ویرگول
ورودثبت نام
پروفسور علی احتشامی
پروفسور علی احتشامیدکتر علی احتشامی | بنیان گذار سازمان نوسازی تامین و نگهداری حرم مطهر حضرت سکینه سلام الله | بنیان‌گذار سازمان همکاری‌های اقتصادی جهان اسلام.
پروفسور علی احتشامی
پروفسور علی احتشامی
خواندن ۶ دقیقه·۹ ماه پیش

انسان ← مکتب اقتصادی اسلام

از دیدگاه پروفسور علی احتشامی
برگرفته از: دایرة‌المعارف فقه اقتصادی اسلام

در این مقاله که از کتاب دایرة‌المعارف فقه اقتصادی اسلام نوشته‌ی پروفسور علی احتشامی برگرفته شده است، به بررسی جایگاه انسان در مکتب اقتصادی اسلام می‌پردازیم.
نگرش اسلام به انسان و ویژگی‌های بنیادینی که برای او قائل است، مبنای بسیاری از اصول و احکام اقتصادی اسلامی را شکل می‌دهد. برخلاف مکاتب اقتصادی غرب همچون سرمایه‌داری و سوسیالیسم که یا فرد را اصالت می‌دهند یا جامعه را، اسلام نگاهی جامع و متعادل به انسان دارد؛ نگاهی که هم بُعد مادی و هم بُعد معنوی او را در نظر گرفته و مسئولیت‌ها، اختیارات، و اهداف والایی را برای او تعریف می‌کند.

در این نوشتار، به مهم‌ترین مبانی انسان‌شناختی اسلام در عرصه‌ی اقتصاد می‌پردازیم که عبارتند از:

  • جانشینی انسان به عنوان خلیفه‌ی خداوند در زمین
  • هدفمندی وجود انسان و پیوند آن با عبادت و تکامل
  • مسئولیت‌پذیری در قبال نعمت‌ها و مواهب الهی
  • اختیار و اراده‌ی آزاد انسان به عنوان اساس مسئولیت
  • هویت فردی و اجتماعی انسان
  • اعتقاد به معاد و تأثیر آن بر رفتار اقتصادی
  • دو بُعدی بودن انسان: مادی و معنوی

همچنین در پایان به برخی ویژگی‌های انسان اقتصادی در مکاتب مادی اشاره می‌شود که از دیدگاه اسلام مطرودند.

نویسنده: پروفسور علی احتشامی
نویسنده: پروفسور علی احتشامی

مقاله کامل:

انسان ← مکتب اقتصادی اسلام

جایگاه انسان در نظام هستی از دیدگاه اسلام:

بدون شک نوع شناخت از انسان و جایگاه او در نظام هستی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری مکاتب اقتصادی، اندیشه‌ها و تحلیل‌ها و برنامه‌ریزی‌های مبتنی بر آن دارد.
تفاوت‌های فراوانی میان نظریه‌ی جدایی اخلاق از اقتصاد و اقتصاد بر پایه اخلاق دیده می‌شود. زائیده نوع نگاه به انسان در آن مکتب می‌باشد.
دیدگاه اسلام در این زمینه، متفاوت از مکاتب سرمایه‌داری و سوسیالیستی است. از این رو، توجه به مبانی انسان‌شناختی از دیدگاه اسلام، در کنار مباحث خداشناسی در تبیین مسائل و نظریه‌های اقتصاد اسلامی ضرورت می‌یابد.

مهم‌ترین مبانی انسان‌شناختی اسلام عبارتند از:

جانشینی خدا:
در بینش اسلامی، برخلاف اندیشه‌ی «خویش‌مالکی فردی» در نظام سرمایه‌داری و «دولت‌مالکی» که در نظام سوسیالیستی وجود دارد، خداوند، مالک همه چیز است؛ و انسان، تنها جانشین و نماینده‌ی خدا در زمین است. خداوند از میان مخلوقات، انسان را برگزید، از روح خود در او دمید، و او را امانت‌دار خویش قرار داد؛ و با آموزه‌های دینی راه و رسم جانشینی و حمل امانت الهی را برای او روشن ساخت.
در نتیجه، طبیعت با تمام منابع و ثروتش به عنوان «امانت» به دست بشر سپرده شده است که باید بر اساس آموزه‌های دینی حق امانت‌داری را به جا آورد و تصرفاتش در همان چارچوبی باشد که خداوند مشخص کرده است.
قرآن کریم نیز در بیان احکام مالی، به این حقیقت تأکید کرده و در ترغیب افراد به مشارکت در خدمات اجتماعی و انفاق، یادآور می‌شود که شما نماینده خدا هستید و اموال‌تان از آنِ خداست:
وَ آتُوهُمْ مِنْ‏ مالِ‏ اللَّهِ‏ الَّذِي‏ آتاكُمْ
... وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ‏ مُسْتَخْلَفِينَ‏ فِيهِ ...
در روایتی نیز محدودیت‌های اقتصادی مبتنی بر همین اصل دانسته شده است:
الْمَالُ‏ مَالُ‏ اللَّهِ‏ جَعَلَهُ‏ وَدَائِعَ‏ عِنْدَ خَلْقِهِ...
مال از آنِ خداست، آن را در میان خلقش به امانت نهاده و فرمان داده است تا با میانه‌روی از آن بخورند، بنوشند و بپوشند...، و مازاد آن را به مؤمنان تهیدست بازگردانند.

هدف‌مندی:
انسان، بیهوده و بی‌هدف پا به عرصه هستی نگذاشته است. آفرینش او و تمام شرایط و امکاناتِ در اختیارش دارای هدفی والا می‌باشد.
قرآن کریم، با اشاره به این حقیقت، پندار «پوچ‌گرایان» را سخت نکوهش نموده و ساحت کبریای خود را از آن پیراسته می‌داند:
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ‏ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ‏ فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ..
در جهان‌بینی اسلامی، کمال نهایی انسان، قرب به خداوند و رسیدن به مقام رفیع عبودیت است.
...
بنابراین، عبادت، تنها راه تقرب و یگانه رمز تکامل می‌باشد و تردیدی نیست که عبادت، تنها انجام مراسم خاصی همچون نماز و روزه نیست، بلکه حقیقت عبادت، اظهار آخرین درجه خضوع و تسلیم در برابر معبود است. و از این‌جا است که هرگونه عملکردی در راستای بندگی او، از جمله فعالیت‌های سالم اقتصادی، عبادت محسوب می‌شود.

مسئولیت:
مالکیت مطلق خدا و جانشینی و امانت‌داری انسان از یک سو و هدف‌دار بودن جهان و انسان از سوی دیگر، مستلزم مسئول بودن انسان است.
قرآن کریم می‌فرماید:
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ‏ النَّعِيمِ‏
در پرتو مسئولیت انسان در برابر خدا، مسئولیت‌های دیگری نیز برایش ایجاد می‌شود، همچون مسئولیت در برابر رهبران الهی، جامعه و دیگران، حتی در قبال حیوانات و محیط زیست.
احکام و مقرراتی که حوزه‌ی مسئولیت انسان را تعیین می‌کند، دو گونه است: دسته اول، احکامی است برای رفع موانع بیرونی تکامل اختیاری، مانند ممنوعیت احتکار، سرقت و قوانین مالیاتی. دسته دوم، احکامی است برای رفع موانع درونی و زمینه‌ساز فضیلت‌های اخلاقی، مانند ممنوعیت دروغ و نفاق.
گرچه این احکام، در نگاه سطحی ممکن است محدودکننده به نظر آیند، اما در حقیقت موجب آزادی واقعی انسان از اسارت هوا و هوس و سلطه‌جویی ثروت و قدرت هستند.

اختیار:
مسئولیت، تنها زمانی معنا دارد که انسان مختار باشد.
از دیدگاه قرآن کریم، انسان، موجودی دارای اراده و اختیار است:
إِنَ‏ اللَّهَ‏ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ‏ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
این اصل، افراد را به اصلاح اندیشه، اخلاق و رفتار برای رشد و سلامت اقتصادی سوق می‌دهد.
ترکیب مسئولیت و اختیار، زمینه‌ساز تکامل اختیاری است؛ در حالی که در نظام سرمایه‌داری آزادی مطلق و بی‌مسئولیتی و در نظام سوسیالیستی، نفی اختیار و اراده، هر دو مانع این مسیر هستند.

هویت فردی – اجتماعی:
اسلام، هم فرد را اصیل می‌داند و هم جامعه را.
از دیدگاه اسلام، فرد و جامعه تأثیر متقابل دارند. از این رو در قرآن، هم فرد و هم امت مورد خطاب قرار می‌گیرند و مسئولیت، سرنوشت، عمل و حتی اجل مشترک برای امت‌ها ذکر شده است.
در چنین نگرشی، برخی فعالیت‌های اقتصادی ناسازگار با منافع عمومی مانند احتکار و ربا، ممنوع شده و صفاتی چون بخل و آزمندی نکوهیده‌اند.
در مقابل مادی‌گرایان، که زندگی را فقط در دنیا خلاصه می‌کنند:
وَ قالُوا ما هِيَ‏ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا ...
اسلام، بر باور به معاد و حیات اخروی تأکید دارد و مفاهیمی چون «سود»، «سعادت» و «تجارت» را در افق جاودانگی تعریف می‌کند:
مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ‏ ثَوابُ‏ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ...
فَمَنْ‏ زُحْزِحَ‏ عَنِ‏ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ ...
قرآن با تکیه بر فطرت حبّ بقاء، انسان را به اصلاح رفتارهای فردی و اجتماعی سوق می‌دهد. به عنوان نمونه، در نهی از کم‌فروشی به یاد معاد هشدار می‌دهد:
وَيْلٌ‏ لِلْمُطَفِّفِينَ‏... أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ‏ مَبْعُوثُونَ‏ * لِيَوْمٍ عَظِيمٍ‏

دو بعدی بودن:
از دیدگاه قرآن، انسان، دارای دو بعد مادی و معنوی است:
الَّذِي‏ أَحْسَنَ‏ كُلَ‏ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ‏ ...
بنابراین، نظام اقتصادی مطلوب، نظامی است که هم رفاه مادی را تأمین کند و هم زمینه‌ساز رشد معنوی انسان باشد.

برخی ویژگی‌های انسان اقتصادی مطرود:
بی‌توجهی به ویژگی‌های اقتصادی مکتب اسلامی، موجب پیدایش «انسان اقتصادی» با ویژگی‌های منفی می‌شود، از جمله:

  • پیوسته سود مادی خویش را به منافع دیگران ترجیح می‌دهد:
    وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
  • عجول و شتاب‌زده است:
    وَ كانَ‏ الْإِنْسانُ‏ عَجُولًا
  • شیفته مال و ثروت است و به انباشتن آن می‌پردازد:
    وَ إِنَّهُ لِحُبِ‏ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
  • کم‌طاقت است و در برابر فشار اقتصادی جزع می‌کند:
    إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ‏ هَلُوعاً ...
  • دستاوردهای خود را تنها نتیجه تلاش خود می‌داند:
    قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ‏ عِنْدِي‏...
  • گرفتار غرور و غفلت می‌شود:
    يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ‏ بِرَبِّكَ‏ الْكَرِيمِ‏
  • تعهدش به هنجارهای اجتماعی مقطعی و سودمحور است.

انساناقتصادیاقتصاد اسلامیاقتصادفقه
۵
۰
پروفسور علی احتشامی
پروفسور علی احتشامی
دکتر علی احتشامی | بنیان گذار سازمان نوسازی تامین و نگهداری حرم مطهر حضرت سکینه سلام الله | بنیان‌گذار سازمان همکاری‌های اقتصادی جهان اسلام.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید