این روزها خیلیها از ناامیدی حرف میزنند.
از اینکه حدود 50 روزه اینترنت درست و حسابی در دسترس نیست.
از اینکه کارها خوابیده , از اینکه آینده مبهمتر از قبل شده.
من هم دقیقاً توی همین فضا زندگی کردم.
ولی فرق من شاید فقط این باشه که من «هکر»م.
یا حداقل کسی که زندگیاش با تکنولوژی گره خورده.

وقتی اینترنت قطع شد، فارغ از اتصال هایی که با روش های متفاوت و با هزینه گزاف داشتم
اولین چیزی که به ذهنم رسید این نبود که «چه بد شد»
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود:
خب… حالا با این وضعیت چی یاد میتونم بگیرم؟
برای من، اینترنت فقط ابزار کار نیست.
یه جور اکسیژنه.
و وقتی اکسیژن کم میشه، دو انتخاب داری:
یا متوقف بشی …
یا یه راه دیگه برای نفس کشیدن پیدا کنی.
روزهای اول سخت بود.
کارهایی که باید انجام میشد عقب افتاد.
درآمدم تقریباً قطع شد.
و اگر بخوام روراست باشم، فشار مالی واقعاً جدی شد.
این بخش رو نمیگم که بزرگش کنم…
فقط برای اینه که بدونید این یه داستان فانتزی نیست.
خلاصه وقتی اینترنت کمتر شد،
من بیشتر رفتم سمت چیزهایی که همیشه «بعداً» میانداختم.
یادگیریهایی که همیشه توی لیست بود ولی وقت نمیشد.
تمرینهایی که همیشه میگفتم «باشه فردا».
و جالبتر و مهمتر از همه این بود که :
بیشتر از قبل فهمیدم چقدر به هوش مصنوعی وابستهام.
نه به عنوان ابزار سرگرمی , بلکه به عنوان بخشی از فکر کردنم.
نبود اینترنت برام یه چیز رو پررنگتر کرد :
اینکه نبود AI از نبود اینترنت هم سختتره.
چون اینترنت فقط مسیره …
ولی AI تبدیل شده به همراه و همیار ذهنم , کارهام , آموزش هام و اهدافم.

تو همین روزها، و با خوندن پست های ویرگول یه چیز دیگه هم برام واضحتر شد.
اینکه ما خیلی وقتها فکر میکنیم «شرایط باید کامل باشه تا حرکت کنیم».
در حالی که واقعیت برعکسه :
حرکت کردن، شرایط رو کامل میکنه.
من نمیخوام بگم این روزها سخت نیست.
هست.
برای خیلیها خیلی هم سخت.
ولی تجربه شخصی من اینه:
حتی وقتی زیرساختها میریزه،
زندگی متوقف نمیشه… فقط شکلش عوض میشه.
و یه چیز دیگه هم برای خودم روشن شد.
من با اینکه به شدت تحت فشار مالی بودم،
و خیلی چیزها از دست رفت، اما یه خط قرمز رو نگه داشتم:
اینکه هدف گذاری و یادگیری رو متوقف نکنم.
و از چیزی که بهش باور دارم کوتاه نیام.
شاید اسمش امید باشه.
شاید پوست کلفتی.
شاید لجبازی.
شاید هم فقط عادت یه هکر با شعار یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
ولی هرچی که هست، منو نگه داشته.
حتی وقتی زندگی خیلی سخت تر از این بود ...
این پست فقط یه تجربهست.
از کسی که اینترنت براش ابزار نیست…
بخشی از زندگیه.
و از همون کسی که فهمید:
حتی وقتی همه چیز قطع میشه،
هنوز میشه ادامه داد و به آینده امیداور بود ...
