
گری ویلسون، نویسندۀ حوزۀ علوم، در کتاب مهم خود به نام (مغز شما در مواجهه با پورن 2014) میگوید که پورنوگرافی اینترنتی بهطور خطرناکی خرسندکننده مینماید، نمونهای از یک «ابرمحرک». ویلسون اشاره میکند که پورنهای موجود در اینترنت در یک شب چنان تنوعی از روابط جنسی را در اختیارمان میگذارند که نیاکانمان در همۀ عمرشان تجربه نکردهاند: تعداد فراوان زبانهها یا پنجرهها، صدها مدل مختلف، و فزونییافتن فتیشها همگی دست به دست هم میدهند تا مدار پاداش مغزی فریاد بزند: «لعنتی، فکر نمیکردم تا این حد بتوانیم خوب عمل کنیم!». درحالیکه در واقع امر تنها به یک صفحه خیره شدهایم. این تازگی بسیار فریبنده است، چون مغز ما همواره در پی یافتن راههای جدیدی برای کمکردن خطاهای پیشبینی است، راههای تازهای که باعث شود به چیزی فراتر از انتظاراتمان برسیم. مغز ما این تازگی روابط جنسی را به عنوان بر طرف شدن قسمت عظیمی از عدم قطعیتها ثبت میکند و مدار پاداش مغز ما حسابی مشغول این کار میشود و این رفتارهای پاداش طلبانه را بیش از پیش تشدید میکند.
نقشی که پورنوگرافی در قبال روابط جنسی ایفا میکند پلتفرمهای شبکههای اجتماعی در قبال گرایش ذاتی ما به معاشرت ایفا میکنند. مشغولشدن با پیوندهای بینفردی ارزشمند باعث بهکارگیری همۀ مدارهای پاداشی میشود که پیشتر بدان اشاره شد: معاشرتکردن احساس خوبی در ما ایجاد میکند و دوپامینْ یادگیری رفتارهای اجتماعی موفق را رمزگذاری میکند. یکی از شباهتهای اساسی میان شبکههای اجتماعی و پورنوگرافی این است که هر دو ابزار قدرتمندی برای ایجاد پنداری ساختگی و عرضۀ آن در قالب واقعیتی دستیافتنی هستند. عرضۀ این سناریوهای «بهتر از زندگی واقعی» (مانند تصاویری که خیلی بادقت فیلتر و صحنهسازی شدهاند یا دیدن صحنههای جنسی بسیار هیجانانگیز پورنوگرافی) برای عاملهای پیشبین، که همواره چشمانتظار شیوههایی برای بهبود سیستم پیشبین خود هستند، بهشدت وسوسهانگیز است. سطح بالای تازگی مطالب شبکههای اجتماعی و فراوانی آنها، درست مانند فیلمهای پورنوگرافی اینترنت، بدین معناست که سیستم پاداش حسابی خود را مشغول این کارها میکند. به همین خاطر، جای هیچ تعجبی نیست که گزارشی در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد که امروزه یک نوجوان معمولی آمریکایی بیش از هفت ساعت در روز صرف تماشای مطالب صفحههای اینترنتی میکند. ابرمحرکها از طریق شبکههای اجتماعی مدل پیشبینی ما را مجدداً سازماندهی میکنند و عادات ما را از نو پایهریزی میکنند: بدین گونه همینکه از خواب بیدار میشویم، به دنبال گوشی خود میگردیم؛ از خانه بیرون نمیرویم مگر آنکه آن را همراه خود میبریم و حتی وقتی در میان جمعی از دوستان هستیم، مدام سرمان توی گوشی است.