بر اساس جنسیت


«دادگاه نباید تحت نفود فضای روز جامعه باشد، اما در نهایت از تغییرات کلی فضای جامعه بی تاثیر نخواهد بود»

این جمله مضمون یکی از دیالوگ های ابتدایی و کلیدی فیلم «بر اساس جنسیت» است که بخشی از زندگانی یکی از معروف ترین و خوش نام ترین قضات تاریخ ایالات متحده و یکی از پیشگامان ورود جدی زنان به عرصه حقوق و قضاوت، یعنی روث بیدر گینزبرگ Ruth Joan Bader Ginsburgرا روایت می کند.

فیلم «براساس جنسیت» قریب به 15 سال از زندگی گینزبرگ را به تصویر می‌کشد. اگر کسی نیز با اسم و عملکرد گینزبرگ آشنا نباشد، از تماشای این فیلم بیوگرافیک مودبانه و جذاب هیجان زده می‌شود. دلیل دیگر جذابیت فیلم عملکرد متمرکز و صبورانه ی «فلیسیتی جونز» به عنوان قهرمان است. او مانند سایر زنان موفق و باانگیزه که به آن‌ها گفته شده باید دائما در حال لبخند زدن باشند، پا در کفش گینزبرگ می‌کند و قدم به دنیای خشک و غیراخلاقی جنسیت گرایی می‌گذارد.

عوامل فیلم

«بر اساس جنسیت» On the Basis of Sexساخته میمی لدر Mimi Leder در سال ۲۰۱۸ فیلمی واقع گرایانه و خوش ساخت با بازی فیلیسیتی جونز Felicity Rose Hadley Jones ، آرمی همر Armand Douglas “Armie” Hammer ، جاستین ترو Justin Paul Theroux و چند بازیگر صاحب نام دیگر است که روایت آن به دهه شصت میلادی باز می گردد؛ یعنی زمانی که گینزبرگ یکی از زنان انگشت شمار ورودی دانشکده حقوق هاروارد Harvard Law School ، در میان صدها مرد است و در بدو ورود با این سوال رئیس دانشکده مواجه می شود: «چرا به دانشکده حقوق هاروارد آمده ای و جای یک مرد را پر کرده ای؟».

روث گینزبرگ در چنین فضای کاملا مردسالاری که در آن، تصور جایگاه دیگری جز خانه داری برای زنان دشوار بوده و جامعه وجود هرگونه تبعیض جنسیتی را با استناد به تفاوت های زن و مرد توجیه می کند؛ «حقوق» می خواند و بعد ها، هم به عنوان یک استاد دانشگاه، هم در ردای وکالت و نیز در عالی ترین مناصب قضایی، همواره در تلاش برای همگام سازی قوانین و دادگاه ها با تغییر عرف و نگاه جامعه در خصوص مسئله تبعیض جنسیتی گام بر می دارد.

نقطه آغاز این تلاش ها نیز -که همان موضوع اصلی فیلم است- به دادگاهی بر می گردد که گینزبرگ در تلاش است تا در سمت وکیل خواهان دعوی، در کنار احقاق حق موکلش، «وجود تبعیض جنسیتی در قوانین» را به اثبات برساند و بخش اعظمی از فیلم نیز به کوشش جسورانه و هوشمندانه نقش اول فیلم و همراهان او برای آماده سازی لوایح و اسناد پرونده و همچنین تامین و اثبات جنبه های موضوعی و حکمی مطروحه در دادگاه اختصاص پیدا کرده است.

داستان فیلم

در سال 1956، روث بادر گینزبرگ دانشجوی سال اول دانشکده حقوق هاروارد است، زمانی که همسرش مارتین گینزبورگ، دانشجوی سال دوم، به سرطان بیضه مبتلا شد. او در کلاس‌های خود و کلاس‌های او شرکت می‌کند، در حین مراقبت از مارتین و دختر نوزادشان جین، یادداشت‌برداری می‌کند و سخنرانی‌ها را رونویسی می‌کند. دو سال بعد، سرطان مارتین در حال بهبودی است و او توسط یک شرکت در نیویورک استخدام می شود. روث از رئیس دانشکده حقوق هاروارد درخواست می کند که به او اجازه دهد مدرک حقوق هاروارد خود را با کلاس های دانشکده حقوق کلمبیا در نیویورک تکمیل کند، اما او اصرار دارد که از سیاست های دانشگاه هاروارد در آن زمان پیروی کند و درخواست او را رد کند، بنابراین او به کلمبیا منتقل می شود. با وجود فارغ التحصیلی در کلاس خود، او نمی تواند موقعیتی در یک شرکت حقوقی پیدا کند زیرا هیچ یک از شرکت هایی که او درخواست می کند نمی خواهند یک زن را استخدام کنند. او به عنوان استاد در دانشکده حقوق راتگرز(Rutgers) مشغول به کار می شود و "تبعیض جنسی و قانون" را تدریس می کند.

در سال 1970، مارتین موریتز علیه کمیسر، یک پرونده حقوق مالیاتی را مورد توجه روت قرار داد. چارلز موریتز مردی از دنور است که مجبور شد پرستاری را استخدام کند تا به او کمک کند از مادر پیرش مراقبت کند تا بتواند به کارش ادامه دهد. موریتز از کسر مالیات برای مراقبت های پرستاری خودداری شد زیرا در آن زمان بخش 214 قانون درآمد داخلی به طور خاص این کسر را به "زن، بیوه یا مطلقه، یا شوهری که همسرش ناتوان یا در نهاد سازماندهی شده است" محدود می کرد. دادگاه حکم داد که موریتز، مردی که هرگز ازدواج نکرده بود، واجد شرایط کسر نیست. روت در این مورد فرصتی برای شروع به چالش کشیدن بسیاری از قوانین وضع شده در طول سال‌ها می‌بیند که فرض می‌کردند مردان برای تأمین مخارج خانواده تلاش می‌کنند و زنان در خانه می‌مانند و از شوهر و فرزندان مراقبت می‌کنند. او معتقد است که اگر می‌توانست حکم مقدماتی مبنی بر اینکه مردی به‌طور ناعادلانه بر اساس جنسیت مورد تبعیض قرار گرفته است، در پرونده‌هایی که قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان را به چالش می‌کشند قابل استناد است - و او معتقد است که دادگاه استیناف کاملاً تشکیل شده است. برای قضات مرد تشخیص هویت با شاکی مرد آسانتر است.

دفاعیات او مدعی است که اگر بخش 214 مغایر با قانون اساسی تشخیص داده شود، در را برای به چالش کشیدن تمام قوانین مبتنی بر جنسیت آمریکا باز خواهد کرد.

دولت به موریتز تسویه یک دلاری پیشنهاد می دهد. روث یک پیشنهاد متقابل ارائه می‌کند: دولت مبلغی را که به موریتز ادعا کرد به عنوان کسر پرداخت می‌کند و اعلام می‌کند که هیچ اشتباهی انجام نداده است، و همچنین ثبت می‌کند که بخش مبتنی بر جنسیت بخش 214 مغایر با قانون اساسی است. دولت این پیشنهاد را به دلیل عنصر قانون اساسی رد می کند. در طول بحث شفاهی در دادگاه استیناف، مارتین از زمان تعیین شده طرف آنها بیشتر از آنچه در نظر داشت می گیرد. روت عصبی است اما چندین نکته کلیدی را بیان می کند و چهار دقیقه از زمان خود را برای رد کردن اختصاص می دهد. بوزارث استدلال طرف خود را به عنوان دفاع از شیوه زندگی آمریکایی تعریف می کند، به این معنا که گینزبورگ ها و ACLU خواهان "تغییر اجتماعی رادیکال" هستند و شاید موریتز "فقط نمی خواهد مالیات خود را بپردازد". در رد خود، روت بسیار مطمئن تر است. او بیان می‌کند که نقش‌های اجتماعی که صد سال پیش، یا حتی بیست سال پیش وجود داشت، دیگر کاربردی ندارند. او از دادگاه نمی‌خواهد جامعه را تغییر دهد، بلکه از قانون می‌خواهد که با تغییرات اجتماعی که قبلاً رخ داده است، همگام شود. به اعتراض یک قاضی مبنی بر اینکه قانون اساسی کلمه «زن» را ندارد، او با شدت پاسخ می دهد که در آن کلمه «آزادی» نیز وجود ندارد.

روث در ادامه پروژه حقوق زنان را در ACLU(اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا) تأسیس کرد، که بسیاری از قوانین مبتنی بر جنسیت را که بوزارث شناسایی کرده بود، لغو کرد و در سال 1993 سنا با 96 رأی موافق در برابر 3 رأی موافق داد تا او به عنوان قاضی وابسته در دادگاه عالی ایالات متحده انتخاب شود. . صحنه آخر زندگی واقعی گینزبورگ را نشان می دهد که از پله های ساختمان دیوان عالی بالا می رود.

کارگردان فیلم یعنی «میمی لدر» از داستان سرنوشت «روث بیدر گینزبرگ» به عنوان یک سرمشق برای جامعه بشری استفاده کرده است. تمام بحث ها و جدل ها نشان دهنده ی شرایط متغیر اجتماعی در دهه 70 میلادی هستند. «فلیسیتی جونز» زیاد شبیه به افرادی که با قانون سروکار دارند نیست اما به مرور زمان به خوبی از ایفای نقش خود برمی آید و توانایی این را دارد که در باور او به عنوان گینزبرگ، مخاطب را متقاعد کند. تنها ضعفی که در فیلم مشاهده می شود، محافظه کاری شدید سازندگان فیلم در فیلمنامه است. فیلمنامه ای با استفاده از روایات و کلمات شخص گینزبرگ ساخته شده و حتی در یکی از جلسات دفاع او نیز دستی در جمله های او برده نشده است.

برای بسیاری از آمریکایی ها، «براساس جنسیت» یک فیلم درام مخصوص فصل جوایز نیست بلکه یک حکایت اصیل درباره ی شجاعت های یک قهرمان است. این شخصیت حقوقی، برای مردم آمریکا تبدیل به سمبل عدالت، مقاومت و امید شده است که حتی در درگیری اخیر ترامپ با دیوان عالی آمریکا، او یکی از امید های اصلی مردم به حساب می آمد.

تلاش تاریخی برای تثبیت جایگاه زنان در دستگاه قضایی

با اینکه این فیلم با ختم رسیدگی دادگاه به پایان می رسد اما تلاش های روث گینزبرگ در این مسیر، مستمرا ادامه پیدا می کند. ثمره این کوشش ها نیز نقش فعلی غیرقابل انکار زنان در نظام دادرسی ایالات متحده است به گونه ای که برای نمونه در سال ۲۰۱۷ پنج قاضی زن در این کشور، به تنهایی مقابل دستور سراسر تبعیض آمیز و ناعادلانه دونالد ترامپ مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چند کشور عمدتا مسلمان از جمله ایران ایستادگی کرده و آن را غیر قابل اجرا دانستند.