ویرگول
ورودثبت نام
Radman Parastash
Radman Parastash
Radman Parastash
Radman Parastash
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

قضا و قدر: معماری الهی هستی و نقش فعال انسان در جریان تقدیر

در میان مفاهیم بنیادین کلامی و فلسفی، «قضا و قدر» همواره محوری‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین مبحث برای تأمل بوده است. این مفهوم، که ریشه در عمق بینش دینی دارد، گاهی در ذهن عموم به صورت یک جبر مطلق تفسیر می‌شود که اراده و تلاش انسان را بی‌معنا می‌سازد. اما بررسی دقیق‌تر متون دینی و نگاه عمیق فلسفی نشان می‌دهد که قضا و قدر نه یک سدّ در برابر حرکت، بلکه چارچوبی استوار برای معنا بخشیدن به تلاش‌ها و آرامش‌بخشی به روح انسان است. این مقاله در نظر دارد تا با تبیین دقیق این دو مفهوم، نشان دهد که چگونه پذیرش آگاهانه‌ی قضا و قدر، نه تنها به انفعال منجر نمی‌شود، بلکه فعال‌ترین و مسئولانه‌ترین شیوه زیستن را در پرتو نظم الهی ممکن می‌سازد.

برای درک صحیح، نخست باید میان دو واژه مترادف اما متفاوت، یعنی «قضا» و «قدر» تمایز قائل شویم:

• قَدَر (اندازه و سنجش): این واژه به معنای سنجش و اندازه‌گیری ازلی است. قدر، همان علم ازلی خداوند است که به همه چیز احاطه دارد؛ یعنی خداوند از ازل می‌دانسته که هر چیزی با چه خصوصیاتی و در چه حدودی خلق شود و سرنوشت آن چه خواهد بود. قدر، نقشه‌ی کلی خلقت است.

• قَضا (اجرا و حکم): قضا به معنای اجرای آن سنجش و تحقق یافتن آن اندازه در عالم خارج است. به عبارت دیگر، قضا همان تحقق عینی و وقوع بیرونی چیزی است که در لوح قدر تعیین شده است.

در این نگاه، قدر، اراده و علم الهی است و قضا، وقوع آن اراده در زمان و مکان مشخص. این دو با هم یک کل منسجم را تشکیل می‌دهند که اساس نظم حاکم بر جهان است.بزرگ‌ترین دغدغه در باب قضا و قدر، شبهه‌ی جبر است. اگر همه چیز مقدّر است، پس تکلیف تلاش، انتخاب و مسئولیت اخلاقی چه می‌شود؟ پاسخ در مفهوم «اختیار» نهفته است که از ارکان اصلی کلام اسلامی است:

قانون‌گذاری الهی و اجازه‌ی عمل: خداوند متعال اراده کرده است که جهان بر اساس علت و معلول منظم باشد، و همچنین اراده کرده است که انسان در محدوده‌ی عمل، صاحب اراده و اختیار باشد. اراده‌ی الهی در این سطح، تعلق گرفته است به اینکه «انسان آزادانه انتخاب کند».

مسئولیت‌پذیری در چارچوب تقدیر: تلاش انسان (اعم از نیک یا بد) در محدوده‌ی اختیاراتی است که به او اعطا شده است. اگر فردی با وجود توانایی‌های بالقوه، تلاشی نکند، این عدم تلاش نیز در ساحت علم ازلی خداوند بوده است. در نتیجه، فرد نه به خاطر جبر

محض، بلکه به دلیل انتخاب خود در عمل (یا ترک عمل) مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد. قضا و قدر، علت وقوع نیست، بلکه زمینه و بستر وقوع است که حکیمانه طراحی شده است.باور صحیح به قضا و قدر، نه تنها یک مسئله کلامی، بلکه یک راهبرد عملی برای سلامت روان و تعالی اخلاقی است:بخش بزرگی از اضطراب‌های انسان ناشی از تلاش بیهوده برای کنترل امور غیرقابل کنترل است. هنگامی که انسان به این باور می‌رسد که هر واقعه‌ای (خوشایند یا ناگوار) در چارچوب یک تدبیر الهی و حکیمانه رخ داده است، از دو آفت بزرگ رهایی می‌یابد:

• آفت کفران در نعمت: زیرا هر موفقیتی را از منبع اصلی هستی می‌بیند و دچار غرور نمی‌شود.

• آفت یأس در سختی‌ها: زیرا می‌داند که این سختی نیز در مسیری هدایت شده قرار دارد و پایان آن، اگر با صبر همراه باشد، خیری عظیم خواهد بود.

قضا و قدر، انگیزه‌ی تلاش را از بین نمی‌برد، بلکه آن را از «وابستگی به نتیجه» جدا می‌کند و به «کیفیت عمل» متصل می‌سازد. انسان موظف است تمام توان خود را صرف کند (انجام وظیفه و تلاش) و سپس نتیجه را به خداوند بسپارد (توکل). این همانند یک ورزشکار است که با تمام توان تمرین می‌کند، اما نتیجه‌ی مسابقه را به عوامل بی‌شمار بیرونی واگذار می‌کند. این رویکرد، تلاش را از حالت استرس‌زا خارج کرده و به یک عبادت تبدیل می‌کند.پذیرش آگاهانه قضا و قدر، یعنی درک اینکه ما در یک دنیای بی‌نظم رها نشده‌ایم؛ بلکه در جهانی تحت مدیریت کامل، هوشمند و خیرخواهانه زندگی می‌کنیم. این باور، به جای سست کردن پایه‌های اراده، به آن معنا و جهت می‌بخشد.

قضا و قدر، ما را دعوت می‌کند که بهترینِ خودمان باشیم، مسئولیت انتخاب‌هایمان را بپذیریم، و در عین حال، با قلبی آرام، نتیجه‌ی نهایی کارها را به صاحب اصلی کار بسپاریم. این تعادل میان تلاش مستمر (اختیار) و تسلیم آگاهانه (توکل)، همان فلسفه‌ی غنی است که انسان را به سوی زیستنی پرمعنا، مسئولیت‌پذیر و به دور از اضطراب‌های بی‌پایان هدایت می‌کند. این دیدگاه، باور به آینده‌ای روشن را در پرتو نظم لایتغیر الهی ممکن می‌سازد.

انسانسلامت روانقضا و قدر
۴
۰
Radman Parastash
Radman Parastash
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید