ویرگول
ورودثبت نام
مهندس علی دوستی
مهندس علی دوستی
مهندس علی دوستی
مهندس علی دوستی
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

من غبار نفسم، عبرت خاموش منم...

آنکه از کار من و رنج کُهَن می‌گوید،

ره نرفته‌ست ولی راه عَدَن می‌گوید.

من به دستان خراشیده خود می‌نگرم،

او ولی حکم ز ایوان سخن می‌گوید.

در دل معدن راز، همه سنگ است و صدا،

سنگ او نرم‌تر از ظاهر من می‌گوید.

من غبار نفسم، عبرت خاموش منم،

نشنیده است ولی قصه‌ی من می‌گوید.

من سکوتی شده‌ام آینه‌دار سخنم،

هر که آینه شکست از دل من می‌گوید.

او اگر نام مرا ورد زبان‌ها کرده است،

راز زخمی‌ست که با نیش دهان می‌گوید.

من ز ژرفای زمین، ثروت ایمان بخرم،

او همانست که از نرخ تومان می‌گوید.

کار من گوهری از صدق و شرافت باشد،

او ولی خاک به رخسار وطن می‌گوید.

شاعر: علی دوستی

۱
۰
مهندس علی دوستی
مهندس علی دوستی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید