ویرگول
ورودثبت نام
یحیی پورسلطانی
یحیی پورسلطانیدانشجوی دکترای مهندسی کامپیوتر (نرم افزار) در دانشگاه صنعتی شریف، مدرس دانشگاه و مهندس نرم افزار
یحیی پورسلطانی
یحیی پورسلطانی
خواندن ۴ دقیقه·۴ ماه پیش

نقدی بر تدریس دانشگاهی : به نفع علم و یا علیه آن؟ (پرده‌ی دوم)

در پست قبلی‌ام، مقداری خودم را معرفی کردم و از سوابق تدریس دانشگاهی‌ام گفتم. در این پست میخواهم در راستای تجربیاتی که در طی سه سال گذشته در تدریس دانشگاهی داشته‌ام، مقداری بیشتر در مورد تحصیل دانشگاهی صحبت کنم.

کلاس درس برنامه‌سازی وب - بهار 1404 - دانشگاه صنعتی شریف
کلاس درس برنامه‌سازی وب - بهار 1404 - دانشگاه صنعتی شریف

یکی از اهداف من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، عمق دادن به آموخته‌هایم است و هدف اصلی‌ام از تدریس دانشگاهی نیز کمک به دانشجویان است که بتوانند مفاهیم را در عین سادگی، با عمق بیشتری یاد بگیرند. برای همین منظور، به عنوان یک مدرس و دانشجوی دکترا، با تعصب زیادی روی مطالبم کار کردم و شاید برای هر ساعت صحبت سر کلاس، پنج ساعت مطالعه کرده باشم؛ زمانی که به یک دانشجو درس می‌دهم، فقط او را نمیبینم؛ بلکه انگار دارم یک کپی برابر اصل خودم را در سن و سال او میبینم! مثلا وقتی دارم در درس برنامه‌سازی وب مبحث Dependency Injection را به یک دانشجوی 23 ساله درس می‌دهم، انگار دارم به همان یحیی 23 ساله‌ای درس می‌دهم که با سردرگمی به صفحه‌ی کامپیوتر می‌نگریست و کسی حاضر نبود برای او، این مفهوم ساده را جای بیندازد! و خودش به سختی فهمید! و زمانی که (به قول پدرم) برق شوق را در چشمانش میبینم (پس از آنکه درس را فهمید) انگار به من دنیا را داده‌اند. حقیقتا تدریس هیچ آورده‌ای بجز این (و شاید یک سابقه) ارزش دیگری ندارد!

وظایف استاد از نظر من

پس از سه سال تدریس، کاملا حس کرده‌ام که مدرس دو وظیفه‌ی عمده دارد :

1 - آموزش

2 - ارزیابی

در ادامه، این دو وظیفه را باهم یک بررسی می‌کنیم.

وظیفه‌ی اول مدرس - آموزش

اولین وظیفه‌ی استاد، آموزش است و این کار، بسیار عمیق‌تر از ساختن چند اسلاید و نوشتن پای تخته است؛ در فرآیند آموزش، مدرس باید از موضع بالای خود پایین بیاید و در کنار دانشجو بنشیند و دستش را بگیرد و او را بالا ببرد. این بالا بردن نباید به زور و ضرب باشد، بلکه باید توام با لطافت و مهربانی باشد؛ برای این کار، مدرس باید هم حوصله داشته‌باشد و هم صبور باشد و دانشجو نیز باید به او اعتماد کرده و با او همراه شود. مدرس باید واقف باشد که دانشجو در مقاطعی ممکن است آماده نباشد و در آن مواقع، نه با سهل‌گیری افراطی، بلکه با درک متقابل و توام با انعطاف، او را در این مسیر همراهی کند. خروجی این فرآیند نباید صرفا به پاس شدن (یا نشدن) یک عده ختم شود، بلکه باید منتهی به افزوده شدن یک ارزش به دانشجو باشد؛ کما اینکه دانشجویانی را میبینم که علیرغم مردودی در یک درس، کماکان از استاد آن به نیکی یاد میکنند و برخی با گرفتن یک نمره 20، چیزی از کلاس یادنگرفته‌اند.

وظیفه‌ی دوم مدرس - ارزیابی

در کنار آموزش، ارزیابی دانشجویان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ همانطور که آموزش، فرآیندی عمیق‌تر از درست کردن چند اسلاید است، ارزیابی نیز بسیار عمیق‌تر از انتساب یک عدد (از 0 تا 20) به یک دانشجو است. یکی از اهداف ارزیابی، اظهار نظر نهایی در مورد دانشجو است که چقدر درس را یاد گرفته؛ اما بخش مهمی از ارزیابی، به منظور دریافت بازخورد از دانشجو در فهم دروس است. اگر ارزیابی وجود نداشته‌باشد، هیچ نقطه ضعفی کشف نمی‌شود. برای آنکه ارزیابی بتواند کارآمد باشد، باید به گونه‌ای باشد که دانشجو را مضطرب نکند؛ برای همین منظور، همواره تلاشم بر آن بوده که دانشجوی درس من، اگر قرار باشد که در مورد درس به n چیز فکر کند، nامین آن، نمره باشد. کارهایی از قبیل حذف کمترین کوییز، تمرینات و فعالیت‌های مازاد، تمرینات امتیازی (و نمره دهی از 22 نمره) کارهایی است که برای این منظور می‌تواند کمک کننده باشد.

رفیق یا رقیب؟ مسئله این است

دیدیم که استاد عملا دو وظیفه دارد که باید هر دو را جدی بگیرد : هم آموزش و هم ارزیابی!

امروزه، با پیشرفت فناوری و غنای بالای محتواهای درسی اینترنتی (نظیر آنچه که در یوتویوب می‎‌بینیم) عملا باعث شده‌است که دانشجویان دیدن آنها را بر حضور در کلاس درس ترجیح دهند. حالا شما رشد هوش مصنوعی را به این جریان اضافه کنید! خواهید دید که دانشجو نه تنها برای دریافت محتوای جدید به کلاس نیاز ندارد، بلکه نیاز به پرسش و پاسخ نیز ندارد! چرا که هرچه را که بخواهد، از هوش مصنوعی میپرسد و جواب کاملتری میگیرد! در نتیجه، آموزش ممکن است بایکوت شود! و در اینجا با کمرنگ شدن نقش استاد در آموزش، نقش او در ارزیابی بزرگتر دیده می‌شود! بنابراین دانشجو دیگر استاد را به عنوان یک عامل رشد نخواهد دید! بلکه او را مزاحمی خواهد یافت برای پیشرفتش! از نظر او، استاد کسی است که قرار است با گرفتن امتحان، سد پیشرفت او شود؛ و در اینجاست که استاد هرقدر هم خوب درس بدهد، اگر امتحان سختی بگیرد و یا ارزیابی جدی انجام دهد، به عنوان یک استاد بد شناخته می‌شود.

مقصر کیه؟

خب در اینجا فهمیدیم که از نظر خیلی از دانشجویان، استاد کسی نیست که چیزی به آنها یاد دهد، بلکه در اغلب مواقع، کسی است که باید به او به رقابت بپردازند و او را مجاب کنند که به ایشان نمره دهد! و اینجاست که معیار ارزیابی یک کلاس درس موفق، از معیارهای محتوایی به نمره‌دهی تغییر میکند! در همینجاست که دانشجو یک استاد خوش نمره را به یک استاد مسلط و باسواد ترجیح می‌دهند. اما آیا علت ناکارآمدی کلاس‌ها همین است؟

در پست بعدی به این سوال و عللی که دانشجویان به این باور رسیده‌اند پرداخته می‌شود.

دانشگاه شریف
۵
۰
یحیی پورسلطانی
یحیی پورسلطانی
دانشجوی دکترای مهندسی کامپیوتر (نرم افزار) در دانشگاه صنعتی شریف، مدرس دانشگاه و مهندس نرم افزار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید