی و به شکل مستند یا در تاک شو مطالبی ساخته شده که مورد بعدی: عملیات دلتافورس در تهران علیه رهبران جمهوری اسلامی و محاکمه‌شون در آمریکا. کلی هم در مورد این قضیه مدیحه‌سرایی کردن برای سرویس عملیات ویژه دلتافورس.

۴) در سطح اروپا علیه روسیه و شخص پوتین توسط اوکراینی‌ها و بعضی از کشورهای اروپای شرقی فیلم‌هایی ساخته شده. یکی از پیامدهای این قضیه عملیات روانی گسترده‌ای است که به شکل انبوه اجرا شده. احتمالاً تو ۱۰ روز آینده ادامه داشته باشه یعنی همین روند توی ۱۰ روز آینده هم ساخت این ویدئوها و گمانه‌زنی‌ها برای اینکه عملیات بعدی رو آمریکا کجا انجام بده استمرار داره.

۱۷. خب در ایران هم قضیه عملیات ربایش مادورو با آشوب‌های معیشتی که وارد فاز سیاسی و براندازی شد، از اعتراض طبیعی و عادی معیشتی به اغتشاشگران اعتمادبه‌نفس داد. یعنی اغتشاشگرا بعد که احساس کردن که مادورو این‌جوری دستگیر شد، رفت، اینا یه اعتمادبه‌نفسی پیدا کردن. سقوط سوریه و سقوط ونزوئلا و تضعیف غزه و حزب‌الله لبنان و بی‌پروایی در حمله نظامی به ایران، اپوزیسیون رو در یک سال گذشته بسیار امیدوار کرده و به او اعتمادبه‌نفس داده و در بخش‌هایی از جامعه هم در اقتدار نظام جمهوری اسلامی تردید ایجاد شده. یعنی یک سال گذشته این اتفاقاتی که افتاده از مرحله سوریه تا مرحله ونزوئلا و سازوکارهایی که رقم خورده، اعتمادبه‌نفسی داده شده به ضد انقلاب و در اقتدار نظام در ذهنیت عمومی تردید ایجاد شده.

۱۸. ۲ عامل اقتدارزدا الان جمهوری اسلامی باهاش مواجهه: ابتدا رکود اقتصادی داخلی. خب اقتصاد داخلی از یک سو با تورم مواجهه، از سوی دیگه با رکود. این شرایط که شرایطی است شبیه رکود تورمی، اقتدار جمهوری اسلامی رو دچار مشکل کرده و مردم به خاطر این دچار مشکلند و ریختن تو خیابون، اعتراض دارن. و سپس پیشروی پر هیاهوی دشمن خارجی در حوزه نفوذ. حوزه نفوذ ایران تو سوریه بوده، تو ونزوئلا بوده، تو جای دیگه بوده. دشمن خارجی داره به شکل پر هیاهویی نشون می‌ده که اومده این جاها رو مثلاً گرفته و داره جلو میاد.

این ۲ تا اقتدار جمهوری اسلامی رو داره می‌شکنه. یعنی از یک سو ذهنیت افکار عمومی داخلی و خارجی اینه که جمهوری اسلامی پایگاه خودش رو از دست داده تو سوریه و ونزوئلا و جاهای دیگه، نیروهاش و بازوهاش مثل حماس و جهاد اسلامی و حزب‌الله تضعیف شدن. اما نقطه مقابلش چیه؟ نقطه مقابلش اینه که در داخل کشور رکود تورمی وجود داره و رکود تورمی موجب شده در حوزه اقتصاد که مردم از نظر معیشتی دچار مشکل بشن، برن تو خیابون. این ۲ تا عامل خارجی و داخلی، عوامل اقتدارزدا هستند.

اما شما می‌دونید ۳۳ کشور در افغانستان بودند. بعد از ۲۰ سال که ۲/۴ تریلیون دلار اونجا خرج کردن، دست از پا درازتر گذاشتن، فرار کردن. و آمده بودند که افغانستان رو از دست طالبان و القاعده نجات بدن. دوباره افغانستان رو ۲ دستی دادن دست طالبان و بعد از ۲۰ سال رفتن. کسی اونجا نگفت که آیا اقتدار آمریکا شکست؟ اقتدار انگلیس؟ اقتدار فرانسه؟ اقتدار ترکیه؟ اقتدار کره جنوبی؟ اقتدار ژاپن؟ اقتدار دانمارک؟ اقتدار کانادا؟ اقتدار استرالیا؟ ۳۳ کشور مدعی، نه فقط آمریکا، نه فقط انگلیس، نه فقط فرانسه. ۳۳ کشور مدعی در سرزمین افغانستان به مدت ۲۰ سال نیرو داشتن. عددی که هزینه کردن ۲۴۰۰ میلیارد دلار بود یعنی ۲/۴ تریلیون دلار در ۲۰ سال.

خب در یک شکست فاحش دوباره زمین رو تحویل طالبان دادن و فرار کردن رفتن. هواداراشون هم آویزون به چرخ هواپیما، تالاپ تالاپ تالاپ افتادن، از بین رفتن. هیچ‌کس نگفت آقا دیدید آمریکایی‌ها چه شکستی خوردن در افغانستان، انگلیسی‌ها چه شکستی خوردن، فرانسوی‌ها چه شکستی خوردن، دانمارکی‌ها چه شکستی خوردن، کره جنوبی که اومده بود کمک ناتو، ژاپن که اومده بود کمک ناتو، خود ترکیه که بود، اینا چه شکستی خوردن اونجا.

اما واقعیتش اینه که ۳۳ کشور مدعی ۲۰ سال توی افغانستان بودن، دست از پا درازتر با یه هزینه بسیار بالا و تلفات زیاد و زدن، نابود کردن و مردم افغانستان، گذاشتن فرار کردن. این حالا مایه خفته یا اونی که جریان غرب‌گرا الان می‌گه جمهوری اسلامی مثلاً وا داده در ماجرای سوریه، جمهوری اسلامی وا داده در ماجرای ونزوئلا.

عرصه سیاست ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک عرصه ایست این‌جوری. یه روز شما میای تو افغانستان، ۳۳ کشوری اون‌جوری شکست می‌خوری، ول می‌کنی میری. یه روز فضای سوریه است اون‌جوری می‌شه. یه روز فضای عراق این‌جوری می‌شه. یه روز هم فضای ونزوئلاس. پس‌فردا هم یه جای دیگه‌ست.

پس اگر از نظر عیارسنجی نوع مداخله و تأمین منافع ملی شما نگاه کنید، ماجرای شکست این ۳۳ کشور در افغانستان به نسبت آنچه که در ونزوئلا برای ایران یا برای مثلاً فرض کنید روسیه یا برای چین رخ داده، نسبتش یک به صد هم نیست، یک‌ به صد هم نیست. اما خب سر و صدای رسانه اینه که جمهوری اسلامی شکست خورده. خب این نیست. این باید کاملاً تبیین بشه.

۱۹. اجرای سیاست‌های شکست‌خورده مالی و ارزی مبتنی بر شوک، عملاً کشور رو در بن‌بست و تنگنای اقتصادی قرار می‌ده و مسیر معرفی‌شده‌ی دنگ‌شیائوپینگ رو می‌نمایاند.

در صورتی که اساساً دنگ‌شیائوپینگ نوع تعاملی که داشت برای اینکه چین رو وارد دوره جدیدی کنه، بعد از گام‌های جدی رسیدن به سلاح اتمی و تضمین امنیت ملی از نظر قدرت نظامی و سپس داشتن حق وتو در سازمان ملل و بودن جزو ۵ کشور اصلی عضو دائم شورای امنیت بود. بعد سیاست درهای باز را ایجاد کرد و اون شوک اقتصادی را پذیرفت. اگر کسی اون پیش‌زمینه رو در نظر نگیره در سیاست اقتصادی استراتژیک، بعد فکر کنه با یک گزاره‌ای مثل شوک دکترین و نمونه کارهای مکتب شیکاگو و اقتصاد فاجعه می‌تونه کار رو حل کنه، این کوته‌نگری و تک‌بعدی دیدن پدیده حتماً تبعات خواهد داشت و حتماً پیامدش رو شما در ماه‌ها و سال‌های آینده شاهد خواهید بود.

۲۰. فقدان چشم‌انداز روشن و فقدان چهره‌ی کاریزما و جوان این وضعیت رو تشدید کرده و تشدید می‌کنه.

موفق و موید باشید. ان‌شاءالله والسلام.


aparat.com/v/hptkf9t

◀️ مشاهده در آپارات:

aparat.com/v/hptkf9t

◀️مشاهده در یوتیوب

youtu.be/F6VzqXANrHg

سازمان مللایالات متحدهترامپونزوئلا
۲
۰
Pooya N 🇮🇷
Pooya N 🇮🇷
IRAN MY LOVE
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید