در جهانِ مشحون از چالشهای پیشبینیناپذیر و در اتمسفرِ پرشتاب روابط عمومی که هر ثانیه میتواند آبستنِ یک بحران باشد، پرسشی بنیادین همواره در برابر مدیران استراتژیک قد علم میکند: «آیا داشتن نقشه دوم (Plan B)، نشانهی دوراندیشی است یا اعتراف به ضعف لایههای دفاعی نقشه نخست؟»
طرح بی (Plan B) در لغت به معنای «مسیر جایگزین» است؛ تدبیری که زمانی وارد مدار اجرا میشود که نقشه اصلی (Plan A) به دلیل متغیرهای محیطی، فنی یا انسانی از انتفاع ساقط شده باشد. اما از منظر تخصصی روابط عمومی و مدیریت افکار عمومی، «طرح بی» صرفاً یک لیست رزرو نیست؛ بلکه «لنگرگاهِ تابآوری» سازمان است.
بسیاری بر این باورند که تمرکز بر طرح جایگزین، میتواند توان و جزمیتِ لازم برای پیشبرد اهداف اصلی را تحلیل برد. اما واقعیتِ میدان، روایت دیگری دارد. در دنیای «ووکا» (VUCA) — جهانی که با بیثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام شناخته میشود — داشتنِ طرح دوم نه یک انتخاب، بلکه یک «تعهّد اخلاقی» قبالِ ذینفعان است. ما در روابط عمومی میآموزیم که «بحران» خبر نمیکند، بلکه حادث میشود.
لذا «طرح بی» برای ما به معنای داشتنِ سناریوهای منعطف، ابزارهای جایگزینِ رسانهای و پیامهای پشتیبان است. این طرح، خلأ میان «شکست» و «احیا» را پر میکند. اگر نقشه نخست، تمرکز بر «فتح قله» است، نقشه دوم، تدبیر برای «ماندگاری در توفان» است. ضرورت داشتن این پلن، ریشه در «مدیریت ریسک» دارد. سازمانی که تنها به یک مسیر دلخوش کرده است، در حقیقت بر روی گسلی از شکنندگی ایستاده است.
طرح دوم به ما «قدرتِ مانور» میدهد؛ اجازه میدهد تا بدون از دست دادنِ تمام اعتبار سازمانی، تغییر تاکتیک دهیم. این همان نقطهای است که «روابط عمومیِ کنشگر» را از «روابط عمومیِ منفعل» متمایز میسازد. در نهایت، باید گفت «طرح بی» به معنای عدم اطمینان به پیروزی نیست، بلکه به معنای احترام به «واقعیت» است.
همکاران و متخصصان عزیز، بیاییم به یاد داشته باشیم که در تلاطمهای اقتصادی و اجتماعی، صلبیت، دشمنِ بقاست و انعطافِ ناشی از طرحهای پشتیبان، ضامنِ استمرارِ برند و هویت سازمانی ماست.
تدبیر امروز، اعتبار فرداست.

#مدیریت_استراتژیک #روابط_عمومی #پلن_بی #مدیریت_بحران #تابآوری_سازمانی #برنامهریزی