نوشتن

بنظر من برای نوشتن یه اتفاق لازمه ، چیزی باید ماشه رو بکشه تا جریانی توی این سلول های خاکستری اتفاق بیافته و مثل یه درخت شاخه شاخه و بزرگتر بشه و یکی مثل من در به در دنبال قلم و کاغذ باشه تا این محصول اندیشه رو بریزم روی کاغذ... حالا اما متفاوت شده با کیبورد طرف هستم و مینویسم و خیلی راحت تر میشه ویرایش کرد که جریان نوشتن رو کندتر میکنه!!! و باعث میشه یه قسمتی از شاخه های درخت اندیشه رو قبل از اینکه روی صفحه مانیتور ظاهر بشن از یاد ببرم. شاید بهترین گزینه ای باشه که لحظه ای که ایده‌ای به ذهن میرسه سریع صدای خودم رو ضبط کنم و هر آنچه که از مغز میگذره رو به صدا تبدیل کنم .... چند بار امتحان کردم و بد نشده ولی گیری که هست خودم هستم من آدم دوباره نوشتن و دوباره گوش دادن نیستم همون لحظه باید به قلم در بیاد انگار بعداش دیگه همون طعم رو نداره ... هرچند درست نیست ... برای من صادق هست اما برای شخص ثالث بهتره تر تمیز تر باشه.



ویرگول

سایت خوش ساختی هست، چندان سابقه وبلاگ نویسی ندارم ولی سادگی اش جذاب هست و میشه باهاش دوستان و مخاطبان همفکر پیدا کرد، ولی نمیدونم انگار شبکه ای مثل توییتر باعث شده مختصر تر بنویسم و زودتر بگذرم.... البت دنیای امروز هم گذراتر شده و مخاطبان هم حوصله گزافه خوانی رو دیگه ندارن...




بعنوان اولین پست همین جا میبندم قبل از این دوتا پیش نویس نوشتم ولی منتشر نکردم امروز گفتم یه چیزی داشته باشم برای شرح حال مختصر تا بعدها تکمیل تر بشه.


منتظر عکس العمل ها و نظرات هستم.

آزاد