ایده ها دقیقا مهم نیستند...!

سیب
سیب


جورج برنارد شاو

"اگر شما یک سیب داشته باشید و من هم یک سیب و سیب ها را با هم عوض کنیم، همچنان هر دوما یک سیب داریم؛ اما اگر شما یک ایده داشته باشید و من هم یک ایده و اگر ایده‌هایمان را عوض کنیم، آنگاه هر کدام از ما دو ایده دارد. "

سوالی که در بین افراد اکوسیستم استارت آپی ( عمدتا تازه کار ها ) مطرح می باشد این است که " ایده هامو بگم می دزدن آخه ایده من خیلی پولساز و ناب هست ... فکر کن ....! "

ایده های این افراد ( که همواره ترس ایده دزدی دارند ) همیشه در ذهن شان شروع می شود و می ماند. این افراد سعی می کنند ایده هایشان را در ذهن و فکر شان مخفی کنند تا کسی از ذهن آنها ایده هایشان را ندزدد...! اما چرا ایده ها یمان را اسرار داریم مخفی کنیم ...؟ خب افراد عمدتا به خاطر احساس پولساز بودن می ترسند افراد دیگری آن ایده را اجرا و از آنها پیشی بگیرد ...! برخی حتی ایده هایشان را ارزش گذاری می کنند " ایده من میلیارد ها تومن ارزش داره ...! "


>> 1- جوابی را که معمولا تسهیل گران و منتوران ( منتور کیست...! ) در جواب این افراد ارائه می دهند : " ایده یا جرقه ایی که به ذهن شما بصورت رعدآسا فرود آمده همزمان به ذهن 7- 9 - 13- 16 نفر متفاوت دیگر هم این فکر و ایده رسیده است ...! "

( روایت اعداد کاملا متفاوت بین 7-9-13-16 را به شخصه شاهد بوده ام )


>> 2 - به عبارت " ایده من " می رسیم...! یک ایده را چگونه صاحب می شویم ؟ چگونه به تملک خود در می آوریم ؟

براساس عقل و منطق برای تصاحب و تملک هر چیزی باید آن سنجه پذیر ( Measurable ) و قابل اندازه گیری و قیاس باشد. مثلا سنجه ی متر برای تصاحب یک قطعه زمین یا حتی رنگ و مدل تلفن همراه و اتومبیل و شماره ثبت آن برای تصاحب آن الزامی است . خب سنجه اندازه گیری ایده های درون افکار و ذهن انسان چیست ...؟ اصولا فکر را می شود اندازه گرفت ...؟ پس ایده ها سنجه پذیر نیستند و مهم اینکه قابل قیاس و اندازه گیری نیستند . چیزی را که نمی شود آن را تملک کرد آیا ارزش مادی دارد ...؟

از کجا می شود فهمید ایده ای ( که ارزش مادی ندارد) پولساز خواهد بود...؟


>> 3 - عقل بشر بر اساس اتفاقات گذشته و حال میتواند نتیجه گیری کند چه این اتفاقات برای ما اتفاق افتاده باشد و تجربه کرده باشیم چه از تجربه سایرانسان ها که در قرون گذشته بصورت علم تجربی مکتوب و در اختیار ما قرار گرفته باشد .

خب اگر ایده ای ناب باشد یعنی مشابه قبلی ندارد پس عقل ما آینده را می کاود و به ما می گوید ایده تو پولساز هست ...! ؟ فرضا بر اساس مدل ها ی قبلی و علم کنونی این ایده پولساز به نظر برسد چگونه می توان تضمین داد که با ظهور یک تکنولوژی یا یک اتفاق سیاسی غیر قابل پیش بینی کماکان ایده ما پولساز خواهد بود ...؟


>> 4 - اگر این ایده مان نمونه مشابه قبلی دارد پس دیگر این همه پنهان و سکرت کاری برای چه ...؟در غیر اینصورت بالاخره بعد از اجرایی کردن و رونمایی از محصول این ایده در نهایت لو رفته قطعا افرادی از آن کپی خواهند کرد و موفقیت و پولساز بودن ایده شما علاوه بر شما تابعی از فعالیت رقبایتان نیز خواهد بود. رقبایی که غیر قابل پیش بینی اند حتی نمی شود گفت چند نفر خواهند بود...!


>> 5 - از هر ده ایده فقط دو یا سه عدد میتوانند بعد از 4 - 5 سال به کارشان ادامه بدهند و سود دهی داشته باشند ...! آن هم درصورت فراهم بودن همه عوامل محیطی و تیم قوی که آنها هم تابعی از محیط غیر قابل تغییر توسط ما و غیر قابل پیش بینی .

اگر ایده ها قابل شناسایی بودند که که کدامشان پول ساز هست یا نیست که این همه ایده را سرمایه گذاران ( خطر پذیر یا VC ) با تجربه بسیار فروان تر از من و شما و تیم های اقتصادی و مشاورهای قدر و با تجربه سرمایه گذاری نمی کردند تا پولشان به هدر برود به جای ده ها ایده فقط بر روی دو یا سه ایده ای که پولساز بودند سرمایه گذاری می کردند...!

صفحه 38 کتاب تست مامان

"حتی اگه واقعا از ایده ی شما خوش شون اومده باشه و دروغی تو کارنباشه، باز هم نظرشون به درد نمی خوره. سرمایه گذارهای خطرپذیرکه شغلشون پیش بینیِ آینده ی ،(venture capitalists)استارتاپ هاست، بیشتر از اینکه پیش بینی شون درست از آب دربیاد،اشتباه می کنن. اگه سرمایه گذارهایی که کارشون اینه، تا این حداشتباه کنن، دیگه نظرِ بقیه افراد که تخصصشون یه چیزِدیگه است چه ارزشی می تونه داشته باشه؟ "


به تمامی مطالب بالا در مورد غیر قابل پیش بینی بودن و با طبع آن ارزش گذاری ایده باید این را اضافه کرد که مردم بر اساس سقلمه های اجتماعی و فرهنگی رفتارهای اقتصادی خود را تغییر می دهند که معمولا بر اساس منطق و محاسبات نیست پس امکان دارد بعد از مدتی کلا محصولات حاصل از ایده شما را به خاطر یک اتفاق سیاسی یا اجتماعی و قومیتی توسط مشتریان کلا کنارگذاشته شود .

در یک کلام : " ایده های خام ( جرقه ایی ) دقیقا مهم نیستند. زیرا قابل پیش بینی نیستند تا اجرا نشوند قابل تملک و ارزش گذاری مادی نیستند. "

ممنون