ویرگول
ورودثبت نام
پویا عابدپور
پویا عابدپوردر حال مخلوط کردن تجربه‌ زیسته با کمی شیطنت و کلی یادگیری؛ می‌نویسم تا ایده‌ها از ذهنم فرار نکنن.
پویا عابدپور
پویا عابدپور
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

اینستاگرام بالاخره فهمید چطور باید تغییر بده: درس‌هایی برای طراحان و تیم‌های محصول

به‌روزرسانی جدید اینستاگرام فقط یک تغییر در ناوبری نیست؛ یک درس عملی در اینکه چگونه باید تغییرات طراحی را بدون عصبی‌کردن میلیون‌ها کاربر منتقل کرد. هرچه بیشتر با اینستاگرام کار کرده باشید، بیشتر می‌دانید که این روش، روش همیشگی آن‌ها نبوده. قبلاً تغییرات یک‌شبه ظاهر می‌شدند: صبح از خواب بیدار می‌شدید و می‌دیدید نوار پایینی جابه‌جا شده، دکمه‌ها ناپدید شده‌اند و تمام حافظهٔ عضلانی‌تان دود شده است.

این بار اما داستان فرق داشت. اینستاگرام از اشتباهات گذشته یاد گرفته بود و بازطراحی را با رویکردی پیش برد که هم به اعتماد کاربران احترام می‌گذاشت، هم اصطکاک را کم می‌کرد و هم در کمال شگفتی… مؤدبانه بود. روندی که ارزش دارد قدم‌به‌قدم به آن نگاه کنیم.

ابتدا کاربران را آگاه کردند. پیش از هر تغییری، یک اعلان در همان فید ظاهر شد: “Swipe between Reels and messages.” یک جملهٔ کوتاه، یک تصویر ساده، و یک دکمهٔ «Learn more». نه مزاحم بود، نه تحمیل‌گر. شبیه یک دعوت بود؛ دعوت به کنجکاوی.

با زدن «Learn more» ماجرا روشن‌تر می‌شد. یک لایهٔ توضیحی ظاهر می‌شد که دقیقاً می‌گفت چه چیزی در حال تغییر است: قرار است Reels و پیام‌ها در مرکز تجربه قرار بگیرند، و از این به بعد می‌شود بین آن‌ها سوییپ کرد. کوتاه، شفاف، تصویری. و بعد می‌رسید به نقطهٔ طلایی تجربهٔ کاربری: انتخاب. دو دکمه: «Update now» و «Not now». کاربران معمولاً از تغییر متنفر نیستند؛ از غافلگیر شدن متنفرند.

بعد از پذیرش تغییر، اینستاگرام کار را تمام‌شده فرض نکرد. طراحی جدید را فعال کرد، اما همراهش یک اوورلی کوتاه نشان داد که توضیح می‌داد چه چیز تغییر کرده و چطور باید با آن تعامل کرد. این همان آموزش در لحظهٔ مناسب است؛ همان چیزی که جلوی حدس‌زدن، سردرگمی و تماس با پشتیبانی را می‌گیرد. ساده، قابل پیش‌بینی، و انسانی.

در پس این روند، یک منطق روان‌شناختی روشن وجود دارد. اول ذهن کاربر را برای تغییر آماده می‌کنند. بعد شفاف توضیح می‌دهند چه اتفاقی می‌افتد و چرا. سپس اختیار می‌دهند که خود کاربر زمان تغییر را انتخاب کند. و در نهایت، دقیقاً همان موقعی که کاربر به اطلاعات نیاز دارد، او را راهنمایی می‌کنند. این یک نمونهٔ کلاسیک از مدیریت تغییر از مسیر UX است؛ نه فشار آوردن، بلکه همراه شدن.

برای تیم‌های محصول، پیام این داستان واضح است. اغلب بازطراحی‌ها نه به‌خاطر بد بودن طراحی، بلکه به‌خاطر بد بودن ارتباط شکست می‌خورند. اینستاگرام در این به‌روزرسانی پنج اصل را بی‌نقص اجرا کرد: قبل از هر تغییری اطلاع داد. دلیل تغییر را توضیح داد، نه فقط شکلش را. اجازه داد کاربر خودش تصمیم بگیرد. بعد از تغییر آموزش داد. و مهم‌تر از همه، درک کرد که طراحی فقط تغییر پیکسل‌ها نیست—تغییر رفتار است.

اگر محصولات شما هم قرار است مسیر تازه‌ای بروند، این مدل انتشار می‌تواند چراغ راه باشد. در نهایت، هر تغییری قرار است سفر کاربر را روان‌تر کند، نه این‌که او را از مسیر پرت کند.

سؤال برای شما: آخرین باری که یک اپلیکیشن بدون توضیح طراحی‌اش را تغییر داد، چه حسی داشتید و چه چیزی می‌توانست تجربه را بهتر کند؟

اینستاگرامui uxproduct designطراحی محصولتجربه کاربری
۴
۲
پویا عابدپور
پویا عابدپور
در حال مخلوط کردن تجربه‌ زیسته با کمی شیطنت و کلی یادگیری؛ می‌نویسم تا ایده‌ها از ذهنم فرار نکنن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید