نقدی بر "عوضش امنیت داریم...!"

هم‌وطن عزیزی مطلبی نوشتن در خصوص وضعیت فعلی کشور و راهکارهایی ارائه دادن. اگه اجازه بدن نقد خودمونی‌ای به مطلبشون داشته باشم.

https://virgool.io/@marjani/%D8%B9%D9%88%D8%B6%D8%B4-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-o34bckruliqb

امیرحسین عزیز؛ اوّل از همه این که چند مغلطه توی سخنتون وجود داره:

1- توی جمله‌ی "دنیا هم شکست اون رو اعلام کرده"، "دنیا" دقیقاً کی هست؟ سیّاره‌ی زمین که نمی‌تونه حرف بزنه. آیا سازمان ملل چنین چیزی گفته؟ آیا تفاهم‌نامه‌ای جهانی که به امضای تمام کشورها رسیده شامل چنین چیزی هست؟

2- چرا فقط دو انتخاب «مدیریت جهادی» و «مدیریت بر اساس لیبرالیسم» رو پیش روی مخاطب می‌ذارید؟ آیا هیچ نوع تفکّر، ایدئولوژی و راه حلّ دیگه‌ای وجود نداره؟ یا این، یا اون، و لاغیر؟

3- هسته‌ی لیبرالیسم رو مقدّم دونستنِ آزادی‌های فردی تشکیل می‌ده (برخلاف مثلاً کمونیسم). آیا امکان این که هم آزادی‌های فردی داشته باشیم و هم کشور به توان داخلی تکیه کنه وجود نداره و این دو در تضاد هم قرار دارن و حتماً ناچار هستیم یکی رو انتخاب کنیم؟

4- مجدّداً تکرار می‌کنم که هسته‌ی لیبرالیسم رو مقدّم دونستن آزادی‌های فردی تشکیل می‌ده. چند درصد از کلّ این "دسته‌ی دوّم" که بهشون برچسب لیبرال می‌زنید واقعاً به چنین چیزی توی حرف و/یا عمل اعتقاد دارن؟ دقّت کنید که ممکنه کسی مثلاً همزمان یه سکولاریست و یه اینترناسیونالیست باشه امّا لیبرالیست نباشه! بهتره یه عنوان دیگه برای دسته‌ی دوّم پیدا کنید و بی‌دلیل به واژه‌ی "لیبرال" متوسّل نشید.

و امّا صحبت اصلی: «با باید به روش مدیریت جهادی عمل کنیم» شعار هست نه استراتژی. دقیقاً توضیح بدید راهکار و استراتژی شما چیه! متولیان امنیتی - دستشون رو هم می‌بوسیم - خودکفا بودن امّا نه ایزوله. تحریم بودن امّا همچنان با کشورهایی مثل چین و روسیه همکاری داشتن و نیازهاشون تأمین می‌شد. موشک‌های خوبی رو به صورت بومی تولید کردن امّا بالاخره مثلاً FPGAهایی که داخل موشک‌ها به کار می‌برن که دیگه تولید داخل نبوده (و این موضوع هیچ تضادی هم با بومی بودن موشک نداره).

امّا لزوماً دلیل نمی‌شه کمک‌های چین و روسیه بتونه نیازهای بخش‌های غیرامنیتی کشور رو هم حل کنه. خودکفایی با ایزوله شدن خیلی تفاوت داره. مثلاً خود چین یه کشور خودکفا هست امّا ایزوله نیست و با بقیه‌ی جهان رابطه داره. محصولات و خدماتش رو صادر می‌کنه برخی از مواد/خدمات اولیه و حتی نهایی رو هم وارد می‌کنه. برعکس کره‌ی شمالی (البته همونم وارداتی از چین و روسیه داره) که مردمش در انتظار دریافت ساده‌ترین داروها، امکانات و خدمات پزشکی می‌میرن چون کشورشون علارغم این که موشک بالستیک هسته‌ای تولید می‌کنه هنوز به تکنولوژی ساخت تجهیزات یه عمل جراحی ساده هم دست پیدا نکرده. بالاخره ما توی یه سیّاره‌ی جدا زندگی نمی‌کنیم و هرچقدر هم که متّکی به توان داخلی باشیم نمی‌تونیم صادرات و واردات کالا و خدمات رو به صفر برسونیم.

الآن تکلیف خود من به عنوان یه برنامه‌نویس چی هست؟ من نمی‌تونم یه کامپیوتر رو از نو اختراع کنم، سرویس‌هایی مثل Google Analytics رو ورژن ملّی‌شون رو بزنم یا بیخیال تمام تکنولوژی‌های Oracle بشم! یه حداقل‌هایی رو باید داشته باشم تا بتونم به عنوان یه تولیدکننده، محصولی رو به کشورم ارائه بدم. تو بدترین حالت حداقل یه لپ‌تاپ دیگه باید جلوم باشه و در حال حاضر (15 شهریور 1396!) نمی‌تونم با دلار 15000 تومنی (اونم بدون خدمات پس از فروش) تهیه‌اش کنم! یا مثلاً تکنولوژی تولید تراشه‌های کامپیوتری رو فقط چندتا شرکت معدود تو کلّ جهان دارن و بقیه‌ی جهان - حتّی پیشرفته‌ترین کشورها - مشتری اون‌ها هستن. حتّی شما اگه بتونید همین الآن مثلاً یه ATmega بسازید هم باز هزینه‌ی تولیدش خیلی خیلی گرون‌تر از هزینه‌ی خرید نمونه‌ی اصلیش می‌شه و اصلاً صرفه‌ی اقتصادی نداره. همین اپلی که ثروتمندترین شرکت جهان هست و محصولاتش رو به کلّ جهان صادر می‌کنه اگه از فردا چین، تایوان، و کره‌ی جنوبی تحریمش کنن و هیچ قطعات و خدماتی در اختیارش قرار ندن تولیدش رو باید متوقّف کنه.

تحریم‌ها ما رو به سمت تبدیل شدن به کشوری خودکفا مثل چین نمی‌برن؛ به سمت تبدیل شدن به کشوری ایزوله مثل کره‌ی شمالی می‌برن و دلیل این که لازم هست با بقیه‌ی جهان هم ارتباط برقرار کنیم همینه. جهانی بودن هیچ تضادی با خودکفا بودن نداره. با کمال احترام، من با دیدگاه شما موافق نیستم. از دید من راهکار اینه که:

  • با جهانی شدن و داشتن روابط مثبت با بقیه‌ی کشورها، بستری برای داشتن اقتصادی باثبات فراهم کنیم.
  • اقتصاد به سمت سرمایه‌داری خردوَرز حرکت کنه و بودجه‌ی کشور عموماً از همین راه تأمین بشه: تولید و صادرات دانش و خدمات.
  • علاوه بر مورد قبل، کشور ما پتانسیل بی‌نظری برای صنعت توریسم هم داره. جاذبه‌های طبیعی (همزمان می‌شه آب و هوای ساحلی، بیابانی، کوهستانی و... رو تجربه کرد)، تاریخی، فرهنگی و... بیشماری داریم.
  • سرمایه‌هایی مثل نفت و گاز بجای استفاده‌ی مستقیم برای تأمین بودجه، صرف سرمایه‌ی اوّلیه برای این عزیمت به سمت سرمایه‌داری خردورز بشه.
  • مبارزه‌ی جدّی با فساد مالی صورت بگیره (این راهکار بیش از حد کلّی و "شعاروار" هست امّا خارج از بحث ما قرار داره و واردش نمی‌شم).

نیازی نیست طوری زندگی کنیم که انگار یه کلونی تنها روی مرّیخ هستیم و داریم برای بقا می‌جنگیم! ما می‌تونیم کشوری جهانی باشیم؛ با بقیه‌ی کشورهای جهان در ارتباط باشیم؛ مواد اوّلیه، محصولات و خدمات وارد کنیم و در عین حال اقتصاد و صنعتی قدرتمند هم داشته باشیم. کشور سنگاپور یه الگوی بی‌نظیر هست و پیشنهاد می‌کنم حتماً تاریخ معاصرش رو مطالعه کنید. راهکار من اینه که مسیری مشابه سنگاپور رو طی کنیم. این کشور از هیچ شروع کرد و امروز هم یکی از مقاصد گردشگری دنیا هست و هم یکی از قدرت‌های اقتصادی دنیا. تولید ناخالص داخلی بالایی داره و در حال حاضر دوازدهمین صادرکننده‌ی بزرگ جهان محسوب می‌شه. امّا در عین حال مثل خیلی از غول‌های صادرکننده‌ی جهان، یکی از بزرگ‌ترین واردکننده‌ها هم هست و رتبه‌ی سیزدهم رو داره. هیچ تناقضی باهم ندارن. جهانی‌بودن با توسعه‌یافتگی و خودکفایی متناقض نیست.

توضیح مختصر راجع به تصویر: به این نوع نقشه می‌گن South-up. اصولاً هیچ دلیل خاصّی نداره که شمال رو
توضیح مختصر راجع به تصویر: به این نوع نقشه می‌گن South-up. اصولاً هیچ دلیل خاصّی نداره که شمال رو "بالا" در نظر می‌گیریم (توی فضا چیزی بنام بالا و پایین مفهومی نداره) صرفاً یه قرارداد هست - شاید چون ساکنان نیمکره‌ی شمالی زودتر اقدام به ترسیم نقشه‌ی جهان کردن و ترجیح دادن سکونت‌گاه خودشون بالای نقشه باشه. تصویر رو صرفاً برای شکستن کلیشه‌ی North-up بودن گذاشتم! کلیشه‌های زیادی هست که باید شکسته بشه...