دولت آلمان دروغ می‌گوید! شهر بیله‌فلد وجود ندارد!

بیله‌فلد (Bielefeld) شهر نسبتاً کوچکیست با مساحت ۲۵۰ کیلومتر مربع و جمعیت ۳۳۳ هزار نفر (آمار ۲۰۱۶) که در ایالت نوردراین-وستفالن (Nordrhein-Westfalen) آلمان واقع شده است. در سال ۱۹۹۴ م. (۱۳۷۲ ه‍.ش) و از طریق گروهی خبری، یک تئوری توطئه‌ی طنز با محوریت این شهر در آلمان به راه افتاد که از این قرار بود: بیله‌فلد وجود خارجی ندارد!

یک تصویر ۱۰۰٪ جعلی از شهر موهومی و غیر واقعی بیله‌فلد که با فوتوشاپ و توسّط SIE مونتاژ شده است!
یک تصویر ۱۰۰٪ جعلی از شهر موهومی و غیر واقعی بیله‌فلد که با فوتوشاپ و توسّط SIE مونتاژ شده است!

در این شوخی، وجود شهر مذکور زیر سؤال رفته و ادّعا می‌شد که هرگز وجود خارجی ندارد، بلکه صرفاً توسّط سازمانی مخفی و شبیه CIA، موسوم به SIE (ضمیر «Sie» در آلمانی به معنای «آن‌ها» است) تبلیغ می‌گردد!
برای به‌چالش‌کِشندگان این تئوری، سه پرسش مطرح می‌شود:

  • آیا کسی را از بیله‌فلد می‌شناسید؟
  • آیا تاکنون به بیله‌فلد رفته‌اید؟
  • آیا کسی را می‌شناسید که تاکنون به بیله‌فلد رفته بشد؟

طبیعتاً پاسخ اکثر مردم آلمان به هر سه پرسش منفیست. اگر احیاناً فردی نیز پیدا شود که پاسخش به حداقل یکی از این سه پرسش مثبت باشد، ادّعا می‌شود که او نیز یکی از اعضای SIE بوده و یا شخصیست که توسّط SIE مورد شستشوی مغزی قرار گرفته است!

پیرو تماس‌های متعدّدی که با شهرداری بیله‌فلد و در خصوص وجود این شهر گرفته می‌شد، شهرداری ناچار به واکنش رسمی و صدور یک بیانیه شد:

„Bielefeld gibt es doch!“
«بیله‌فلد وجود دارد!»

مسئله این بود که این بیانیه، مورّخ اوّل آوریل (مصادف با ۱۳ فروردین و روز دروغ آوریل/سیزده) منتشر و همین نه تنها کمکی نکرد، بلکه موجب خنده‌ی بیشتر شد!

این طنز، همچنان نیز در کشور آلمان نقل شده و از آن لطفیه‌های بسیاری ساخته می‌شود. حتّی در سال ۲۰۱۲، زمانی که آنگلا مرکل درحال صحبت در مورد جلسه‌ای واقع در ساختمان شهرداری این شهر بود، صحبت خود را با این جملات خاتمه داد:

„… so es denn existiert“ -- „Ich hatte den Eindruck, ich war da!“
«… البته اگر وجود داشته باشد!» -- «این احساس را داشتم که من آن‌جا بودم!»

خود شما از کجا مطمئنّید که شهر بیله‌فلد وجود داشته باشد؟ آیا از میان ایرانیان ساکن آلمان، کسی را می‌شناسید که به این شهر رفته باشد؟ اگر دروغ باشد چه؟ شاید کسانی که مدعّی سفر و بازدید از این شهر هستند، درواقع به هنگام ورود به این مکان، توسّط SIE بیهوش شده و به محیط‌های واقعیت مجازی‌ای شبیه ماتریکس انتقال داده شده باشند که در آن‌جا توهّمی از حضور در شهر بیله‌فلد برایشان شبیه‌سازی می‌شده است! از کجا می‌دانید؟! این SIE بسیار مخوف بوده و می‌تواند در اتاق‌های فکر خود، آنقدر دقیق و تمیز برنامه‌ریزی کند که تمام شواهد مبنی بر عدم وجود خارجی این شهر را از بین ببرد و با ابزار قدرتمند تبلیغات و پروپاگاندای خود، این دروغ را در ذهن همگان جای دهد که بیله‌فلد وجود دارد!

یک تصویر ساختگی دیگر از بیله‌فلد! به راستی آن مخروط نورانی چیست؟ همین اثبات می‌کند که این تصویر، ساختگی است!
یک تصویر ساختگی دیگر از بیله‌فلد! به راستی آن مخروط نورانی چیست؟ همین اثبات می‌کند که این تصویر، ساختگی است!

تمامی این جریان، یک طنز است. امّا با کمی دقّت می‌توانید فرضیه‌های توطئه‌ی بسیاری را پیدا کنید که دقیقاً به همین شکل می‌باشند. ادّعا می‌شود که توطئه‌ای تماماً سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی‌شده، توسّط «دست‌های پشت پرده» در جریان بوده و البته به قدری تمیز و دقیق کار شده است که تقریباً هیچ مدرک محکمی برای اثبات آن وجود ندارد - جز البته تعدادی عکس بی‌منبع و بی‌مشخّصات و سخن دانشمندانی بی‌هویّت! ولی به هر حال شما باید آن‌ها را باور کنید؛ وگرنه مثل اکثریت مردم، در ناآگاهی و غفلت به سر می‌برید (بلانسبت، گوسفند هستید!) و متوجّه نیستید که سازمان‌های مخفی و دست‌های پشت پرده، درحال بازی دادن و فریب شما هستند!

«ببینید از کِی برامون برنامه ریختن!» ― ع.ر ☺

البته بدیهیست که این موضوع به معنای ردّ کامل وجود توطئه و باور کردن همه‌چیز نمی‌باشد. در عصر حاضر یعنی عصر اطّلاعات، از یک سو هرکس می‌تواند به منابع عظیمی از اطّلاعات دسترسی داشته باشد؛ امّا از سویی دیگر نیز هرکس می‌تواند اقدام به پخش اخبار جعلی و/یا فریب عمومی کند و همین نیازمند مهارت در تفکّر نقّادانه و همچنین سطح مناسبی از سواد رسانه‌ای می‌باشد (۱). نکته‌ی مهم به پیش‌فرض‌های ذهنی شما بر می‌گردد. آیا تلاش می‌کنید موضوعی را (هرچند که برخلاف احساستان باشد) با بی‌طرفی بررسی کنید؟ و یا پیش‌فرض شما این است که آن موضوع، یک دروغ/توطئه بوده و هدفتان از - به اصطلاح - تحقیق، صرفاً گردآوری هرچیزیست که پیش‌فرضتان را تأیید می‌کند و کنار گذاشتن و انکار سایر چیزهاست؟ (۲)

ذهن انسان قدرت خارق‌العاده‌ای در دیدن، کشف کردن و حتّی ساختن الگوها دارد. مهم این است که آیا از توانایی تفکّر نقّادانه برخوردار هستید یا خیر.
ذهن انسان قدرت خارق‌العاده‌ای در دیدن، کشف کردن و حتّی ساختن الگوها دارد. مهم این است که آیا از توانایی تفکّر نقّادانه برخوردار هستید یا خیر.

آیا PEPSI مخفف «Pay Every Penny to Serve Israel» است؟! آیا سرطان چیزی جز کمبود ویتامین B17 نبوده و «مافیای پزشکی» این واقعیت را پنهان کرده است؟! آیا ناسا با فرازمینیان در ارتباط بوده و رشد فنّاوری در ایالات متّحده، مدیون تکنولوژی آن‌ها است؟! آیا کُره‌ی ماه وجود خارجی نداشته و صرفاً یک تصویر هولوگرافیک ساخته‌ی ناسا است؟! آیا هواپیماهای مسافربری اقدام به پخش موادّی شیمیایی در هوا برای کنترل ذهن مردم می‌کنند؟! آیا انرژی هسته‌ای یک دروغ است؟! آیا زیست‌شناسان موفّق به ردّ نظریه‌ی فرگشت شده‌اند امّا جوامع علمی همگی تحت کنترل فراماسونرها قرار گرفته و اجازه نمی‌دهند که این واقعیت برملا شود؟! تمامی این‌ها فرضیات توطئه‌ای بوده که در سرتاسر جهان نیز طرفداران دوآتشه‌ی بسیاری دارد! درخصوص هر یک که برایتان عجیب به نظر می‌رسد نیز بگویید تا خودم شخصاً آنقدر دلیل برای شما بیاورم که قانع شوید! امّا شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً آیا بیله‌فلد وجود دارد؟! (۳)

«کار خودشونه!» ― صنف تاکسیرانی کشور
«تمام این‌ها نقشه‌ی کفار/منافقین/آمریکا/انگلیس/عربستان/اسرائیل/فراماسونرها/شیطان‌پرست‌ها/ایلومیناتی‌هاست!» ― فرضیه‌پردازان توطئه‌ی این‌ور آبی
"Inside job!" ― فرضیه‌پردازان توطئه‌ی اون‌ور آبی


پاورقی‌:

(۱) متأسّفانه هیچ یک نیز چندان در مدارس ایران دیده نمی‌شود. همچنان به روش سنّتی از دانش‌آموزان انتظار می‌رود که صرفاً ذهن خود را با حفظیات زیادی انباشته کنند (آن هم چیزهایی که از طریق چند ثانیه جستجوی آنلاین، به راحتی در دسترس قرار می‌گیرند و هرگز نیاز به حفظ کردن ندارند) درحالی که هرگز مهارت تفکّر نقّادانه در آن‌ها پرورش داده نمی‌شود و نیز هیچگاه نمی‌آموزند که چگونه می‌توانند راجع به چیزی تحقیق کنند و داده‌هایی/اطّلاعاتی را استخراج و پالایش نمایند. و نه، راه پرورشش هم «برید در مورد فلان چیز تحقیق کنید و یک صفحه بیارید!» نیست! این راه نهایتاً آن‌ها را با کلیدهای میانبر «Ctrl+A, Ctrl+C, Ctrl+V, Ctrl+P» آشنا کند و نه بیشتر!

(۲) در این‌جا مغلطه‌ی «هفت‌تیرکِش تگزاس - Texas sharpshooter fallacy» نیز بسیار استفاده می‌شود: یک هفت‌تیرکش ناشی در تگزاس، ادّعا می‌کند که می‌تواند با چشمان بسته به هدف شلّیک کند. لذا جلوی همگان، چشمان خود را بسته و با هفت‌تیر به سمت دیواری تیراندازی می‌کند و چندین تیر می‌زند. سپس دور تعدادی از محل‌های برخورد فشنگ روی دیوار که نزدیکی بیشتری باهم داشتند دایره‌ای کشیده و می‌گوید: «ببینید! هدف من این دایره بود و همان‌طور که واضح است، اکثر گلوله‌هایم را به هدف زده‌ام!»

(۳) یک نفر کلمات سیزدهم، سی و سوّم و... در پاراگراف‌های مرا پیدا کرده و کمی جمع و تفریق کند؛ شاید اثبات شد که من هم از دست‌های پشت پرده بوده و این مطلب را جهت سرپوش گذاشتن بر اهداف مخوف سازمانمان منتشر کردم! این موضوع را نمی‌توانم تأیید کنم و نمی‌توانم رد کنم!! (اشاره به جمله‌ای که بسیار توسّط CIA به کار می‌رود) ☺



منابع: