
چکیده
سندرم اتللو یاJealous DelusionalDisorder یکی از نادرترین و در عین حال خطرناکترین اختلالات روانپریشانه است که در آن فرد با باور هذیانی و غیرقابل تغییر نسبت به خیانت شریک جنسی، دچار رفتارهای کنترلگرایانه و گاه خشونتآمیز میشود. این سندرم در اغلب موارد بدون شواهد عینی و با زمینههای شخصیتی نابهنجار، اضطراب مزمن، یا سابقه آسیبهای هیجانی بروز میکند. از منظر حقوق کیفری، پرسش اساسی آن است که تا چه حد چنین فردی در لحظه ارتکاب جرم، واجد عنصر ادراک واقعیّت و اختیار ارادی است تا مسئولیت کیفری برای او تصور شود. هدف این مقاله، بررسی علمی پیوند میان سندرم اتللو و بروز رفتارهای جنایی، تحلیل مسئولیت کیفری افراد مبتلا و تبیین ضرورت اصلاح ساختار ارزیابی روانپزشکی در فرآیند دادرسی است.
---
بخش اول: ماهیت روانپزشکی سندرم اتللو
از دید بالینی، سندرم اتللو در طبقهبندی DSM-5-TR به عنوان یکی از انواع «اختلال هذیانی» نوع حسادت شناخته میشود. ویژگی بنیادی آن، باور ثابت و غیرقابل انعطاف بیمار نسبت به خیانت شریک جنسی در غیاب هرگونه مدرک واقعی است. این باور ممکن است با نشانههای اضطراب، تحریکپذیری شدید و رفتارهای متعارض با واقعیت همراه باشد. مطالعات مروری اخیر (مانند Sadock & Sadock, 2022) نشان میدهند که افراد مبتلا به این اختلال معمولاً دارای منشهای روانی پارانوئید، یا شخصیتی با عزت نفس شکننده هستند که در فقدان اطمینان عاطفی به ناهنجاریهای شناختی دچار میشوند.
از منظر روانتحلیلگرانه، حسادت هذیانی بازتابی از «اضطراب از دست دادنِ کنترل» است؛ بیمار نه صرفاً از خیانت، بلکه از آسیب به تصویر خود در جایگاه مرد یا زن مالک و محبوب بیمناک است. بنابراین ریشه سندرم را باید در ساختار روانی مبتنی بر مالکیت، ناامنی و وسواسهای مقایسهای جستوجو کرد.
بخش دوم: مکانیسم روانی ـ جنایی بروز جرم
در این اختلال، هذیان خیانت نقش محرک اصلی رفتارهای پرخاشگرانه را دارد. فرد مبتلا اغلب با تفسیر نادرست رفتارهای روزمره شریک خود (تماس تلفنی، تغییر ظاهر، تأخیر در بازگشت به منزل) به نتیجه خیانت میرسد. از دیدگاه نوروسایکولوژی، در بسیاری از بیماران مبتلا، ناحیه prefrontal cortex که مسئول قضاوت و کنترل رفتار است، دچار اختلال عملکردی میشود؛ همین عامل کاهش کنترل تکانههای خشونتآمیز و افزایش تصمیمگیریهای آنی را توجیه میکند.
در پژوهشهای کلاسیک
Enoch &Trethowan, 1979۰ .
۸۰ ٪ از بیماران مبتلا به سندرم اتللو سابقه خشونت فیزیکی نسبت به شریک خود داشتهاند و در ۳۰٪ موارد، رفتار منجر به قتل شده است. این امر نشان میدهد که تمایلات پرخاشگرانه نه نتیجه انتخاب آگاهانه، بلکه پیامد مستقیم تخریب شناخت واقعیت است.
بخش سوم: رویکرد حقوقی و مسئولیت کیفری
در حقوق کیفری ایران
ماده ۱۴۹ قانون مجازات اسلامی، جنون را سبب سلب مسئولیت کیفری میداند؛ اما نحوه تشخیص «جنون» به معنی بالینی هنوز در نظام قضایی با ابهام همراه است. سندرم اتللو در بسیاری از موارد مصداق «اختلال روانپریشانه دورهای» است که ممکن است در لحظه جرم به صورت کامل یا نسبی بر ادراک فرد اثر گذارد.
از منظر نظری، برای احراز مسئولیت کیفری باید سه مؤلفه وجود داشته باشد:
1. ادراک واقعیت (Cognitive Understanding) – توانایی تشخیص درست از نادرست.
2. اختیار ارادی (Free Will) – کنترل رفتار براساس ارزشهای اجتماعی.
3. قصد مجرمانه (Mens Rea) – تصمیم آگاهانه به انجام عمل مجرمانه.
در فرد مبتلا به سندرم اتللو، مؤلفه نخست و دوم معمولاً مختل میشود. در لحظه عمل خشونتآمیز، بیمار در فضای هذیانآلود به واقعیت خیانت خیالی واکنش نشان میدهد، نه به واقعیتی که وجود دارد؛ بنابراین، از منظر روانپزشکی قانونی، چنین فردی ممکن است فاقد قصد مجرمانه به معنای ارادی و عقلایی باشد.
بخش چهارم: سیاست جنایی و چالشهای نظام دادرسی
یکی از ضعفهای نظام حقوقی ایران، فقدان طبقهبندی روشن برای «اختلالات هذیانی جزئی» در ارزیابی مسئولیت کیفری است. دادگاهها معمولاً به دو حالت کلی «جنون کامل» یا «سلامت کامل» اکتفا میکنند، در حالیکه در سندرم اتللو، جنون ممکن است نسبی، گسسته و موقعیتی باشد.
از نگاه پژوهشگر، اصلاح قانون و ایجاد طبقهی میانی برای «اختلال روانی مؤثر بر مسئولیت» ضروری است. چنین اصلاحی میتواند قاضی را قادر سازد میان بیمار قابل درمان و مجرم آگاه تفاوت بگذارد و تصمیمی مبتنی بر عدالت ترمیمی اتخاذ کند. در بسیاری از کشورها، از جمله بریتانیا و کانادا، فرد مبتلا در صورت اثبات اختلال روانی مرتبط با جرم، به جای زندان به مرکز روانپزشکی قانونی ارجاع میشود؛ اما در ایران، این روند هنوز نظاممند نیست و ارزیابی روانپزشکی بیشتر جنبه صوری دارد تا علمی (مطابق با استانداردهای بینالمللی ارزیابی قضایی، نظیر AAPL Practice Guideline).
دیدگاه پژوهشگر
به عنوان پژوهشگر روانپزشکی که سالها در حوزه روانپزشکی قانونی مطالعه و مشاوره قضایی داشتهام، معتقدم سندرم اتللو یکی از نمونههای برجستهی تلاقی ذهن بیمار با ساختار جرم است؛ در این اختلال، مرز میان عشق، مالکیت و هذیان چنان مخدوش میشود که «جرم» بیش از آنکه نتیجهی قصد مجرمانه باشد، محصول بیماری روانی است. از منظر اخلاق حقوقی، مجازات صرف، بدون درمان روانپزشکی، نه تنها در پیشگیری از تکرار جرم مؤثر نیست، بلکه خطر بازتولید خشونت در قالب هذیانهای مزمن را افزایش میدهد. پیشنهاد من با احترام ، به نظام قضایی آن است که در مواجهه با جرایم مبتنی بر حسادت شدید (بهویژه قتلهای خانوادگی)، الزام به ارزیابی روانپزشکی قانونی چندمرحلهای قبل از صدور حکم در قانون پیشبینی شود و نتیجه ارزیابی در تشخیص میزان مسئولیت کیفری دخیل گردد. به باور نگارنده، در نگاه انسانیتر به عدالت کیفری، باید پذیرفت که بیمارِ گرفتار در شبکهای از هذیانهای حسادتآمیز، گاهی بیش از آنکه مجرم باشد، قربانی ذهن خود است. عدالت واقعی در چنین مواردی نه در صدور حکم سنگین، بلکه در درمان، بازتوانی و بازگرداندن فرد به واقعیت انسانی معنا مییابد.
نتیجهگیری
سندرم اتللو تجلی پیچیدهای از تعامل میان روانپریشی، هیجان، و قوانین کیفری است. این اختلال، فرد را از توانایی تشخیص واقعیت و کنترل رفتار محروم ساخته و امکان شکلگیری قصد مجرمانه معقول را سلب میکند. در نتیجه، تحلیل مسئولیت کیفری چنین افراد باید مبتنی بر ارزیابی روانپزشکی دقیق و رویکرد فردی باشد. اصلاح چارچوبهای قانونی و آموزش تخصصی قضات و کارشناسان روانپزشکی قانونی در این زمینه، ضرورتی انکارناپذیر است.
---
منابع پیشنهادی ( برای مطالعه بیشتر )
1.
DSM-5-TR. (2022). Diagnostic and statistical manual of mental disorders, fifth edition, text revision
. American Psychiatric Association.
2. Enoch, M. D., & Trethowan, W. H. (1979). The Othello Syndrome: A Study in Delusional Jealousy. The British Journal of Psychiatry*,134(4), 461–465.
3. Sadock, B. J., & Sadock, V. A. (2022). *Kaplan & Sadock's Synopsis of Psychiatry: Behavioral Sciences/Clinical Psychiatr (12th ed.). Wolters Kluwer.
4. قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی ایران (بخش مربوط به جنون و مسئولیت کیفری).
5.American Academy of Psychiatry and the Law (AAPL). (2023).Practice Guideline for the Forensic Psychiatric Evaluation of Competency to Stand Trial and Criminal Responsibility. (به عنوان نمونه برای ارزیابیهای قانونی).