چگونه یک کپی رایتر فریلنسر شویم ؟


برای من جمله ی بالا تا چندی پیش بسیار مبهم و بی معنی بود. شاید بخندید ولی به هر روی اوّلین بار که کلمه ی کپی رایتینگ را شنیدم فکر کردم که همان کپی رایت است که در بلاد خارجه یک جرم محسوب می‌شود. با مطالعه درباب این کلمه به معنای واقعی آن رسیدم که بسیار برایم هیجان انگیز بود.

کپی رایتینگ یعنی بتوانی تجاری بنویسی. البته نه اینقدر ساده.

در واقع یک نوع نویسندگی است که شامل متون تبلیغاتی و هم چنین محتوای اینترنتی ، نوشتن شعارهای تأثیرگذار و تولید کاتالوگ و بنر تبلیغاتی و محصول نویسی می شود

این ترکیب لغوی محصول نویسی به نظر ترکیب جالبی است .

بگذریم

بخواهم راحت تر بگویم کپی رایتینگ همان تبلیغ نویسی است که خارجکی شده و مهارت و هنری است که با

استفاده ی درست و خلاقانه از کلمات ، مردمان را به انجام یک اقدام علاقه مند میکند و این بسیار مهم است

در این حوزه ی بسیار عمیق باید بیشترین دانش و فن را کسب کنیم تا با موفقیت در این عمق غوطه ور بمانیم

حالا شیرجه از بالای دایو تولید محتوا در اقیانوس کسب شهرت و درآمد داستان خودش را دارد.

خب الان من دارم سخت فکر می کنم که چطور افکار و ایده هایم را برایت توضیح دهم که برایت مفید فایده

باشد . چون هر چه باشد تو دوست عزیزم برایم مهمی.

باید بدانی و آگاه و باشی که ایده پردازی خلاق در محتوا نویسی باعث تمایزت وناجی توست.

فی الواقع هرچه کیفیت محتوایت بیش عایدیت بیشتر.

بسیار اتفاق می افتد که با خواندن متن تبلیغاتی یا دیدن آگهی تبلیغاتی به خرید محصولی علاقه مند می شویم

و همین طور گاهی با اینکه قصد خرید داریم با دیدن و خواندن مشخصات محصول ، دیگر ریسک نکرده و آن را

نمی خریم .

همه اینها بسته به کپی رایتر محترم است که ما را ترغیب کند ، یا نه اصلاً عطا و لقای خرید یک محصول را به

هم ببخشیم.

حالا بیا تصورکنیم که در هر کوی و برزن عابران میخ کوب در برابر تبلیغات محیطی طراحی شده توسط تو

بایستند و با چشمان گشاد شده و لبانی که لبخند رویش نقش بسته هاج و واج به ثمره ی ذهن خلاقت خیره

بماند. کمی تصور اغراق آمیز به جایی بر نمی خورد.

و اما حالا دلمشغولی دیگرم، چه کنیم که مدال طلای تولید محتوا را به عنوان کپی رایتر نمونه برگردنمان

بیندازند؟

برای پاسخ به سوال فوق مقداری تفحص و تفکر این نتیجه را داشت.کپی رایتر محترم فقط نمی نویسد

بلکه در کنار نوشتن برای افزایش فروش مشتری بسیار دقیق و روانشناسانه به روحیات و خلق و خوی مخاطب

خود توجه می کند.

دقت کردید فعلاً علاقه ی من به تشریح وظایف کپی رایتر ها در امر فروش کالا است

کپی رایتینگ را می توان هنر و مهارت با هم دانست. مهارت به این جهت که باید بسیار آموزش ببینی وتمرین

کار مداوم انجام دهی تا با تجربه اندوزی به موفقیت برسی.

وهم هنر است زیرا نتیجه مطلوب از عمق احساس وایده پردازی یک فرد هنرمند ایجاد می شود.

کپی رایتر محترم باید با بهره گیری از هوش و خلاقیت خود کلمات را در کنار هم قرار دهد تا با جادوی محتوای

متنی وهم درکنارش استفاده از عکس و فیلم و......... توجه افراد را به سمتی که می خواهد جلب نماید.

حالا چه طوری

صد البته که باید تکنیک های این کار را بیاموزد و رعایت کند. خلاقانه وبه زیبایی به نگارش محتوا و متن

بپردازد تا مثلاً برای یک قلم تولیدی و مصرفی بتواند اعتماد مشتری را جلب کرده و ترس از خرید را ازبین

ببرد.

من می توانم

می توانم

می توانم

و می خواهم که یک کپی رایتر فریلنسر شوم.

اصلاً این کلمه فریلنسر را بسیار دوست می دارم.

به نظر شما جذاب نیست؟

کلاْ کار فریلنسری به نظرتان عالی نمی آید ؟

خب شاید برای شما این چنین پر هیجان نباشد ولی جذابیتش برای من و احتمالاْ هم نسلانم زیاد است .

چرا ؟؟؟

چون در کودکی پای تلویزیون ویلما و فرد را می دیدیم که چگونه از پس زندگی عصر حجریشان بر می آمدند

و سپس در اوج جوانی مان باید برای هر فعالیت اقتصادی شال و کلاه (البته در مورد من عبارت مانتو روسری

ترکیب درست تری است) می کردیم و پاشنه ی کفش مان را ور می کشیدم و تحت سرپرستی سازمان ؛ شرکت و یا وزارت خانه ای به کسب یک لقمه ی حلال می پرداختیم .

آن موقع حتی شغل آزادی ها هم آزاد آزاد نبودند.

در صورتی که الان به یمن وجود اینترنت و کسب و کار در فضای وب می توان فریلنسر کار کرد.

موفقیت حالا درسایه تلاشمان دست یافتنی تر است .

وصد البته باید مهارتهایی مثل متقاعد سازی و مذاکره با کارفرما و هم چنین مدیریت پروژه ای که به شما سپرده می شود را ازپسش بر آیید.

درواقع باید با برنامه ریزی و کنترل پروژه آرزوها و رویاهای کارفرما را به لیستی تبدیل کنید که در اوج

واقع بینی به اقلام قابل تحقق تبدیل شود .

خب خوشتان آمد؟

حالا من در طی نوشتن مقاله فوق آرزوهایم را تا حد زیادی با واقع بینی بررسی کردم و برایتان شرح دادم که چگونه یک کپی رایتر فریلنسر شویم .

البته خودمانیم ها جذابیت کارها هنگام انجام شدن به نحو قابل توجهی به علا قه مندی ما برای رسیدن به

نتیجه ی مطلوب بسته است .

پس حالا که عاشق این کار هستم بهتر است آستین ها را بالا زده و شروع کنم به خواندن و نوشتن و نوشتن و خواندن و

تمرین و تمرین و تمرین