ویرگول
ورودثبت نام
رضا
رضامجروح جنگ ایران وعراق یااصطلاحاجانبازم.قصددارم بدون جهت گیری ،بیطرفانه ،دورازکلیشه های رایج آنچه روکه شاهدبودم باامانتداری بنویسم.
رضا
رضا
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

شبهای بی ماه،آسمان بی ستاره

مقدمه:یارانم،چون اختران سوخته چندان درخاک تیره فروخفتندسرد.گویی آسمان ازازل ستاره نداشت(قسمتی ازسروده احمدشاملوباتصرف)

زندگی من مانندتقویمی تکراریست.تقویمی که باتمامی گاهشمارهای رایج تفاوتی فاحش دارد.تقویم من فارغ ازتقسیماتی مانندروزوماه وسال است.درتقویم من هیچ روزی به مناسبتی فرخنده،عیدوجشن و...بارنگ قرمزازسایرایام متمایزنگردیده است.تمام برگهای آن خاکستریست.مبدأتقویم من آغازجنگ است.هربرگ آن یادمان اتفاقی تلخ ،فقدان رفیقی،برداشتن زخمی...ست.اتفاقی که درآنروزافتادوبعدهاخاطره شدواکنون خاطره اش کابوس شبهای من.زندگی من محصوردرچرخه ای ملال انگیزوعذاب آوراست.هرشب کابوس اتفاق آن تاریخ به سراغم میآیدشکنجه ام میدهدونقش عذاب آورش راایفامیکندوجایش رابه خاطره اتفاق بعدمیدهد

۰
۰
رضا
رضا
مجروح جنگ ایران وعراق یااصطلاحاجانبازم.قصددارم بدون جهت گیری ،بیطرفانه ،دورازکلیشه های رایج آنچه روکه شاهدبودم باامانتداری بنویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید